وقتی می شنویم که تجاری از کشورهای پرتغال، قطر، کویت و حتی ترکیه در ایران در حال کشاورزی هستند این سوال پیش می آید که چرا کشاورز ایرانی همیشه از حاشیه سود پایین گلایه می کند اما سرمایه گذار خارجی با وجود این همه ریسک موجود در ایران (ریسک ارز، ریسک تعرفه تجاری و تحریم های موجود) بازهم این تجارت را پر منفعت می داند؟


سرویس اقتصادی افکارنیوز - شاید برای همه جالب باشد که بدانند اولین طرح های توسعه اقتصادی ایران پیش از سال ۱۳۲۰به اجرای درآمده و حداقل ۵ طرح توسعه ای پیش از انقلاب اسلامی در ایران اجرا شده است. این در حالی است که کشورهایی مانند چین ۲۰ سال پس از ایران اولین طرح توسعه اقتصادی خود را کلید زدند.

به گزارش سویس اقتصادی افکار نیوز ، در زمانی که ایران در حال اجرای طرح های توسعه اقتصادی و ساخت راه آهن و زیر ساختهای اقتصادی بود کشورهایی مانند مالزی، قطر، امارات، کره جنوبی و حتی چین از حداقل زیرساختهای توسعه ای نیز بهره مند نبودند اما چه شده است که اکنون با چشم حسرت به پیشرفت این کشورها می نگریم؟ چرا قطری ها امروز می توانند از کشاورزی در ایران سود کسب کنند اما کشاورز ایرانی همیشه از کمبود بازده اقتصادی نالان است؟ از یک سو باغات چای در شمال کشور رها شده و از سوی دیگر پیازها در زمین می ماند و سیب زمینی به صورت رایگان در خیابانها عرضه می شود ؟


۲ عامل برای اوضاع امروز کشاورزی در ایران می توان مطرح کرد اول نقش دولت در کشاورزی و نحوه در زمانی که ایران در حال اجرای طرح های توسعه اقتصادی و ساخت راه آهن و زیر ساختهای اقتصادی بود کشورهایی مانند مالزی، قطر، امارات، کره جنوبی و حتی چین از حداقل زیرساختهای توسعه ای نیز بهره مند نبودند

حمایت دولت از این بخش است که در سالهای گذشته با روشهای مختلف کشاورزی را زمین گیر کرده است. واردات در زمان برداشت محصول، تعیین حداقل قیمت برای خرید کالا، عدم توسعه زیر ساختهایی مانند سیستم مکانیزه و سردخانه های لازم برای انبارداری محصولات کشاورزی، ایجاد و یا انحلال ناگهانی سازمانهای مروبط به بخش کشاورزی را می توان از مهمترین مشکلات دولت در بخش کشاورزی دانست.

ایرج هوسمی در این خصوص به خبرنگار افکارنیوز گفت: مشکل اصلی چایکاران شمال در نوع حمایت دولت از این بخش است زیرا از زمانی که سازمان چای منحل شده دیگر کسی از چایکاران حمایت نمی کند، البته از سال گذشته یکبار دیگر سازمان چای راه اندازی شده است که دارد به بخشی از مشکلات سر و سامان می دهد.

رییس اتحادیه چایکاران تصریح کرد: دولت زیر ساختهای لازم را برای کشاورزان فراهم نکرده است و از این افراد حمایت نمی کند، در حال حاضر برداشت باغات بیش از یک هکتار که نیاز به کارگر برای برداشت داشته باشد به صرفه نیست و به همین دلیل رها شده است.
وی تاکید کرد: تولید چای در یک دهه گذشته از ۷۰ هزار تن به ۳۰ هزار تن تقلیل یافته است.

کشاورزان هم مقصرند


اما این همه مشکلات بخش کشاورزی نیست. عامل اصلی ناتوانی بخش کشاروزی را باید در عملکرد کشاورزان دانست، در کشوری مانند استرالیا کشاورز خود مسئول کشت، داشت، برداشت، نگهدای و بازاریابی محصول است.

یک کشاورز در این کشور تک محصولی نیست، بلکه در کنار سایر محصولاتش، دامداری نیز می کند به عبارت دیگر سبد سرمایه گذاری خود را متنوع ی مانند استرالیا کشاورز خود مسئول کشت، داشت، برداشت، نگهدای و بازاریابی محصول است. یک کشاورز در این کشور تک محصولی نیست، بلکه در کنار سایر محصولاتش، دامداری نیز می کند به عبارت دیگر سبد سرمایه گذاری خود را متنوع می کند تا اگر یک محصول را آفت زد و یا تقاضا برای آن کاهش یافت، وضعیت اقتصادی وی افول نکند.

می کند تا اگر یک محصول را آفت زد و یا تقاضا برای آن کاهش یافت، وضعیت اقتصادی وی افول نکند.

اما در ایرن کشاورزان تنها عمل کشت تا برداشت را انجام می دهند و اکثر آنها کالا را قبل از برداشت پیش فروش می کنند و یا به جای بازاریابی برای کالا، اولین مشتری را (که معمولا دولت با نرخ تضمینی است) به عنوان خریدار می پذیرند.

کشاورزان ایرانی برای نگهداری محصول هیچ برنامه ریزی ندارند وبه همین دلیل است که در زمان برداشت اگر مشتری برای پیدا نشد، محصول در زمین می ماند و نابود می شود (مانند پیاز در کرمان).


چطور کشاورزی در جنوب کرمان برای قطریها سود آور است؟

این روزها خبر حضور قطری ها در ایران برای سرمایه گذاری در بخش کشاورزی ایران بسیار داغ است و این موضوع از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گرفت اما کسی نگفت چگونه شغل کشاورزی که برای ما ایرانی ها بدون سود یا با سود اندک است برای قطری ها می تواند جذاب باشد؟ آنهم با همان نیروی کار و تکنولوژی ایرانی که پیش از این نیز مورد استفاده قرار می گرفت.

البته جواب آن کاملا مشخص است زیرا قطری ها به این نکته به خوبی توجه کرده اند که قبل از تولید باید بازار آن را محیا کرد و برای این منظور در بازار های کشور خود برای فروش محصولات بازاریابی کرده اند.

تولیدات کشاورزی ایران به جز گندم و پسته کمتر پیش می آید که به مرحله صادرات برسند که آن نیز به 2 دلیل است اول اینکه تولیدات ایران نیاز داخلی را به زحمت پوشش می دهد و دیگر اینکه کشاورزان و حتی تجار ایرانی کمتر به فکر صادرات بوده و بیشتر به فکر فروش محصول در نزدیک ترین و کم دردسر ترین بازار هستند.

به عبارت دیگر پیازکاران کرمانی زمانی که در شهرهای اطراف خود بازاری برای فروش پیدا نمی کنند دیگر به فکر حضور در بازارهای دیگر نیستند گویا یکی از دلایل اصلی که دلالان در بازار کشاورزی به راحتی جولان می دهند همین است که کشاورز ایرانی خود زحمت فروش کالا را نمی کشد وبا حداقل سود محصولات خود را می فروشدو در این بین دلال با کمترین هزینه بیشترین سود را کسب می کند

دنیای آنها به چند شهر اطراف ختم می شود. و یا چایکاران شمال به جای آنکه به صادرات بیاندیشند به فکر افزایش نرخ دولتی چای هستند تا با خیال راحت پس از برداشت محصول آن را به شرکت بازرگانی دولتی فروخته و بدون دردسر به بازار دسترسی پیدا کنند.

گندم کاران، برنج کاران، باغداران و سایر تولید کنندگان بخش کشاورزی نیز به همین شکل بوده و همه چشم به الطاف دولت دوخته اند تا چه نرخی را برای خرید تضمینی تعیین می کند و سپس در بهترین حالت با قیمت اندکی بالاتر از قیمت دولت محصول خود را به دلال می فروشند.

عملکرد کشاورزان موجب شد دلالان جولان دهند

یکی از دلایل اصلی که دلالان در بازار کشاورزی به راحتی جولان می دهند همین است که کشاورز ایرانی خود زحمت فروش کالا را نمی کشد و با حداقل سود محصولات خود را می فروشدو در این بین دلال با کمترین هزینه بیشترین سود را کسب می کند. به همین دلیل است که در سالهای گذشته بسیاری از باغداران شمال باغ ها را یا فروخته و یا به حال خود رها کرده اند و آن گونه که کلانتری می گوید به بازار دلالی روی آورده اند.

همه مشکلات را بر دوش دولت نگذاریم

کمی به خود بیایم و برای توسعه کشور همه مشکلات را بر دوش دولت نگذاریم؛ این به معنای عدم مشکل در مدیریت بخش دولتی نیست و دولت باید به وظایف خود در زمینه تامین مالی کشاورزان و ساخت زیر ساختهای لازم برای حفظ تولیدات عمل کند؛ اما کشاورز نیز باید کمی زحمت به خود داده و بازارهای جدید جست و جو کند.

اینکه اولین دلال بتواند کل دسترنج یک کشاورز را خریداری کرده و پس از چند ماه انبار داری به بالاترین قیمت بفروشد نه در شان کشاورز است و نه در شان اقتصاد ایران.