به گزارش فرهیختگان، سحرگاه یکم آبان ۱۳۸۹ بانویی جوان به کلانتری ۱۶ شهرک «اندیشه» شهریار رفت و کمک خواست. این زن گفت: ۴۰ روز پیش برادر ۳۲ ساله*ام «حسین- ک» از خانه*مان بیرون رفت اما دیگر برنگشت. برادرم سال*هاست مواد مخدر مصرف می*کند و شک ندارم اتفاق بدی برایش افتاده است.پرونده با صدور دستور قضایی به اداره آگاهی سپرده و تلاش برای کشف کلید معما آغاز شد. در حالی که تحقیق میدانی پلیس ادامه داشت، بار دیگر خواهر «حسین» به اداره آگاهی «شهریار» رفت و گفت: از دوستان برادرم شنیده*ام یک زن معتاد به نام «مهناز» می*داند چه بلایی بر سر «حسین» آمده است.ماموران با اطلاعاتی که از خواهر «حسین» گرفتند، به سراغ «مهناز» ۳۰ ساله رفتند و به بازجویی از این زن پرداختند. «مهناز» ابتدا وانمود کرد از ماجرا بی*اطلاع است. وی اما وقتی در بن*بست اطلاعاتی قرار گرفت، گفت «حسین- ک» قربانی خشم مرد ۳۷ ساله*ای به نام «داوود-ح» شده است.«مهناز» اظهار داشت: برای مصرف مواد مخدر به یک باغ در «شهریار» رفته بودم که «حسین» و «داوود» با هم درگیر شدند. در آن بین «داوود» با چاقو به جان «حسین» افتاد و او را کشت. به*شدت ترسیده بودم و می*خواستم فرار کنم اما «داوود» راهم را بست. به خاطر تهدیدهای «داوود» مجبور شدم در دفن کردن جنازه به او کمک کنم. «داوود» بعد از جنایت به بندرعباس فرار کرد و دیگر آن مرد را ندیدم.همزمان با افشای راز جنایت، کارآگاهان به بندرعباس رفتند و «داوود» را ناغافل دستگیر کردند. این مرد که می*دانست دستش رو شده است، لب به بیان حقیقت گشود. وی گفت: وقتی وارد باغ شدم، «حسین» و «مهناز» را دیدم که با هم درگیر بودند. «مهناز» می*گفت «حسین» قصد داشته یک دستگاه «دی*وی*دی» از داخل ساک من بدزدد و به همین دلیل با او درگیر شده بود. با شنیدن آن حرف، عصبانی شدم و به «حسین» حمله کردم. او هم به روی من چاقو کشید و... .پس از بازسازی صحنه جنایت، کیفرخواست صادر و به شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در نشست رسیدگی به این ماجرا که دیروز به ریاست قاضی «اصغر عبداللهی» و با حضور چهار مستشار تشکیل شد، ابتدا نماینده دادستان پایتخت کیفرخواست را خواند. «کاکلی» اظهار داشت: با توجه به مدرک*های موجود برای «داوود- ح» اشد مجازات می*خواهم.سپس مادر داغدار در جایگاه ویژه ایستاد و با اشاره به «داوود» گفت: این مرد، بی*رحمانه پسرم را کشت. به هیچ قیمتی رضایت نمی*دهم.نوبت دفاع به «داوود - ح» که رسید، منکر جنایت شد: قبول دارم در باغی که سرایدار آن بودم، با «حسین- ک» درگیر شدم اما من او را نکشتم. باور کنید «مهناز» قاتل «حسین- ک» است. من فقط به آن زن کمک کردم تا جنازه را دفن کند.در پایان این نشست، هیات قضایی با اعلام تنفس وارد شور شد تا رای صادر کند./