حوادث - به گزارش وطن امروز، خیلی زود تیمی از ماموران پلیس کلانتری در محل حاضر شدند و با به صدا درآوردن در خانه زوج جوان و با اعلام حضور پلیس در محل خواستند در خانه را باز کنند.«نگار» وقتی متوجه شد پلیس پشت در است در حالی که از گوشه دهانش خون می*آمد در را باز کرد و با چهره*ای مضطرب و آشفته به آغوش یکی از زنان همسایه پناه برد.زن 29 ساله همانجا از شوهرش شکایت کرد و خواست پلیس به پرونده آنها رسیدگی کند. «جعفر» با چهره*ای عصبانی دستبند پلیس را که روی دستانش دید رو به نگار کرد و گفت روزهای قشنگ زندگی*مان را به خاطر یک تردمیل به سیاهی کشاندی!جعفر شب را در بازداشتگاه کلانتری گذراند تا اینکه فردای آن روز مرد جوان پیش روی بازپرس پرونده قرار گرفت و با گذاشتن وثیقه آزاد شد تا در جلسات بازجویی و محاکمه حاضر شود. مرد 30 ساله بعد از آزادی، مستقیم به دادگاه خانواده رفت و خواستار جدایی از همسرش شد.این دادخواست در حالی بود که نگار از ماجرای طلاق خبری نداشت تا اینکه نامه احضاریه به دادگاه خانواده از سوی پستچی در اختیارش قرار گرفت.زن جوان باور نداشت که همسرش قصد جدایی از وی را دارد و با موبایل جعفر که مدتی می*شد در خانه پدری*اش بود تماس گرفت اما جعفر حاضر به پاسخگویی نشد.طلاق در دادگاهروز 21 خردادماه امسال زوج جوان پای در دادگاه خانواده گذاشتند و پیش روی قاضی پرونده قرار گرفتند.نگار هنوز باور نداشت که همسرش قصد دارد وی را طلاق بدهد و در حالی که اشک روی گونه*هایش دیده می*شد به قاضی پرونده گفت: من و همسرم 2 سال قبل از ازدواج در دانشگاه با هم آشنا شدیم و حتی زمانی که خواستیم با هم ازدواج کنیم پیش مشاور رفتیم و هیچ مساله*ای برای زندگی عاشقانه*مان نبود.نمی*دانم با گذشت 3 سال زندگی در کنار همسرم چرا تصمیم به جدایی گرفته است؟!جعفر با چهره*ای آشفته در جواب نگار گفت: درست است که زندگی*مان زیبا بود اما یک شب ماندن در بازداشتگاه پلیس برای کسی که یک بار هم پایش به کلانتری باز نشده سخت است و بدتر از آن این بود که همسرم ادعا می*کند عاشق زندگی*مان است اما خودش باعث بازداشت شدن من شده است.وی درباره روز درگیری با همسرش گفت: همسرم خواست برای جلوگیری از چاق شدنش یک دستگاه تردمیل بخرم اما این در حالی است که در خانه 60 متری جا برای سوزن انداختن نیست و هر روز سر این موضوع بهانه*گیری می*کرد.وی ادامه داد: نخست من خواستم که غذاهای رژیمی بخورد و از خرید تردمیل صرفنظر کند اما نگار هر شب غذاهای پرچرب درست می*کرد و به جای رژیم گرفتن پرخوری می*کرد و اصرار داشت تنها با تردمیل می*تواند کاهش وزن پیدا کند.هر وقت از سرکار به خانه می*آمدم خودم را آماده می*کردم تا در برابر بهانه*گیری*های همسرم قرار بگیرم و حتی خانواده همسرم نیز با خرید تردمیل مخالف بودند و نگار روی دنده لج افتاده بود تا اینکه درگیری بین ما بالا گرفت و زمانی که دیدم همسرم از روی عصبانیت شروع به ناسزاگویی کرده ضربه*ای به دهانش زدم تا ساکت شود اما بی*فایده بود و پلیس در تماس همسایگان به خانه*مان آمد و همسرم با آن همه عشق و علاقه*ای که از آن حرف می*زند از من شکایت کرد تا یک شب را در زندان بمانم.وی افزود: همسرم خودش درگیری را شروع کرد و مقصر بود. زمانی که در بازداشت بودم و دیدم همسرم باعث آن است به پایان زندگی رسیدم و دیگر نمی*توانم در کنار وی زندگی کنم. نگار که حرفی برای گفتن نداشت با اشک*هایش التماس می*کرد و خواستار بخشش بود اما همسرش تصمیم خودش را گرفته بود.بنابر این گزارش، قاضی پرونده با تعیین وقت بعدی خواست با گذشت زمان، مرد عصبانی از تصمیمش صرفنظر کند اما مرد اصرار بر طلاق داشت و روند قانونی پرونده در حال پیگیری است./