کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: تاریخ بعد از جنگ اول/بمب اتم

  1. #1
    مدیر سایت

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵ [ ۱۱:۴۸]
    محل سکونت
    Faye Alsmavat and earth
    نوشته ها
    2,286
    امتیاز
    86,338
    سطح
    1
    Points: 86,338, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryTagger First ClassYour first GroupThree FriendsCreated Album pictures
    نوشته های وبلاگ
    1126
    سپاس ها
    487
    سپاس شده 2,941 در 1,277 پست
    حالت من
    Shad

    Icon16 تاریخ بعد از جنگ اول/بمب اتم

    مارگارت گووینگ (1)، مورّخ انگلیسی، خاطرنشان کرده است که تحول دانش هسته ای از تقارن مقدّر میان کشف شکافت و، چند ماه بعد، شروع جنگ جهانی دوم، متأثر بوده است. اگر شکافت و امکان واکنش زنجیره ای در یک دوره ی صلح آمیز کشف شده بود، پیش از آنکه بمب اتمی ساخته شود، ایجاد نیروگاههای هسته ای به نتیجه ی مطلوب می رسید، و در آن صورت، افکار عمومی به شکل دیگری واکنش می کرد.
    عده ی کثیری از دانشمندان بزرگی که با تحقیقاتشان در رهاسازی انرژی هسته ای و در بهره برداری از فرایند واکنش زنجیره ای سهیم بوده اند، مسائل وجدانی را پیش خود مطرح کرده اند و از بابت استفاده هایی که از نتایج کارشان شده است، دلمشغولیهایی داشته اند. پس از بمب، مذاکرات برای رسیدن به موافقتهای بین المللی خلع سلاح در نظرشان حائز اولویتهای مطلق بود. نیلس بور، لئوزیلارد، آلبرت اینشتین و رابرت اُپنهایمر سرسختانه در برابر تولید و توسعه ی بمب هیدروژنی قدعلم کرده بودند. فردریک ژولیو که بیانیه ی استکهلم را به گوش جهانیان رسانید، در هر فرصتی تأکید می کرد که جنگ هسته ای می تواند بشریت و تمدن را نابود کند. آندره ساخاروف (2) که در توسعه ی بمب هیدروژنی شوروی سهم مهمی داشته است، در کشورش، مبارزه ای برای دفاع از حقوق بشر را آغاز کرد. جا دارد خاطرنشان کنیم که بسیاری از این دانشمندان با حکومتهای کشورشان درگیریهای گاهی خیلی جدّی داشته اند، مثل اپنهایمر در ایالات متحده ی امریکا، ژولیو در فرانسه، ساخاروف در اتحاد جماهیر شوروی، هرچند که انگیزه ها و پرده ی متن درگیریها از کشوری به کشور دیگر متفاوت بوده است.
    معمولاً متخصصان یک رشته ی علمی با همکاران خارجیشان بیشتر ارتباط دارند تا با هموطنانشان که در رشته های متفاوتی فعالیت می کنند. اپنهایمر آن را یکی از نشانه های تمدن ما می دانست. این قوه ی تفاهم متقابل می تواند به پیشبرد در تحقیق راه حلها کمک کند.
    فاجعه چرنوبیل (3) در 1986، اثرات زیانبخش نشست رادیواکتیو را نشان داد. فی الواقع، این اثرات در مقیاس بین المللی مطرحند؛ آن چه که بر وابستگی متقابل ملتها در دنیای امروز تأکید دارد.
    کوششهایی که برای خلع سلاح به عمل می آیند، البته یکشبه به نتیجه نخواهند رسید. در این عرصه، وضعیت را نمی توان با وضعیت دو شطرنج باز در برابر هم مقایسه کرد، که بازی را با مهره های یکسان و هر یک با شناختی کلی از شیوه ی بازی طرف مقابل آغاز می کند؛ چنین وضعیتی در مقیاس کشورها و قاره ها مصداق ندارد، زیرا اوضاع جغرافیایی و اقتصادی آنها کاملاً متفاوت است، وسایل یکی برای دیگری کاملاً شناخته نیست و اطلاعات درباره ی کم و کیف این وسایل نیز گاهی از سوی دستگاههای امنیتی یا تبلیغاتی مخدوش شده و برحسب نیاز، کمتر یا بیشتر از آنچه که هست وانمود می شود. حتی گاهی، به اعتبار پاره ای شواهد، می توان تردید کرد که دولتها همیشه دیدی روشن و واقع بینانه از وسایل و منابع خودشان داشته باشند.
    ایزاک رابی، که پیشتر از فعالیتهای او در سال 1939 یاد کرده ایم، در 1985، پس از گوش دادن به سخنان بانوی تاریخدانی درباره ی دوره ای که خودش از معماران آن بوده است، چنین توضیح داد: «در گرماگرم جنگ، با به یادآوردن بمبارانهای شهرهای چین و قساوتی که ژاپنیها در حق مردم چین مرتکب شده بودند، ما به بمباران اتمی ژاپن اعتراض نکردیم. اما تدارک برنامه ی بمباران اتمی در زمان صلح، چیز وحشتناکی است. ما باید از به کار بردن سلاحهای هسته ای صرف نظر کنیم.»
    باری، ساختن این «دنیای باز» بر پایه ی اعتماد متقابل که نیلس بور آرزو می کرد، کار آسانی نیست.
    لئو زیلارد در پایان خاطراتش روایت می کند: «از من پرسیدند، آیا فکر می کنم که تراژدی دانشمند این است که با قدرت خود دانشهای ما را به پیش می برد تا بعداً، بشریت بتواند آنها را در مقاصد تخریبی به کار ببرد. پاسخ من این است، این تراژدی دانشمند نیست، بلکه تراژدی بشریت است.»
    در قرن شانزدهم، فرانسوا رابله (4)، نوشت: «علم بدون وجدان اخلاقی، تباهی روح است». این وجدان اخلاقی، تنها وجدان دانشمند نیست. البته دانشمندان نقش اساسی، از جمله در عرصه ی وجدان اخلاقی برعهده دارند. با این حال، این، دولتها هستند که مسئولیت نهایی و وسایل مقابله با آن را در اختیار دارند؛ اما افکار عمومیِ شهروندان همه ی کشورها می تواند نقش تعیین کننده ای در این میان ایفا کند.
    پی نوشت ها :
    1. Margaret Gowing.
    2. A. Sakharov.
    3. Tchernobyl.
    4. Francois Rablais.

    منبع: سرگذشت اتم، شماره 2034
    ♥ مخاطب ♥. . . !

    نوشته هایم را که می خوانی . . .

    نه لبخند بزن . . .

    نه اشک بریز . . .

    نه سخنی بگو . . .

    هیـــــــــچ . . .

    تنها
    سکــــــــــــــوت کن . . .سکوت !

    و بیاندیش در لابلای هر واژه

    چــه دردی نهفته است !!!
    -------------------------------------
    همیــشه تو دلــت میگفــتی:
    این مــگه باچــند نــفر دوســته که همیــــشه آنلایــنه؟
    یه جمــله همــیشه یادت باشــه:

    همیــشه آنلایــن تــرین ها تنــــهاترینــــند








  2. 4 کاربر از پست مفید DayaN سپاس کرده اند .

    مینا (چهارشنبه ۰۸ شهریور ۹۱),ابواسحاق(مختار) (یکشنبه ۰۵ آذر ۹۱)

  3. #2
    مدیر سایت

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵ [ ۱۱:۴۸]
    محل سکونت
    Faye Alsmavat and earth
    نوشته ها
    2,286
    امتیاز
    86,338
    سطح
    1
    Points: 86,338, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryTagger First ClassYour first GroupThree FriendsCreated Album pictures
    نوشته های وبلاگ
    1126
    سپاس ها
    487
    سپاس شده 2,941 در 1,277 پست
    حالت من
    Shad

    گسترش بمب اتم


    می شد تصور کرد که بعد از جنگ، امریکاییان، اسرار مربوط به بمب اتمی را افشا کنند. دیدیم چنین نشد. پس از خاتمه ی مخاصمات، ایالات متحده ی امریکا و انگلیس می خواستند اسرار ساختن بمب اتمی را به صورتی انحصاری در اختیار خود داشته باشند تا از آن به عنوان برگه ای اصلی در سیاست خارجی بعد از جنگ بهره برداری کنند. با وصف این، همان طور که زیلارد خاطرنشان کرده است، آنها به دور از اصلی رهنمون شده بودند: هیروشیما و ناگازاکی نشان داده بود که بمب اتمی واقعیت دارد و چندی بعد انتشار گزارش اسمیت با مقدمه ای از ژنرال گروز، مشخص می کرد که چه راههایی برای تحقق این سلاح پیموده شده و چه راههایی به نتیجه نرسیده است. دانشمندان به سهم خود فکر می کردند که سرّی نگاه داشتن، مانعی برای پیشرفت تحقیقات است. حتی درون «طرح مانهاتان»، جداربندی، مانع می شد که واحدهای تحقیقاتی از دستاوردهای یکدیگر بهره مند گردند، و دوباره کاریها کم نبود ــ سرّی نگاه داشتن، حتی به توسعه ی بعدی برنامه ی امریکاییان لطمه می زد.
    پس از جنگ، به رغم رازداری، برای یک فیزیکدان با تجربه ی اروپایی، یافتن فلان حلقه ی مفقوده در این فرایند، کار خیلی مشکلی نبود. مثلاً، یک استاد دانشگاه پاریس، برمبنای جدول ایزوتوپهای پایدار و رادیواکتیو، که متن محو عکسی از نیلس بور را، منتشر شده در یک مجله ی امریکایی را تشکیل می داد، موفق شده بود نسل چهارم عناصر «ماورای اورانیوم» رادیواکتیو، یعنی نپتونیوم را که هنوز سری مانده بود بازسازی و آن را در «پاله دو لا دِکوورت (1)» پاریس اثبات کند.
    به نظر می رسید ارتباط تنگاتنگی میان سلاحهای هسته ای و انرژی هسته ای غیرنظامی وجود دارد. از سویی، کمّ وکیفِ شناخت لازم برای اجرای هر دو برنامه یکی بود و، از سوی دیگر، رآکتورهای مولّد انرژی، ماده ی اولیّه (پلوتونیوم) برای ساختن بمبها را نیز تولید می کردند. بنابراین، سرّی نگاه داشتن، شامل اطلاعاتی هم می شد که برای توسعه ی نیروگاههای هسته ای لازم بودند.
    انگلیسیها از تحقیقاتی که در زمان جنگ انجام داده بودند و نیز از مبادله ی اطلاعات با ایالات متحده ی امریکا، که به موجب توافق کنفرانس کِبِک در 1943 مشمول مقررات سرّی بود، سود می جستند. آنان به موازات تأسیس یک پیل اتمی در 1945 در چالک ریور (2) در کانادا، رآکتورهایی هم در بریتانیای کبیر نخست در هاروِل (3)، سپس در 1947 در وینداسکال (4) ایجاد کردند.
    در فرانسه، بلافاصله پس از خاتمه ی جنگ، فردریک ژولیو که از سوی ژنرال دوگل به سمت کمیسر عالی در انرژی اتمی منصوب شده بود، ساختمان نخستین پیل اتمی فرانسه را در فوردوشاتیون (5) آغاز کرد. او بر تحقیقاتی که قبل از شکست1940 انجام شده بود و نیز بر تجربیاتی که برخی از دستیاران و همکارانش در انگلستان و کانادا کسب کرده بودند، متکی بود. کمیساریای انرژی اتمی فرانسه هشت تُن اورانیومی را که ف. ژلیو در 1939ــ1940 از شرکت معدنی کاتانگای علیا دریافت کرده بود، و در ژوئیه ی 1940 در اختفای کامل در یکی از تونلهای معدنی مراکش پنهان کرده بودند، در اختیار داشت. نخستین پیل اتمی فرانسه، زوئه (6)، در 1948 فعالیتش را آغاز کرد.
    حال ببینیم در روسیه ی شوروی چه می گذشته است. به محض آنکه اوتوهان و اشتراسمان در 1939 موفق به شکافت هسته ی اورانیوم شدند، فیزیکدانان روسی به پدیده ی شکافت و امکان واکنش زنجیره ای علاقه نشان دادند. اهل فن با محاسبات جی. ای. فرِنکل (7)، آ. ای. لیپونسکی (8)، ای. خاریتون (9)، و ای. بی. زلدوویچ (10) آشنا هستند. شماره ی ژوئیه ی 1940 فیزیکال ریویو در بخش نامه ها، متن تلگرامی را منتشر کرده است که در آن گئورگی فلروف (11) و ک. آ. پتریاک (12) از لنینگراد خبر کشف پدیده ی شکافت خودبه خود هسته ی اورانیوم ــ با «اثر تونل» ــ با نسبت احتمال خیلی ضعیف، بدون انرژی زایی نوترونهای شکافته شده را اعلام می کنند.
    در 1941 جنگ، تحقیقات را متوقف می کند. فلروف به جبهه اعزام می شود. در آوریل 1942، در ایام مرخصی به کتابخانه ی دانشگاه ورونژ (13) مراجعه می کند تا ببیند در این فاصله در امریکا چه چیزهای تازه ای درباره ی شکافت منتشر شده است. فیزیکال ریویو معتبرترین مجله ی امریکایی را ورق می زند و از اینکه هیچ مقاله ی تازه ای از ابتدای سال 1940 به بعد درباره ی شکافت با امضای فِرمی پیدا نمی کند، متعجب می شود. در طول سال 1941 جز یک یادداشت درباره ی موضوعی فرعی، هیچ مطلبی درباره ی شکافت منتشر نشده بود. این سکوت را فقط می شد به یک چیز تعبیر کرد: تحقیقات سرّی در ایالات متحده ی امریکا در دست اجراست. فِلِروف بلافاصله نامه ای به استالین می نویسد تا او را از جریان امر مطلع می کند؛ بدین عنوان که نبودن خبر خود می تواند خبری باشد.
    ما اسناد زیادی راجع به این دوره در اختیار نداریم، اما می دانیم که اجلاسی در سطح بالا تشکیل شده، تحقیقات مربوط به واکنش زنجیره ای به سرعت از 1942 زیر نظر ای. وی. کورچاتوف ازسرگرفته شده و از پایان جنگ تسریع گردیده است. نخستین پیل اتمی شوروی در دسامبر 1946 فعالیتش را آغاز می کند.
    می گویند که اتحاد جماهیر شوروی به اسرار اتمی امریکا دست یافته بود که توانست بمب اتمیش را خیلی سریع تر از آنچه که تصور می شد آزمایش کند. در دوره ی جنگ سرد برخی از امریکاییان فکر می کردند که تنها فعالیت جاسوسی به اتحاد جماهیر شوروی امکان داد که صاحب بمب اتمی بشود، در ابتدای دهه ی 1950، در گرماگرم پاکسازیهای مک کارتیسم (14)، زوج روزنبرگ (15) به اتهام دادن اسرار اتمی امریکا به شوروی، محاکمه، محکوم به مرگ و اعدام شدند، بدون آنکه جُرمشان هرگز به اثبات رسیده باشد.
    ترجمه متن تلگرام فلروف و پتریاک به فیزیکال ریویو که خبر کشف شکافت خودبه خود اورانیوم را اعلام می کند:
    با استفاده از اتاقکهای یونیدگی 15 صفحه ای تنظیم شده برای ردیابی محصولات شکافت اورانیوم، ما در هر ساعت، 6 «اندازه ی حرکت» مشاهده کردیم، که آنها را به شکافت خودبه خود اورانیوم نسبت می دهیم. یک سری آزمایشهای کنترل، هرگونه تبیین دیگر را منتفی می سازد. انرژی اندازه های حرکت و خواص جذب با انرژی و خواص فراورده های شکافت اورانیومی که با نوترونها بمباران شده است، همخوانی دارند. برای اورانیوم x و توریوم، اندازه ی حرکت نیافته ایم. برای اورانیوم، طول عمری میان (16)10 تا (17) 10 سال محاسبه کرده ایم.
    امضاء: فلروف از انستیتو فیزیکو تکنیک لنینگراد، پتریاک از انستیتو رادیوم لنینگراد (اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی (14 ژون 1940ــ تلگرافی.
    ترجمه ی خلاصه ی نامه ی گئورگی ن. فلروف به ژوزف و. استالین که در اخبار مسکو، شماره ی (2171) 16 مورخ 18 آوریل 1988 منتشر شده است.
    آوریل 1942، ژوزف ویساریونوویچ عزیز،
    ده ماه از آغاز این جنگ سپری شده است، و در این مدت من حال کسی را داشتم که سعی کند یک دیوار سنگی را با ضربه های سرش بشکافد.
    من در کجای کار اشتباه می کنم؟
    آیا من به «مسئله ی اورانیوم» بیش از آنچه که باید بها می دهم؟ ــ نه، درست نیست. تنها چیزی که طرحهای مربوط به اورانیوم را پرجاذبه می کند، چشم انداز نویدبخش آن در صورت موفقیت است. من باید از همان قدم اول، شرطی قائل شوم. شاید من زیاده روی می کنم ــ تحقیق علمی همیشه متضمن بهره ای از خطر است و، در مورد اورانیوم، این خطر از هرجای دیگر بیشتر است (...)
    اما لحظه ای خیال کنیم که همه چیز برای اورانیوم «رو به راه» است. البته، از آن، انقلابی در تکنیک به بار نخواهد آمد ــ این یقین از تحقیقات آخرین ماههای پیش از جنگ نتیجه می شود ــ اما در عوض، انقلابی واقعی در جنگ افزارها خواهیم داشت. وانگهی، این انقلاب بدون مشارکت ما، صورت خواهد گرفت، منحصراً به این سبب که اکنون، مثل گذشته در دنیای علم، عادت آقایی می کند.
    ژوزف ویساریونوویچ، آیا می دانید مهم ترین دلیلی که علیه اورانیوم اقامه شده چیست؟ «چه خوب می شد اگر موفق می شدیم این مسئله را حل کنیم. طبیعت بندرت خواهش انسان را اجابت می کند» (...)
    به نظرم برای حل مسئله لازم است از اشخاص نامبرده در زیر برای شرکت در کنفرانسی دعوت شود. آکادمیسینها، لوفه، فرسمان، واویلوف، خلوپین، کاپیتسا، از آکادمی علوم جمهوری سوسیالیستی اوکراین، آکادمیسین لیپونسکی، استادان دانشگاه، لانداو، علی خانوف، ارتسیموویچ، فرنکل، کورچاتوف، خاریتون، زلدوویچ و دکترها، میگدال و گورویچ، همچنین شایسته است که از ک. آ. پتریاک نیز برای شرکت در کنفرانس دعوت شود.
    استدعا می کنم برای گزارش من یک ساعت و نیم وقت منظور شود. خیلی به جا خواهد بود که شما، ژوزف ویساریونویچ، حتماً در کنفرانس حضور داشته باشید.(...)
