مشاهده RSS Feed

baran75

  1. شمارشو پاک میکنی ؛ که فراموشش کنی

    شمارشو پاک میکنی ؛ که فراموشش کنی ....
    اما ... قسمت ناراحت کننده ش اینجاس که :

    شمــــارش رو هنــــوز از حِـــفــظــی . . .
    خیلی درد آوره خیلی ....که التماسش کنی قسمش بدی که خطشو دور بندازه -بشکونه یا واسه همیشه قطع کنه ( اونم یه خط ایرانسلی کم ارزشو) و اون لج کنه و توناخواسته هرروزکه بیادش میفتی وسوسه بشی به شماره ای که حتی وقت احتضار مرگ هم از یادت نمیره و تکرارش خواهی کرد زنگ بزنی و اون جواب نده و روزی صدبار غرورت بشکنه.
    خیلی سخته بهش پیشنهاد بدی براش ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  2. چنتا عکس تیکه دار

    خانوادگی!
    این چیزیه که بهش میگن "ناراحتی"این چیزیه که بهش میگن "تاسف"این چیزیه که بهش میگن "غلط املایی"این چیزیه که بهش میگن "ناشنوا"
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  3. تفاوت اردوی دخترا با پسرا!!!!!!!!!!

    مدرسه دخترونه:
    ناظم : دخترا آخر هفته قراره بریم اردو!
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    بچه ها : وای اخ جووووووووووووووون اردو
    بچه ها من چیپس میارم با کلوچه و پاستیل
    ساناز جون تو هم دوربین بیار عکس بندازیم اونجا
    ...
    مدرسه پسرونه:
    ناظم : بچه ها آخر هفته میریم اردو
    بچه ها :
    اقا هر کی طلبه ویسکیه همین الان دنگش رو بده!
    ممد قلیون که به راهه!؟
    اکبر تو هم با خودت سیخ بیار یه جوجه کباب ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  4. ورژن جدید خونه ی مادر بزگه

    خونه ی مادر بزرگه الان آپارتمانه
    خونه ی مادر بزرگه استخر و لابی داره
    خونه ی مادر بزرگه wifi ی مفتی داره
    خونه ی مادر بزرگه دیش و LNB داره
    کنار خونه ی اون همیشه پارتی برپاست/
    پارتیهای محله پر شور و شوق و غوغاست
    مادر بزرگه الان مازراتی سواره/
    رنگ موهاشم هر روز جور ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  5. بیا یه خورده بخند

    تا حالا دقت کرده بودین تام و جری تمام مدت لخت بودن، اما وقتی میرفتن لب ساحل شلوارک پاشون میکردن؟......................از بابای فرشاد می پرسن شما چند تا بچه دارین؟

    باباش : دوتا.

    - ولی تو شناسنامه که نوشته سه تا!

    فرشاد رو میگی؟دکور خونست.

    فقط وقتهایی که اینترنت قطع
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  6. گفتو گوی دوتا گاو با دوتا گوسفند؟!؟!؟!؟! !

    گاو دومی : ماااااااااا؟
    گاو اولی : مااااا مااااا
    گوسفند وارد ماجرا میشه : بــــه!
    گاو اولی : مااااا
    گوسفند دومی : بـــه!
    گوسفند اولی : به به!
    کوسفند : به بببـه !
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    .
    نه واقعا نشستی این گفت و گو رو تا آخر خوندی؟
    الانم دنبال بقیه ماجرا هستی؟
    آخه چرا؟ چه فکری کردی؟؟؟؟؟؟؟
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  7. حتما بخونش

    خدا به فرشته ها شعور داد ، بدون شهوت ؛

    به حیوان ها شهوت داد ، بدون شعور ...

    و به انسان هر دو را !

    انسانی که شعورش بر شهوتش غلبه کند ؛ از فرشته ها بالاتر است
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  8. داستان خنده دار

    مادر مسعود برای دیدن پسرش مسعود به محل دیدن او یعنی لندن آمده بود.
    او در آنجا متوجه شد که پسرش با یک هم اتاقی دختر به نام ویکی زندگی می کند.
    کاری از دست خانم حمیدی برنمی آمد و از طرفی هم اتاقی مسعود هم خیلی
    خوشگل بود. و به رابطه ی میان آن دو ظنین شده بود و این موضوع باعث کنجکاوی
    بیشتر او می شد. مسعود که فکر مادرش را خوانده بود گفت : من میدانم که شما
    چه فکری می کنید ، اما من به شما اطمینان می دهم که من و ویکی فقط هم اتاقی
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
صفحه 1 از 9 1234567 ... آخرینآخرین