کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: خیانت

  1. #1
    کاربر ویژه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۰۲ خرداد ۹۲ [ ۱۳:۵۶]
    نوشته ها
    104
    امتیاز
    9,605
    سطح
    1
    Points: 9,605, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryYour first GroupThree FriendsCreated Album picturesTagger First Class
    نوشته های وبلاگ
    265
    سپاس ها
    89
    سپاس شده 261 در 141 پست
    حالت من
    Bitafavot

    Lightbulb خیانت

    خیانت!!!



    این اولین باری بود که احساس می کرد شوهرش به او خیانت



    می کند . او با گوش های خودش صدای یک زن را از داخل



    گوشی ، حین مکالمه با همسرش شنیده بود . باورش مشکل



    بود ، همه راههای ممکن را در ذهنش مرور کرد . اول طلاق ،



    ولی فکر اینکه با دو تا بچه به خانه پدر بد اخلاقش برگردد ،



    دیوانه اش می کرد.



    به فکرش رسید که موضوع را با مادرش در میان بگذرد ، ولی



    چون خانواده اش از ابتدا با این ازدواج مخالفت می کردند .



    منصرف شد . تصمیم گرفت ، خیلی صریح و رک به خود



    شوهرش همه چیز را بگوید ، ولی خوب فکر کرد که او خیلی



    راحت همه چیز را انکار خواهد کرد و چون دلیل قانع کننده ای



    ندارد ، شاید محکوم هم بشود . تصمیم نهایی این بود که به آن



    زن تلفن کند ، شاید او نمی دانست که مرد مورد علاقه اش ،



    زن و دو تا بچه دارد .



    تلفن به نام خودش بود این هم از زرنگی های زنانه اش به



    شمار می رفت . پرینت تلفن ها را خیلی راحت گرفت . ساعت



    و دقیقه ای که بوی خیانت به مشامش رسیده بود . هرگز از



    خاطرش محو نمی شد ، ساعت ۴ و ۲۵ دقیقه بعد از ظهر



    دوشنبه ! دستانش می لرزید ، اضطراب همه وجودش را فرا



    گرفته بود ، شماره ها را تک تک و به دقت می گرفت ، یکبار



    دیگر جملاتی را که از قبل آماده کرده بود در ذهنش مرور کرد .



    دو زنگ بیشتر نخورد ، تلفن وصل شد ، همان صدای زنانه آشنا



    گفت : « با سلام ، به شبکه تلفن بانک … خوش آمدید! »
    تصاویر پیوست شده
    • نوع فایل: jpg 47vmq12.jpg (25.8 کیلو بایت, 2 مشاهدات)
    ویرایش توسط silish!!! : یکشنبه ۰۸ مرداد ۹۱ در ساعت ۰۱:۰۴

    کودکی که میداند دستان پینه بسته ی پدرش، ادامه تحصیل نکردن خواهرش و گریه ی مادرش از بی پولی است، در مدرسه چطور بنویسد علم از ثروت بهتر است؟!!

  2. 3 کاربر از پست مفید silish!!! سپاس کرده اند .

    mahdi (پنجشنبه ۱۲ مرداد ۹۱),zahra (یکشنبه ۰۸ مرداد ۹۱),دنیای خاموش من (یکشنبه ۰۸ مرداد ۹۱)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •