در يک رابطه صميمانه هيچ گونه پيام پنهاني وجود ندارد و ۲ فرد بالغ مسئوليت کارها و رفتارهاي خويش را برعهده مي گيرند.شايد از واژه صميميت به جز محبت و همدلي معناي ديگري به ذهن متبادر نشود و حتي معناي آن بديهي به نظر برسد؛ اما اين واژه در روان شناسي مفهومي بسيار پيچيده دارد. روان شناسان صميميت را که حاصل بلوغ اجتماعي، عاطفي و رواني فرد است، تبادل احساس ها و خواسته هاي اصيل شخص معنا کرده اند. در يک رابطه صميمانه هيچ گونه پيام پنهاني وجود ندارد و ۲ فرد بالغ مسئوليت کارها و رفتارهاي خويش را برعهده مي گيرند. افراد به خوبي تعهدات و قراردادهاي بين يکديگر را درک کرده و مسئولانه رفتار مي کنند. پيامد صميميت همواره سازنده است. اگر بپذيريم که صميميت يکي از اصلي ترين مهارت هايي است که همسران جوان در زندگي مشترک بايد به آن دست يابند، بهتر است گره هاي صميميت يا آنچه را مانع از ايجاد صميميت مي شود ذکر کنيم. با خواندن اين مطلب مي توان موانع رسيدن به يک رابطه صميمانه در زندگي مشترک را شناخت و آن را برطرف کرد.


صميميت و زندگي مشترک
زماني که زوج ها زندگي مشترک خود را آغاز مي کنند از يکديگر انتظار صميميت و محبت دارند. در اين ميان صداقت و صراحت از جمله مولفه هايي است که مي توان با کمک آن پايه هاي اصلي زندگي مشترک را به درستي بنا کرد. گاه در اين مسير اتفاقاتي مي افتد که ايجاد صميميت را به تاخير مي اندازد. از آن جا که هر فردي با يک سري عقيده ها و پيش فرض هايي وارد رابطه مشترک مي شود، طبيعي است که ابتدا بايد سعي کند اين پيش فرض ها را تغيير دهد و اصلاح کند. مسعود هنربخش کارشناس مسئول دفتر پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي سازمان بهزيستي خراسان با بيان اين مطلب به خراسان مي گويد: موانع ايجاد صميميت در واقع آن دست اندازهايي است که زوج نمي توانند به سلامت از آن عبور کنند و به دشواري مي افتند.


حدس زدن نيازها؛ توقعي نابجا
يکي از اصلي ترين اين گره ها يا موانع اين باور نادرست است که همسر من به طور خودکار بايد آنچه من مي خواهم، بداند و از آن جا که کاري که من دوست دارم، انجام نمي دهد پس علاقه اي به من ندارد.اين باور نادرست ريشه در دوران کودکي دارد. از آن جا که مادر همواره با حدس زدن، نيازهاي کودک را تشخيص مي دهد و آن ها را برآورده مي کند. يک فرد بالغ هم از همسرش توقع دارد همانند مادرش نيازها و خواسته هاي او را حدس بزند غافل از اين که در يک رابطه مشترک فرد بايد زمينه آشنايي همسر با علاقه مندي ها و خواسته هاي خود را فراهم کند و هيچ همسري به طور خودکار نمي تواند نيازهاي طرف مقابل را حدس بزند. بنابراين همسران بايد ياد بگيرند نيازهاي خود را به زبان آورند و آن را بخواهند. اين کار نياز به تمرين و تکرار دارد و همسراني که در مهارت گفت وگو و صداقت احساسي مشکل دارند، بيشتر در رفع اين مشکل به دردسر مي افتند.


بيان نياز، کم رنگ شدن ارزش آن نيست
اين کارشناس ارشد روان شناسي باليني درباره گره بعدي مي گويد: باور نادرست بعدي بر اين اساس است که «اگر نيازم را بيان کنم و سپس همسرم آن را اجابت کند، آن کار بي ارزش است، چون پس از ابراز نياز من انجام شده است.» به عبارت ديگر حدس زدن نياز ارزش بالاتري از بيان خواسته دارد و اگر همسري نتواند درست حدس بزند، کفايت همسرداري اش زير سوال مي رود. در چنين شرايطي فرد در واقع ناتواني خود را در برقراري ارتباط مخفي مي کند و انتظارات غيرواقع بينانه اي از همسرش دارد. فراموش نکنيد وقتي زوجي در مهارت گفت وگو با يکديگر مشکل دارند، بايد منتظر مشکلات بعدي باشند. در اولين قدم فرد بايد بداند کاري که همسرش انجام مي دهد فارغ از اين که ابراز نياز شده باشد يا نشده باشد، قابل قدرداني و ستايش است. بنابراين کارهايي که طرفين براي هم انجام مي دهند بايد مورد تحسين قرار بگيرد. قدرداني، تاييد و ارج نهادن به رفتار طرف مقابل، بازخورد مثبتي براي خود فرد دربرخواهد داشت.


ابراز نياز همسران، نشانه ضعف نيست
از سوي ديگر برخي افراد تصور مي کنند اگر به همسرشان نزديک شوند، يعني به وي نياز دارند بنابراين همواره از وي فاصله مي گيرند. ابراز نياز از سوي اين افراد نشانه ضعف است و فرد همواره از ابراز خواسته اش سرباز مي زند. اين درحالي است که نياز به استقلال و وابستگي در افراد وجود دارد و افراد بايد بتوانند بين استقلال و وابستگي به اطرافيان تعادل ايجاد کنند. ابراز نياز به همسر و درخواست کمک از وي منافاتي با استقلال شخصيت ندارد به شرطي که تعادل در آن حفظ شود. فرد با درک اين نکته و با تمرين و تکرار مي آموزد مي توان با محبت بود اما ضعف نشان نداد و يا قوي بود اما سنگدل نبود.


از واکنش همسرتان نترسيد
ترس از واکنش همسر در بيان احساس هم يکي ديگر از مهم ترين گره هاي صميميت است. برخي از ترس قطع ناگهاني گفت وگو، مخالفت، پند و اندرز، قضاوت يا ناديده گرفتن احساس خود توسط همسر از بيان احساس خود پرهيز مي کنند.


اعتماد به نفس داشته باشيد
وي با اشاره به اين که مشکل دسته بزرگي از اين افراد در برقراري ارتباط ، نداشتن اعتماد به نفس است، توضيح مي دهد: در روابطي که همسران احساس امنيت نداشته باشند، بيشتر اين مشکل به چشم مي خورد. ساده ترين راهکار اين است که به طور مستقيم از طرف مقابل بخواهيم بدون قضاوت به بيان احساس ما گوش کند اما نکته اين جاست که برخي افراد از بيان همين مطلب و بازخورد آن مي هراسند و در نتيجه هيچ گاه نمي توانند احساس خود را ابراز کنند.


از اختلاف نظر نهراسيد
از سوي ديگر برخي افراد تصور مي کنند اگر در مسئله اي با همسر خود اختلاف نظر دارند به اين معناست که يکي از آنها اشتباه مي کند. بنابراين از آن جا که نمي خواهند بازنده باشند، تمام تلاش خود را به کار مي گيرند که به همسر خود بقبولانند که او اشتباه مي کند. اين درحالي است که اين باور نادرست است زيرا ممکن است اختلاف نظر لزوما به معناي قضاوت اشتباه يکي از طرفين نباشد و هر دو طرف محق باشند. اختلاف نظر در زندگي مشترک امري کاملا طبيعي است و مسير رشد و تکامل شخصيت دو طرف را فراهم مي کند. بنابراين از تعارضات و اختلاف نظرها مي توان براي شناخت بيشتر يکديگر و افزايش مهارت هاي حل مسئله استفاده کرد. باور نادرست ديگري هم بين برخي از زوج ها وجود دارد مبني بر اين که پرسش درباره احساس يا نظر همسر و دخالت در اين باره سوء تفاهم به وجود مي آورد و به هر حال حرف نزدن بهتر از گفت وگو کردن است. زوجي که با چنين پيش فرض هاي ذهني وارد رابطه مشترک مي شوند به سرعت فضاي زندگي را سرد و خاموش مي کنند و در طول زمان اعتماد به يکديگر را از دست مي دهند.اعتماد در زندگي مشترک به مثابه خون در بدن است و بايد در تمام ابعاد و زواياي زندگي جريان داشته باشد. بزرگ ترين لطمه اي که اين افراد از قطع گفت وگو با يکديگر مي خورند، مواجه شدن با طلاق عاطفي است.


مهارت گفت وگو را بياموزيد
يادگيري مهارت گفت وگو براي اين دسته از افراد ، اولين گام است. در دسترس بودن و پاسخگوبودن يک اصل اساسي است و تا زماني که افراد به بينش کافي درباره اهميت گفت وگو کردن نرسيده باشند، نمي توانند مقدمات آن را فراهم کنند. از طرف ديگر براي ادامه گفت وگوي سالم و سازنده با همسر بايد پاسخ گويي با انگيزه انجام شود. اگر پاسخ از روي ترس، اجبار و ترس از قضاوت باشد، ادامه گفت وگوها سازنده و موثر نخواهد بود و قطع خواهد شد. هنربخش ادامه مي دهد: برخي از زوج ها به اشتباه صميميت را معنا و «من» را «ما» فرض مي کنند. همسري را تصور کنيد که دوست دارد هر روز به خانه والدينش سربزند. او اين انتخاب را بدون سوال کردن از همسر، انتخاب «ما» عنوان مي کند و اين کار را انجام مي دهد. در صورتي که ممکن است خواسته همسر مطابق با خواسته وي نباشد.