نظرات وبلاگ

    نقل قول نوشته اصلی توسط h92
    نطفه تمام سمفونی ها در نگاه تو بسته می شوند

    آن زمان که به صرافت نوشتن ملودی عشقت می افتم..

    آنقدر "دو"ر ِ تو می گردم تا ایمان بیاوری به

    "ر"سالت عشقی که روی شانه های خیالم سنگینی می کنند..

    "می"خوانم تو را در گام ماژور.. یک اُکتاو بالاتر از هفت نت خیال

    می خوانم تو را با صدای سوپرانو تا تمام "فا"صله ها از

    ادا کردن نت به نت عشقت کر، شوند...

    در تصوف نگاهت، به "سُلـ"ـوک می رسم.. تا

    "لا" جرعه بالا بروم.. از دیوار یقین دوست داشتن تو.. تا

    رسیدن به ارتفاع "سیـــ"ــنه هایت

    ...

    دوباره ریتم می گیرم روی نگاه موزیکال تو..

    موزون می شوم از غِنای صدایت.. و

    ارتعاش خنده هایت، همان حس سیالی است که

    در عمق جانم جریان دارد..

    ملودی ِ بودن تو اگر نباشد
    حرف زندگی در سر هیچ سازی نمی رود..

    سلامتی همه ی حرفایی که نه نمیشه اس ام اس کرد نه تو چت تایپ کرد نه میشه پای تلفن گفت......
    حرفایی که فقط مال وقتیه که تورو در آغوش دارم.....
    نقل قول نوشته اصلی توسط Maks4
    عالی بووووووووووود
    قابلی نداشت
    نقل قول نوشته اصلی توسط نازنین زهرا
    خیلی پر معنا و قشنگ بود



    ممنونم از شما
    خیلی پر معنا و قشنگ بود



    عالی بووووووووووود
    آپدیت شده سه شنبه ۱۶ مهر ۹۲ در ۲۲:۴۲ توسط [ARG:5 UNDEFINED] (دوست داشتم .......)
    نطفه تمام سمفونی ها در نگاه تو بسته می شوند

    آن زمان که به صرافت نوشتن ملودی عشقت می افتم..

    آنقدر "دو"ر ِ تو می گردم تا ایمان بیاوری به

    "ر"سالت عشقی که روی شانه های خیالم سنگینی می کنند..

    "می"خوانم تو را در گام ماژور.. یک اُکتاو بالاتر از هفت نت خیال

    می خوانم تو را با صدای سوپرانو تا تمام "فا"صله ها از

    ادا کردن نت به نت عشقت کر، شوند...

    در تصوف نگاهت، به "سُلـ"ـوک می رسم.. تا

    "لا" جرعه بالا بروم.. از دیوار یقین دوست داشتن تو.. تا

    رسیدن به ارتفاع "سیـــ"ــنه هایت

    ...

    دوباره ریتم می گیرم روی نگاه موزیکال تو..

    موزون می شوم از غِنای صدایت.. و

    ارتعاش خنده هایت، همان حس سیالی است که

    در عمق جانم جریان دارد..

    ملودی ِ بودن تو اگر نباشد
    حرف زندگی در سر هیچ سازی نمی رود..
    شب هم آهنگی لب ها می لرزند. شب می تپد. جنگل نفس می کشد.
    پروای چه داری ، مرا در شب بازوانت سفر ده
    انگشتان شبانه ات را می فشارم ، و باد شقایق دوردست را پر پر می کند
    به سقف جنگل می نگری: ستارگان درخیسی چشمانت می دوند
    بی اشک چشمان تو ناتمام است ، و نمناکی جنگل نارساست
    خواهش میکنم داداشای گلم .........تهمینه جان خودم هنوز بهش یقین پیدا نکردم
    لایک
    لایک
    داداشی قشنگ بود ........................
    ميشه نوشته هاموبذارم نظربدي؟
    قشنگ بود
    قشنگ بود ممنون از متن زیبات
    احسنت ب ھمتون عزیزان من.‏‎
    قشنگ بود داداشی
صفحه 1 از 6 123456 آخرینآخرین