کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: شعر "منم زیبا" سهراب سپهری

  1. #1
    مدیر کل سایت

    آخرین بازدید
    شنبه ۰۸ اردیبهشت ۹۷ [ ۱۷:۱۶]
    محل سکونت
    من همان خاکم که هستم.
    نوشته ها
    2,502
    امتیاز
    106,558
    سطح
    1
    Points: 106,558, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Created Album picturesCreated Blog entryTagger First ClassThree FriendsOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    27
    سپاس ها
    2,982
    سپاس شده 2,503 در 1,241 پست
    حالت من
    Khejalati

    Post شعر "منم زیبا" سهراب سپهری

    منم زیبا

    که زیبا بنده ام را دوست میدارم

    تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

    ترا در بیکران دنیای تنهایان

    رهایت من نخواهم کرد

    رها کن غیر من را

    آشتی کن با خدای خود

    تو غیر از من چه میجویی؟

    تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟

    تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم

    تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن

    که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

    طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت

    که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که

    وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد

    تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم

    که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت

    وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم

    مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

    هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟

    که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!

    آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را

    این منم پروردگار مهربانت.خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی

    به پیش آور دو دست خالی خود را. با زبان بسته ات کاری ندارم

    لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

    غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟

    بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن. بدان آغوش من باز است

    قسم بر عاشقان پاک با ایمان

    قسم بر اسبهای خسته در میدان

    تو را در بهترین اوقات آوردم

    قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من

    قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

    قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

    برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو

    تمام گامهای مانده اش با من

    تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
    ترا در بیکران دنیای تنهایان. رهایت من نخواهم کرد

    شاعر:سهراب سپهری



    ..*
    روی لینک تاپیک های زیر کلیک و حتما مطالعه کنید *..


    "اطلاعيه و اخبار انجمنها"قوانین انجمن"

    Hidden Content



    برای جلوگیری از بی نظمی در تاپیک ها لطفا فقط از دکمه سپاس استفاده کنید

    هنگام زدن تاپیک دقت کنید تاپیک تکراری نباشد



  2. 3 کاربر از پست مفید دنیای خاموش من سپاس کرده اند .

    mahdi (پنجشنبه ۱۲ مرداد ۹۱),nasim.h (یکشنبه ۲۵ تیر ۹۱),وکیل (پنجشنبه ۲۲ تیر ۹۱)

  3. #2
    کاربر سایت

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۱۲ خرداد ۹۳ [ ۲۳:۳۹]
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    484
    سطح
    1
    Points: 484, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 3 پست
    در شبي تاريك
    كه صدايي با صدايي در نمي آميخت
    و كسي كس را نمي ديد از ره نزديك ،
    يك نفر از صخره هاي كوه بالا رفت
    و به ناخن هاي خون آلود
    روي سنگي كند نقشي را و از آن پس نديدش هيچكس ديگر.
    شسته باران رنگ خوني را كه از زخم تنش جوشيد و روي صخره ها خشكيد.
    از ميان برده است طوفان نقش هايي را
    كه بجا ماند از كف پايش.
    گر نشان از هر كه پرسي باز
    بر نخواهد آ
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید | عضویت]د آوايش.
    آن شب
    هيچكس از ره نمي آمد
    تا خبر آرد از آن رنگي كه در كار شكفتن بود.
    كوه: سنگين ، سرگران ،خونسرد.
    باد مي آمد ، ولي خاموش.
    ابر پر مي زد، ولي آرام.
    ليك آن لحظه كه ناخن هاي دست آشناي راز
    رفت تا بر تخته سنگي كار كندن را كند آغاز ،
    رعد غريد ،
    كوه را لرزاند.
    برق روشن كرد سنگي را كه حك شد روي آن در لحظه اي كوتاه
    پيكر نقشي كه بايد جاودان مي ماند.
    امشب
    باد و باران هر دو مي كوبند :
    باد خواهد بركند از جاي سنگي را
    و باران هم
    خواهد از آن سنگ ن
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید | عضویت]شي را فرو شويد.
    هر دو مي كوشند.
    مي خروشند.
    ليك سنگ بي محابا در ستيغ كوه
    مانده برجا استوار ، انگار با زنجير پولادين.
    سال ها آن را نفرسوده است.
    كوشش هر چيز بيهوده است.
    كوه اگر بر خويش
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید | عضویت]ن پيچد،
    سنگ بر جا همچنان خونسرد مي ماند
    و نمي فرسايد آن نقشي كه رويش كند در يك فرصت باريك
    يك نفر كز صخره هاي كوه بالا رفت
    در شبي تاريك.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تو را دوست می دارم اثر"پل الوار"
    توسط دنیای خاموش من در انجمن انجمن شعر و داستان نویسی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۲۴ آبان ۹۱, ۱۲:۳۴

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •