حادثه > داخلی- گروه حوادث:
عاملان شهادت مأمور پلیس آگاهی تهران در حالی در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفتند که هر 4 نفر آنها اتهام خود را انکار کردند.
متهمان این پرونده 4 مجرم حرفه*ای هستند که برای اجرای نقشه فرار، مأمور بدرقه را به طرز فجیعی به شهادت رساندند اما چند روز بعد تمامی آنها دستگیر شدند. این حادثه مرداد*ماه سال90 اتفاق افتاد، زمانی که استوار رجب*پور از مأموران پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران، 4 دزد سابقه*دار را سوار یک تاکسی کرد تا آنها را از دادسرای جنایی به بازداشتگاه پایگاه دوم آگاهی منتقل کند.
در میانه راه 4متهم دستبند به*دست که فکر فرار در سر داشتند به راننده تاکسی و استوار رجب پور حمله کردند. آنها با ضربات متعدد، راننده و مأمور پلیس را از ماشین به بیرون انداختند. این در حالی بود که مأمور پلیس پیش از پرت شدن به بیرون، دستگیره در را محکم گرفته بود و سعی می*کرد تا سوئیچ تاکسی را بردارد و مانع فرار متهمان شود. متهمی که خود را به پشت فرمان رسانده بود با دیدن این صحنه شروع به حرکت کرد و همین مسئله باعث شد مأمور پلیس بین در ماشین و تیر چراغ برق گیر کرده و لحظاتی بعد جانش را از دست بدهد.
به*دنبال این ماجرا 4متهم دستبند به*دست سوار بر تاکسی فرار کردند و وقتی مأموران پلیس به محل حادثه رسیدند، اثری از آنها نبود. پیکر بی*جان استوار رجب پور به پزشکی قانونی منتقل و تحقیقات پلیس برای دستگیری مجرمان فراری آغاز شد. مأموران در تحقیقات خود دریافتند عامل اصلی این جنایت، یک سارق سابقه دار به نام ناصر معروف به سوزوکی است که پیش از این نیز در ادارات مختلف پلیس، دارای پرونده بوده. کارآگاهان به ردیابی*های خود ادامه دادند تا اینکه در بررسی*های تخصصی، محدوده*ای که 2نفر از متهمان فراری در آنجا مخفی شده بودند، در سه*راه آذری شناسایی شد. درحالی*که 2روز از فرار متهمان می*گذشت، مأموران توانستند خانه*ای را که ناصر سوزوکی و همدستش در آنجا مخفی شده بودند شناسایی کنند.
این محل به محاصره درآمد و مأموران با زیرنظر گرفتن تمامی راه*های فرار، عملیات دستگیری را شروع کردند. آنها بعد از شکستن در، قدم به این مخفیگاه گذاشتند اما متهمان که مسلح به چاقو و قمه بودند به پشت بام گریختند تا راهی برای فرار پیدا کنند. آنها حتی هنگام محاصره با چاقو و خنجر به مأموران حمله کردند اما موفق نشدند. ناصر سوزوکی و همدستش به همراه دختر جوانی که در آن خانه بود دستگیر شدند و در همان بازجویی*های اولیه به فرار مرگبار از دست مأمور آگاهی اعتراف کردند. بعد از دستگیری ناصر، 2متهم فراری دیگر نیز دستگیر شدند.
پس از تکمیل تحقیقات، برای متهمان کیفرخواست صادر و پرونده به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. هفته گذشته جلسه محاکمه 4متهم پرونده در شعبه71 و به ریاست قاضی عزیزمحمدی برگزار شد. در این جلسه ابتدا نماینده دادستان به بیان کیفرخواست پرداخت و گفت که ناصر (متهم ردیف اول) متهم به مشارکت در قتل مأمور بدرقه، ایراد ضرب و جرح، شرکت در تخریب دستبند، سرقت پرونده*های کیفری و ارتباط نامشروع است و 3همدستش نیز متهم به معاونت در قتل مأمور بدرقه، ضرب و جرح، تخریب دستبند و سرقت پرونده*های کیفری هستند. وی ادامه داد: در این پرونده دختر جوانی نیز به اتهام رابطه نامشروع با ناصر دستگیر شده بود که در حال حاضر در دادگاه حضور ندارد.
بعد از گفته*های نماینده دادستان، خانواده مقتول برای قاتل فرزندشان درخواست قصاص کردند و پس از آن متهمان یکی بعد از دیگری در جایگاه قرار گرفتند تا از خودشان دفاع کنند. ناصر در دفاعیاتش با رد اتهام مشارکت در قتل گفت: ما قصد قتل نداشتیم. فقط می*خواستیم فرار کنیم. روز حادثه وقتی مأموربدرقه من و 3متهم دیگر را سوار تاکسی کرد تا به اداره آگاهی برگرداند، تصمیم به فرار گرفتیم. دست چپ من باز بود و دست راستم به نفر بغل دستی*ام دستبند شده بود.

دستان ما 4نفر به*ترتیب به همدیگر دستبند شده بود و روی صندلی عقب نشسته بودیم. هنگام فرار، خودم را از بین صندلی*های جلو به راننده نزدیک کردم و همزمان با هول دادن او، در ماشین را باز کردم تا به بیرون پرت شود. همدستانم هم با استوار رجب پور همین کار را کردند اما او دستگیره در را که نیمه*باز بود، گرفت و می*خواست هر طوری شده سوئیچ را بردارد. من خودم را به پشت فرمان رساندم و حرکت کردم. کوچه باریک بود و در هر دو طرف آن ماشین پارک شده بود.
اصلا متوجه نشدم که چه اتفاقی افتاد که هنگام عبور از یک پیچ ناگهان در ماشین با تیرچراغ برق برخورد کرد و کنده شد. وقتی دستگیر شدم فهمیدم که استوار رجب پور هنگام برخورد با تیر چراغ برق جانش را از دست داده است. من در آن زمان به اتهام نگهداری خودروی مسروقه دستگیر شده بودم و اگر دست به این فرار نمی*زدم، تا حالا آزاد شده بودم اما خبر نداشتم که هنگام فرار، مأمور پلیس جانش را از دست می*دهد و دچار چنین سرنوشتی می*شوم.
پس از متهم ردیف اول، 3متهم دیگر یکی بعد از دیگری در جایگاه قرار گرفتند و اتهام خود را رد کردند و گفتند که آنها اصلا از نقشه فرار خبر نداشتند و نمی*دانستند که ناصر قصد فرار دارد و در عمل انجام شده قرار گرفته بودند. قاضی عزیز محمدی بعد از شنیدن دفاعیات متهمان و وکلای مدافع آنها ختم جلسه را اعلام کرد و همراه 4قاضی مستشار دادگاه برای صدور رأی وارد شور شد.