اسرار باور نکردنی *مغز انسانبا بخش اخبار علمی در مجله اینترنتی بیست ستون همراه شویدآنچه می دانیم و آنچه هنوز برای کشف کردن باقیمانده است (به مناسبت هفته*ی آگاهی از عملکرد *مغز) مغز انسان دارای قابلیت*های شناخته*شده زیادی است که باعث شگفتی و قدرشناسی بسیاری می*شود، ولی این دانسته*ها واقعاً در مقایسه با معماها و مجهولات آن ناچیز هستند و چگونگی عملکرد الکتریکی و شیمیایی *مغز انسان برای توانایی*هایی همچون ضمیر ناخودآگاه، هوش و *خلاقیت همچنان در پرده*ای از ابهام قرار دارد. در طول روز قسمت*های مختلف بدن به دلایل گوناگون موردتوجه قرار می*گیرند. مثلا با احساس ضعف در معده متوجه می*شوید که موقع غذا خوردن است. وقتی*که مجبور به *دویدن سریع به دنبال اتوبوس می*شوید، بالا رفتن ضربان قلب شما را وادار به استراحت و انتظار برای اتوبوس بعدی می*کند. یا بعد از تمرین*های ورزشی سخت مطمئنا روز بعد ماهیچه*های بدن شما اجازه ی* تحرک زیاد را به شما نخواهند داد. ولی آیا این شرایط در مورد *مغز انسان نیز صادق است؟ آیا تاکنون پیش*آمده که در یک اتاق تاریک و ساکت در *آرامش کامل و بدون هیچ*گونه حواس*پرتی بنشینید و به *مغزتان اجازه دهید که در مورد خودش فکر کند؟ نه احتملا هیچ*وقت چنین کاری نکرده*اید.صرف*نظر از بعضی کشف*های قابل*توجه، به*طورکلی طرز کار *مغز انسان یک معمای بزرگ باقی*مانده است. ما میدانیم که *مغز انسان از حدود 100 میلیارد سلول عصبی به نام نرون تشکیل*شده که همه*ی این نرون ها مانند سیم*های یک دستگاه مخابراتی عظیم با یکدیگر در ارتباط هستند. پیام*های عصبی با سیگنال*هایی مشابه پالس*های الکتریکی و به کمک ناقل*های عصبی (ماده*ی شیمیایی انتقال*دهنده*ی پیام*های عصبی که توسط نرون ها ترشح می*شود) بین آن*ها ردوبدل می*گردد. حتی مقدار زیادی از تفاوت*ها در عملکرد بخش*های مختلف *مغز مانند حافظه، بینایی و بویایی نیز توسط انسان شناسایی شده است. بااین*وجود بازهم دانش ما در مورد *مغز انسان مثل توصیف رنگ*ها توسط یک فرد نابینا بوده و بسیاری از قابلیت*های شگفت*انگیز این عضو ارزشمند کشف نشده باقی*مانده است.بسیاری از دانسته*های ما در مورد *مغز انسان مربوط به تحقیقاتی است که به دلایل مختلف، در زمان بروز اختلال در عملکرد آن انجام*شده است. معروف*ترین این تحقیقات مربوط به اتفاقی است که بیشتر از 150 سال پیش برای یک کارگر راه*آهن آمریکا به نام (فیناس گیج) به وقوع پیوست. در این حادثه بر اثر بی*دقتی او و انفجار پیش از موقع، یک میله فلزی از گونه*ی چپ او وارد جمجمه*اش شد و از بالای سرش خارج گردید. خوشبختانه و در کمال تعجب این حادثه موجب *مرگ فیناس نشد ولی او بعدازاین اتفاق به آدم دیگری تبدیل شد و مشخصات رفتاری و شخصیتی او کاملا تغییر نمود. فیناس قبل از حادثه انسان آرام و محترمی به شمار می*آمد که با سخت*کوشی و تلاش فراوان موفق به کسب سمت سرکارگری شده بود. ولی به گفته*ی پزشک معالجش، بعد از حادثه او به فردی دمدمی*مزاج، بی*ادب تا حد توهین*آمیزی شوخ*طبع و بسیار شهوت*پرست تبدیل شد و تمام این تغییرات عمده*ی شخصیتی نیز فقط به دلیل آسیب رسیدن به لوب قدامی *مغزش (بخش جلویی *مغز انسان) ایجادشده بود.به همین دلیل بعد از گذشت 150 سال هنوز هم افرادی که به دلیل آسیب*های شدید در قسمت جلویی *مغز دچار تغییرات عمده*ی شخصیتی شده*اند، با واژه*ی (قدامی) توصیف می*شوند. تغییر شخصیت و رفتار ناشی از آسیب به لوب قدامی نسبتا زیاد اتفاق می*افتد ولی از دیدگاه پزشکی برای کشف حقایق بیشتر در مورد *مغز انسان نیاز به انواع کمیاب*تری از آسیب*های *مغزی است. به*عنوان*مثال مواردی گزارش*شده*اند که شخص به*یک*باره و در شرایطی که بینایی او هم هیچ مشکلی ندارد، توانای خواندن نوشته*ها را ازدست*داده است. این نارسایی عصبی که آلکسیا (ناتوانی در دیدن کلمات) بدون آگرافیا (ناتوانی در نوشتن کلمات) نامیده می*شود، ممعمولا بعد از سکته*های خفیف *مغزی منجر به مسدود شدن جریان خون در جسم پینه*ای شده و به آن آسیب وارد می کند. جریان خون در جسم پینه*ای و آسیب رسیدن به آن اتفاق می*افتد. جسم پینه*ای اجتماعی از نرون ها است که وظیفه*ی *برقراری ارتباط بین دو نیمکره*ی *مغز انسان را به عهده دارد. این افراد علیرغم اینکه هنوز کلمات را می*بینند و اطلاعات مربوط به کلمات در کرتکس بینایی واقع در نیمکره راست *مغز پردازش می*شود ولی مسیر انتقال این اطلاعات به بخش زبان در نیمکره*ی چپ مسدود است و قادر به درک معنی کلمه*ای که دیده*اند، نیستند. خوشبختانه اکثر موارد این اختلال در مدت کوتاهی به*سرعت برطرف شده اند.به مناسبت هفته*ی آگاهی از عملکرد *مغز شاید بد نباشد که لحظه*ای درنگ کرده و به آنچه در *مغزتان می*گذرد بیندیشید. نام*گذاری این هفته به*منظور گرامیداشت جنبشی است که از سال 1995 و به*منظور ترویج فعالیت*های مفید برای بهبود عملکرد *مغز انسان، شده است. در طول بیست سال گذشته، این جنبش به اهداف بزرگی دست پیداکرده که کشف داروهای جدید برای التهاب و عفونت*های *مغز و روش*هایی برای مبارزه با تومور و سکته*ی *مغزی از آن جمله*اند. اما هنوز راه درازی برای کشف همه*ی اسرار مغز انسان در پیش است و هنوز بیماری*های ناشناخته زیادی سلامت مغز را تهدید می*کنند. به*عنوان*مثال فساد بافت*های *مغزی که منجر به بیماری نرون های حرکتی و جنون می*شود. در این بیماری*ها، نرون ها بدون هیچ دلیل شناخته*شده*ای ارتباط خود را با بقیه ازدست*داده و می*میرند.از افراد فعال در جنبش مذکور می*توان به (تری پراچت) اشاره کرد که خود یکی از قربانیان فساد بافت*های *مغزی ست و نوشته*های او درواقع تجربیات عینی*اش در مواجهه با بیماری است. او همزمان با تحلیل رفتن و نابود شدن بافت*های *مغزش به تفکر و مطالعه در مورد بیماری می*پرداخت. دیگر فرد نامدار در این جنبش (روالد دال) است که به*صورت پیگیر تأثیرات بیماری در *مغز انسان را دنبال می*کرد و دست آوردهای بی*نظیری داشت. او معتقد بود که خود نیز توانایی بی*نظر فکری*اش را به دلیل ضربه*ی شدید به سر در یک حادثه*ی سقوط هواپیما به دست آورده است.ممکن است شما نبوغ دال و یا روحیه*ی جنگندگی پراچت را نداشته باشید ولی حتماً می*توانید در هفته زمان کمی به تفکر و تعمق در مورد *مغزتان اختصاص دهید. بگذارید این عضو حیاتی و ارزشمند از قدرشناسی شما آگاه باشد و اگر احتمالاً جزو آن دسته*ای هستید که با مصرف *سیگار و الکل به*صورت روزانه در حال صدمه زدن به *مغز خود هستند، شاید اختصاص این زمان اندک، فرصتی برای تجدیدقوای *مغزتان باشد.منبع: بیست ستونredirect.php?a=*[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید | عضویت]