حوادث - به گزارش قانون، بهمن ماه سال 90 ماموران یک دستگاه پژو 405 را در کمربندی جاده ورامین در حالی پیدا کردند که در آتش مي*سوخت.پس از خاموش شدن آتش مشخص شد که خودرو هیچ پلاکی ندارد تا از طریق آن بتوان هویت صاحبش را پیدا کرد اما باز شدن در صندوق عقب ماشین سرآغاز داستان یک جنایت ناموسی بود.در صندوق عقب پژو دو کیسه پلاستیکی حاوی جنازه مردی میانسالی بود که تکه تکه شده بود و گمان مي*رفت صاحب خودرو باشد.با انتقال جنازه به پزشکی قانونی تحقیقات برای پیدا کردن هویت مرد کشته شده و علت فوت او آغاز شد.پس از بررسی گزارش*هاي افراد مفقودی، خانواده مردی که نشانه*هايش با مرد فوت شده تطابق داشت برای تشخیص هویت به پزشکی قانونی آمدند.پس از شناسایی حسین 52 ساله از سوی اعضای خانواده اش مشخص شد که او از تاریخ 9 بهمن ماه از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است.همزمان با شناسایی شدن حسین گزارش علت فوت او نیز از سوی پزشکی قانونی منتشر شد.در گزارش پزشکی قانونی عنوان شده بود که اول ضربه با یک جسم سخت به سر او وارد شده و سپس با استفاده از جسم برنده و نوک تیز اعضای حیاتی بدنش بریده شده که علت اصلی مرگ او بوده است.با بررسی محل کار و افراد نزدیک به حسین هیچ مظنونی پیدا نشد تا اینکه پرینت آخرین مکالمات تلفنی حسین ردی از تماس*های مکرر او با یک زن را فاش کرد.این زن که فرانک نام داشت در نخستین بازجویی*ها عنوان کرد که چنین شخصی را نمي*شناسد و هیچ اطلاعی هم از او ندارد.اما ادامه تحقیقات چیز دیگری را ثابت مي*کرد که خلاف گفته*هاي فرانک بود. کارآگاهان در ادامه تحقیقات دریافتند که فرانک یک رابطه خانوادگی دور با حسین دارد .به خاطر همین نقاط ضد و نقیضی که در گفته*هاي فرانک بود او مجبور به اعتراف شد و راز جنایت هولناک فاش شد.فرانک در اعترافاتش گفت که حسین را به قتل رسانده و جنازه*اش را با کمک همسرش داخل صندوق عقب گذاشته و به آتش کشیده است.فرانک در بازجویی*ها درباره انگیزه*اش برای این کار گفت: «حسین فامیل دور من بود اما دائماً مزاحم من مي*شد.او یک بار سعی داشت به من تعرض کند و من را دائما تهدید مي*کرد که اگر به خواسته اش تن ندهم پدر و برادرم را مي*کشد. به همین خاطر هم من از او خواستم به خانه ام بیاید تا با او حرف بزنم.آن روز که حسین به خانه*ام آمد فهمیدم که دست بردار نیست و مي*خواهد هرطور شده به نیت شوم خود برسد.مجبور شدم با چکش یک ضربه به سرش بزنم.حسین به خاطر آن ضربه بیهوش شد.زمانی که بیهوش شده بود درون چشمانش جوهر نمک ریختم و بعد با ضربات چاقو او را کشتم.بعد به شوهرم و برادرم زنگ زدم و گفتم که چه کار کرده*ام. آنها سریع خودشان را به خانه رساندند.وقتی شوهرم دید چه کرده*ام به برادرم گفت چند کیسه زباله تهیه کند با کمک هم جنازه را به دستشویی بردیم و مثله*اش کردیم.بعد از آمدن برادرم تکه*هاي جنازه را در کیسه*ها گذاشتیم و با ماشین خود حسین در جاده*هاي اطراف تهران آتش زدیم.»علیرضا شوهر فرانک و مرتضی برادر او نیز در اعترافات خود گفته*هاي فرانک را تایید کردند. با اعتراف آنها بازپرس دادسرای جنایی برای آنها به اتهام مباشرت در قتل قرار مجرمیت صادر کرد که با تایید قرار مجرمیت و صدور کیفرخواست پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد که قرار است به زودی به این پرونده در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران رسیدگی شود.