    گرچه هیچ وقت هیچ کس در هیچ کجا نگفته است که ساختن بمب هسته ای غیرعملی است، با وصف این، همه در سرشان فرو کرده اند که این هدف از مقوله ی خیالات است.
    بدین لحاظ، مصرانه تقاضا دارم که نظر کتبی شرکت کنندگان کنفرانس آینده درباره ی واقعیت مسئله ی اورانیوم اخذ شود، پاسخ باید بتواند احتمال حل مسئله را تخمین بزند. از آن دسته از شرکت کنندگان که تبحرشان را برای دادن پاسخ کتبی کافی نمی دانند، این پرسش را می توان پس گرفت، اما نباید آنها را از شرکت در این کنفرانس معاف کرد.
    گ. ن. فلروف
    با وصف این، جای تردید نیست که اسرار «طرح مانهاتان» سر به مُهر نمانده و اطلاعاتی از آن به نفع اتحاد جماهیر شوروی درز کرده است. غالباً ازک. فوچس (16)، فیزیکدان آلمانی که به انگلستان پناهنده شده بود و بعداً در کارهای لوس آلاموس شرکت داشت، به عنوان عامل ارتباطی که از روی اعتقاد سیاسی عمل کرده است، نام برده می شود. با وجود این، نباید در اهمیت این اطلاعات برای برنامه ی اتمی شوروی غلوّ کرد.
    همان طور که نیلس بور و لئو زیلارد خاطرنشان کرده بودند، اتحاد جماهیر شوروی دانش و منابع لازم را که بتواند با تکیه بر امکانات داخلیش بعد از جنگ، بمب اتمی بسازد در اختیار داشت. منتهای مراتب، دانستن اینکه واکنش زنجیره ای، به گواهی بمبهای اتمی منفجر شده در ژاپن، امکان پذیر است، همچنین محتوای گزارشی که ایالات متحده ی امریکا در اوت 1945 منتشر کرد، راه رسیدن به هدف را برای روسها هموار کرد. پس جای شگفتی نیست که نخستین بمب اتمی شوروی چهار سال بعد از انفجار هیروشیما، در 20 اوت 1949 در سیبری آزمایش شد. نمونه برداریهایی که یک هواپیمای تجسسیِ سازمان هواشناسی امریکا در سواحل ژاپن به عمل آورده بود خبر را برای واشینگتن افشا می کند. پرزیدنت ترومن ابتدا از باور کردن آن امتناع کرد: در حالی که دانشمندان خبره چنین پیشامدی را پیش بینی کرده بودند.
    در مورد سایر کشورها من باب اطلاع اضافه می کنیم که نخستین آزمایش اتمی انگلستان در 3 اکتبر 1952، نخستین آزمایش فرانسه در 13 فوریه 1960 و نخستین آزمایش چین در 16 اکتبر 1964 انجام شده است.
    همان طور که نیلس بور پیش بینی کرده بود، به سبب نبودن یک توافق بین المللی، مسابقه ی تسلیحاتی میان متفقین سابق درگرفت. مرتباً بمبهای اتمی بیشتر و نیرومندتر ساخته شد.
    افکار عمومی، مضطرب می شود. در ایالات متحده ی امریکا، بولتن دانشمندان اتمی، روی جلدش تصویر صفحه ی ساعتی را چاپ می کرد که عقربه هایش به طرز خطرناکی به ساعت صفر، ساعت نابودی دنیا، نزدیک می شد. وقتی که جنگ سرد و مسابقه ی تسلیحاتی تشدید شد، عقربه ی دقیقه شمار جلوتر کشیده شد.
    در مارس 1950، در استکهلم کمیته ی جهانی هواداران صلح، به ابتکار فردریک ژولیو بیانیه ای منتشر کرد ــ که به نام «بیانیه استکهلم» معروف است ــ و در آن خواستار ممنوعیت سلاح اتمی و برقراری نظارتی برای تأمین این ممنوعیت شد. او اضافه کرد، هر دولتی که، اوّل از همه، سلاح اتمی را علیه هر کشوری به کار ببرد، مرتکب جنایتی علیه بشریت شده است. این بیانیه که مناظره های شورانگیزی را در سرتاسر دنیا برانگیخت، به امضای دهها میلیون نفر رسید. یک ماه بعد، فردریک ژولیو از تصدی وظایف کمیسر عالی انرژی اتمی برکنار شد.
    از پایان جنگ در ایالات متحده ی امریکا اختلاف عقیده بر سر ساختن اَبَربمب، بمب حرارتی ــ هسته ای (ترمونوکلئر) ــ نخست از ترکیب دوتریوم ــ تریتیوم سپس دوتریوم ــ لیتیوم ــ یا بمب هیدروژنی درگرفت؛ بمبی هزار برابر نیرومندتر از بمب هیروشیما، معادل قدرت تخریبی تمام بمبهایی که در جریان جنگ جهانی دوم مصرف شده اند. ساختن بمب هیدروژنی را ادوارد تلر پیشنهاد کرد، در حالی که جی رابرت اُپنهایمر به شدت با آن مخالف بود. رئیس جمهور امریکا سرانجام با پیشنهاد تلر موافقت کرد. اپنهایمر با وجود خدماتش در لوس آلاموس، قربانی یک کمیسیون بازپرسی [در جریان محاکمه ی روزنبرگها] گردید و از پُست مشاور اتمی دولت کنار گذاشته شد.
    ایالات متحده ی امریکا نخستین بمب هیدروژنی خود را مخفیانه در نوامبر 1952 در آتول (= آبسنگ مرجانی مستدیر) اِنیویتاک (17) در اقیانوس آرام آزمایش کرد. اما وقتی که اتحاد جماهیر شوروی اعلام می کند که در اوت 1953 مبادرت به آزمایش یک بمب هیدروژنی خواهد کرد، همه غافلگیر می شوند. امریکاییان استراق سمع می کنند؛ و این بمب را ضعیف تر از بمب اِنیوتیاک می یابند. آزمایش بعدیِ یک بمب هیدروژنی امریکایی، که این بار محل و زمان آن رسماً اعلام شده بود، در اول مارس 1954 در جزیره ی بیکی نی (18) صورت گرفت. انفجار، جزیره را ویران کرد، خاکستر رادیواکتیو آن در فاصله ی 150 کیلومتری از محل انفجار بر روی ساکنان یک آبسنگ مرجانی و بر روی یک کشتی ماهیگیری ژاپنی، موسوم به «اژدهای خوشبخت» فرو ریخت، باعث مرگ دو تن از دریانوردان و معلولیتهای حاد دیگران شد. این قربانیان جدید در زمان صلح، افکار عمومی جهان را تکان داد.
    انفجار آزمایشی بمب هیدروژنی شوروی در نوامبر 1955، قدرتی برابر با بمب امریکایی داشت. اکنون ثابت شده بود که «انحصار اتمی» سرابی پیش نبود. سپس پرتاب «اسپوتنیک»، اولین قمر مصنوعی به فضا، تواناییهای فنی اتحاد جماهیر شوروی را مسجّل کرد.
    هر ابرقدرتی قادر بود با استفاده از منابع فکری و مادی درون مرزیش، بمب اتمی بسازد. این آغاز دوره ای بود که برخی آن را موازنه ی وحشت نامیدند و برخی دیگر، موازنه از راه بازدارندگی متقابل، بدین مناسبت که هریک از ابرقدرتها بمبهایی در زرادخانه ی خود داشتند که با آنها می توانستند همه ی شهرهای بزرگ کره زمین را ویران کنند. اگر بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم یک توافق بین المللی در امر نظارت بر سلاح اتمی حاصل شده بود، بدون تردید می توانست جلو مسابقه ی تسلیحاتی را بگیرد. در پی انتشار بیانیه ای به امضای برتراند راسل در ژوئیه ی 1955، و کوششهای فردریک ژولیو و سیسیل پاول، کنفرانسی از دانشمندان کشورهای مختلف در شهر پاگواش (19) در ایالت اسکاتلند جدید [کانادا]، در ژوئیه ی 1957، تشکیل شد. کنفرانس به ریاست پاول، خلع سلاح هسته ای را توصیه کرد و مسئولیت اجتماعی دانشمندان را متذکر شد. آگاهی از خطرات آلودگی محیط زیست در اثر آزمایشهای هسته ای مختلف، چند سال بعد به امضای پیمان منع آزمایشهای هسته ای در جوّ، منتهی شد؛ روشهای ردیابی از راه دور به سهولت، امکان کنترل را فراهم می ساخت.
    درباره ی کاربردهای صلح آمیز انرژی هسته ای، پس از آنکه کنگره ی ایالات متحده ی امریکا انتقال تکنولوژی غیرنظامی هسته ای را به کشورهای دوست تصویب کرد، سازمان محل متحد در اوت 1955 در مقر اروپاییش در ژنو، کنفرانسی بین المللی درباره ی کاربردهای صلح آمیز انرژی هسته ای تشکیل داد. این کنفرانس، موفقیت بزرگی کسب کرد و هزار و پانصد نماینده از شرق و از غرب در آن شرکت کردند. در این کنفرانس بود که اتحاد جماهیر شوروی اعلام کرد نیروی برقِ نخستین نیروگاه کوچک هسته ایش در حومه ی مسکو را وارد مدار شبکه سراسری برق کشور کرده است. حدود دو هزار فقره گزارش به کنفرانس ارائه شد که برای نخستین بار از نتایجی، که تا آن زمان سرّی و با تلاش مستقل کشورهای مختلف به دست آمده بودند، پرده برمی گرفت. مثلاً جالب بود که ملاحظه می شد، نتایج اندازه گیریهای کمیّتهای شاخص، مثل تعداد دقیق نوترونها در هر شکافت در شرایط گوناگون، در کشورهای مختلف، توافق دارد. روشهای تهیه ی مواد مختلف در زمینه ی هسته ای به اطلاع عموم رسید. در پی این کنفرانس، مذاکرات برای ایجاد یک سازمان بین المللی جهت مبادله ی اطلاعات مربوط به استفاده ی صلح آمیز از انرژی هسته ای و حداقل نظارت دائمی متناظر با آن شروع شد، و در نتیجه در اکتبر 1956، «آژانس بین المللی انرژی اتمی» وابسته به سازمان ملل متحد تأسیس شد.
    سرانجام، همان طور که خودتان هم می دانید، در دسامبر 1987 در واشینگتن میان میخائیل گورباچف و رونالد ریگان، نخستین توافق واقعی بر سر کاهش جزئی زرادخانه ی هسته ای میان دو ابرقدرت به امضاء رسید.
    پی نوشت ها :
    1.Palais de la Decouverte.
    2. Chalk River.
    3. Harwell.
    4. Windscale.
    5. Fort de Chatillon.
    6. Zoe.
    7. J. I. Frenkel.
    8. A. I. Leipunskii.
    9. Y. Khariton.
    10. Y.B.Zeldo vitch.
    11. G. N. Flerov.
    12. K. A. Petrjak.
    13. Veronej.
    14. maccarthysme.
    15. Julius Ethel Rosenberg.
    16.K. Fuchs.
    17.atoll Eniwetok.
    18. Bikini.
    19. Pugwash.

