زبان فارسی باستان، نیای زبان فارسی امروز، زبان قوم پارس بوده*است که پس از ورود به ایران در جنوب غربی آن (استان فارس کنونی) ساکن شدند و شاهنشاهی بزرگ هخامنشی را در ۵۵ ق. م. بنیاد نهادند. به نظر می*رسد که زبان فارسی باستان به صورت مکتوب جز در کتیبه*های شاهان هخامنشی، در جاهای دیگری به کار نرفته*است. آنچه در کتیبه*ها ذکر شده، مطالب مربوط به حکومت و سیاست است اما از گفته*های نویسندگان یونانی معلوم می*شود که ادبیات حماسی به زبان فارسی باستان به صورت روایی و شفاهی، وجود داشته*است. افزون بر آن شروو کتیبه*های فارسی باستان را نیز متاثر از مضمون*ها و ساختارهای این ادبیات حماسی روایی می*دانددر کتیبه*های فارسی باستان هرگز نامی از اوستا برده نشده*است. اما سنجش کتیبه*های فارسی باستان و متن*های اوستایی حکایت از آن دارد که از نظر شکل و مضمون میان این دو متن باستانی تناظرها و یکسانی وجود دارد.پارتیشنپارتیشن نمایشگاهیپارتیشن شیشه ایپارتیشن دوجدارهپارتیشن خانگیپارتیشن ام دی افپارتیشن mdfپارتیشن شرق تهرانپارتیشن تک جدارهپارتیشن چوبیپارتیشن ریلیپارتیشن کنافدر هر یک از این دو پیکره ادبی، تناظرها، ریختاره*های موروثی سنت ادبی روایی سینه به سینه*اند که در کتیبه*های فارسی باستان به صورت منثور، و با آزادی عمل بیشتر، و در متن*های اوستایی به صورت منظوم، و با ساختار و وزنی معین به کار رفته*اند و احتمال آنکه این یکسانی*ها و تناظرها تصادفی یا عاریتی یا حتی ناشی از جهانی*های اندیشه و زبان باشند، بسیار اندک است. به احتمال بسیار مصنفان این متن*های باستانی از مضمون*ها و ریختاره*های یک سنت ادبی موروثی بهر جسته*اند.برای نمونه مضمون «مشروعیت پادشاهی» بیان می*شود:در خاور نزدیک شاهان مدعی اند که از جانب خدایان و به ویژه از ایزدی خاص به شاهی منصوب شده*اند و شاهی آنان بدین سبب از مشروعیت برخوردار است. همین مضمون در کتیبه*های فارسی باستان به صورت رابطه*ای میان اهوره*مزدا و شاه نامبرده در سنگ نوشته مشاهده می*شود. در متن*های اوستایی، اقتدار و توانایی به ایزدان گوناگونی تعلق دارد. اما اقتدار ویژه از آنِ اهورامزدا است. در ریگ ودا نیز نظیر این مضمون دیده می*شود.نحوه ارائه این مضمون در متن*های نامبرده به وسیله ریختاره*های سنت ادبی روایی موروثی به این گونه است:در متن*های خاور نزدیک: متنی دربارهٔ شاهی تیگلت*پیلسر یکم (۱۰۷۶-۱۱۱۴ ق. م.): «خدایان بزرگ، فرمانروایان آسمان*ها و دنیای زیرزمین... قلمرو شاهیِ تیگلت-پیلسر را بزرگ نمودند... شاهی/اقتدار به او بخشیدند...»در کتیبه فارسی باستان: کتیبه داریوش در بیستون (DB۱، ۲۴-۲۵) اهورهَ مزدا شاهی/اقتدار (یا قلمرو شاهی) را به من بخشید.در متن*ها اوستایی: مهریشت (یشت ۱۰، بند ۶۵): او، ایزدی که بر فراز همه سرزمین*ها پرواز می*کند، شاهی/اقتدار می*بخشد.در متن*ها ودایی: در ریگ ودا (۶/۱۵۷/۱): شما دو (اَشوین) نیرومند اقتدار می*بخشید به آنان که برای شما فدیه می*آورند.[