کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 18 , از مجموع 18

موضوع: انواع شعر از نظر قالب یا فرم

  1. #1
    مدیر کل سایت

    آخرین بازدید
    شنبه ۰۸ اردیبهشت ۹۷ [ ۱۸:۱۶]
    محل سکونت
    من همان خاکم که هستم.
    نوشته ها
    2,502
    امتیاز
    106,558
    سطح
    1
    Points: 106,558, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Created Album picturesCreated Blog entryTagger First ClassThree FriendsOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    27
    سپاس ها
    2,982
    سپاس شده 2,499 در 1,241 پست
    حالت من
    Khejalati

    Gadid انواع شعر از نظر قالب یا فرم

    مقدمه


    منظور از قالب یک شعر، شکل آرایش مصراعها و نظام قافیه آرایی آن است. شعر به مفهوم عام خود نه در تعریف می گنجد و نه در قالب، ولی شاعران و مخاطبان آنها، به مرور زمان به تفاهم هایی رسیده اند و شکلهایی خاص را در مصراع بندی و قافیه آرایی شعر به رسمیت شناخته اند.


    به این ترتیب در طول تاریخ، چند قالب پدید آمده و ؛ شاعران کهن ما کمتر از محدوده این قالبها خارج شده اند. فقط در قرن اخیر، یک تحوّل جهش وار داشته ایم که اصول حاکم بر قالبهای شعر را تا حدّ زیادی دستخوش تغییر کرده است.




    1- قالبهای کهن


    در قالبهای کهن، شعر از تعدادی مصراع هموزن تشکیل می شود. موسیقی کناری نیز همواره وجود دارد و تابع نظم خاصی است.
    هر قالب، فقط به وسیله نظام قافیه آرایی خویش مشخّص می شود و وزن در این میان نقش چندانی ندارد. از میان بی نهایت شکلی که می توان برای قافیه آرایی داشت، فقط حدود چهارده شکل باب طبع شاعران فارسی قرار گرفته و به این ترتیب، قالبهای شعری رایج را پدید آورده است :








    قصیده


    مثنوی


    غزل


    قطعه


    ترجیع بند


    ترکیب بند


    مسمط


    مستزاد


    رباعی


    دو بیتی


    تصنیف


    چهارپاره


    مفرد


    تضمین


    2- قالبهای نوین




    تا اوایل قرن حاضر هجری شمسی ،شاعران ما دو اصل کلی تساوی وزن مصراعهای شعر و نظم ثابت قافیه ها را رعایت کرده اند و اگر هم نوآوری در قالبهای شعر داشته اند، با حفظ این دو اصل بوده است. در آغاز این قرن، شاعرانی به این فکر افتادند که آن دو اصل کلّی را به کنار گذارندو نوآوری را فراتر از آن حدّ و مرز گسترش دهند. شعری که به این ترتیب سروده شد، شکلی بسیار متفاوت با شعرهای پیش از خود داشت.
    در این گونه شعرها، شاعر مقیّد نیست مصراعها را وزنی یکسان ببخشد و در چیدن مصراعهای هم قافیه، نظامی ثابت را ـ چنان که مثلاً در غزل یا مثنوی بود ـ رعایت کند. طول مصراع، تابع طول جمله شاعر است و قافیه نیز هرگاه شاعر لازم بداند ظاهر می شود. در این جا آزادی عمل بیشتر است و البته از موسیقی شعر کهن بی بهره است.
    پدیدآورنده جدی این قالبها را نیما یوشیج می شمارند،. البته پیش از نیما یوشیج نیز اندک نمونه هایی از این گونه شعر دیده شده است، ولی نه قوّت آن شعرها در حدّی بوده که چندان قابل اعتنا باشد و نه شاعران آنها با جدّیت این شیوه را ادامه داده اند.
    نوگرایی نیما و پیروان او، فقط در قالبهای شعر نبود. آنها در همه عناصر شعر معتقد به یک خانه تکانی جدّی بودند و حتّی می توان گفت تحوّلی که به وسیله این افراد در عناصر خیال و زبان رخ داد، بسیار عمیق تر و کارسازتر از تحوّل در قالب شعر بود.
    شاعران کهن سرا می کوشیدند نظام موسیقیایی را حفظ کنند هرچند در این میانه آسیبی هم به زبان و خیال وارد شود و شاعران نوگرا می کوشند آزادی عمل خویش در خیال و زبان را حفظ کنند هرچند آسیبی متوجه موسیقی شود. پس می توان گفت پیدایش شعر نو، ناشی از یک سبک و سنگین کردن مجدّد عناصر شعر و ایجاد توازنی نوین برای آنها بوده است.


    قالب نیمایی


    شعر آزاد


    شعر سپید



    ..*
    روی لینک تاپیک های زیر کلیک و حتما مطالعه کنید *..


    "اطلاعيه و اخبار انجمنها"قوانین انجمن"

    Hidden Content



    برای جلوگیری از بی نظمی در تاپیک ها لطفا فقط از دکمه سپاس استفاده کنید

    هنگام زدن تاپیک دقت کنید تاپیک تکراری نباشد



  2. #11
    مدیر کل سایت

    آخرین بازدید
    شنبه ۰۸ اردیبهشت ۹۷ [ ۱۸:۱۶]
    محل سکونت
    من همان خاکم که هستم.
    نوشته ها
    2,502
    امتیاز
    106,558
    سطح
    1
    Points: 106,558, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Created Album picturesCreated Blog entryTagger First ClassThree FriendsOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    27
    سپاس ها
    2,982
    سپاس شده 2,499 در 1,241 پست
    حالت من
    Khejalati

    دوبیتی

    کلمه ی "دوبیتی" علاوه بر اینکه در مورد رباعی به کار می رود به معنی شعری است که دارای چهار مصراع است.


    دوبیتی شعری است که دارای چهار مصراع است و می تواند در هر وزنی سروده شود.


    رباعی نیز در واقع یک نوع دوبیتی است که وزن خاصی دارد.


    بیشتر دو بیتی های مربوط به بابا طاهر است.






    نمونه هایی از دو بیتی های باباطاهر:


    دل عاشق به پیغامی بسازد ----- خمارآلوده با جامی بسازد


    مرا کیفیت چشم تو کافی است ----- ریاضت کش به بادامی بسازد


    ***


    ز دست دیده و دل هر دو فریاد ----- هر آنچه دیده بیند دل کند یاد


    بسازم خنجری نیشش ز فولاد-------------زنم بر دیده تا دل گردد آزاد


    ***


    جوونی هم بهاری بود و گذشت ----- به ما یک اعتباری بود و بگذشت


    میون ما و تو یک الفتی بود. ------ که آن هم نوبهاری بود و گذشت



    ..*
    روی لینک تاپیک های زیر کلیک و حتما مطالعه کنید *..


    "اطلاعيه و اخبار انجمنها"قوانین انجمن"

    Hidden Content



    برای جلوگیری از بی نظمی در تاپیک ها لطفا فقط از دکمه سپاس استفاده کنید

    هنگام زدن تاپیک دقت کنید تاپیک تکراری نباشد



  3. #12
    مدیر کل سایت

    آخرین بازدید
    شنبه ۰۸ اردیبهشت ۹۷ [ ۱۸:۱۶]
    محل سکونت
    من همان خاکم که هستم.
    نوشته ها
    2,502
    امتیاز
    106,558
    سطح
    1
    Points: 106,558, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Created Album picturesCreated Blog entryTagger First ClassThree FriendsOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    27
    سپاس ها
    2,982
    سپاس شده 2,499 در 1,241 پست
    حالت من
    Khejalati

    تصنیف

    بوی جوی مولیان آید همی ------ یاد یار مهربان آید همی


    این شعر منسوب به رودکی را که همراه با چنگ خوانده میشده شاید بتوان تصنیف دانست و از آن به بعد نیز عده ای از شاعران اشعار خویش را همراه با عود و چنگ می خوانده اند.


    در قرن ششم و هفتم تصنیف سرائی معمول بوده چنانکه دولتشاه سمرقندی نوشته است عبدالقادر عودی برای ابن حسام هروی (متوفی به سال 737- ه – ق) تصنیفی سرود.


    در روزگار صفویه نیز سرودن تصنیف معمول و متداول بوده است از جمله تصنیف سازان می توان به شاهمراد خوانساری اشاره کرد که تصنیف های متعددی را سرود.


    در عهد زندیه تصنیف های زیادی درباره رشادت لطفعلی خان زند سروده شد.


    در زمان ناصرالدین شاه قاجار نیز ترانه های زیادی دهان به دهان برگشت که می توان به تصنیف هائی که درباره ظل السلطان در دوران حکومتش در اصفهان و یا تصنیف درباره ی ماشین دودی شهر ری اشاره شد اما مشهورترین تصنیف ساز دوره قاجاریه میرزا علی اکبر خان شیدا بود که همراه با تصنیف، سه تار می زد.


    عارف قزوینی تصنیف ساز و شاعر معروف اولین کسی بود که تصنیف را برای مقاصد سیاسی و میهنی سرود
    ملک الشعرای بهار و رهی معیری نیز از تصنیف سازان معروف بودند.


    نمونه ای از تصنیف های ملک الشعرای بهار که در دستگاه ماهور خوانده می شود:










    زمن نگارم / خبر ندارد/ بحال زارم/ نظر ندارد


    خبر ندارم / من از دل خود / دل من از من / خبر ندارد


    کجا رود دل که دلبرش نیست/ کجا پرد مرغ / که پر ندارد


    امان ازین عشق / فغان ازین عشق / که غیر خون / جگر ندارد


    همه سیاهی/ همه تباهی / مگر شب ما / سحر ندارد


    بهار مضطر مثال دیگر / که آه و زاری / اثر ندارد



    ..*
    روی لینک تاپیک های زیر کلیک و حتما مطالعه کنید *..


    "اطلاعيه و اخبار انجمنها"قوانین انجمن"

    Hidden Content



    برای جلوگیری از بی نظمی در تاپیک ها لطفا فقط از دکمه سپاس استفاده کنید

    هنگام زدن تاپیک دقت کنید تاپیک تکراری نباشد



  4. #13
    مدیر کل سایت

    آخرین بازدید
    شنبه ۰۸ اردیبهشت ۹۷ [ ۱۸:۱۶]
    محل سکونت
    من همان خاکم که هستم.
    نوشته ها
    2,502
    امتیاز
    106,558
    سطح
    1
    Points: 106,558, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Created Album picturesCreated Blog entryTagger First ClassThree FriendsOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    27
    سپاس ها
    2,982
    سپاس شده 2,499 در 1,241 پست
    حالت من
    Khejalati

    چهارپاره

    "چهارپاره" از قالب های جدیدی است که همزمان با رواج شعر نو بوجود آمده است.


    "چهارپاره" مجموعه ای از دو بیتی هایی است که در کل یک شعر را می سازند.


    دو بیتی های تشکیل دهنده چهارپاره از لحاظ قافیه با هم تفاوت دارند.


    نمونه ای از چهارپاره:


    فالگیر




    کند وی آفتاب به پهلو فتاده بود ----- زنبورهای نور زگردش گریخته


    در پشت سبزه های لگدکوب آسمان----- گلبرگ های سرخ شفق تازه ریخته




    ***




    کف بین پیرد باد درآمد ز راه دور ----- پیچیده شال زرد خزان را به گردنش


    آن روز میهمان درختان کوچه بود ----- تا بشنوند راز خود از فال روشنش




    ***




    در هر قدم که رفت درختی سلام گفت----- هر شاخه دست خویش به سویش دراز کرد


    او دست های یک یکشان را کنار زد ----- چون کولیان نوای غریبانه ساز کرد




    ***




    آن قدر خواند که زاغان شامگاه ----- شب را ز لابلای درختان صدا زدند


    از بیم آن صدا به زمین ریخت برگ ها----- گویی هزار چلچله را در هوا زدند




    ***




    شب همچو آبی از سراین برگ ها گذشت ----- هر برگ همچو نیمه دستی بریده بود


    هر چند نقشی از کف این دست ها نخواند ----- کف بین باد طالع هر برگ دیده بود


    (نادر نادرپور)



    ..*
    روی لینک تاپیک های زیر کلیک و حتما مطالعه کنید *..


    "اطلاعيه و اخبار انجمنها"قوانین انجمن"

    Hidden Content



    برای جلوگیری از بی نظمی در تاپیک ها لطفا فقط از دکمه سپاس استفاده کنید

    هنگام زدن تاپیک دقت کنید تاپیک تکراری نباشد



  5. #14
    مدیر کل سایت

    آخرین بازدید
    شنبه ۰۸ اردیبهشت ۹۷ [ ۱۸:۱۶]
    محل سکونت
    من همان خاکم که هستم.
    نوشته ها
    2,502
    امتیاز
    106,558
    سطح
    1
    Points: 106,558, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Created Album picturesCreated Blog entryTagger First ClassThree FriendsOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    27
    سپاس ها
    2,982
    سپاس شده 2,499 در 1,241 پست
    حالت من
    Khejalati

    مفرد

    هر شعری حداقل یک بیت دارد.


    "مفرد" شعری تک بیتی است که شاعر تمام مقصود خود را در همان یک بیت بیان می کند.


    "مفرد" یا همان "تک بیت" اغلب برای بیان نکته های اخلاقی به کار می رود.


    در "مفرد" گاهی دو مصراع هم قافیه هستند و گاهی دارای قافیه نیستند.






    بعضی از شعرا دارای تک بیت های زیادی هستند، مانند سعدی که در پایان دیوانش به تعداد زیادی از این "مفرد" ها بر می خوریم که تحت عنوان "مفردات" تقسیم بندی شده اند.


    بعضی گفته اند که "مفرد" در واقع همان ضرب المثل است که به شعر بیان شده است.


    نمونه هایی از مفرد:


    پای ملخی نزد سلیمان بردن ----- زشت است ولیکن هنر است از موری


    ***


    مردی نه به قوت است و شمشیر زنی ----- آن است که جوری که توانی نکنی



    ..*
    روی لینک تاپیک های زیر کلیک و حتما مطالعه کنید *..


    "اطلاعيه و اخبار انجمنها"قوانین انجمن"

    Hidden Content



    برای جلوگیری از بی نظمی در تاپیک ها لطفا فقط از دکمه سپاس استفاده کنید

    هنگام زدن تاپیک دقت کنید تاپیک تکراری نباشد



  6. #15
    مدیر کل سایت

    آخرین بازدید
    شنبه ۰۸ اردیبهشت ۹۷ [ ۱۸:۱۶]
    محل سکونت
    من همان خاکم که هستم.
    نوشته ها
    2,502
    امتیاز
    106,558
    سطح
    1
    Points: 106,558, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Created Album picturesCreated Blog entryTagger First ClassThree FriendsOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    27
    سپاس ها
    2,982
    سپاس شده 2,499 در 1,241 پست
    حالت من
    Khejalati

    تضمین

    تضمین به طور کلی به این معنی است که قطعاتی از شعر شاعر دیگری را در داخل شعر خود بیاورند.


    در بین شاعران قدیمی چون حافظ و سعدی و ... تضمین به این معنا بوده است که با ذکر اسم شاعر، مصراع یا بیتی از شعر او را در میان غزل یا قصیده خود بیاورند.


    مثلاً سعدی غزلی دارد که این گونه شروع می شود:


    من از آن روز که در بند تو ام آزادم ----- پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم


    و حافظ در غزلی مصراع اول این غزل را به این صورت تضمین کرده است.


    زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ----- ناز بنیاد مکن تا نَکَنی بنیادم
    .
    .
    .
    و در آخر، مصراع سعدی را تضمین می کند و می گوید:


    حافظ از جو ر تو، حاشا که بگرداند روی ---- من از آن روز که در بند تو ام آزادم


    اما تضمین در بین شعرای سده ی اخیر به این معنی است با شعری از شعرای قدیمی مسمط بسازند.


    مثلاً غزلی از سعدی یا حافظ را تضمین می کنند و با اضافه کردن ابیاتی هم وزن و هم قافیه مصراع های اول آن شعر، شعری می سرایند که در قالب مسمط چهار یا پنج یا شش مصراعی است.


    این نوع تضمین در قدیم مرسوم نبوده و در سالهای اخیر متداول شده است.


    یکی از تضمین های معروف مربوط به ملک الشعرای بهار است ک غزلی از سعدی را تضمین کرده است.


    قسمتی از این شعر در زیر آورده شده است:


    ابیاتی که به رنگ نارنجی آورده شده است مربوط به غزلی از سعدی است که ملک الشعرای بهار آن را در بین شعر خود آورده است.






    تصویر
    سعدیا! چون تو کجا نادره گفتاری هست؟ ----- یا چو شیرین سخنت نخل شکر باری هست؟


    یا چو بستان و گلستان تو گلزاری هست؟----- هیچم ار نیست، تمنای توام باری هست


    مشنو ای دوست! که غیر از تو مرا یاری هست ----- یا شب و روز بجز فکر توام کاری هست




    لطف گفتار تو شد دام ره مرغ هوس----- به هوس بال زد و گشت گرفتار قفس


    پایبند تو ندارد سر دمسازی کس----- موسی اینجا بنهد رخت به امید قبس


    به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس----- که به هر حلقه*ی زلف تو گرفتاری هست




    بی*گلستان تو در دست بجز خاری نیست----- به ز گفتار تو بی*شائبه گفتاری نیست


    فارغ از جلوه*ی حسنت در و دیواری نیست----- ای که در دار ادب غیر تو دیاری نیست!


    گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست----- در و دیوار گواهی بدهد کاری هست




    روز نبود که به وصف تو سخن سر نکنم----- شب نباشد که ثنای تو مکرر نکنم


    منکر فضل تو را نهی ز منکر نکنم ----- نزد اعمی صفت مهر منور نکنم


    صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم؟----- همه دانند که در صحبت گل خاری هست



    ..*
    روی لینک تاپیک های زیر کلیک و حتما مطالعه کنید *..


    "اطلاعيه و اخبار انجمنها"قوانین انجمن"

    Hidden Content



    برای جلوگیری از بی نظمی در تاپیک ها لطفا فقط از دکمه سپاس استفاده کنید

    هنگام زدن تاپیک دقت کنید تاپیک تکراری نباشد



  7. #16
    مدیر کل سایت

    آخرین بازدید
    شنبه ۰۸ اردیبهشت ۹۷ [ ۱۸:۱۶]
    محل سکونت
    من همان خاکم که هستم.
    نوشته ها
    2,502
    امتیاز
    106,558
    سطح
    1
    Points: 106,558, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Created Album picturesCreated Blog entryTagger First ClassThree FriendsOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    27
    سپاس ها
    2,982
    سپاس شده 2,499 در 1,241 پست
    حالت من
    Khejalati

    قالب نیمایی و شعر آزاد و شعر سپید

    قالب نیمایی


    شکل نیمائی که به آن شعر آزاد گویند.


    نیمایی شعری است با وزن عروضی منتها ارکان آن مانند شعر سنتی محدود به دو و سه و چهار رکن نیست و قافیه جای منظم و مشخصی ندارد. اشعار نیما و اخوان و فروغ و سپهری و بیشتر شاعران نو پرداز بدین شکل است.






    نمونه ای از شعر نیمایی از فروغ فرخزاد:


    "هدیه"


    من از نهایت شب حرف می زنم
    من از نهایت تاریکی
    و از نهایت شب حرف می زنم


    ***


    اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور
    و یک دریچه که از آن
    به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم






    شعر آزاد




    شکل شاملوئی که بدان شعر سپید گویند. این نوع از شعر وزن و آهنگ دارد منتها عروضی نیست و قافیه در آن جای ثابتی ندارد. اغلب شعرهای احمد شاملو چنین است:


    نمونه ای از شعر احمد شاملو:








    "سرود برای مرد روشن که به سایه رفت"


    قناعت وار
    تکیده بود
    باریک و بلند
    چون پیامی دشوار
    در لغتی
    با چشمانی از سؤال و عسل
    و رخساری بر تافته از حقیقت و باد
    مردی با گردش آب
    مردی مختصر
    که خلاصه خود بود
    خر خاکی های در جنازه ات به سوء ظن می نگرند


    ***


    بیش از آن که خشم صاعقه خاکسترش کند
    تسمه از گرده گاو توفان کشیده بود
    آزمون ایمان های کهن را
    بر قفل معجرهای عقیق
    دندان فرسوده بود
    بر پرت افتاده ترین راه ها
    پو زار کشیده بود
    رهگذری نا منتظر
    که هر بیشه و هر پل آوازش را می شناخت


    ***


    جاده ها با خاطره ی قدم های تو بیدار می مانند
    که روز را پیشباز می رفتی
    هر چند سپیده تو را
    از آن پیشتر دمید
    که خروسان بانگ سحر کنند
    مرغی در بال هایش شکفت
    باغی درد رختش
    ماد رعتاب تو می شکوفیم
    در شتابت
    مادر کتاب تو می شکوفیم
    در دفاع از لبخند تو
    که یقین است و باور است
    دریا به جرعه ای که تو از چاه خورده ای حسادت می کند


    این شعر را احمد شاملو در رثای جلال آل احمد سروده است.








    شعر سپید




    شعر موج نونه تنها وزن عروضی ندار بلکه آهنگ و موسیقی آن حتی مانند شعر سپید هم مشخص نیست و در حقیقت فرق آن با نثر در معنای آن است.


    در شعر سپید تشبیهات و استعارات با زبان شعر بیان می شود و جز لطافت و تاثیرگذار معنوی، در ظاهر فرقی با نثر ندارد.


    نمونه ی شعر موج از احمد رضا احمدی:


    "قلب تو....."


    قلب تو هوا را گرم کرد
    در هوای گرم
    عشق ما تعارف پذیر بود و
    قناعت به نگاه در چاه آب


    ***


    مردم که در گرما
    از باران آمدند
    گفتی از اطاق بروند
    چراغ بگذارند
    من ترا دوست دارم


    ***








    ای تو
    ای تو عادل
    تو عادلانه غزل را
    در خواب
    در ظرف های شکسته
    تنها نمی گذاری
    در اطراف انفجار
    یک شاخه له شده انگور است
    قضاوت فقط از توست


    ***


    شاخه ابریشم را از چهره ات بر می دارم
    گفتم از توست
    گفتی: نه باد آورده است


    ***


    هنگام که در طنز خاکستری زمستان
    زمین را تازیانه می زدی
    خون شقایق از پوستم بر زمین ریخت




    تمام

    منبع»دانشنامه رشد
    ویرایش توسط دنیای خاموش من : سه شنبه ۰۱ مرداد ۹۲ در ساعت ۱۴:۴۵



    ..*
    روی لینک تاپیک های زیر کلیک و حتما مطالعه کنید *..


    "اطلاعيه و اخبار انجمنها"قوانین انجمن"

    Hidden Content



    برای جلوگیری از بی نظمی در تاپیک ها لطفا فقط از دکمه سپاس استفاده کنید

    هنگام زدن تاپیک دقت کنید تاپیک تکراری نباشد



  8. #17
    کاربر سایت

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۰۴ فروردین ۹۵ [ ۱۴:۲۶]
    سن
    38
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    1,054
    سطح
    1
    Points: 1,054, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    سپاس ها
    1
    سپاس شده 14 در 14 پست

    Gadid می خواستم چیزی بنویسم

    می خواستم چیزی بنویسم آرایش شعر را به هم می زند فونت

  9. #18
    کاربر سایت

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۰۴ فروردین ۹۵ [ ۱۴:۲۶]
    سن
    38
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    1,054
    سطح
    1
    Points: 1,054, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    سپاس ها
    1
    سپاس شده 14 در 14 پست

    شعر منثور کوتاه

    انواع شعر منثور کوتاه (گانی ها ) *** 1- یک گانی ( قالب نثر یک سطری ) مثال: می میرم اگر نرقصی «گمنام» *** 2- دو گانی ( قالب نثر دو سطری ) مثال: الهی مرا آن ده که // مرا آن به « خواجه عبدالله انصاری» *** 3- سه گانی ( قالب نثر سه سطری ) مثال: ازبس که گرد آلود هر خاکیم // هر چند بر خاکیم // انگار در خاکیم (علیرضا فولادی) *** 4- چهار گانی (قالب نثر چهار سطری ) مثال: مدتی گرد خانه طواف میکردم // چون به حق رسیدم // خانه را دیدم که // گرد من طواف می کرد «با یزید بسطامی» *** و..... الی ما شاءالله [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید | عضویت] [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید | عضویت]

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •