نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: دانلود رمان بامداد خمار

  1. #1
    مدیر بازنشسته

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۳۰ مهر ۹۴ [ ۱۰:۰۶]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,642
    امتیاز
    63,652
    سطح
    1
    Points: 63,652, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryCreated Album picturesRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    17
    سپاس ها
    33
    سپاس شده 1,825 در 979 پست

    دانلود رمان بامداد خمار

    رمان بامداد خمار



    دانلود رمان بامداد خمار اثر فتانه حاج سید جوادی (پروین)

    بخشی از این رمان :


    مگر از روی نعش من رد بشوی
    - این طور حرف نزنید مامان، خیلی سبك است. از شما بعید است. شما كه می دانید من تصمیم خودم را گرفته ام و زن او می شوم.
    - پدرت ناراضی است سودابه. خیلی از دستت ناراحت است.
    - آخر چرا؟ من كه نمی فهمم. خیلی عجیب است ها! یك دختر تحصیلكرده به سن و سال من هنوز نمی تواند برای زندگی خودش تصمیم بگیرد؟ نباید خودش مرد زندگی خمدش را انتخاب كند؟
    - چرا، می تواند. یك دختر تحصیلكرده امروزی می تواند خودش انتخاب كند. باید خودش انتخاب كند.
    ولی نباید با پسری ازدواج كند كه خیلی راحت دانشكده را ول می كند و می رود دنبال كار پدرش. نباید زن پسر مردی شود كه با این ثروت و امكاناتی كه دارد، كه می تواند پسرش را به بهترین دانشگاه ها بفرستد، به او می گوید بیا با خودم كار كن، پول توی گچ و سیمان است. نباید زن مردی بشود كه پدرش اسم خودش را هم بلد نیست امضاء كند. سودابه، در زندگی فقط چشم و ابرو كه شرط نیست. پدر تو شبها تا یكی دو ساعت مطالعه نكند خوابش نمی برد. تو چه طور می توانی با این خانواده زندگی كنی؟ با پسری كه تنها هنر مادرش این است كه غیبت این و آن را بكند. بزرگترین لذت و سرگرمیش در زندگی سرك كشیدن و فضولی كردن درامور خصوصی دیگران است. تو نمی توانی با این ها كنار بیایی. تو مثل این پسر بار نیامده ای. تو....








    لینک دانلود رمان بامداد خمار در پایین :





    bamdade-khomar

  2. کاربر روبرو از پست مفید niloofar سپاس کرده است .

    mina12MINA (جمعه ۰۶ بهمن ۹۱)

  3. #2
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۲۹ شهریور ۹۶ [ ۰۳:۲۳]
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,302
    امتیاز
    42,397
    سطح
    1
    Points: 42,397, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 57.0%
    دستاوردها:
    Three FriendsYour first GroupCreated Album picturesCreated Blog entryTagger First Class
    نوشته های وبلاگ
    134
    سپاس ها
    1,362
    سپاس شده 1,584 در 1,016 پست
    حالت من
    Zodranj

    Icon16

    بامداد خمار. رمانی از فتانه حاج سید جوادی (پروین) (تولد 1324) نویسنده ایرانی که در 1373 به رشته تحریر در آمد و چاپ*های متعدد آن بحث*هایی در میان خوانندگان مخالف و موافق برانگیخت. این اثر در قالب داستانی ساده و روان و در مجموع گیراست و مضمونی آشنا و روزمره دارد. سادگی مضمون و نیز زبان اثر که حاکی از تلاش نویسنده برای تحریک احساسات رقیق خواننده است، گاه از حد مناسب شأن رمان تنزل می*کند و به زبان پاورقی مجله*های زنان نزدیک می*شود. اما می*توان این اثر را در کل حاوی عناصر مثبت و جاذب نیز دانست.


    "بامداد خمار" سرگذشت عشق پرشور و شتاب*زده دختری پانزده ساله به نام مجبوبه از طبقه متمول و نسبتا اشرافی اوایل سلطنت رضا شاه، نسبت به جوانی تهی*دست از طبقه پایین اجتماع است. عشقی خام که دختر جوان را بر آن می*دارد تا به رغم مخالفت اطرافیان و با رد عواطف عاشقانه و پیشنهاد ازدواج پسر عمویش _ منصور _ و با قبول محرومیت از پدر و مادر طی مراسمی ساده به عقد رحیم شاگرد دکان نجاری سرگذر، در آید. آشیانه عشق محبوبه که به مدد پدرش بصیر الملک در خانه*ای کوچک و محقر جایگزین می*شود به مرور زمان به شکنجه*گاهی جهنمی مبدل می*گردد. دختر جوان در زندگی جدید که با زندگی مرفه و بی*غم و رنج گذشته فرق بسیار دارد و با حشر و نشر با مادر رحیم که زنی بی سواد و طماع و دسیسه*گر است و شوهری که به تدریج جاذبه خویش را از دست می*دهد و تحت تأثیر ناپختگی و جهالت خویش و نیز پاره*ای از خصوصیات حاکم بر طبقه خود چهره*ای خشن و مغایر با تصورات نخستین دختر نشان می*دهد گرفتار برزخی از عشق و نفرت می*شود. در این میان وجود الماس پسر کوچک آن دو و نیز شراره های کم سوی عشق در حال احتضار، یگانه رشته*ای است که این پیوند نامتجانس را دوام می*بخشد و لحظاتی از شادی و سعادت گذرا را به زن هدیه می*کند.



    محبوبه آن زمان که از جاذبه*های صوری مرد رها می*شود و آماج آزار و ضرب و شتم او قرار می*گیرد و به عمق اشتباه جوانی خود پی می*برد از به دنیا آوردن فرزندی دیگر سرباز می*زند و با توسل به شیوه*ای خطرناک جنین خود را می*اندازد و بر اثر عواقب سوء آن برای همیشه نازا باقی می*ماند. الماس خردسال نیز پس از چندی بر اثر غفلت مادر رحیم در حوض خانه همسایه غرق می*شود و محبوبه از شدت افسردگی در بستر بیماری می*افتد. رحیم که به زودی غم از دست دادن فرزند را به فراموشی می*سپارد به خیانت*های خویش ادامه می*دهد و تلاش دارد تا با اغوای محبوبه خانه و دکان جهیزیه او را به تملک خویش درآورد. ولی این بار محبوبه به قیمت خرد شدن در زیر ضربات سنگین
    رحیم و پس از کشمکش تن به تن با مادر او موفق می*شود خود را از آن زندان رها سازد و به آغوش خانواده پدری و زندگی آرام و بی دغدغه سابق بازگردد.



    منصور که در مدت 8 سال دوری محبوبه از محفل خانوادگی دو همسر اختیار کرده و دارای فرزندانی است و کماکان خاطره عشق محبوبه را در دل دارد به اصرار همسر خویش _ نیمتاج _ که زنی متدین و دارای کمالات و ادیب اما آبله روست. محبوبه را به ازدواج خویش در می*آورد! بدین سان مثلث عشق محبوبه منصور و نیمتاج شکل می*گیرد که در آن هر سه قهرمان تلاش دارند تا آلام و رنج*ها و احساسات پرشور خویش را از دیگران پنهان نگاه دارند. محبوبه مالامال از حسادتی زنانه و در آرزوی داشتن فرزندی از منصور، نیمتاج در حسرت زیبایی محبوبه و هراس از دست دادن همسر و فرزندان و منصور درگیر روابطی دوگانه از یک سو عشق سوزان به محبوبه و از سوی دیگر تکلیف وجدانی نسبت به نیمتاج و در موقعیتی مغایر با اعتقادات قلبی و افکار روشنفکرانه خویش. آنان به زندگی غیر متعارف و به ظاهر مسالمت*آمیز خویش ادامه می*دهند تا عاقبت این تنش پنهان میان سه قهرمان با توسل محبوبه به ایمان و تسلیم او به سرنوشت به آرامی می*گراید. سرانجام پس از سال*ها با مرگ نمیتاج و منصور این مثلث از هم می*پاشد و محبوبه با فرزندان منصور تنها می*ماند.



    رمان از طرح داستان در داستان پیروی می*کند. اما تسلسل وقایع در داستان اصلی به یکدستی حفظ می*شود. شخصیت*ها ساده و تک بعدی ترسیم می*شوند و تنها شخصیت راوی یعنی محبوبه است که ابعاد پیچیده*ای می*گیرد و به صورت تلاطم درونی یک زن در بستر حوادث زندگی به تفصیل بیان می*شود. همین کندوکاوهای یک سویه در عالم ذهنی راوی و گفتگوهای درونی او (که به خصوص در فصل دوم شکل اغراق آمیز و گاه تصنعی می*گیرد) و بی توجهی به ذهنیات قهرمانان دیگر (رحیم و مادرش) به انسجام رمان و قدرت تأثیر گذاری برخواننده نکته*بین لطمه می*زند. این کاستی البته در بخش سوم که در آن نویسنده استادانه تألمات روحی محبوبه و تا حدی قهرمانان دیگر را به نمایش می گذارد برطرف می*شود.



    انتقال خصوصیات زمان و مکان به خواننده بسیار سطحی است و تنها به مدد کاربرد نام بعضی از اشیا و نشانه*ها از قبیل کالسکه اندرونی، پیچه و روبنده، سعی در فضاسازی می*شود. در پردازش شخصیت*ها که جملگی از نظرگاه قهرمان (راوی) داستان توصیف می*شوند، ضعف کلی دیده می*شود و عدم تنوع زبان آن*ها این ضعف آشکار را دو چندان می*سازد. در مجموع خواننده نباید در این اثر جویای مضامین پیچیده اخلاقی و فلسفی یا شگردهای ادبی باشد.



    رمان سیری است در دنیای زن با قلمی زنانه؛ و نویسنده تلاش دارد تا در این کندوکاو تنها به احساسات عاشقانه و آسیب*پذیری زن و زنجیرهای اسارت او بپردازد. در این میان مضمون ساده و در عین حال قابل تعمق داستان که بیانگر مرز باریک میان عشق و هوس و خطاهای جوانی است و قهرمان زن را به عمری رنج و اندوه یا به قول نویسنده در خماری پس از مستی هوس، باقی می*گذارد متأسفانه گاه با برخی کلی گویی*ها و اخذ نتایج اجتماعی از جانب نویسنده بی آن که پشتوانه منطقی و پذیرفتنی در رمان داشته باشد، به شدت لطمه می*بیند. این در حالی است که نویسنده سعی دارد تا شکل ساده رمان را حفظ کند و تنها به بیان زندگی چند انسان خارج از تأثیرات محیطی و اجتماعی در چارچوب کشمکش عشق و نفرت و تفاهم و عدم تفاهم و خوب و بد بپردازد. بدین سان مضمونی عام و روان شناختی که در هر نوع رابطه عشقی حتی درون یک طبقه اجتماعی واحد می*تواند مصداق یابد گاه پی آمد اختلاف طبقاتی جلوه گر می*شود.




    کتاب بامداد خمار جلد 1 خیلی آموزنده و جالبه .
    ولی وقتی جلد 2 این کتاب و میخونیم به این میرسیم که چقدر بعضی از برداشتهای ما با نویسنده و هدف اون متفاوت بوده.
    هم جلد 1 و هم جلد 2 ارزش این و داره که خونده بشه.
    قابل توجه آقا نیما .
    یه بار بخونش شاید به جواب سوالت برسی.
    ویرایش توسط nasim.h : جمعه ۲۸ مهر ۹۱ در ساعت ۲۰:۱۵


    هر جمعه برایت نامه ای می نویسم و خود خوب میدانم که چرا نمی آیی!!!
    چون می دانم که خوب میدانی که خط همه نامه هایم کوفی است!



  4. کاربر روبرو از پست مفید nasim.h سپاس کرده است .

    mina12MINA (جمعه ۰۶ بهمن ۹۱)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •