طنز و کاریکاتور > طنز - عباس جوادی



همسايه ي ما مي گويد باباي ما خيلي آدم پيشرفته اي بود.او هميشه به ما ميگفت كه پسر جان آدم هميشه بايد از موقعيت ها استفاده كند و گرنه موقعيت ها از او استفاده ميكنند.

همسايه ي ما ميگويد باباي ما خيلي انسان توداري بود.او آنقدر تو دار بود كه كلي پول را بالا كشيده و هنوز كسي نميداند اين همه پول را كجايش جا داده.

همسايه ي ما ميگويد باباي ما خيلي حواسش بود.او هميشه حواسش بود تا حواس بقيه را به چيز ديگري پرت كند و خودش حواسش به جيب بقيه بود.

همسايه ي ما ميگويد باباي ما خيلي دست فرمونش خوب بود.او آنقدر رانندگي اش خوب بود كه بهش كلي دلار ميدادن كه برود پخش كند و باباي ما ميرفت همه اش را پخش نمي كرد.

همسايه ي ما مي گويد باباي ما خيلي كارآفرين بود.او هميشه اعتقاد داشت بايد همه را گذاشت سركار.از بس همه را گذاشت سركار شد كارآفرين برتر و به او جايزه دادند.

همسايه ي ما مي گويد باباي ما خيلي تردستي بلد بود.حتي يكبار چند نفت كش را فرستاد يه جايي كه يه كاري كنند اما الان دو سال است كه همه ميخواهند بفهمند چه كار كرده،اما نميشود.او از ديويد كاپرفيلد هم بهتر است.چون او دو ميليارد دلار را غيب كرد و هيچ كس نمي داند كجاست حتي خودش.
همسايه ي ما مي گويد باباي ما خيلي خارج را دوست داشت.باباي ما هميشه يه پايش اين ور بود يه پايش آن ور.اما ديگه اين آخري ها شور اش را درآورده بود واسه ي همين اينقد پايش كشيده شد كه ...
همسايه ي ما مي گويد باباي ما از سلول اش راضي نيست و ميگويد سلول بقلي ها تلويزيونشان 42 اينچ است مال ما 41 اينچ است.
همسايه ي ما خيلي باباي ما را دوست داشت اما نفهميديم چرا خودش را چند روز پيش آمدند بردند پيش باباي ما.
تلويزيون هي ميگفت م.ر امروز رفت اوين!ما كه نفهميديم منظورشان كيست.

سونات