کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: دانلود رمان شهر آشوب

  1. #1
    مدیر بازنشسته

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۳۰ مهر ۹۴ [ ۰۹:۰۶]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,642
    امتیاز
    63,652
    سطح
    1
    Points: 63,652, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryCreated Album picturesRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    17
    سپاس ها
    33
    سپاس شده 1,817 در 975 پست

    دانلود رمان شهر آشوب

    رمان شهر آشوب


    دانلود رمان شهر آشوب اثر مریم جعفری




    بخشی از این رمان :


    با صدای بهم خوردندر کوچه، بچه ها مثل بره های
    سرگردان هر یک به سویی رفتند، حتی مهران کهکوچکترین عضو خانواده محسوب می شد!
    انگار این بچه هم به رغم سن و سالاندکشکاملا متوجه ی مقرارتی که بمحض ورود پدر بر
    خانه حاکم می شد بود. یک حکومتنظامی تمام عیار، درست همانطور که سرگرد می پسندید.
    بچه ها می بایست قبلاز آمدن او، که این اواخر دیرتر از سابق می آمد شامشان را
    میخوردند و طبققوانینی که پدر حاکم کرده بود و مادر مو به مو اجرا می کرد، به بستر
    میرفتند و چه اندوهی بود که حتی از محبت پدرانه ای که ولو در یک لبخند خشک وخالی هم
    خلاصه شده باشد بی بهره بودند پدرشان سرگرد محمد فرخزاد یک نظامیبه تمام معنا بود.
    یک سرباز سخت کوش، یک ارتشی فداکار و مستبد و یکوفادار به میهن تا آخرین قطره خون
    از نظر او حتی در کانون خانواده همفرزندانش تفاوتی با سربازان پادگان نداشتند.
    هرچه می گفت بایست بی چون وچرا اجرا می شد و در این راه هیچ استثنایی قایل نمی
    شدحتی برای ته تغاری خانه که یقینا بیش از بقیه به محبت پدرانه نیاز داشت. مهران
    تنها شش سالش بود اما قانون ورزش صبحگاهی به شیوه ی نظامی شامل اونیز می شد. بچه
    ها باید مثل سربازان پادگان صبح خیلی زود، زودتر از آنکهبه مدرسه بروند بستر نرم و
    گرم خود را با صدای محکم و خشن سرگرد ترکمیکردند و برای انجام نرمش صبحگاهی به
    حیاط نیمه روشن اما برگ خانه میرفتند



    لینک دانلود رمان شهر آشوب در پایین :





    shahr-ashob
    اشک در چشمان من طوفان غم دارد ولی
    خنده بر لب میزنم تا کس نداد راز من

  2. 2 کاربر از پست مفید niloofar سپاس کرده اند .

    Eastern girl (سه شنبه ۰۸ مرداد ۹۲),iran noor (جمعه ۲۱ تیر ۹۲)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •