پسر دانشآموزی که زودتر از همیشه مدرسه را ترک کرده و به سمت خانهشان میدوید با قطار پرسرعت تصادف کرد و به کام مرگ تلخی فرورفت.

شوک: مرضیه رستمی/ این حادثه هولناک در حالی صورت گرفت که ساکنان مهرشهر کرج بویژه خانواده دانشآموزان دبیرستان باقرالعلوم به خاطر نبود پل عابرپیاده یا زیرگذر به مسئولان اعتراض کرده بودند.اینجا مهرشهر کرج است و مدرسهای در سوی دیگر ریل قطار، وقتی زنگ تعطیلی به صدا درمیآید هیاهویی به راه میافتد و دانشآموزان چارهای ندارند جز اینکه از روی ریلها عبور کنند.اینجا همیشه خطر در کمین است و آخرین قربانیاش پسر نوجوانی بود که چشمهای منتظر مادرش را به اشک نشاند و هممدرسهایهایش را سیاهپوش کرد.
روز دوم اردیبهشت ماه بود. صدای قطار و لرزش ریلها را میشد احساس کرد. پسر نوجوان عجله داشت. به چه دلیلی بماند! انگار اجلش رسیده بود، میدوید تصور میکرد قطار سرعت همیشگیاش را دارد و وی میتواند زودتر از ریل عبور کند.چند ثانیهای طول نکشید که رهگذران همه با دیدن صحنهای هولناک شوکه شدند.
علیرضا مصطفینژاد با برخورد به قطار به گوشهای پرتاب شد و برای همیشه آرمید. جای خالی «علیرضا» در کلاس درس و روی نیمکت همه را غمزده کرده است. خیلیها باور ندارند که پسری پرانرژی به این آسانی آنها را ترک کرده است.


هر دو سیاهپوش هستند و بغضهای گلویشان لحظهای نیست که نشکند و اشک بر گونههایشان نلغزد.
مادر علیرضا با صدای گرفتهای گفت: پسرم از لحاظ جسمی و روحی بسیار سالم بود و هیچگونه مشکلی در این زمینه نداشت و حتی به قدری آرام بود که تنها مسیر مدرسه به خانه را روزانه پشت سر میگذاشت و بدون اطلاع خانواده جای دیگری نمیرفت.
مادر علیرضا همچنین گفت: علیرضا در ساعت 3:15 دقیقه بعدازظهر روز دوشنبه دوم اردیبهشتماه در ساعت فعالیت مدرسه به دلیل نامعلومی از آنجا بیرون رفته و با قطار مشهد-زنجان که در آن ساعت به گفته شاهدان و حاضران اطراف ریل با سرعت غیرمجازی در حال عبور بود برخورد کرده و شدت برخورد تا حدی بوده که علیرضا چند متری به هوا پرتاب شده و جان خود را از دست داده است.وی در خصوص علت این ماجرا گفت: حاضران اطراف ریل که در آن زمان شاهد این حادثه ناگوار بودند گفتند که علیرضا در حال فرار از مدرسه بود و مردی از سوی مدرسه به سمت وی در حال دویدن بود که علیرضا بخش اول ریل را پشت سر گذاشته و هنوز کاملاً خارج نشده بود که با قطار برخورد کرده است.مادر علیرضا گفت: یکی از شاهدان ماجرا مردی بنگاهی بود که بعد از این برخورد تکه سنگی از فاصله دور با وی برخورد کرده و حتی باعث زخمی شدنش شده است.وی همچنین اضافه کرد: علت مرگ پسرم را ضربهمغزی، از بین رفتن مجاری داخلی بدن و همینطور شکستگی پا اعلام کردهاند ولی از لحاظ ظاهر هیچ مشکلی برای بچهام رخ نداده بود.خواهر علیرضا نیز به شوک گفت: مدرسه باقرالعلوم فاز 5 مهرشهر که علیرضا در مقطع اولدبیرستان در حال تحصیل بود قدمتی طولانی دارد ولی با این وجود برای عبور و مرور دانشآموزان این مدرسه و همچنین چند مدرسه ابتدایی و راهنمایی دیگر که در آنسوی ریل فعالیت دارند هیچگونه امکانات امنیتی و حتی یک پل عابرپیاده معمولی تعبیه نشده است و دانشآموزان به ناچار از روی ریل رفتوآمد میکنند.
وی همچنین ادامه داد: آنطور که شنیدهایم بارها اتفاقهای ناگوار بسیاری از این قبیل در آن مکان به وقوع پیوسته است.
خواهر علیرضا نیز گفت: در آن محل علاوه بر مدارس، کتابخانه، باشگاه و استخر نیز وجود دارد و خانوادههای دانشآموزان و همینطور ساکنان و عابران پیاده بارها انتقادات و شکایات بسیاری را به ادارات و سازمانهای مختلف ارائه کردهاند ولی به هیچ نتیجهای نرسیدهاند.
مادر علیرضا همچنین در حالی که گریه میکرد، گفت: متاسفانه تاکنون هیچیک از مسئولان همکاری و همفکری با ما نداشتهاند و انتقادات و شکایات ما راه به جایی نبرده است و هر روز به بهانهای از پاسخ به ما سرباز میزنند.
وی در پایان گفت: ماجرای علیرضای من تمام شد اما هزاران علیرضای دیگر هم وجود دارد که پدر و مادرهایشان همواره به خاطر این قضیه نگرانی داشته و آزردهخاطر هستند. از همه دستاندرکاران عاجزانه میخواهم به این معضل اساسی رسیدگی کنند تا دیگر شاهد به وقوع پیوستن این حوادث و داغدارشدن خانوادهای نباشیم.
چه کسی مقصر است؟
نبود امنیت و بیتدبیری مسئولان، این بار جان یکی از دانشآموزان کرجی را گرفت.
متاسفانه ریل راهآهن اینبار در نزدیکی
حسین آباد مهرشهر کرج علیرضا را به کام مرگ تلخی فرو برد.
مادری که هر روز منتظر است تا تنها پسرش از مدرسه به خانه برگردد و به درد دلهایش گوش دهد، این بار منتظر علیرضا بود، پسری پرجنب و جوش به دلیل بی تدبیری برخی از مسئولان جان خود را از دست داد.
چرا باید شاهد چنین حوادثی باشیم، البته این جریان نه تنها با درگذشت علیرضا تمام نمیشود بلکه علیرضا تنها تلنگری برای مسئولان است.
نکته قابل تامل ماجرا در این است که دانشآموزان چندین مقطع باید برای رفتن به مدارس خود از روی ریل راهآهن عبور کنند.آیا این بیتدبیری باید تا به این اندازه باشد که پس از سالها هنوز مسئولان ذیربط فرصت این را نداشتهاند که به فکر تامین امنیت جان دانشآموزان مدرسه کنار ریل باشند و حتماً باید شاهد حادثه دلخراشی از این قبیل باشیم؟
هیچ تضمینی نیز وجود ندارد که آیا بعد از وقوع این ماجرا فعالیت مثبت و چارهجویی در این زمینه صورت گیرد.
ریل راهآهنی که بدون هیچ گونه حفاظ و ابزار امنیتی در مسیر رفت و آمد دانشآموزان قرار دارد، حتی یک پل عابر پیاده معمولی نیز برای عبور از عرض این ریل در این مکان تعبیه نشده است.در صورتی که وجود یک پل میتوانست از وقوع چنین حادثهای پیشگیری کند.
مرگ دلخراش و تاسف بار این دانشآموز برای هر شنونده و بینندهای ناگوار خواهد بود چه برسد به دوستان، همکلاسی ها و دیگر دانشآموزانی که شاهد این ماجرا بودند و قطعاً تاثیر خوبی در ذهن و افکارشان باقی نخواهد ماند و از این پس علاوه بر فکر و خیال درس و تحصیل باید ناخودآگاه شریک بیبرنامگیهای مسئولان امر نیز باشند و دغدغه رد شدن از روی ریل را با ترس و اضطراب به جان بخرند.
واقعا تا به کی باید با این گونه مشکلات و مسائل ریز و درشت دست و پنجه نرم کنیم و شاهد چنین حوادثی باشیم آیا با کمی مسئولیت پذیری و برنامهریزی نمیتوان از این موارد پیشگیری کرد