    منبع: سرگذشت اتم، شماره 2034
    ♥ مخاطب ♥. . . !

    نوشته هایم را که می خوانی . . .

    نه لبخند بزن . . .

    نه اشک بریز . . .

    نه سخنی بگو . . .

    هیـــــــــچ . . .

    تنها
    سکــــــــــــــوت کن . . .سکوت !

    و بیاندیش در لابلای هر واژه

    چــه دردی نهفته است !!!
    -------------------------------------
    همیــشه تو دلــت میگفــتی:
    این مــگه باچــند نــفر دوســته که همیــــشه آنلایــنه؟
    یه جمــله همــیشه یادت باشــه:

    همیــشه آنلایــن تــرین ها تنــــهاترینــــند








  4. 3 کاربر از پست مفید DayaN سپاس کرده اند .

    ابواسحاق(مختار) (یکشنبه ۰۵ آذر ۹۱)

  5. #3
    مدیر سایت

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵ [ ۱۱:۴۸]
    محل سکونت
    Faye Alsmavat and earth
    نوشته ها
    2,286
    امتیاز
    86,338
    سطح
    1
    Points: 86,338, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryTagger First ClassYour first GroupThree FriendsCreated Album pictures
    نوشته های وبلاگ
    1126
    سپاس ها
    487
    سپاس شده 2,941 در 1,277 پست
    حالت من
    Shad

    Icon16



    فیزیک دانان علیه فیزیک دانان

    از سال 1940 به بعد، اطلاعاتی که متفقین، مخصوصاً انگلیسیها، از منابع مختلف کسب کرده بودند حاکی از آن بود که آلمانیها روی شکافت اورانیوم کار می کنند. آنها ذخایر مهمی از اورانیوم موجود در بلژیک را ضبط کرده بودند. و از نیروهای مقاومت نروژی کسب اطلاع شده بود که آلمانیها تولید مقدار زیادی آب سنگین را به کارخانه ی نروژی سفارش داده بودند. شایعاتی پیرامون سلاحهای سری آلمانیها دهن به دهن می گشت. نیلس بور از ورنر هایزنبرگ شنیده بود که آلمان در صدد ساختن یک بمب اتمی است. اواخر سال 1943 امریکاییان تصمیم می گیرند یک واحد اطلاعاتی ایجاد کنند با نام رمز آلسوس (Alsos) برگردان یونانی نام ژنرال گروز ( از Grove به فرانسه Bosquet به معنای بیشه زار)، مسئول علمی آن ساموئل ا. گوداسمیت (1)، فیزیکدان امریکایی هلندی تباری است که در سال 1925 به اتفاق جورج اوهلنِبک (2) مفهوم اسپین الکترون را در فیزیک ذرات بنیادی وارد کرده بود. به محض پیاده شدن نیروهای متفقین در سواحل نورماندی، واحد اطلاعاتی آلسوس با واحدهای پیشتاز این نیروها همراه می شود تا اطلاعات دقیقی درباره ی وضع تحقیقات آلمانیها درباره ی بمب اتمی کسب کند. گوداسمیت و افسران آلسوس به پاریس می رسند، هنوز در شهر جنگ و گریزهای خیابانی ادامه دارد، جیپشان را در برابر کلژدوفرانس متوقف می کنند تا ببینند فردریک ژولیو در این باره چه می داند. سپس، واحد اطلاعاتی قدم به قدم پیشروی نیروهای متفقین را دنبال می کند: هلند، استرازبورگ، هایدلبرگ و برلین... روش کارش ساده است: شناسایی و بازداشت هرچه سریع تر ده یا بیست تن از سرشناس ترین فیزیکدانان (از جمله ورنر هایزنبرگ)، که یقیناً بیشترشان در برنامه های اتمی دستی دارند. همین که آلسوس زیر رگبار دشمن در هلند به ساحل رودخانه ی راین می رسد، افرادی از گروه، زیر یک پل به نمونه برداری از آب راین می پردازند، بطریها به واشینگتن فرستاده می شود تا در آنجا میزان احتمالی رادیواکتیویته شان بررسی شود. یک رآکتور هسته ای آلمانی که احتمالاً در حاشیه ی راین یا در یکی از شعبه های آن بنا شده باشد، اثری هرچند جزئی اما قابل اندازه گیری از رادیواکتیویته در آب رودخانه به جا می گذارد. در نمونه ها هیچ نشانه ای از این نوع مشاهده نشد.
    در استرازبورگ، واحد اطلاعاتی آلسوس به نخستین اطلاعات علمی دست پیدا می کند. قرائت اسنادِ جمع آوری شده در این شهر، زیر نور شمع، حاکی از آن است که آلمانیها هنوز موفق به جداسازی اورانیوم 235 نشده اند، و فعالانه روی آنچه که «مسئله ی اورانیوم» می نامند، کار می کنند، بدون آنکه هنوز به نتیجه ی ملموسی رسیده باشند. با وصف این، فیزیکدانان آلمانی که یکی پس از دیگری بازداشت می شدند از برتری تحقیقاتشان مطمئن بودند؛ آنها فکر می کردند در این باره بیشتر از امریکاییان چیز می دانند. مأموران امریکایی سعی نمی کردند که آنها را از اشتباه بیرون بیاورند، زیرا هنوز تا این لحظه بمبشان آزمایش نشده بود، و موضوع مأموریتشان می باید همچنان سرّی باقی می ماند. امریکاییان، حتی اگر به دست دشمن اسیر می شدند، نمی باید چیزی درباره ی برنامه تحقیقات اتمیشان بروز می دادند. در این مرحله از مأموریت، گود اسمیت احساس رضایت خاطر می کند و به افسر عالیرتبه ای که همه جا همراه اوست اعتراف می کند: «جای خوشوقتی است که آلمانیها بمب اتمی ندارند، حالا دیگر ما مجبور نخواهیم شد که از بمب خودمان استفاده کنیم» برخلاف انتظارش، افسر عالیرتبه به او پاسخ می دهد: «سام [کوتاه شده ی ساموئل]، تو خوب می دانی که ما یک چنین بمبی داریم، و از آن استفاده خواهیم کرد».
    آلسوس در خاک آلمان تا مخفیگاههای گروههای آلمانی که روی شکافت هسته ی اورانیوم کار می کردند، پیش می رود. واحد اطلاعاتی به دهکده ای در تورینگه (3) می رسد، آنجا یک آزمایشگاه هسته ای متعلق به ارتش نازی سراغ دارد. تعدادی فیزیکدان با اعضای خانواده شان در زیرزمین ساختمانی که قبلاً مدرسه بوده است، پنهان شده اند. سرهنگ فرمانده گروه آلسوس، در حالی که به چیزی شبیه خشتهای سیاه اشاره دارد، از آنها می پرسد: «آن چیزهای سیاه در آن گوشه چه هستند؟» پاسخ: «خوب، زغال سنگند». سرهنگ، یکی از قطعات را برمی دارند و جواب می دهد: «اینها سنگین تر از آنند که زغال باشند!» آلمانیها در این لحظه می فهمند که گروه امریکایی تصادفی به آنجا نیامده است. این خشتها، بلوکهای فشرده ی اکسید اورانیوم هستند.
    واحد اطلاعاتی از آنجا به وورتمبرگ (4) در جنوب اشتوتگارت (5) به سمت قصبه های هِچینگن (6) و تایلفینگن (7) می رود، زیرا اطلاع دارد که انستیتوهای جامعه ی کایزر ویلهلم به مدیریت ورنر هایزنبرگ و اوتوهان، از برلین که زیر بمباران مداوم بوده است، به آنجا منتقل شده اند. مأموران اطلاعاتی آلسوس وقتی وارد دفتر کار هایزنبرگ می شوند، از مشاهده ی عکسی آویخته به دیوار که ورنر هایزنبرگ را در کنار ساموئل گود اسمیت در 1939 در دانشگاه میشیگان نشان می داد، شگفت زده می شوند! آنها در چند کیلومتری آنجا، در دهکده ی هایگرلوخ (8)، دهکده ای با معماری سده های میانی، در غاری مرمت شده، یک پیل اتمی در دست ساختمان پیدا می کنند، که بعدها با مواد منفجرکننده، آن را از بین خواهند برد. واحد اطلاعاتی در مسیر تفتیشهایش هرجا که اورانیوم و آب سنگین می یابد، ضبط می کند. سرانجام آلسوس به برلین می رسد. گروه در زیرزمین دوم انستیتو فیزیک، آزمایشگاهی پیدا می کند که آنجا قبل از اسبابکشی به قصبه ی هِچینگن مشغول ساختن یک پیل اتمی بوده اند.
    (توضیح تصویر): گروه آلسوس مشغول پیاده کردن یک پیل اتمی در یک غار هایگرلوخ هستند. در وسط، شمشهای اورانیوم است که با گرافیت احاطه شده است.
    حالا تعدادی از برجسته ترین فیزیکدانان آلمانی در اسارت متفقین هستند. ماکس فون لاوئه در تمام این مدت، یک مخالف سرسخت نازیسم بوده و به مناسبتهای متعدد مخالفتش را ابراز کرده بود. اوتوهان که نازی نبود سعی کرده بود خودش را کنار بکشد؛ درست قبل از رسیدن متفقین، توانسته بود بخشدار تایلفینگن را متقاعد کند که در صدد مقاومت برنیاید تا قصبه آسیب نبیند. والتر بته، آدم دقیق و وسواسی، هیتلری نبود. در عوض، والتر گرلاخ (9)، رئیس هماهنگ کننده ی تحقیقات هسته ای شده بود. کارل فون وایتساکر، از خانواده ای دیپلمات، از همان آغاز سال 1939 از اوتو هان پیامدهای ممکن شکافت را آموخته بود. ورنر هایزنبرگ به عنوان مدیر انستیتو فیزیک کایزر ویلهلم، یکی از مسئولان تحقیقات مربوط به شکافت در آلمان شده بود. او ضمن تقبیح زیاده رویهای نازیسم (علناً از نظریه ی نسبیت، که مقامات نازی آن را نظریه ای یهودی می دانستند، دفاع کرده بود)، به احتراماتی که برایش قائل بودند دلبستگی داشت. او آرزومند بود که آلمان، مقام اول را در علوم حفظ کند. او می خواست افتخار حل مسئله ی اورانیوم را نصیب خودش بکند. اما اگر او زودتر به نتیجه رسیده بود چه پیش می آمد؟ در پاییز 1941، او به اتفاق همکارش کارل فون وایتساکر، به عنوان مأموریت علمی به کپنهاگ اعزام شده بودند. هایزنبرگ در ملاقات با نیلس بور، سربسته اعتراف می کند که با درخواست مقامات نازی برای اداره ی تحقیقات مربوط به شکافت هسته ی اورانیوم به منظور استفاده ی احتمالی در امور نظامی موافقت کرده است. هایزنبرگ، نیلس بور را چونان پدر روحانی خود می دانست و بخشایش او را طلب می کرد. بور ابتدا متوجه منظور هایزنبرگ نشد و وقتی سرانجام آن را فهمید، احساس انزجار کرد. او از اینکه هایزنبرگ انجام این وظیفه را برای هیتلر پذیرفته است، خشمگین بود و دیگر نخواست به حرفهایش گوش دهد.(10) بعدها از زبان دیگران شنیده می شود که هایزنبرگ در این ملاقات می خواسته است به بور پیشنهاد کند که دانشمندان متقابلاً متعهد گردند که بمب اتمی نسازند. هایزنبرگ تا وقتی که بور زنده است به کپنهاگ باز نخواهد گشت.(11)
    از آنچه که بعداً برای گروه آلسوس معلوم شد، برنامه ی اتمی آلمانیها هنوز وسعتی نیافته بود و از حدود طرحهای تحقیقاتی دانشگاهی، چندان تجاوز نمی کرده است. پیلهای اتمی، در دست ساختمان بود. او هنوز موفق به راه اندازی آنها نشده بودند،
    فیزیکدانهای آلمانی تصور می کردند که خود پیل اتمی، ساخته شده از لایه های مثلاً اورانیوم و پارافین می تواند یک بمب باشد؛ آنان متوجه نشده بودند که یک پیل اتمی هرگز نمی تواند کار یک بمب را بکند؛ آنان اصلاً چنین تصوری نداشتند که بمب واقعی، توده ای مواد شکافت پذیر که از جرم بحرانی تجاوز کرده باشد خواهد بود، که در آن، انفجار، حاصل واکنش زنجیره ای شکافت هسته در اثر برخورد نوترونهای سریع است. آنان به وجود پلوتونیوم و به خواصش پی برده بودند، اما نمی دانستند آن را چگونه تولید کنند. آنان مطمئن نبودند که بتوانند همه ی مسائل مربوط به اورانیوم را حل کنند و، در هر حال فکر می کردند سالها کار لازم است تا به نتیجه برسند.
    با وصف این، برخی از دانشمندان آلمانی علاقه ی مقامات حکومتی را به موضوع جلب کرده بودند. یک «باشگاه اورانیوم» در بهار 1939 ایجاد شده بود. در 1942 اقداماتی در جهت متمرکز کردن وسایل و امکانات زیر نظر مارشال گورینگ (12) به عمل آمده بود. اما وسایل خواسته شده و تحصیل شده برای تأمین نیازمندیهای چنین صنعتی کافی نبودند. برخلاف آمریکاییان، مقامات مسئول آلمانی نتوانسته بودند همه ی گروههای تحقیقاتی رقیب را در گروه واحد و متمرکزی ادغام کنند. در اثر ضربه هایی که گشتاپو و نیروهای اس. اس. بر پیکره ی نهادهای دانشگاهی و سازمانهای تحقیقاتی وارد آورده بودند، اشخاص فرصت طلب و بی صلاحیت در اداره ی مؤسسات تحقیقاتی، پُستهای کلیدی را اشغال کرده بودند. گود اسمیت در گزارشش نوشت، فیزیکدانان آلمانی چون خودشان هنوز نمی دانستند چگونه بمب اتمی بسازند، فکر می کردند که هیچ کس دیگری هم قادر به ساختن آن نیست. او دلیل این شکست را ناشی از رژیم توتالیتر هیتلری، ناتوانی در اجرای برنامه ی علمی جمعی و جزم گرایی علم آریایی در برابر علم یهودی می داند.
    پس از تسلیم آلمان، حدود ده تن از برجسته ترین این فیزیکدانان در مزرعه ای [فارم هال] در انگلستان در حومه ی شهر دانشگاهی کمبریج، بازداشت شدند، بدون آنکه همکارانشان در آلمان اطلاعی از آنان داشته باشند. فیزیکدان آلمانی در این بازداشتگاه بودند که خبر انفجار اولین بمب اتمی در هیروشیما را شنیدند. برای دانستن اینکه این فیزیکدانان چه چیزی از فعالیتهایشان را در زمان جنگ بروز نمی دهند، در همه جای بازداشتگاه میکروفونهای مخفی کار گذاشته شده بود. از این طریق بود که واکنششان در برابر شنیدن خبر انفجار اولین بمب اتمی از رادیو دانسته شد، گرچه مقامات بریتانیایی تاکنون اجازه ی انتشار متن گفت وگوهای ضبط شده را نداده بودند. فیزیکدانان آلمانی در آغاز، خبر را باور نکردند و آن را از مقوله ی تبلیغات زمان جنگ پنداشتند. «آنان می گفتند این نمی تواند یک بمب اتمی واقعی باشد، این باید بمب جدیدی باشد که امریکاییان آن را اتمی می نامند و هیچ ربطی به مسئله ی اورانیوم ندارد». بالاخره آنان ناگزیر شدند تن به واقعیت بدهند. با وصف این، واکنشهای فیزیکدانان در مقایسه با یکدیگر بسیار متفاوت بود. ماکس فون لاوئه ساکت ماند و به پیامدهای بلندمدت خبر اندیشید. اوتوهان، منقلب شد، زیرا او احساس می کرد با کشف اولیه اش در مسئولیت استفاده ی فاجعه آمیز از شکافت، سهیم است. والتر گرلاخ از شنیدن خبر، سخت برآشفت و از اینکه خودش زودتر موفق نشده است، احساس آن را داشت که سیلی خورده است. سخنان تلخی رد وبدل شد. هایزنبرگ که ابتدا در صحت خبر شک می کرد، تمام شب را درباره اش فکر کرد تا بالاخره آن را فهمید. او همکاران را دور خودش جمع کرد و اصول بمبی را که امریکاییان موفق به ساختنش شده بودند برایشان توضیح داد. گود اسمیت روایت می کند که دانشمندان آلمانی بهت زده شده بودند. چگونه از بیخ گوش راه حل، گذشته بودند؟ آنگاه، برخی از فیزیکدانان آلمانی به فکر افتادند که از مزایای این ناکامی بهره برداری کنند: آنها نزد بازپرسان خود چنین ادعا کردند که اگر موفق نشدند، برای این بود که نخواسته بودند موفق شوند شاید برای بعضی از آنها به راستی چنین بود، اما همه ی آنها چنین نیّتی نداشته اند.
    پی نوشت ها :
    1.Samuel A. Goudsmit.
    2. George E. Uhlenbeck.
    3. Thuringe.
    4. Wurtemberg.
    5. stuttgart.
    6. Hechingen.
    7. Tailfingen.
    8. haigerloch.
    9.Walther Gerlach.
    10.برای اطلاع بیشتر و دقیق تر به خواننده ی علاقه مند توصیه می شود فصلهای 14 و 15 از کتاب بسیار زیبای جزء و کل، نوشته ی هایزنبرگ، ترجمه ی حسین معصومی همدانی، از انتشارات مرکز نشر دانشگاهی (1368) را مطالعه کند. ــ م.
    11.این اطلاع روایتگر، صحیح نیست. هایزنبرگ در اوایل تابستان 1952 برای شرکت در کنفرانس بین المللی فیزیکدانان اتمی به کپنهاگ می آید و با نیلس بور و ولفگانگ پائولی گفت وگوی سه نفره ای در خانه ی بور درباره ی دیدگاههای پوزیتیویستی داشته است. رک. همان کتاب فصل 17. ــ م.
    12. Goering.

    منبع: سرگذشت اتم، شماره 2034
    ♥ مخاطب ♥. . . !

    نوشته هایم را که می خوانی . . .

    نه لبخند بزن . . .

    نه اشک بریز . . .

    نه سخنی بگو . . .

    هیـــــــــچ . . .

    تنها
    سکــــــــــــــوت کن . . .سکوت !

    و بیاندیش در لابلای هر واژه

    چــه دردی نهفته است !!!
    -------------------------------------
    همیــشه تو دلــت میگفــتی:
    این مــگه باچــند نــفر دوســته که همیــــشه آنلایــنه؟
    یه جمــله همــیشه یادت باشــه:

    همیــشه آنلایــن تــرین ها تنــــهاترینــــند








  6. 3 کاربر از پست مفید DayaN سپاس کرده اند .

    ابواسحاق(مختار) (یکشنبه ۰۵ آذر ۹۱)

  7. #4
    مدیر سایت

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵ [ ۱۱:۴۸]
    محل سکونت
    Faye Alsmavat and earth
    نوشته ها
    2,286
    امتیاز
    86,338
    سطح
    1
    Points: 86,338, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryTagger First ClassYour first GroupThree FriendsCreated Album pictures
    نوشته های وبلاگ
    1126
    سپاس ها
    487
    سپاس شده 2,941 در 1,277 پست
    حالت من
    Shad

    و ناگهان انفجار!!!!!!!!

    با پیدایش بمب اتم، این پرسش شکل گرفته بود که:
    آیا فیزیکدانان به ساحران مبدل شده بودند؟
    آنها دیگر مهار نتایج اکتشافاتشان را در اختیار نداشتند؛ حالا این مهار در دست نظامیان و سیاستمداران بود. رودولف پایرلز، 40 سال بعد در خاطراتش می نویسد: «ما فکر می کردیم که رهبران سیاسی ما مردانی منطقی و خردمند هستند و با احساس مسئولیت تصمیم خواهند گرفت. امروز که گذشته را مرور می کنم، می بینم که این باور خیلی خوشبینانه بود... و در روشن بینی آنها دچار توهّم بوده ایم».
    در این ایام، باب ویلسون، تنها دانشمند نگران نبود. نیلس بور، دانشمند دانمارکی، که در 1943 به جمع لوس آلاموس پیوسته بود، برای همکارانش مرجع عالی اخلاقی بود. او در 1913 نخستین مدل ساختمان اتم را ارائه داده بود و در 1922 جایزه ی نوبل فیزیک را برده بود. همان طور که قبلاً روایت شد، او در کپنهاگ یک «مؤسسه ی فیزیک نظری» ایجاد کرده بود، که بسیاری از دانشمندان دنیا برای کار و تحقیق به آنجا آمده بودند. او در لوس آلاموس به ابعاد برنامه ی در دست اجرا پی برد و بلافاصله به مسائل پس از جنگ اندیشید.
    در بهار 1944، نیلس بور به واشینگتن می رود و دوست قدیمیش فلیکس فرانکفورتر (1) را که قاضی دیوان عالی بود و پرزیدنت روزولت را به خوبی می شناخت، پیدا می کند. بور، او را از دلمشغولیهایش آگاه می کند؛ اگر از جوّ کنونی همکاری میان متفقین استفاده نشود، بعد از جنگ، ترتیب دادن مذاکره ای بین المللی، خصوصاً میان ایالات متحده ی آمریکا، بریتانیای کبیر و اتحاد جماهیر شوروی، براساس تفاهم متقابل، امکان پذیر نخواهد شد. بدون وارد شدن در جزئیات فنی، دولت شوروی را باید در جریان برنامه ی اتمی انگلیس و امریکا گذاشت؛ و اضافه می کند، باید به شوروی مبادله ی اطلاعات و توافق بین المللی برای استفاده و کنترل انرژی هسته ای را پیشنهاد کرد. نیلس بور مطمئن است که روسها همه ی اطلاعات پایه را در اختیار دارند و بلافاصله بعد از جنگ، وسایل لازم برای اجرای برنامه ای مشابه را خواهند داشت. اگر خیلی دست روی دست بگذاریم این فرصت طلایی از دست خواهد رفت. فرانکفورتر این دیدگاه بور را به اطلاع پرزیدنت روزولت می رساند و او تحت تأثیر ایده های دانشمند دانمارکی قرار می گیرد. روزولت به نیلس بور پیشنهاد می کند که ایده هایش را با وینستون چرچیل که مشکل تر از او متقاعد می شود، در میان بگذارد.
    نیلس بور راهی انگلستان می شود و در ماه مه 1944 با چرچیل که سخت مشغول تدارک برنامه ی پیاده کردن نیرو در سواحل نورماندی است، ملاقات می کند. گفت وگوهایشان بد پیش می رود. چرچیل حرفهای بور را نمی فهمد؛ او از پیشنهاد تماس با اتحاد جماهیر شوروی وحشت کرده است. او مخالف کنترل بین المللی است و می خواهد راز، مطلقاً مکتوم بماند. به نظرش، انگلیس و امریکا در این زمینه دهها سال جلوترند. او فکر می کند که امتیازی با این ماهیت حتماً باید حفظ شود تا ایالات متحده ی امریکا و بریتانیای کبیر در امور دنیا نفوذی سرنوشت ساز داشته باشند. او حتی از همکارانش می خواهد که نیلس بور را تحت نظر داشته باشند و به آنها می گوید: چگونه سرش را توی این کار کرده است؟ (2) بور، اواخر اوت، پس از بازگشت از لندن، به دیدار روزولت می رود؛ اما در کنفرانس کِبِک در پاییز 1944، دیدگاه چرچیل بر دیدگاه روزولت غالب می شود. نیلس بور سعی می کند یک بار دیگر در بهار 1945 با روزولت ملاقات کند، اما رئیس جمهور آمریکا روز 12 آوریل به طور ناگهانی درمی گذرد.
    لئوزیلارد، که به خاطر داریم بانی نگارش نامه ی اینشتین به روزولت بود، در بهار 1945 پرسشهایی از خودش می کند: او از خود می پرسد آیا آزمایش بمبهای اتمی و استفاده کردن از آنها عاقلانه است؟ در پاسخ خواهد گفت: «در آغاز ما انگیزه ی قوی برای ساختن بمب [اتمی] داشتیم، زیرا گمان می کردیم که آلمانیها در این کار از ما جلوترند و تنها راه بازداشتن آنها از ریختن بمبها بر سر ما این بود که ما هم بمبهای آماده ای داشته باشیم. اما حالا که جنگ با پیروزی متفقین به پایان رسیده است، هدفی که ما برای آن کار می کردیم دیگر روشن نیست». زیلارد تصمیم می گیرد، به رغم سرّی بودن موضوع، یک بار دیگر به رئیس جمهور امریکا نامه بنویسد. به دیدن اینشتین می رود و از او می خواهد که نامه ای برای درخواست ملاقات حضوری بنویسد و آن را برای تعیین وقت مصاحبه ای با رئیس جمهور نزد خانم روزولت می برد. او گزارشی تهیه می کند، خانم روزولت وقتی برای ملاقات تعیین می کند، اما پرزیدنت روزولت پیش از روز موعود می میرد. هاری ترومن (3)، معاون رئیس جمهور، جانشین او می شود. کمتر از یک ساعت پس از تحویل گرفتن وظایف جدید، وزیر جنگ اچ. ال. استیمسون (4) او را ــ که هیچ اطلاعی از آنچه در حال آماده شدن بود نداشت ــ در جریان برنامه ی بزرگ و مسائلی که مطرح می کند، می گذارد. در 1945 فعالیت هسته ای با مجموع فعالیت بخش صنعتی اتومبیل امریکا در آن دوره برابر شده بود.
    زیلارد، در صدد برمی آید با ترومن ملاقات کند. از طرف رئیس جمهور به او گفته می شود که با جیمز برنز (5)، که وزیر جدید امور خارجه خواهد شد، ملاقات کند. زیلارد همراه با هارولد اوری و و. بارتکی (6) با ترن شبانه برای دیدار با جی. برنز، 28 مه 1945، به اسپارتنبورگ (7) در کارولینای جنوبی می رود؛ او گزارشش را به نامزد پُست وزارت امورخارجه می دهد و دیدگاههایش را درباره ی بمب پس از جنگ برایش شرح می دهد، او، برای آنکه ایالات متحده ی امریکا نتواند از بمب استفاده کند، از طرح کنترل بین المللی دفاع می کند. توضیح می دهد که اگر از بمب در جنگ استفاده شود، اتحاد جماهیر شوروی نیز ناگزیر به یک قدرت اتمی مبدل خواهد شد. برنز به او پاسخ می دهد که ژنرال گروز او را خاطرجمع کرده است که در روسیه، اورانیوم وجود ندارد. زیلارد به او می گوید این حرف پوچی است، اما برنز فکر می کند که اتحاد جماهیر شوروی با مشاهده ی قدرت انفجاری بمب، تحت تأثیر قرار گرفته و معقول تر خواهد شد. مرد سیاست به مرد علم می گوید که اگر از بمب استفاده نشود، مثل این است که آن همه تلاشها بی نتیجه مانده باشد. برای ساختن بمب، دو میلیارد دلار هزینه شده است؛ کنگره می خواهد نتایج همه ی این مخارج را به چشم ببیند. مرد علم سعی می کند توضیح دهد که استفاده از بمب، راه را برای مسابقه ی تسلیحاتی میان ایالات متحده ی امریکا و اتحاد جماهیر شوروی باز خواهد کرد و پایان راه به ویرانی دو کشور منتهی خواهد شد، اما موفق نمی شود وزیر امور خارجه ی آینده را متقاعد کند.
    در طول این ماههای سرنوشت ساز با چند تن از دانشمندان مهاجرِ «طرح مانهاتان» مشورت می شود. دو تِز اصلی ابراز می شود: بعضیها فکر می کنند که بمب اتمی نباید به کار رود و باید اسرارآمیز باقی بماند؛ دیگران بر این عقیده اند که از بمب باید استفاده شود، تا اینکه در هر کشوری افکار عمومی بتواند به مسائل جدیدی که این بمب، مطرح می کند، آگاهی پیدا کند. در دانشگاه شیکاگو، آرثر کمپتون، کمیته ای به ریاست جیمز فرانک(8) تشکیل داد. این کمیته مسئولیتهای ایالات متحده ی امریکا را در دنیای پس از جنگ و لزوم نظارتی بین المللی را که جز در جوّ اعتماد متقابل تحقق نمی یابد، گوشزد کرد. این کمیته با به کار بردن بمب علیه ژاپن بدون اخطار قبلی مخالفت می ورزد و پیشنهاد می کند که در منطقه ای غیرمسکون، قدرت بمب در حضور ناظران بین المللی به نمایش گذاشته شود. این گزارش به اچ. ال. استیمسون داده شد. برای این شخص یک چنین نمایشی ناممکن بود، زیرا در این ایام ایالات متحده ی امریکا فقط دو بمب در اختیار داشت، و او از آن بیمناک بود که در صورت ناموفق بودن نمایش قدرت، امریکا قافیه را ببازد. جنگ با ژاپن به نفع امریکا در حال پایان گرفتن بود، اما استیمسون بر این باور بود که اگر دو بمب موجود را بر سر آماجگاههای ژاپنی فروریزد، هم جان بسیاری از سربازان امریکایی نجات خواهد یافت و هم اینکه ژاپن بی قید و شرط تسلیم خواهد شد. زیلارد سرانجام پی می برد که دانشمندان نخواهند توانست سیاستمداران را متقاعد کنند. با این همه، او می خواهد این اعتراض وجدان را از غربت بیرون بیاورد. او نامه ی سرگشاده ای خطاب به رئیس جمهور امریکا نوشت که پای آن را 68 تن از دانشمندان سهیم در «طرح مانهاتان» امضاء کرده بودند. این نامه ی سرگشاده خطر یک مسابقه ی تسلیحات هسته ای را چنانچه ایالات متحده ی امریکا از بمب اتمی استفاده کند، خاطرنشان می کند و خواستار آن است که در هر حال ژاپنیها می باید قبلاً از نیّات امریکا آگاه گردند، تا شاید بخواهند تسلیم شوند.
    آلمان روز 8 مه 1945 تسلیم می شود. تنها ژاپن هنوز در جنگ است. پایان جنگ، قریب الوقوع به نظر می رسد. قرار است پرزیدنت ترومن در ماه ژوئیه در پوتسدام نزدیک برلین با چرچیل و استالین ملاقات کند، تا درباره ی سازمان اروپای بعد از جنگ مذاکره کنند. استالین به هنگام کنفرانس یالتا [4 فوریه ی 1945] تعهد کرده بود که سه ماه بعد از شکست هیتلر، به نوبه ی خودش با ژاپن وارد جنگ شود. ترومن تاریخ کنفرانس پوتسدام را به عقب می اندازد تا پیش از آن از نتیجه ی آزمایش آلاموگوردو (9) آگاه شود. کنفرانس پوتسدام روز 17 ژوئیه گشایش می یابد. ترومن، پس از مشاوره با همکاران اصلیش، با چرچیل تصمیم می گیرد که به طرز غیرمترقبه ای به استالین خبر دهد که ایالات متحده ی امریکا و بریتانیای کبیر اکنون یک سلاح نیرومند و جدید در اختیار دارند؛ فقط همین، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر. روز 24 ژوئیه، در پایان جلسه ی آن روز، در حالی که اعضای سه هیئت نمایندگی منتظر رسیدن اتومبیلهایشان هستند، ترومن به استالین و به مترجمش پاولو (10) نزدیک می شود. جریان آن را در خاطراتش چنین می نویسد: «من به استالین، ضمن صحبتهایم گفتم که ما حالا یک سلاح جدید با قدرت تخریبی غیرعادی در اختیار داریم. استالین هیچ اعتنای مخصوصی نشان نداد، فقط گفت، از شنیدن این خبر خوشحال است و امیدوار است که ما از این سلاح علیه ژاپنیها حسن استفاده کنیم.» آندره گرومیکو (11)، وزیر امور خارجه سابق شوروی در خاطراتش که اخیراً منتشر شده است روایت می کند که استالین از همان پوتسدام به ای. وی. کورچاتوف (12)، مسئول طرح اتمی شوروی دستور داد که در کارهایش تسریع کند.
    در پایان کنفرانس، به نام دولتهای ایالات متحده ی امریکا، بریتانیای کبیر و چین اعلامیه ای منتشر شد که در آن از دولت ژاپن خواسته شده بود که بی قید و شرط تسلیم شود.
    کمیته ای زیر نظر استیمسون، وزیر جنگ، مأمور بررسی نحوه ی استفاده از بمب و انتخاب دو آماجگاه شد. ژنرال گروز، شهر تاریخی کیوتو را که معبدها و آثار تاریخیش تا آن وقت از گزند جنگ در امان مانده بود در صدر فهرست آماجگاههای احتمالی قرار می دهد. استیمسون شهر کیوتو را از گذر روایتهای شرق شناسان جوان می شناسد. کمیته، این انتخاب را رد می کند. دو آماجگاه منتخب، شهرهای بندری هیروشیما و ناگازاکی خواهند بود.
    روز6 اوت 1945، ساعت 8 و 15 دقیقه بامداد، یک بمب اورانیوم 235، از مخزن بمب افکن ب 29 موسوم به انولاگِی (13) بر فراز بندر عظیم هیروشیما رها می شود. شمار قربانیان برحسب برآوردها از 60 هزار تا 200 هزار نفر متغیّر است. اکثر قربانیان در اثر تصاعد گاز و گرمای حاصل از انفجار مرده اند، اما این مرگهای آنی یا تدریجی ناشی از تشعشعات هسته ای هستند که بعدها افکار عمومی جهانیان را تکان خواهند داد. بمب اتمی دوم با خرج پلوتونیوم، از نوع بمبی که در آلاموگوردو آزمایش شده بود، روز 9 اوت روی بندر ناگازاکی رها می شود، که موجب مرگ 70 هزار نفر می گردد.
    شب 9 به 10 اوت، امپراتور ژاپن اجلاس شورای عالی نظامی و هیئت وزیران را در پناهگاه بِتُنی زیر کاخ سلطنتی توکیو تشکیل می دهد. ساعت دو بامداد، پس از گفت و گویی منتشنج، نخست وزیر از امپراتور که تا آن وقت خاموش مانده بود استدعا می کند که تصمیمش را اعلام کند. امپراتور مصلحت را در این می بیند که اتمام حجت پوتسدام پذیرفته شود.
    بمباران هیروشیما و ناگازاکی تنها بمبارانهای جنگ جهانی دوم نبودند که چنان رقم سنگینی قربانی گرفته باشند. بمباران توکیو در 9 و10 مارس 1945، با بمبهای آتشزا، بیش از 83 هزار نفر کشته بر جای گذاشت. بمباران در سدن با 3400 فروند بمب افکن انگلیسی و امریکایی در شب 13 و 14 فوریه ی 1945، به موجب برآوردها، بین 135 هزار تا 250 هزار قربانی گرفت. اما آنچه فرق می کرد این بود که هر یک از دو بندر ژاپنی، هر بار تنها با یک بمب، از نوعی تا آن وقت ناشناخته، تخریب شده بود. با وصف این، اگر مطبوعات آن دوره، مثلاً روزنامه های فرانسوی را که در ماه اوت 1945 منتشر شده اند ورق بزنیم در آنها جز ابراز سبکباری از تسلیم شدن ژاپن و خاتمه یافتن جنگ در شرق دور، هیچ نشانه ای که بر تقبیح اخلاقی دلالت کند، نمی یابیم.
    (توضیح تصویر): مرکز شهر هیروشیما پس از انفجار بمب اتمی
    در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم، مخصوصاً در ایالات متحده ی امریکا، درباره ی ملاحظاتی که مهم ترین نقش را در تصمیم گیری پرزیدنت ترومن در فروریختن دو بمب اتمی داشته اند، بحثهای زیادی شده است، که می توان آنها را در چند جمله ی زیر خلاصه کرد: تمایل به اینکه قبل از خاتمه ی جنگ از سلاح جدیدی که فوق العاده گران تمام شده بود استفاده شود؛ اهتمام به خاتمه دادن به جنگ، بدون تحمل تلفات انسانی در صفوف سربازان امریکایی؛ اراده ی قدرت نمایی ایالات متحده ی امریکا با پیش بینی برخوردهای پس از جنگ و کاستن از سهم اتحاد جماهیر شوروی در پیروزی بر ژاپن.
    پی نوشت ها :
    1. Felix Frankfurter.
    2.در متن به انگلیسی؛? How did he come into the business؟
    3. H. Truman.
    4. H. L. Stimson.
    5. James Byrnes.
    6. W. Bartky.
    7. Spartenburg.
    8. James Franck.
    9. Alamogordo.
    10. Pavlov.
    11. Andre Gromyko.
    12. I. V. Kurchatov.
    13. Enola Gay.

    منبع: سرگذشت اتم، شماره 2034
    ♥ مخاطب ♥. . . !

    نوشته هایم را که می خوانی . . .

    نه لبخند بزن . . .

    نه اشک بریز . . .

    نه سخنی بگو . . .

    هیـــــــــچ . . .

    تنها
    سکــــــــــــــوت کن . . .سکوت !

    و بیاندیش در لابلای هر واژه

    چــه دردی نهفته است !!!
    -------------------------------------
    همیــشه تو دلــت میگفــتی:
    این مــگه باچــند نــفر دوســته که همیــــشه آنلایــنه؟
    یه جمــله همــیشه یادت باشــه:

    همیــشه آنلایــن تــرین ها تنــــهاترینــــند








  8. 3 کاربر از پست مفید DayaN سپاس کرده اند .

    ابواسحاق(مختار) (یکشنبه ۰۵ آذر ۹۱)

  9. #5
    کاربر سایت

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۰۵ آذر ۹۱ [ ۲۰:۵۰]
    محل سکونت
    در پناه خدا
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    112
    سطح
    1
    Points: 112, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points
    سپاس ها
    4
    سپاس شده 2 در 1 پست
    حالت من
    Shad

    جنگ اول

    منظورت از جنگ اول همون جنگ جهانی اوله دیگه؟

  10. #6
    مدیر سایت

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵ [ ۱۱:۴۸]
    محل سکونت
    Faye Alsmavat and earth
    نوشته ها
    2,286
    امتیاز
    86,338
    سطح
    1
    Points: 86,338, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryTagger First ClassYour first GroupThree FriendsCreated Album pictures
    نوشته های وبلاگ
    1126
    سپاس ها
    487
    سپاس شده 2,941 در 1,277 پست
    حالت من
    Shad
    بله,همون جنگ جهانی اول منظورمه
    ♥ مخاطب ♥. . . !

    نوشته هایم را که می خوانی . . .

    نه لبخند بزن . . .

    نه اشک بریز . . .

    نه سخنی بگو . . .

    هیـــــــــچ . . .

    تنها
    سکــــــــــــــوت کن . . .سکوت !

    و بیاندیش در لابلای هر واژه

    چــه دردی نهفته است !!!
    -------------------------------------
    همیــشه تو دلــت میگفــتی:
    این مــگه باچــند نــفر دوســته که همیــــشه آنلایــنه؟
    یه جمــله همــیشه یادت باشــه:

    همیــشه آنلایــن تــرین ها تنــــهاترینــــند








  11. کاربر روبرو از پست مفید DayaN سپاس کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •