حوادث - به گزارش ایران، چندي پيش جوان معتاد با مراجعه به دادگاه اسلامشهر مدعي شد پدرش سه دانگ از ويلايي را كه به او واگذار كرده بود فروخته است. وي در حالي كه سرو صداي زيادي در راهروي دادگاه به راه انداخته بود اصرار مي كرد پدرش را به فروش مال غيرمحكوم كنند.اين پسر جوان كه نشان مي داد گرفتار اعتياد شديدي است به قاضي گفت: 15 ساله بودم كه پدرم طي قراردادي كه به صورت دستي نوشته شده بود سه دانگ از ويلايش واقع در شمال شهر را به نام من واگذار كرد.هنوز چند سالي از اين ماجرا نگذشته بود كه مادرم به خاطر بيماري لاعلاج درگذشت. چند ماه پس از مرگ مادرم، پدرم تصميم گرفت با يكي از زنان فاميل ازدواج كند.از وقتي پاي نامادري ام به خانه مان باز شد مشكلات خانوادگي مان هم شروع شد. من چشم ديدن نامادري را نداشتم و از طرفي انتظار نداشتم پدرم پس از مرگ مادرم بزودي ازدواج كند.هر روز در خانه مان دعوا و درگيري بود دوست نداشتم حتي شب ها به خانه بروم. به همين خاطر اكثر شب ها را در خانه دوستانم مي گذراندم.چند وقت پيش به مغازه فرش فروشي پدرم در بازار رفتم و از او خواستم تا سند سه دانگ از ويلاكه قولش را داده بود به نام من سند بزند اما او امروز و فردا مي كرد.گويا قرار نبود به وعده خودش عمل كند، مي دانستم كاسه اي زير نيم كاسه است و نامادري ام مخالف واگذاري سه دانگ ويلابه من است. به همين خاطر تصميم گرفتم قرارداد دستي واگذاري سه دانگ ويلارا پيدا كنم و از طريق قانوني براي دريافت آن اقدام كنم.وقتي قرارداد را پيدا كردم چند هفته بعد از آن متوجه شدم پدرم ويلارا فروخته و هيچ سهمي از فروش ويلابه من پرداخت نكرده است.با ادعاي اين پسر جوان قاضي دادگاه پدرش را احضار كرد.اين مرد كه آبروي خودش را در خطر مي ديد براي توضيحات بيشتر در دادگاه حاضر شد و به قاضي گفت: حدود 10 سال پيش وقتي پسر بزرگم براي ادامه تحصيل به خارج از كشور رفت با اصرار همسر خدا بيامرزم به صورت دستي قراردادي را نوشتيم كه بعد از مرگم سه دانگ از اين مغازه را به پسر كوچكم واگذار كنند.از آنجايي كه اين پسر بعد از فوت مادرش با دوستان نابابي معاشرت مي كرد و دائماً سر ناسازگاري با من و نامادري اش داشت از تصميم خود منصرف شدم.پسرم اعتياد شديدي به مواد مخدر پيدا كرده بود و مي دانستم اگر سند ويلارا به نامش بزنم قطعاً آن را هم دود خواهد كرد به همين دليل تصميم گرفتم به خاطر يك مشكل مالي ويلارا بفروشم.آگهي فوت و ترحيم براي پدر اين پدر همچنين پرده از راز ماجراي دزديده شدن گاوصندوق خود توسط پسرش برداشت و گفت: پيش از آنكه ويلارا بفروشم به همراه همسرم به سفر خارج از كشور رفته بوديم.پسرم از موقعيت سوءاستفاده كرد و به همراه دوستانش به ويلاي من در شمال شهر دستبرد زدند.آن ها وقتي نتوانسته بودند در گاوصندوق را باز كنند، گاوصندوق را به اتفاق هم از ويلاخارج كرد و بعد از فروش سكه ها و دلارها قصد داشتند تا از اسناد داخل آن سوءاستفاده كنند. پسرم بعد از جريان دزدي گاوصندوق براي اين كه بيشتر آبروي من را ببرد با انتشار آگهي فوت من در بين اهالي محل و چسباندن اعلاميه ترحيم در نانوايي، قصابي و ميوه فروشي به دروغ مي گويد مراسم تشييع جنازه روز دوشنبه ساعت 8 صبح از جلوي در خانه مي باشد.روز دوشنبه آماده رفتن به محل كارم بودم كه با عده زيادي از اهالي محل جلوي در خانه ام روبه رو شدم.آن ها با ديدن من شگفت زده شده بودند و با نگاه هاي مرموزي محل را ترك كردند. پرونده به دستور بازپرس مورد بررسي دقيق قرار گرفت و سرانجام پدر به خاطر فروش مال غير به يك سال زندان و جبران خسارت محكوم شد.اكنون پرونده در حال رسيدگي در دادگاه تجديد نظر استان تهران است تا ضمن بررسي مجدد ماجرا، جريان دزديده شدن گاوصندوق نيز بررسي شود.