کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: انسان*های خوب بی*شمارند…!

  1. #1
    مدیر انجمن

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۰۸ تیر ۹۶ [ ۲۳:۳۵]
    محل سکونت
    زیر بارون بدون چتر
    نوشته ها
    490
    امتیاز
    21,296
    سطح
    1
    Points: 21,296, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryThree FriendsYour first GroupCreated Album pictures10000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    313
    سپاس ها
    1,267
    سپاس شده 1,365 در 535 پست
    حالت من
    Khonsard

    انسان*های خوب بی*شمارند…!

    سلام دوستان من…
    وقتی صبح*ها از خانه خارج می*شویم تا شب که به خانه برمی*گردیم، به ندرت کسی را می*بینیم که لبخندی به لب داشته باشد. و یا در نگاهش برق امید و شادی بدرخشد.
    کسانی که وقتی نگاهشان را به نگاهت می*دوزند به جای آن که با دستپاچگی نگاهشان را برگردانند به رویت لبخند می*زنند! آنقدر زیبا لبخند می*زنند که طرح زیبای لبخندشان روزها و یا حتی ماه*ها در ذهنت باقی می*ماند. همان*هایی را می*گویم که برای شروع صحبت همیشه پیشقدم می*شوند، از دولت، سیاست و اقتصاد نمی*گویند… از حرفه*شان برایت می*گویند، از برنامه*هایی که در سر دارند، از لذت*هایی که از زندگی برده*اند…! دیری نمی*گذرد که وجودت را سرشار از انرژی می*کنند! شاید بگویید:
    “اوه آرش، کمی آرام*تر…! واقعا این انسان*ها را دیده*ای؟ آیا کمی رویاپردازی نمی*کنی؟!” نه… گمان نمی*کنم. من این انسان*ها را دیده*ام… مطمئنم شما هم آن*ها را دیده*اید… اما چرا به ندرت!؟ شاید به این خاطر باشد که ما عادت کرده*ایم به دلیل بدی*ها و جنایت*های عده*ای از انسان*ها به همه*ی آن*ها بدبین باشیم! حتما با خود می*گویید: “خب بعضی از انسان*ها کارهای بسیار بدی انجام می*دهند و من برای محافظت از خانواده و کسانی که دوستشان دارم باید به انسان*ها بدبین باشم.” حرفتان را قبول دارم… اما ما آنقدر به انسان*های اطرافمان بدبین شده*ایم که یک لبخند ساده را به هزار جور چیزهای بد تعبیر می*کنیم!!! در کمال بی*انصافی درمورد انسان*ها قضاوت می*کنیم! متوجه نیستیم که انسان*های بسیار خوبی در اطراف ما هستند که بدبینی در مورد آن*ها بی*انصافیست… دلیل این بدبینی هم این است که ما هر روز توسط رسانه*های خبری بمباران اطلاعاتی می*شویم که اکثراً درباره*ی بدی*ها و جنایت*های بشر است!!! اصلا نمی*خواهم بگویم که رسانه*ها کار اشتباهی انجام می*دهند، و یا می*توانیم جنایت*ها را نادیده بگیریم. این به دور از انسانیت است…
    بی*غمی عیب بزرگی*ست!
    شاد بودن هنر است
    شاد کردن هنر والاتر
    لیک هرگز نپسندیم به خویش
    که چون یک شکلک بی*جان، شب و روز
    بی*خبر از هم، خندان باشیم!
    بی*غمی، عیب بزرگی*ست،
    که دور از ما باد!

    درسته بعضی از انسان*ها کارهای بد و وحشتناکی می*کنند… اما آیا واقعا تا این اندازه گسترده*اند؟
    چرا بدی*ها و جنایت*ها انقدر در ذهن انسان*ها بزرگ شده* است که باور کرده*اند همه*ی زندگی همین است؟!!
    چون به نسبت خیلی اندک*اند! چون انحراف از معیارند…
    صحبت*هایم کمی عجیب است، نه؟!
    لئوبوسکالیا در کتاب زیبایش به نام “زندگی، عشق و دیگر هیچ” می*نویسد:


    این بدی*های بشر است که خوراک رسانه*های خبری*ست، از خوبی*های او حرفی نیست! اگر جمعیت جهان را در نظر بگیریم، تعداد سرقت*ها و تجاوزها به نسبت زیاد نیست. اما وقتی جنایتی رخ می*دهد، ما حتما خبردار می*شویم، نه به این خاطر که صرفا خبر است، بلکه به این دلیل که باعث فروش روزنامه می*شود. مردم از اخبار پر سروصدا خوششان می*آید! و شر و بدی*ها را بزرگ می*کنند!”
    اما چرا از خوبی*های انسان در رسانه*ها به نسبت خبری نیست؟! نه این که وجود ندارند، بی*شمار اتفاق*های خوب در جهان می*افتد، بی*شمار عشق، بی*شمار محبت، بی*شمار انسانیت… چرا آن*ها را در رسانه*ها بازگو نمی*کنند؟
    چون معیارند، چون اکثریت*اند… دلیلی ندارد بازگو کنند… به عنوان مثال حامیان محیط زیست را درنظر بگیرید:
    در رسانه*ها هیچ خبری از اقدامات خوب آن*ها نیست، مثلا نمی*گویند: “حامیان محیط زیست، یک جنگل را از نابودی نجات دادند.”
    خیلی کم پیش می*آید همچین خبری را مطرح کنند. اگر هم راهی در رسانه*ها پیدا کنند این خبر را مطرح می*کنند:

    “جنگلی در آتش سوخت و عصبانیت و اعتراض حامیان محیط زیست را برانگیخت!”
    می*بینید…! این نوع خبر است که برای مردم جالب است… اینکه انسان*ها و رسانه*ها توجه ویژه*ای به حوادث ناگوار دارند کاملا طبیعی*ست. و حتی به نظر من این توجه بسیار هم لازم است! اما مشکل از آنجایی شروع می*شود که ذهن انسان*ها فریب توجه بیش از حدشان را می*خورد! وقتی انسان به این شکل بر جنایت*ها تمرکز می*کند، طبیعی است که خوبی*ها با اینکه اکثریت*اند به کنار می*روند. چون انسان روی هر چیزی تمرکز کند آن را بزرگ و بزرگ*تر تصور می*کند. و متاسفانه به جایی می*رسد که ناخودآگاه ذهنش دیگر متوجه خوبی*ها و زیبایی*ها نمی*شود.
    آنقدر خبرهای بد شنیده* است که حتی به عشق و زیبایی*، حتی به یک لبخند هم شک می*کند!
    به نظر من انسان*ها به کمک رسانه*های خبری حصاری دور زندگی خود می*کشند و تمام بدی*ها و جنایت*های بشر را در آن جای می*دهند! و در نهایت در این حصار افسرده شده و باورشان را نسبت به عشق و زندگی از دست می*دهند.

    آرزوی من این است که ما علاوه بر اینکه آگاهی از حوادث ناگوار را امری لازم در زندگی می*دانیم، عشق و زیبایی*های زندگی را نیز فراموش نکنیم. و از آن مهم*تر، باورهای زیبایمان را تسلیم رسانه*های خبری نکنیم… در عین حال که می*دانیم بدی هم هست باورمان را نسبت به عشق و مهربانی از دست ندهیم. من هنوز باور دارم که:
    بیشتر انسان*ها مثل خود ما هستند، به دیگران آسیب نمی*رسانند، دزدی نمی*کنند، می*توان به آن*ها اعتماد کرد، اغلبشان دلشوره دارند! مهربان*اند، و رفتارشان دوستانه است… نويسنده :لئوبوسکالیا
    وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم!

  2. 2 کاربر از پست مفید ‏Mahboob سپاس کرده اند .

    85946318 (سه شنبه ۱۵ مرداد ۹۲),Love star (سه شنبه ۱۵ مرداد ۹۲)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •