کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 32

موضوع: اللهُمَّ عَجِّل لِوَلِیِّكَ الفَرَجَ

  1. #1
    مدیر انجمن

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۰۸ تیر ۹۶ [ ۲۲:۳۵]
    محل سکونت
    زیر بارون بدون چتر
    نوشته ها
    490
    امتیاز
    21,296
    سطح
    1
    Points: 21,296, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryThree FriendsYour first GroupCreated Album pictures10000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    313
    سپاس ها
    1,267
    سپاس شده 1,365 در 535 پست
    حالت من
    Khonsard

    اللهُمَّ عَجِّل لِوَلِیِّكَ الفَرَجَ

    اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ‏
    خدايا باش براى ولى خود
    الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى‏ ابآئِهِ،
    حضرت حجت فرزند امام حسن عسكرى درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد
    فی هذِهِ السَّاعَةِ، وَفى‏ كُلِّ ساعَةٍ، وَلِيّاً وَحافِظاً، وَقآئِداً وَناصِراً، وَدَليلاً
    دراين ساعت و در هر ساعت يار و مددكار و نگهبان و رهبر و ياور و راهنما
    وَعَيْناً، حَتّى‏ تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً، وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
    و ديده‏ بان تا او را از روى ميل و رغبت مردم در روى زمين سكونت دهى و بهره‏ مندش سازى زمانى دراز









    اینه خیالم پراز ظهور است...

    و لحظه لحظه های انتظار در کنجی نشسته اند.
    هیچ چیز اتفاقی نیست ، نه این آدینه های منتظر که از پس هم می آیند ونه زیارت ضریحی و نه انتظار تو........
    حتی دیدن یاران انتظار تو از پس کوچه های غم آلود تنهایی یا در بی راه های سقوط.....
    حکایتی از ترنم بهاری نور وجود توست .
    گویند عریضه ای نویس و حاجت خود گیر......
    اما.... اما.....حاجت من ...... حاجت من ..... اصلا من حاجتی ندارم....فقط.....می شود که مهمان سفره تو شوم به هرچه تو بیاوری ، ولی اگر به من باشد فقط نگاه تو را بر این قلب تیره خورده خود می خواهم.
    خیال آمدن جمعه موعود وصال که در راه است و صدای هر روز اذان دغدغه هم را پایان می دهد.
    معجزه چیست؟ معجزه شکافتن رودی درتاریکی است؟ یا روشن شدن چشمان کوری در انتهای جهالت ؟.....
    معجزه اینجاست...در پس لحظه ها ، کنار پنجره ها ، در آنسوی باغ ، نشستن چکاوکی خسته و سر دادن آواز دلدادگی....
    نشانه ها کم نیست دلتنگی ها پایان خواهد آمد.......








    گفتم: دلم گرفته و ابرهای اندوهش سیل آسا می بارد. آیا نمی خواهی با آمدنت پایان خوشی بر دلتنگیم باشی.
    گفتی بگو: «اللهم عجل لولیک الفرج»
    گفتم: اگر امید آمدنت نبود، اگر روز خوش ظهور در ذهنم تجلی گر نبود، هیچ گاه روزگار انتظار را برنمی تابیدم. آیا نمی خواهی به خاطر تنها دلخوشی دل غمدیده ام بیایی.
    گفتی: بگو«اللهم عجل لولیک الفرج»
    گفتم: روز آمدنت نبودم، روز رفتنت هم نبودم، اما حالا با التماس از تو می خواهم که روز ظهورت باشم،
    گفتی: بگو«اللهم عجل لولیک الفرج»
    گفتم: تو که گفتی با غم شیعیانت دلتنگ می شوی، اما من سوختم و از تو خبری نشد.
    گفتی: بگو«اللهم عجل لولیک الفرج»

    گفتم: چه روزها و چه شبها این دعا را زمزمه کرده ام اما تو نیامدی.
    گفتی: صدای تپش های قلبت را بشنو، اگر از جان برایت عزیزترم با هر صدای تپش قلبت باید زمزمه کنی«اللهم عجل لولیک الفرج»
    و من به عقب بازگشتم و دیدم که چه سالها قلبم تپیده و برای آمدنت دعای فرج نخوانده ام، ای عزیزتر از جانم
    ویرایش توسط دنیای خاموش من : پنجشنبه ۲۹ فروردین ۹۲ در ساعت ۱۹:۵۷ دلیل: ترکیب پست های پراکنده/تنظیم
    وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم!

  2. 3 کاربر از پست مفید ‏Mahboob سپاس کرده اند .

    nasim.h (جمعه ۲۳ فروردین ۹۲),shakila (جمعه ۲۳ فروردین ۹۲),مسیح (شنبه ۱۳ مهر ۹۲)

  3. #2
    مدیر انجمن

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۰۸ تیر ۹۶ [ ۲۲:۳۵]
    محل سکونت
    زیر بارون بدون چتر
    نوشته ها
    490
    امتیاز
    21,296
    سطح
    1
    Points: 21,296, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryThree FriendsYour first GroupCreated Album pictures10000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    313
    سپاس ها
    1,267
    سپاس شده 1,365 در 535 پست
    حالت من
    Khonsard
    گفتم:
    دنبال يكي مي گردم كه حرفامو،
    هروقت دلم خواست وهركجا بودم فقط به اون بگم اونم خوب بشنوه،
    به كسي نگه،خوبم دركم كنه.
    گفت:
    اون گمشدت منم كه حرفات رومي شنوم ودرك مي كنم
    ودرد دلهات روپيش خودم نگه مي دارم،
    بامن حرف بزن هروقت كه دوست داري،
    هرجوركه دلت مي خواد.
    گفتم:
    ميخوام دوستم داشته باشه ومنو هيچ وقت ازياد نبره!
    گفت:
    منم قبل ازاينكه تودنبالم بگردي دوست داشتم...
    ويادتوازخاطرم نمي بردم وبه يادت بودم.
    گفتم:
    حالا جداازشنيدن درددلم،كاري هم برام مي توني بكني.
    گفت:
    بله،نه فقط مي تونم مشكلاتت روحل كنم،
    بلكه بدون اينكه بهت بگم هر جورصلاح باشه كاراتودرست مي كنم.
    گفتم:
    اگه يه وقت كاري بكنم كه دوست نداشته باشي،بعد ديگه ولم مي كني؟
    گفت:
    نه دلم مي سوزه،ناراحت ميشم اما رهات نمي كنم وبرات دعا مي كنم،
    فقط يادت باشه منو فراموش نكني.
    گفتم:
    چه كاركنم رابطه مون محكم تروقوي تربشه؟
    گفت:
    رسم دوستي ومحبت اينه كه همه مي دونن:به يادم باش،
    بامن حرف بزن وهمينطوري كه كارايي روكه دوست داشتي انجام دادم،
    توهم هرقدرتونستي كارايي روكه من دوست دارم انجام بده و...!!
    گفتم:
    وچي؟!
    گفت:
    ويه كارمهم ترازهمه...
    من يك گره بزرگ دارم كه فقط به دست خودخدا بازميشه
    ولي تواگه دعا كني خدازودتراونوبازمي كنه.
    گفتم:
    يعني خدا با دعا كردن من اين گره تورو وامي كنه...!!!
    گفت:
    بله مطمئن باش واصلا"وقتي تودعا كني،
    خود به خود كلي ازغم من كم ميشه.
    گفتم:
    خيلي دوست دارم وبراي بازشدن گره كارت دعا مي كنم...
    توهم منورها نكن.
    گفت:
    منم خيلي دوست دارم وتا هميشه همراهت خواهم بود
    فقط يادت نره منو فراموش نكن وهر كارم كردي
    بازبرگرد پيشم وضمنا برام دعا كن
    ...حتما..زياد دوست عزيزم!
    وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم!

  4. 2 کاربر از پست مفید ‏Mahboob سپاس کرده اند .

    nasim.h (جمعه ۲۳ فروردین ۹۲),مسیح (شنبه ۱۳ مهر ۹۲)

  5. #3
    مدیر انجمن

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۰۸ تیر ۹۶ [ ۲۲:۳۵]
    محل سکونت
    زیر بارون بدون چتر
    نوشته ها
    490
    امتیاز
    21,296
    سطح
    1
    Points: 21,296, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryThree FriendsYour first GroupCreated Album pictures10000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    313
    سپاس ها
    1,267
    سپاس شده 1,365 در 535 پست
    حالت من
    Khonsard
    چه انتظار عجیبی !ببین آقا ،عزیز من
    چه غریبی ،عجیب تر که چه آسان ،نبودنت
    شده عادت ،نه کوششی ،نه وفایی
    فقط نشسته وگفتیم :خدا کند بیایی ...!

    redirect.php?a=redirect.php?a=redirect.php?a=*
    چه روز ها که يک به يک غروب شد نيامدي
    چه بغض ها که در گلو رسوب شد نيامدي
    خليل آتشين سخن تبر به دوش بت شکن
    خداي ما،دوباره سنگ و چوب شد نيامدي
    براي ما که خسته ايم و دل شکسته ايم نه
    ولي براي عده اي چه خوب شد نيامدي
    تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام
    دوباره صبح و ظهر نه غروب شد نيامدي...
    redirect.php?a=redirect.php?a=redirect.php?a=** redirect.php?a=

    داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست . شرمنده ایم... می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست . می دانیم كوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است كه در حق تو كرده ایم ... یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ، و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم . به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم . اما ای فرزند احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم . اگر بگویند برای یافتن تو باید بیابانها را در نوردیم ، در می نوردیم . اگر بگویند برای دیدار تو باید سر به كوه و صحرا گذاریم ، می گذاریم

    redirect.php?a=redirect.php?a=redirect.php?a=** redirect.php?a=redirect.php?a=**
    برادران یوسف وقتی به نزد او آمدند كالایی � هر چند اندك � آورده بودند ، سفارش نامه ای هم از یعقوب داشتند . اما ... ای آقا ! ای كریم ! ای سرور ! ما درماندگان ، دستمان خالی و رویمان سیاه است . آن كالای اندك را هم نداریم . اما... نه ، كالایی هر چند ناقابل و كم بها آورده ایم . دل شكسته داریم ... مقدورمان هم سری است كه در پایت افكنیم . ناامیدیم و به امید آمده ایم. افسرده ایم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ایم . سفارش نامه ای هم داریم ... پهلوی شكسته مادر مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ایم


    *
    وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم!

  6. 2 کاربر از پست مفید ‏Mahboob سپاس کرده اند .

    nasim.h (جمعه ۲۳ فروردین ۹۲),مسیح (شنبه ۱۳ مهر ۹۲)

  7. #4
    مدیر انجمن

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۰۸ تیر ۹۶ [ ۲۲:۳۵]
    محل سکونت
    زیر بارون بدون چتر
    نوشته ها
    490
    امتیاز
    21,296
    سطح
    1
    Points: 21,296, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryThree FriendsYour first GroupCreated Album pictures10000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    313
    سپاس ها
    1,267
    سپاس شده 1,365 در 535 پست
    حالت من
    Khonsard

    سلام برگل نرگس
    به نام آن كه انسان را مسافر كاروان انتظار گردانيد
    سلام اى گل نرگس، اى كه شيرين ترين انتظار، انتظار توست
    و بهترين منتظر، منتظر توست
    مى توانم در يك كلمه پر معنا بگويم:
    گر عشقى هست و عاشقى
    نام تو معشوق و من عاشق و شيفته توأم
    در انتظارت مى مانم و از خداى بزرگ مى خواهم كه ظهورت را نزديك گرداند
    ما محتاج يك نگاه گذراى شما هستيم،

    زودتر ظهور كن و قلب رهبرمان را شاد گردان
    ما و رهبرمان در انتظار تو مى مانيم.
    خدا كند كه بيايى و ما هم يكى از يارانتان باشيم

    به جز دستهای پر قدرت تو راهی نیست
    که قلب پر از فراموش من از نام پر از حیاط تو آکنده شود و می دانم ،
    می دانم مهربانی تو را آن قدرت هست
    که قلبم را چنان وسعتی بخشد که از محبت تو سیراب شود.
    آقای من کرم کن و بر من بتاب ...
    امروز هم از صبح منتظرت بودم.
    خانه دلم را آب و جارو كرده بودم براي تو. چشم هايم از پگاه، يكسره به در بود.
    گوش هايم را سپرده بودم به سمت هر صدايي كه ميتوانست نشاني از تو را به همراه داشته باشد.
    مي دانم قابل نيستم،اما خيلي دلم مي خواهد ببينمت؛
    جمعه ها، همه جمعه ها،ديدگانم را به سمت آمدن تو مي دوزم؛
    دلم نيز پيوسته سرك مي كشد تا ببيند چه هنگام مي آيي.
    گوش هاي من،صادقانه عاشق صداي تو هستند.
    نه من تنها؛كه همگان، انتظار ديدن روي تورا دارند.
    همه دوستت دارند. همه عاشق تو هستند.
    دنيا،بي تو فاقد گل و عطر معناست.
    ویرایش توسط ‏Mahboob : جمعه ۲۳ فروردین ۹۲ در ساعت ۱۲:۳۴
    وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم!

  8. 4 کاربر از پست مفید ‏Mahboob سپاس کرده اند .

    85946318 (شنبه ۱۳ مهر ۹۲),nasim.h (جمعه ۳۰ فروردین ۹۲),مسیح (شنبه ۱۳ مهر ۹۲),دنیای خاموش من (جمعه ۲۳ فروردین ۹۲)

  9. #5
    مدیر انجمن

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۰۸ تیر ۹۶ [ ۲۲:۳۵]
    محل سکونت
    زیر بارون بدون چتر
    نوشته ها
    490
    امتیاز
    21,296
    سطح
    1
    Points: 21,296, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryThree FriendsYour first GroupCreated Album pictures10000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    313
    سپاس ها
    1,267
    سپاس شده 1,365 در 535 پست
    حالت من
    Khonsard
    یا صاحب الزمان ! ...
    یا صاحب الزمان ! داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست .
    شرمنده ایم .
    می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست .
    می دانیم کوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است که در حق تو کرده ایم .
    یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ،
    و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم .
    به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم .
    اما ای فرزند احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم .
    اگر بگویند برای یافتن تو باید بیابانها را در نوردیم ، در می نوردیم .
    اگر بگویند برای دیدار تو باید سر به کوه و صحرا گذاریم ، می گذاریم .
    ای یوسف زهرا !
    خاندان یعقوب پریشان و گرفتار بودند ،
    ما و خاندانمان نیز گرفتاریم ،
    روی پریشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببین .
    به ما ترحم کن که بیچاره ایم و مضطر
    ای عزیزِ مصرِ وجود !
    سراسر جهان را تیره روزی فرا گرفته است .
    نیازمندیم ! محتاجیم و در عین حال گناهکار
    از ما بگذر و پیمانه جانمان را از محبت پر کن .
    یابن الحسن !
    برادران یوسف وقتی به نزد او آمدند کالایی – هر چند اندک – آورده بودند ،
    سفارش نامه ای هم از یعقوب داشتند .
    اما ...
    ای آقا ! ای کریم ! ای سرور !
    ما درماندگان ، دستمان خالی و رویمان سیاه است .
    آن کالای اندک را هم نداریم .
    اما... نه ،
    کالایی هر چند ناقابل و کم بها آورده ایم .
    دل شکسته داریم
    و مقدورمان هم سری است که در پایت افکنیم .
    ناامیدیم و به امید آمده ایم .
    افسرده ایم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ایم .
    سفارش نامه ای هم داریم .
    پهلوی شکسته مادر مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ایم .
    یا صاحب الزمان !
    به یقین ، تو از یوسف مهربانتری .
    تو از یوسف بخشنده تری .
    به فریادمان برس ، درمانده ایم .
    ای یوسف گم گشته ! و ای گم گشته ی یعقوب !
    یعقوب وار ، چه شبها و روزها که در فراق تو آرام و قرار نداریم .
    در دوران پر درد هجران ، اشک می ریزیم و می گوییم :
    تا به کی حیران و سرگردان تو باشیم .
    تا به کی رخ نادیده ترا وصف کنیم .
    با چه زبانی و چه بیانی از اوصاف تو بگوییم و چگونه با تو نجوا کنیم .
    سخت است بر ما ، که از دوری تو ، روز و شب اشک بریزیم .
    سخت است بر ما ، که مردم نادان تر واگذارند .
    سخت است بر ما ، که دوستان ، یاد ترا کوچک شمارند .
    یا بقّیةالله !
    خسته ایم و افسرده ،
    نالانیم و پژمرده ،
    گریه امانمان را بریده است .
    غم دوری ، دیوانه مان کرده است .
    اما نمی دانیم چه شیرینی و حلاوتی در این درد و دوری است که می گوییم :
    کجاست آن که از غم هجران تو ناشکیبایی کند .
    تا من نیز در بی قراری ، یاریش دهم
    کجاست آن چشم گریانی که از دوری تو اشک بریزد ؟
    تا من او را در گریه یاری دهم
    مولای من ! دیدگانمان از فراق تو بی فروغ گشته اند .
    و می دانیم پیراهن یوسف ، یادگار ابراهیم ، نزد توست .
    و ای کاش نسیمی از کوی تو ،
    بوی آن پیراهن را به مشام جان ما برساند .
    و ای کاش پیکی ، پیراهن ترا به ارمغان بیاورد
    تا نور دیدگانمان گردد .
    ای کاش پیش از مردن ، یک بار ترا به یک نگاه ببینیم .
    درازی دوران غیبت ، فروغ از چشمانمان برده است
    کی می شود شب و روز ترا ببینیم و چشمانمان به دیدار تو روشن گردد ؟
    شکست و سرافکندگی ، خوار و بی مقدارمان کرده است .
    کی می شود ترا ببینیم که پرچم پیروزی را برافراشته ای ؟
    و ببینیم طعم تلخ شکست و سرافکندگی را به دشمن چشانده ای .
    کی می شود که ببینیم یاغیان و منکران حق را نابود کرده ای ؟
    و ببینیم پشت سرکشان را شکسته ای .
    کی می شود که ببینیم ریشه ستمگران را برکنده ای ؟
    و اگر آن روز فرا رسد ...
    و ما شاهد آن باشیم ،
    شکرگزار و سپاسگو نجوا می کنیم :
    الحمدلله رب العالمین .
    وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم!

  10. 3 کاربر از پست مفید ‏Mahboob سپاس کرده اند .

    nasim.h (جمعه ۳۰ فروردین ۹۲),مسیح (شنبه ۱۳ مهر ۹۲),دنیای خاموش من (جمعه ۳۰ فروردین ۹۲)

  11. #6
    مدیر انجمن

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۰۸ تیر ۹۶ [ ۲۲:۳۵]
    محل سکونت
    زیر بارون بدون چتر
    نوشته ها
    490
    امتیاز
    21,296
    سطح
    1
    Points: 21,296, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryThree FriendsYour first GroupCreated Album pictures10000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    313
    سپاس ها
    1,267
    سپاس شده 1,365 در 535 پست
    حالت من
    Khonsard
    مثل هـــــر بـــار بــــرای تــــو نــــــوشتم:
    دل من خــــون شــد ازین غم، تـــــو کجـــــایی؟
    و ای کاش کـــــه این جمعــــه بیـــایـــی!دل من تاب نـــدارد، همـــه گــــویند به انگشت اشــــارهمگـــــر این عــــاشق دلسوختــــه اربــــاب نــــدارد؟تــــو کجــــایی؟ تـــــو کجـــــایی...و تـــــو انگــــار به قلبم بنویســــی:کـــــه چـــــرا هیچ نگوینـــــدمگـــــر این منجـــی دلســــوز ، طــرفــــدار ندارد ، کـــــه غریب است؟و عجیب استکـــــه پس از قـــــرن و هـــــزاره هنــــوزم کــــه هنـــــوز استدو چشمش بــــه راه استو مگــــر سیصد و انــــدی نفـــــر از شیفتگانش ، زیــــاد استکــــه گــــــویند بـــــه انــــدازه یک « بـــــدر » علمــــــدار ندارد!و گــــویند چــــــرا این همـــــه مشتــــاق ، ولـــــی او سپهش یـــــــار ندارد!


    =-=-=
    جــــــواب امـــــام زمـــــان:

    تــــــو خـــــودت!
    مـــدعی دوستــی و مهـــر شدیــدی کـــه بـــه هــــر شعــــــر جـدیـدیز هجــــــران و غمم نالــــه ســــرایی ، تـــــو کجـــــایی؟تـــــو که یک عمـــر سرودی «تـــــو کجــــــایی؟» تـــــــو کجـــــایی؟ بـــاز گـــویی کــه مگـــر کاستی ای بـــُد ز امــامت ، ز هــــدایت ، ز محبـــتز غمخـــــوارگــــی و مهــــر و عطــــوفتتــــو پنداشته ای هیچ کســــی دل نگـــــــران تـــــو نبــــــوده؟چــــــه کسی قلب تــــــو را سوی خـــــــدای تــــو کشـــانده؟چــــه کسی در پی هـــــر غصه ی تـــو اشک چکـــــــــانده؟چــــــــــه کسی دست تـــــــو را در پس هــــــر رنج گـــرفته؟ چــــه کسی راه به روی تـــــــو گشوده؟ چــــه خطرهـــــا به دعــــــــایم ز کنار تــــو گـــــذر کـــــــــــرد چـــه زمان هـــا کــه تـــو غـــافل شدی و یــار به قلب تــــو نظــــر کــــرد...و تـــــــو با چشم و دل بستـــه فقط گفتی... تــــو کجــــایی!؟ و ای کــــاش بیـــــایی! هــــر زمان خــــواهش دل بـــا نظــــر یـــار یکــــی بـود، تــــو بـــــودی... هــر زمــــان بــــود تفاوت ، تـــــو رفتی ، تـــــو نمــــاندیخـــواهش نفس شده یـــــار و خـــــدایتو همین است کـــــه تاثیــــر نبخشند به دعـــــایتو بـــه آفــــاق نبردند صـــدایت و غریب است امـــــامت من کــــــــه هستم ، تـــــــو کجــــــایی؟تـــــــو خودت کــــــــاش بیـــــایی بــــه خودت کــــاش بیـــــایی...!
    وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم!

  12. کاربر روبرو از پست مفید ‏Mahboob سپاس کرده است .

    مسیح (شنبه ۱۳ مهر ۹۲)

  13. #7
    مدیر انجمن

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۰۸ تیر ۹۶ [ ۲۲:۳۵]
    محل سکونت
    زیر بارون بدون چتر
    نوشته ها
    490
    امتیاز
    21,296
    سطح
    1
    Points: 21,296, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryThree FriendsYour first GroupCreated Album pictures10000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    313
    سپاس ها
    1,267
    سپاس شده 1,365 در 535 پست
    حالت من
    Khonsard

    تو دلم یه دنیا حرفه
    که میخوام بگم براتون
    تو بگو به من کجایی ، تا ببوسم خاک پاتو
    آقا جون دلم گرفته
    مثل آسمون پاییز
    می دونم مرغ دل من دوباره کرده هواتو
    با خودم یه نذری کردم
    که اگه تورو ببینم
    با همون نگاه اول جونمو بدم براتون
    چه خوبه خونه ی قلبم
    بشه جای تو همیشه
    هک کنی رو صفحه ی دل
    نقش روی دلرباتو
    چی میشه یه بار شبونه
    رد شی از کوچه ی قلبم
    روی ماهتو ببینم
    یا که بشنوم صداتو
    ما رو هم یه نیمه ی شب
    تو نماز شب دعا کن
    تا صبا برام بیاره صدا و سوز دعاتو
    وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم!

  14. کاربر روبرو از پست مفید ‏Mahboob سپاس کرده است .

    مسیح (شنبه ۱۳ مهر ۹۲)

  15. #8
    مدیر انجمن

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۰۸ تیر ۹۶ [ ۲۲:۳۵]
    محل سکونت
    زیر بارون بدون چتر
    نوشته ها
    490
    امتیاز
    21,296
    سطح
    1
    Points: 21,296, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryThree FriendsYour first GroupCreated Album pictures10000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    313
    سپاس ها
    1,267
    سپاس شده 1,365 در 535 پست
    حالت من
    Khonsard




    دیوونه مهدی شدم دلبر دیگر ندارم

    یه دل دارم عشقی به جز دیدن دلبر ندارم

    در دل من هستی و من غیر تو دلبر ندارم

    یک نفس ای دلبر من من ز تو دل برندارم

    گُل بهشت رنگ و صفای گُل ما رو نداره

    خال سیاه خوشگلش دل ز دو عالم می بره

    عاشق دلبر شده ام درسم و از بر شده ام

    دل چو به دلبر داده ام دلبر دلبر شده ام


    زلف سیات روز منو تیره تر از شب می کنه

    دل روز و شب در غم تو ناله یارب می کنه


    کِی باشه در کنار من باشی و من کنار تو

    قرار من باشی و من عاشق بی قرار تو

    اگر بدونم که کجاست عزیز من خونه تو

    جون می زارم تا ببینم نگاه مستونه تو


    عمریه مجنون توأم بی سر و سامون توأم

    مست و پریشون سر زلف پریشون توأم


    مُردم از انتظار تو امروز و فردا می کنی

    یه روز می آد که کشته منو تماشا می کنی
    وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم!

  16. کاربر روبرو از پست مفید ‏Mahboob سپاس کرده است .

    مسیح (شنبه ۱۳ مهر ۹۲)

  17. #9
    مدیر انجمن

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۰۸ تیر ۹۶ [ ۲۲:۳۵]
    محل سکونت
    زیر بارون بدون چتر
    نوشته ها
    490
    امتیاز
    21,296
    سطح
    1
    Points: 21,296, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryThree FriendsYour first GroupCreated Album pictures10000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    313
    سپاس ها
    1,267
    سپاس شده 1,365 در 535 پست
    حالت من
    Khonsard
    گرچه خسته ام گرچه دلشکسته ام

    باز هم گشوده ام درى به روى انتظار
    تا بگويمت هنوز هم به آن صداى آشنا اميد بسته ام.

    اى تو صاحب زمان!

    اى تو صاحب زمين !

    دل جدا ز ياد تو آشيانه اى خراب وبى صفاست

    ياد سبز وروح بخش تو ياد لطف بى نهايت خداست
    کوچه باغ سينه ام اى گل محمدى به عطر نامت آشناست

    آنکه در پى تو نيست کيست؟

    آنکه بى بهانه تو زنده است در کجاست؟


    اى کرامت وجود!

    باد غربتى که مى وزد به کوچه هاى بى تو بوى مرگ مى دهد
    بوى خستگى فسردگى

    کوچه ها در انتظار يک نسيم روح بخش
    يک پيام آشنا ودلنواز سينه را گشوده اند.
    کوچه هاى ما هميشه عاشق تو بوده اند.

    اى کبوتر دلم هوايى محبتت!

    سينه ام آشناى نعمت غم است گر هزار کوه غم رسد هنوز هم کم است

    از درون سينه ام ناله هاى مرغ خسته اى به گوش مى رسد.
    بالهاى زخمى ام نيازمند مرهم است.

    صبحگاه جمعه ها آفتاب ياد تو ز (ندبه)هاى ما طلوع مى کند.

    آنکه شب پس از دعا با سرود اشتياق
    ونغمه اميد با دلى سفيد خواب رفته است
    روز را به شوق ديدنت شروع مى کند

    اى تو معنى اميد وآرزو!

    اى براى انتظار عاشقانه آبرو!

    عشقهاى پاک
    در ميان خنده ها وگريه هاى عاشقان پيش عصمت الهى ات خضوع مى کند.

    اى بهانه اى براى زيستن!

    اشتياق همچو سبزه بهاره هر طرف دميده است.

    جمکران جلوه اى از انتظار وشوق ماست

    اى بهار جاودان اى بهار آفرين

    ما در انتظار مقدم توييم اى اميد آخرين!

    اى عزيز دل پناه شيعيان
    اى فروغ جاودان!
    سايه بلند نام وياد تو از سر وسراى عاشقان بيقرار کم مباد
    قامت بلند شوق جز بر آستان پرشکوه انتظار خم مباد...
    وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم!

  18. کاربر روبرو از پست مفید ‏Mahboob سپاس کرده است .

    مسیح (شنبه ۱۳ مهر ۹۲)

  19. #10
    مدیر انجمن

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۰۸ تیر ۹۶ [ ۲۲:۳۵]
    محل سکونت
    زیر بارون بدون چتر
    نوشته ها
    490
    امتیاز
    21,296
    سطح
    1
    Points: 21,296, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryThree FriendsYour first GroupCreated Album pictures10000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    313
    سپاس ها
    1,267
    سپاس شده 1,365 در 535 پست
    حالت من
    Khonsard
    یا امام زمان شرمنده ام....

    در سینـه دلم گم شده تهمت به که بندم ؟ غیر از تو در این خانه کسی راه ندارد !
    یا صاحب الزمان ! خودت میدونی که من خیلی رو دارم ، همه کار میکنم و بازهم میگم یا صاحب الزمان ، ولی چه کنم آقا ، اگه
    لطف تو نباشه ، اگه تو رو صدا نزنم ، پس چه کسی به من جواب میده ؟ چه کسی دست من رو میگیره .

    یا صاحب الزمان من روحم مریضه ، کمک کنید دیگه بد نباشم . یا صاحب الزمان اينقدر خجالت زده ام كه گاهی روم نمیشه حتی توی گرفتاریها صدات كنم . تو خلوت هر کاری كه دلم خواسته كردم بدون اينكه متوجه باشم یکی داره من رو میبینه . حتی یادم نمی افته که امام دارم . خودمو زدم به کوری .گاهی اينقدر تو زندگيغرق ميشم و اینقدر سرگرمیها و اسباب دنیا منو سرگرم میکنه که یه غبار ، یه لکه سیاه میشینه رو قلبم . فقط وقتی دلم میگیره ، وقتی از همه جا میبرم ، وقتی از مردم نامروتی میبینم ، وقتی از دنیای کوچک دلم خسته میشم یادم می افته که تو صدامو میشنوی .یا صاحب الزمان مي دونم كه اين خواسته من كمال پرروئیه ، ولی آخه من اراده ام ضعیفه ، زود گول میخورم .دلم هوائیه ، دلم به اختیار خودم نیست . خیلی زود گول زرق و برق دنیا رو میخورم .کاش باورم میشد دل جای خداست کاش باورم میشد دل حریم مقدس خداست. کاش می دونستم شکستن دل بیگناه شکستن حریم خداست. یا صاحب الزمان من با هر گناهي که دل شما را ميشكنم ، بخدا و به خودت قسم خجلم، کاش میفهمیدم کارام حجابه. کاش دلم اسیر تن نبود. کاش ... !یا صاحب الزمان کاش دلم اینقدر لایق باشه که تو برا پاکیش دعا کنی . یا صاحب الزمان به حال من بد هم دعا كنيد كه لياقت پيدا كنم وارد دسته خوبان بشم .اي مولا و مقتداي من بيا و با آمدنت مرهمي بر اين دل رنجديده باش ، هر چند رنجي كه شما از مشاهده اعمال من ميبيني ذره اي است در مقابل اقيانوسي بي كران .آقا جان من شرمنده ام ، من خجلم، یک هفته هی گناه میکنم و بعد شب جمعه ای مي يام معذرت خواهی ... !آخه چقدر شرمندگی ، گاهی با خودم فکر میکنم که دیگه از من دل بریدی یا شاید اصلا دل نبسته بودی ، فکر میکنم دیگه نا امید شدی ، اما نه ! شمابزرگوارتر از اون هستي كه بخواهی با اين همه بي وفايي بهم محل نذاري!! شما وفا میکنین اما من هيچ وقت بهت وفادار نبودم !! نادونم آقا ! چيكار كنم ! اگه عقلم كار مي كرد كه دل حجت خدا رو نمی رنجوندم !!شما برام دعا کنید آقا !كمكم كن که دیگه گناه نکنم ، نجاتم بده آقا تا برات بدرد بخور باشم و فدایی قدومتون.مهدي جان با این همه گناه وقتي مي بينم همه التماس دعا مي گن شرمنده شون مي شم . از من میپرسن ، از آقا چه خبر ؟! ای خدا مردم چقدر ظاهر بین هستند ، همه فکر میکنن منم کسی ام ، همه فکر میکنن یه خبری هست ، راستی اگه خدا ستار العیوب نبود خدا میدونه مردم حتی نگاه هم به من نمی کردند . آقا جان تو را به مادرت زهرا (سلام اللهعليها ) من را ببخش ، يا صاحب الزمان من بدم، ولي تو را خدا به حق همه خوبا امشب منِ بد رو هم بخر .هر شب جمعه رو به امیدی صبح میکنم و به خود می گویم که فردا دیگه روز ظهور است ولی جمعه های سوت و کورمی آید و میرود ولی من همچنان منتظر روی توام آقا جان فرج تو ، فرج خود ماست ، دیدن روی تو آرزوی قلبی ماست ، گفته بودم چو بیائی غم دل با تو بگویم ، چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیائی . تو که اگه اراده کنی دست غیر مسلمونا رو هم میگیری و از آب و گل در میاری ، آقا جان ! آیا وقت آن نرسیده که همدم رو سیاهی مثل من باشی ، و من هم مثل همة خوشبختای دنیا به خودم ببالم که یه آقائی ، یه بزرگواری هست که همه عشق منه ، و منم بگم اگه یه روز نبینمت میمیرم ؟!!! تا کی ...؟نه ..... چشمهای من لیاقت دیدنروی تو را ندارد، روی تو زیباتر از آن است که من درکش کنم . مولاي من ، من تو را واسطه قرار ميدم و از خدا مي خوام كه توفيق بده تا گناه نكنم ، خدایا به همه ما توفیق بده گناه نکنیم و شرمنده روی حجتت نباشیم شاید به اين وسيله مقدمات ظهور آن عزیز رو فراهم كنيم. آقاجان من خودمو قابل نمیدونم حتی اسمتونو به زبون بیارم ، اما از شما می خوام که قابلمکنی. یا صاحب الزمان کوه گناه بین من و تو روحائل کرده اگه من نافرمونی میکنم به خاطر جهلمه والا دلم برات پر میزنه ، اونائی که به جدت علی پشت کردند هم جاهل بودن اما آقا من که دیگه دست به روی مادرت بلند نکردم ! من که جدت رو آزار ندادم ! من که آب به روی کودکان اهل بیت نبستم ! من شما رو دوست دارم ،آقا جون دستمو بگیر ، شاید آدم بشم ، شاید سر به راه بشم! آقا جون هر چه تو خوبی من بدم ،اما مکن از خود ردم .آقا جان با اين كه خيلي گناهكارم اماهميشه میگردم ببینم کجا اسم توست ، ببینم کجا عزای جدت برپاست ، منِ روسياه هم ميام با همه شرمندگی و خجالت باز صدات ميكنم ، ميگم آقا جان دارم توي مشكلات غرق ميشم ، جز خداي متعال و شما اهل بیت كسي نيست كه به فريادم برسد.یا صاحب الزمان !دلم گرفته از خودم و گناهام ، از مردم و چند رنگي آنها ، از زمان وگذر سريع آن و از فراق ، كه چه جانكاه و طاقت فرسا و دنيا كه چه مفتون كننده است و مايه فراق .آقا جون من به چه عملم بنازم ؟! به نمازهام که بوئی از خشوع نداره ! به عبادتم که ناقصه ! به قرآن خوندنم که روی کسالته یا به عمل خیری که توی زندگیم نیست و اگه هست بوی ریا میده !!!اللهم نشکوا الیک فقد نبینا و غیبة امامنا و کثرة عدونا و قلة عددنا.آقاجون رو سیاهم رو سیاه اما سلام من رو بپذیر،خطا کارم ، گناهکارم ، اماتو کمک کن که دیگه خطا نکنم.آخه من کی آدم میشم . از اینکه هستم وتو رو ندارم ، از اینکه یاد میگیرم و فراموش میکنم ، از اینکه توبه میکنم و میشکنم . از اینکه وعده میکنم و عمل نمیکنم ، آقا جون باید اینبار خودت یه کاریبکنی ، یه کاری کن اینبار دیگه توبه ام توبه نصوح باشه . آقا جون کمکم کن ، که بدون تو نمیشه ، در همه حال یاد تو اگه نباشه ما رو غفلت میگیره .آقا جون من هموني ام كه وقتی به خودم نگاه میکنم میبینم چقدر ازت دورم و وقتی به تو فکر میکنم میبینم چقدر به من نزدیکی ، من هموني ام كه دستش رو گرفتي و از خواب غفلت بيدارش كردي هموني ام كه نمک میخوره و نمكدونومیشکنه همونی ام که با يك لحظه غرور و غفلت دستش از دستت جدا میشه ، هموني ام كه فكر میكردم فقط منمكه به تو دل داده ، اما وقتی تو اين راه قدم گذاشتم فهمیدم ای بابا چقدر عقبم . دیدم که همه جلو زدن ،ديدم خيلي دورشدم ، بله من همونم آقا ، رو سياهم آقا رو سياه ، چه كنم ،سعي میكنم گمراه نشم ، اما من كه راه رو بلد نيستم . اگر عمرم سر بیاد و فرصت هم از دست بره . چه كنم؟من با این اعمال زشت خود نمک به زخم تو می پاشم اما امیدم به کرم توست و خودت فرمودی که شیعیان خود را یک دم تنها نمی گذارم ، البته اگرما شیعه شما باشیم .اما آقا جان با همه اینها خدا را شکر که اجازه دادی اسمتو ببرم .

    دلنوشته از یه ناشناس

    ویرایش توسط ‏Mahboob : جمعه ۲۷ اردیبهشت ۹۲ در ساعت ۱۱:۲۸
    وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم!

  20. 2 کاربر از پست مفید ‏Mahboob سپاس کرده اند .

    مسیح (شنبه ۱۳ مهر ۹۲),شیما ضیایی (شنبه ۲۷ مهر ۹۲)

صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •