مشاهده RSS Feed

.:::: سمفونی استفراغ ::::.

سمفونی ها...

به این مطلب امتیاز بدهید
نطفه تمام سمفونی ها در نگاه تو بسته می شوند

آن زمان که به صرافت نوشتن ملودی عشقت می افتم..

آنقدر "دو"ر ِ تو می گردم تا ایمان بیاوری به

"ر"سالت عشقی که روی شانه های خیالم سنگینی می کنند..

"می"خوانم تو را در گام ماژور.. یک اُکتاو بالاتر از هفت نت خیال

می خوانم تو را با صدای سوپرانو تا تمام "فا"صله ها از

ادا کردن نت به نت عشقت کر، شوند...

در تصوف نگاهت، به "سُلـ"ـوک می رسم.. تا

"لا" جرعه بالا بروم.. از دیوار یقین دوست داشتن تو.. تا

رسیدن به ارتفاع "سیـــ"ــنه هایت

...

دوباره ریتم می گیرم روی نگاه موزیکال تو..

موزون می شوم از غِنای صدایت.. و

ارتعاش خنده هایت، همان حس سیالی است که

در عمق جانم جریان دارد..

ملودی ِ بودن تو اگر نباشد
حرف زندگی در سر هیچ سازی نمی رود..

نظرات