کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: نقش رجب :

  1. #1
    مدیر کل سایت

    آخرین بازدید
    شنبه ۰۸ اردیبهشت ۹۷ [ ۱۷:۱۶]
    محل سکونت
    من همان خاکم که هستم.
    نوشته ها
    2,502
    امتیاز
    106,558
    سطح
    1
    Points: 106,558, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Created Album picturesCreated Blog entryTagger First ClassThree FriendsOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    27
    سپاس ها
    2,982
    سپاس شده 2,503 در 1,241 پست
    حالت من
    Khejalati

    Gadid نقش رجب :

    نقش رجب :


    با مرگ اسکندر در «بابل» به سال 323 پ.م. سرزمینهای اشغالی او میان سه سردارش تقسیم شد وایران به «سلوکوس» رسید.
    طایفه «اشکانیان» از شمال شرقی ایران سرازیر شدند و بساط «سلوکید»ها را برچیدند. اولین شاه «اشکانیان»، «میترادات»( 138-170 پ.م. )بود که بر قسمت عمده سرزمینی که قبلاً از آن هخامنشی بود دست یافت.
    «اشکانیان» سواران چیره دستی بودند. اول به دشمن حمله می کردند، ناگهان برگشته در حالی که وانمد به فرار می کردند، تیرهای کارسازی به سوی دشمن در تعقیب رها می کردند. در سال 53 پ. م یعنی فقط دو سال پس از اینکه قیصر روم جزایر بریتانیا را تسخیر کرد، تمامی لسگر چهل هزار نفری رومی، از جمله سردار آن کراسوس(Carrhae) در جنگ "“Carrhaeدر شمال بین النهرین، به دست اشکانیان به کلی منهدم شد. مارک آنتونی(Marc Antony) مشهور هم در گسترش به سوی شرق از طرف "اشکانیان" متحمل شکستهای سنگینی شد.
    «اشکانیان» ستایشگر «هخامنشیان» و پیرو دین زرتشت بودند. سازمان کشوری آنان به صورت یک نوع فئودالیسم یا ملوک الطوایفی از همبستگی سستی برخوردار بود. اگرچه کاخهای بزرگی از خود به یادگار نگذاشتند، اما مبتکر پیشرفت تازه ای در هنر معماری به نام گوش گنبد بودند. این اختراع برای اولین بار اجازه می داد گنبد گردی بر اضلاع راست یک اتاق چارگوش استوار شود. این اختراع را «ساسانیان» در قصر فیروزآباد به کار بردند که سقف گنبدی آن تا امروز پابرجاست.
    در زمان «سلوکید»ها قوم کوچک گمنام دیگر ایرانی در فارس حکومت می کرد. این قوم پس از اینکه «اشکانیان» در اثر جنگهای پی در پی با رومیها ضعیف شده بودند، قیام کرد و جانشین آنان شد.
    ریشه خاندان سلسله «ساسانیان» روشن نیست. به روایتی یکی از رجال محلی است به نام «ساسان» نگهبان پرستشگاه «آناهیتا» اما در اصل از دودمان «هخامنشی» که راز خود را از فرمانروای آن ناحیه به نام «پاپک» پنهان داشته بود. در افسانه آمده است که «پاپک» در خواب می بیند که پسر «ساسان» فرمانروای جهان می*شود، از این رو دختر خود را به ازدواج «ساسان» در می آورد. حاصل این ازدواج «اردشیر اول» است که از تاریخ 220 ب. م. به بعد این سردار بزرگ ایرانی و پسرش «شاپور اول» شاهنشاهی نیرومند و پهناوری برپا می*کنند. اگر در افسانه آغاز سلسله «ساسانیان» و «هخامشی» ها شبیه هم است و اگر در عالم تخیل «اردشیر» و «شاپور» با «کورش» و «داریوش» قابل مقایسه اند، در واقعیت شباهت زیادی بین این دو سلسله وجود دارد. «ساسانیان» دین زرتشت را رسماً دین دولت اعلام داشتند، تقویم «هخامنشی» را گرفته جشن نوروز را ادامه دادند، و برخی از شاهان «ساسانی» لبه تاج خود را به شکل کنگره های پلکان «تخت جمشید» آراستند. اما گویاترین تقارن فکری این دو سلسله باستانی ایرانی، استفاده «ساسانیان» از محل آرامگاههای «هخامنشی» ها در «نقش رستم» است.
    بر خلاف «اشکانیان» «ساسانیان» یک حکومت کاملاً مرکزی داشتند. هر یک از شاهان «ساسانی» برای خود «آتشی» داشت که با آغاز دوران شاهی او فروخته می شد. پایتخت آنان «تیسفون» در نزدیکی «بابل» بود ، اما کاخ مجللی هم در «فیروزآباد» در 150کیلومتری جنوب شرقی شیراز داشتند که گنبدهای آن هنوز پابرجاست. مانده های یک شهر مهم دیگر به نام «بیشاپور» در نزدیکی کازرون در راه به خلیج فارس دیده می شود.
    در زمان ساسانیان برنامه های گسترده آبیاری احداث شد و کنترل جاده ابریشم از چین به اروپا در دست ایرانیان بود. بازی شطرنج در زمان انوشیروان( 579-531 )ب .م به همت وزیرش «برزویه» وارد ایران شد. در دوران «شاپور اول» به «نستوریها»ی مسیحی که از سوی کلیسای قسطنطنیه تکفیر و مطرود شناخته شده بودند، پناهندگی سیاسی داده شد که در سایه آن توانستند در گندی شاپور نزدیکی اهواز امروز زندگی کنند. این شاخه از مسیحیان کتابهای یونانیان را به زبان پارسی میانه یا «پهلوی» برگرداندند که بعدها به زبان عربی ترجمه شد و از این راه خدمت با ارزشی به بشریت کردند.
    زبان ساسانی ساده تر از زبان «هخامنشی» بود. خط زبان «پهلوی» الفبایی بود، اما خواندن آن بسیار مشکل بود. مذهب برای «ساسانیان» ارزش بسیار پیدا کرد و «میترا» و «آناهیتا» در ردیف «زرتشت» قرار گرفتند. عدم بردباری در برابر کشیش های دیگر به سرکوبی «مزدکی» ها و «مانوی» ها منجر شد. شاید این امر و همچنین تهدید دایم عشایر و از همه مهمتر فاصله بسیار زیاد بین مراکز کشور ، توأم با دسیسه های درباری، زمینه را برای شکست کاملی به دست مسلمانان عرب در اواخر قرن هفتم میلادی فراهم کرد.
    پس از بازدید از نقش رستم و برگشت به جاده اصلی، در سمت شمالی رحمت کوه مجموعه ای از آثار «ساسانیان» وجود دارد که «نقش رجب» نام دارد، اما معلوم نیست «رجب »که بوده است.
    فضای بازي به صورت نیم دایره در دامنه کوه رحمت وجود دارد که در وسط آن روی سه سنگ بزرگ سه نقش برجسته «ساسانی» در شعاع کمتر از 30 متر کنده شده است.
    این سه نقش برجسته از اهمیت تاریخی برخوردارند که ایجاب می کند هر کدام جداگانه شرح داده شوند. گرچه کم و بیش آسیب دیده اند، هر سه کاملاً شناسایی شده و متعلق به «اردشیر» و «شاپور اول» است.

    منبع:
    persepolis.ir
    ویرایش توسط دنیای خاموش من : یکشنبه ۰۸ اردیبهشت ۹۲ در ساعت ۱۷:۲۷



    ..*
    روی لینک تاپیک های زیر کلیک و حتما مطالعه کنید *..


    "اطلاعيه و اخبار انجمنها"قوانین انجمن"

    Hidden Content



    برای جلوگیری از بی نظمی در تاپیک ها لطفا فقط از دکمه سپاس استفاده کنید

    هنگام زدن تاپیک دقت کنید تاپیک تکراری نباشد



  2. #2
    مدیر کل سایت

    آخرین بازدید
    شنبه ۰۸ اردیبهشت ۹۷ [ ۱۷:۱۶]
    محل سکونت
    من همان خاکم که هستم.
    نوشته ها
    2,502
    امتیاز
    106,558
    سطح
    1
    Points: 106,558, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Created Album picturesCreated Blog entryTagger First ClassThree FriendsOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    27
    سپاس ها
    2,982
    سپاس شده 2,503 در 1,241 پست
    حالت من
    Khejalati
    نقش اول تاجگذاري اردشير




    سنگ نقش*دار دوم، سمت راست نقش اولي دارد. تماشا كننده زود متوجه مي*شود كه اين نقش تكرار نمايش تاجگذاري يا به شاهي رسيدن «اردشير اول» است كه در «نقش*رستم» ملاحظه شد. در حالي كه در «نقش*رستم»، شاه و مظهر «خدا» بر اسب سوارند، اينجا هر دو پياده هستند.
    «اهورمزدا» نشان خدايي يا «بارسم» به دست گرفته و حلقه صدارت يا «سيداريس» را كه نوار «ديادم» از آن آويزان است به «اردشير اول» مي*سپارد.
    شاه با دست چپ سلام مي*دهد. از دو مردي كه پشت شاه ايستاده*اند، يكي ريش ندارد و كلاه «فريژي» با نشان ويژه به سر دارد، در حالي كه مگس*پران بالاي سر شاه نگه داشته است. او بدون ترديد يك پيشخدمت است. فرد ديگر پير مردي است كه انتهاي ريشش پهن است و «ديادم» ندارد و از خاندان شاهي نيست. اين مرد با دست راستش سلام «ساساني» مي*دهد، در حالي كه دست چپش، همان طور كه تشريفات درباري ايجاب مي*كرد، در آستينش پنهان است.
    «اردشير» يك پيراهن تا زانو پوشيده است و دور گردن اشياي گرد بسته است. اينجا انتهاي ريشش پهن است و موي سرش، برخلاف موي پرپشت «شاپور»، كوتاه است. كلاه مشخص اين شاه كره «كوريمبوس» را نگه داشته است. شماي دو فرد كوچكتر در جلو انچنان صدمه ديده است كه نمي*توان آنها را شناسايي كرد. ممكن است فرد سمت چپ «هرمز اول» نوه «اردشير اول» باشد. هويت ديگري كه يك چماق در دست گرفته معلوم نيست در سمت چپ صحنه، بالا تنه فردي ديده مي*شود كه با انگشت در بالا به نوشته*اي به زبان پهلوي اشاره مي*كند؛ اما بحث انگيزترين قسمت تمامي نقش، دو نفري هستند كه در سمت راست «اهورمزدا» ايستاده*اند و با يك تير باريك زير سقف چادر از او جدا شده*اند. اين دو نفر پشتشان به صحنه اصلي است، كه شايد منظور اين بوده است كه تصور شود آنها خارج از صحنه اصلي هستند.
    .
    نقش اول تاجگذاري اردشير




    سنگ نقش*دار دوم، سمت راست نقش اولي دارد. تماشا كننده زود متوجه مي*شود كه اين نقش تكرار نمايش تاجگذاري يا به شاهي رسيدن «اردشير اول» است كه در «نقش*رستم» ملاحظه شد. در حالي كه در «نقش*رستم»، شاه و مظهر «خدا» بر اسب سوارند، اينجا هر دو پياده هستند.
    «اهورمزدا» نشان خدايي يا «بارسم» به دست گرفته و حلقه صدارت يا «سيداريس» را كه نوار «ديادم» از آن آويزان است به «اردشير اول» مي*سپارد.
    شاه با دست چپ سلام مي*دهد. از دو مردي كه پشت شاه ايستاده*اند، يكي ريش ندارد و كلاه «فريژي» با نشان ويژه به سر دارد، در حالي كه مگس*پران بالاي سر شاه نگه داشته است. او بدون ترديد يك پيشخدمت است. فرد ديگر پير مردي است كه انتهاي ريشش پهن است و «ديادم» ندارد و از خاندان شاهي نيست. اين مرد با دست راستش سلام «ساساني» مي*دهد، در حالي كه دست چپش، همان طور كه تشريفات درباري ايجاب مي*كرد، در آستينش پنهان است.
    «اردشير» يك پيراهن تا زانو پوشيده است و دور گردن اشياي گرد بسته است. اينجا انتهاي ريشش پهن است و موي سرش، برخلاف موي پرپشت «شاپور»، كوتاه است. كلاه مشخص اين شاه كره «كوريمبوس» را نگه داشته است. شماي دو فرد كوچكتر در جلو انچنان صدمه ديده است كه نمي*توان آنها را شناسايي كرد. ممكن است فرد سمت چپ «هرمز اول» نوه «اردشير اول» باشد. هويت ديگري كه يك چماق در دست گرفته معلوم نيست در سمت چپ صحنه، بالا تنه فردي ديده مي*شود كه با انگشت در بالا به نوشته*اي به زبان پهلوي اشاره مي*كند؛ اما بحث انگيزترين قسمت تمامي نقش، دو نفري هستند كه در سمت راست «اهورمزدا» ايستاده*اند و با يك تير باريك زير سقف چادر از او جدا شده*اند. اين دو نفر پشتشان به صحنه اصلي است، كه شايد منظور اين بوده است كه تصور شود آنها خارج از صحنه اصلي هستند.
    .

    نقش سوم تاجگذاری شاپور


    نقش سوم در سمت راست تا اندازه ای در پشت صخره پنهان شده است. این هم متعلق به «شاپور» است که مراسم تاجگذاری یا به شاه رسیدن او را نشان می دهد. اینجا هم شخص شاه و هم مظهر«خدا» بر اسب سوارند، اما بر خلاف نقشهای مشابه، مظهر «خدا» در سمت چپ و شاه در سمت راست قرار گرفته اند.
    آسیب فراوان به بدنه و سر شاه رسیده است که شناسایی دقیق او را مشکل ساخته است، اما جزئیات معماری و به خصوص اسب شاه می رساند که او به احتمال زیاد «شاپور اول» است. اینجا وزش باد روپوش و «دیادم» دو نفر را به دو جهت مخالف رانده است.
    سنگتراشان در نمایش لباسهای نرم و گرانمایه قدری موفقتر بودند.
    بدون تردبد نقش برجسته میانی که «اردشیر اول» را نشان می دهد، قبل از نقش سمت راست یعنی تاجگذاری پسرش «شاپور اول» انجام گرفته است و نقش سمت چپ که «شاپور» و خاندان او را نشان می دهد آخر از همه تمام شده بود.
    وجود این سه نقش «ساسانی» در این مکان نباید موجب تعجب شود. پادشاهان هخامنشی مراسم تاجگذاری خود را در پاسارگاد در نزدیکی آرامگاه «کورش کبیر» برگذار می گردند. بعید نیست که «ساسانیان» نیز به به پیروی از «هخامنشی» ها، مراسم تاجگذاری خود را به همان مجللی و نزدیک زادگاه خود که بعداً شهر «استخر» آنجا بنا شد برگزار می کردند.




    منبع:
    persepolis.ir



    ..*
    روی لینک تاپیک های زیر کلیک و حتما مطالعه کنید *..


    "اطلاعيه و اخبار انجمنها"قوانین انجمن"

    Hidden Content



    برای جلوگیری از بی نظمی در تاپیک ها لطفا فقط از دکمه سپاس استفاده کنید

    هنگام زدن تاپیک دقت کنید تاپیک تکراری نباشد



  3. #3
    مدیر کل سایت

    آخرین بازدید
    شنبه ۰۸ اردیبهشت ۹۷ [ ۱۷:۱۶]
    محل سکونت
    من همان خاکم که هستم.
    نوشته ها
    2,502
    امتیاز
    106,558
    سطح
    1
    Points: 106,558, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Created Album picturesCreated Blog entryTagger First ClassThree FriendsOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    27
    سپاس ها
    2,982
    سپاس شده 2,503 در 1,241 پست
    حالت من
    Khejalati
    نقش نبشته دار کرتیر




    در پشت سر شاپور، تکه ای از کوه را تراشیده اند و با نقش نیم تنه کرتیرف موبدان موبد دوره بهرام دوم، آراسته اند. کرتیر بی ریش و رو به راست نموده شده، و کلاه بلند نیم استوانه ایش دارای علامتی مانند قیچی است که از نقوش دیگر وی(در نقش رجب، در نقش بهرام و درباریانش، و در نقش بهرام سرمشهد و غیره) شناخته است. وی انگشت سبابه دست راست را به نشانه ستایش به سوی شاهنشاه شاپور دراز کرده است و حالت احترام به خود گرفته. گردنش با گردنبندی حلقه حلقه ای اراسته شده، و نیم تنه پوشیده است و دو سر ردایش با سگکی حلقه دار در جلو سینه به هم وصل می باشد.

    در پایین تنه کرتیر، کتیبه ای به فارسی میانه کنده اند که بسیار گزند دیده است، اما گویا در آغاز آن، از اردشیر نام رفته( و به همین جهت می پندارند که کار وی در دربار از زمان اردشیر اغاز گشته است). این نوشته 48 سطر دارد، و مضمون آن تقریباً همان است که در 16 سطر اول کتیبه منقور بر دیوار((بن خانه(کعبه زرتشت)،)) یافت می شود.
    تاریخ کندن این نقش و نبشته به تعهده بهرام دوم می افتد، و به حدود 280 میلادی تخمین زده
    می شود.

    نبشته کرتیر بر دیوار ((بن خانه(کعبه زرتشت) ))

    کرتیر، موبدان موبدان ایران در زمان بهرام دوم، کسی است که مانی را به سوی مرگ روانه کرد، و پیش از چهل سال، حاکم معنوی ایرانشهر بود. در زمان اردشیر وی یکی از درباریان کوچک مقام به شمار می رفت، و در زمان شاهپور یکم((موبد)) شد، و کارهای دینی بسیار بر عهده گرفت و در لشکرکشیهای شاپور وی را همراهی کرد و در هر جایی که ایرانیان گشودند، بتخانه ها را بر انداخت و آتشها بر نشاند و آتشکده ها برآورد. در زمان هرمز فرزند شاپور، پایه کرتیر بلندتر شد و به دریافت نشانهای تاج و کمر سرفراز گردید، و ((موبدان موبد)) ایران لقب گرفت. چون بهرام یکم به پادشاهی رسید، بر مقام و قدرت کرتیر افزود و او را ((موبدان موبد اهومزدا)) لقب دادسپس بهرام دوم به تخت نشست و مقام کرتیر روز به روز فزونی گرفت، و چنان شد که به وی لقب(( موبدان موبد اهورامزدا و نجات دهنده روح بهرام )) بخشیدند. کرتیر را بنیانگذار و سازمان دهنده دین رسمی مزدایی ساسانی دانسته اند، و در باب وی بسیار نوشته اند. جای تعجب است که وی در نوشته های دینی و ملی ایران ساسانی( که توسط مترجمان اوایل اسلام به ما رسیده) یاد نشده است. به هر حال وی دستور داد کتیبه ای در 19 سطر در زیر متن پهلوی اشکانی کتیبه شاپور بر دیوار شرقی((بن خانه (کعبه زرتشت) )) بنگارند، و شرح حال خود را درآن بازگفت. تاریخ نبشتن این کتیبه به اوایل پادشاهی بهرام دوم یعنی حدود 280 میلادی، می افتد.

    منبع persepolis.ir





    ویرایش توسط دنیای خاموش من : یکشنبه ۰۸ اردیبهشت ۹۲ در ساعت ۱۸:۰۳



    ..*
    روی لینک تاپیک های زیر کلیک و حتما مطالعه کنید *..


    "اطلاعيه و اخبار انجمنها"قوانین انجمن"

    Hidden Content



    برای جلوگیری از بی نظمی در تاپیک ها لطفا فقط از دکمه سپاس استفاده کنید

    هنگام زدن تاپیک دقت کنید تاپیک تکراری نباشد



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •