کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: حمله شبانه 3 شیطان به خانه زن جوان

  1. #1
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۱۱ تیر ۹۳ [ ۱۴:۳۸]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    725
    امتیاز
    4,093
    سطح
    1
    Points: 4,093, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Three FriendsCreated Album pictures1000 Experience PointsOverdriveTagger Second Class
    سپاس ها
    72
    سپاس شده 287 در 215 پست
    حالت من
    Khoshhal

    حمله شبانه 3 شیطان به خانه زن جوان

    حوادث - به گزارش «قانون» سحرگاه 31 خرد**اد** ماه سال گذشته زن جوانی از شهرک بعثت کرج، به کلانتری 29 مشکین د**شت رفت و د**ر حالی که گریه مي*کرد** گفت از سوی مرد** جواني مورد** آزار جنسی قرار گرفته است. سیمین 29ساله با پریشان حالی اد**امه د**اد**: ساعاتی قبل د**ر خانه ام خواب بود**م.شوهرم نیز که به مواد** مخد**ر اعتیاد** د**ارد** د**ر گوشه ای از اتاق خوابید**ه بود**. ناگهان سر و صد**ایی از د**اخل حیاط به گوشم رسید**. چند** بار شوهرم را صد**ا کرد**م تا برای سرکشی به حیاط برود** اما او آنقد**ر خمار بود** که صد**ای مرا نمي*شنید**.لحظاتی بعد** سایه چند** مرد** را از د**اخل حیاط د**ید**م و سپس صد**ایشان به گوشم رسید** که به آهستگی با هم حرف مي*زد**ند**. به د**لشوره افتاد**م. برق اتاق را روشن کرد**م تا اگر د**زد** وارد** خانه ام شد**ه فرارکند**. د**وباره شوهرم را صد**ا زد**م اما او غرق د**ر خواب بود** و صد**ای مرا نمي*شنید**. د**ر حالی که هر لحظه به وحشت من اضافه مي*شد**، ناگهان یکی از کارگر*ها را که ساعاتی پیش برای بازد**ید** و تعمیر خانه مان د**ر منزلم بود**ند** د**ید**م.او گفت هر چه د**ر زد**م متوجه نشد**ی تا اینکه از بالای د**ر وارد** خانه شد**م. سپس د**ر حیاط را باز کرد** و 2 د**وست د**یگرش نیز د**اخل شد**ند**. آن سه نفر سپس مرا تهد**ید** کرد**ند** و از من خواستند** سکوت کنم.من سرو صد**ا کرد**م اما شوهرم نای بلند** شد**ن ند**اشت و صد**ای مرا نمي*شنید**. سپس هر سه نفر آنها با تهد**ید** به من تجاوز کرد**ند**.د**ر اد**امه بررسی*ها زن جوان گفت: مرد**ی که این سه نفر را برای اذیت کرد**ن او اجیر کرد**ه مي*شناسد**.مد**تی قبل با مرد** میانسالی به نام سلمان آشنا شد**م. او خود**ش را فرد** با نفوذی معرفی کرد** و گفت به افراد** نیازمند** کمک مي*کند**. من هم ماجرای زند**گی و اعتیاد** شوهرم به مواد** مخد**ر را به او گفتم و برای نجات شوهرم از او کمک خواستم.یک روز که شوهرم بیمار بود** سلمان برای عیاد**ت او به خانه مان آمد**. سلمان بعد** از د**ید**ن وضعیت خانه مان که مخروبه بود** گفت برای بازسازی خانه مان به ما کمک مي*کند**. اما تا چند** روز بعد** از او خبری نشد** تا اینکه د**وباره تماس گرفت و به من پیشنهاد** د**اد** تا ازشوهرم طلاق بگیرم و صیغه او شوم.من هم عصبانی شد**م و پیشنهاد** او را رد** کرد**م. سلمان هر روز به من زنگ مي*زد** و خواسته اش را تکرار مي*کرد**. مي*گفت من نباید** زند**گی ام را فد**ای یک مرد** معتاد** کنم، اما من مخالفت مي*کرد**م. سلمان برای د**لجویی از من گفت سه نفر را برای تعمیر خانه مان مي*فرستد**.زن جوان اد**امه د**اد**: بعد** از ظهرروز گذشته د**اشتم کارهای خانه را انجام مي*د**اد**م که سه مرد** جوان به خانه مان آمد**ند**. گفتند** از طرف سلمان برای تعمیر خانه مان آمد**ه*ا*ند** اما هیچ ابزاری ند**اشتند**. هر سه نفر آنها بعد** از د**ید**ن وضعیت خانه رفتند** و گفتند** برای تعمیر خانه باز خواهند** گشت. اما نیمه*های شب پنهانی به خانه ام آمد**ند** و ... مأموران بلافاصله سلمان را د**ستگیر کرد**ند**. او اد**عای سیمین را رد** کرد** و گفت: من قصد** کمک کرد**ن به سیمین را د**اشتم. من آن سه کارگر را برای تعمیر به خانه اش فرستاد**م اما نمي*د**انستم نیت شومي*د**ر سر د**ارند**. د**ر شاخه د**یگری از تحقیقات به د**ستور قاضی هد**ایت رنجبر، رئیس شعبه اول د**اد**گاه کیفری البرز رسید**گی به جریان پروند**ه د**ر اختیار تیم زبد**ه ای از مأموران پلیس امنیت قرار گرفت و سرانجام اکبر 23ساله، فرید**ون27 ساله و قد**رت 35 ساله د**ر مخفیگاه*هایشان د**ستگیر شد**ند**.سه متهم د**ر تجسس*های اولیه به ارتکاب جنایت اعتراف کرد**ند**. بعد** از اعترافات متهمان و انجام تحقیقات اولیه پروند**ه برای رسید**گی نهایی به شعبه اول د**اد**گاه کیفری البرز فرستاد**ه شد** و سه متهم مقابل هیات قضایی به ریاست قاضی هد**ایت رنجبر پای میز محاکمه حاضر شد**ند**. د**ر ابتد**ا سیمین با حضور د**ر جایگاه شکایتش را د**وباره مطرح و از قاضی خواست هر سه متهم را به سزای اعمال خود** برساند**.سپس اکبر، فرید**ون و قد**رت د**ر جایگاه حاضر شد**ند** اما اتهام را به گرد**ن هم اند**اختند**. فرید**ون گفت: نیمه*های شب به خانه سیمین رفتیم و هر چه د**ر را زد**یم باز نکرد**. سپس از بالای د**ر وارد** خانه شد**م و د**ر را باز کرد**م تا اکبر و قد**رت هم وارد** شوند**. فرید**ون اد**امه د**اد** : من د**اشتم د**ست*هایم را د**ر حیاط مي*شستم که اکبر و قد**رت به سراغ سیمین رفتند** و به او تجاوز کرد**ند** اما د**فاعیات متهمان مورد** قبول هیات قضایی نگرفت و د**ر د**ومین جلسه د**اد**گاه رسید**گی به این پروند**ه هر سه متهم به اعد**ام د**ر ملاء عام محکوم شد**ند**./...///

  2. #2
    کاربر سایت

    آخرین بازدید
    جمعه ۱۱ مرداد ۹۲ [ ۲۳:۰۴]
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    406
    سطح
    1
    Points: 406, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 4 پست
    این ستاره ها مال سانسوره ؟ :d
    چشامون درد گرفت

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •