کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: داستان زیبای “ اثر خشم “

  1. #1
    مدیر سایت

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵ [ ۱۱:۴۸]
    محل سکونت
    Faye Alsmavat and earth
    نوشته ها
    2,286
    امتیاز
    86,338
    سطح
    1
    Points: 86,338, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryTagger First ClassYour first GroupThree FriendsCreated Album pictures
    نوشته های وبلاگ
    1126
    سپاس ها
    487
    سپاس شده 2,941 در 1,277 پست
    حالت من
    Shad

    داستان زیبای “ اثر خشم “

    داستان زیبای “ اثر خشم “

    یکی بود یکی نبود، یک بچه کوچیک بداخلاقی بود. پدرش به او یک کیسه پر از میخ و
    یک چکش داد و گفت هر وقت عصبانی شدی، یک میخ به دیوار روبرو بکوب.
    روز اول …..

    پسرک مجبور شد ۳۷ میخ به دیوار روبرو بکوبد. در روزها و هفته ها ی بعد
    که پسرک توانست خلق و خوی خود را کنترل کند و کمتر عصبانی شود، تعداد میخهایی
    که به دیوار کوفته بود رفته رفته کمتر شد.. پسرک متوجه شد که آسانتر آنست که
    عصبانی شدن خودش را کنترل کند تا آنکه میخها را در دیوار سخت بکوبد.

    بالأخره به این ترتیب روزی رسید که پسرک دیگر عادت عصبانی شدن را ترک کرده بود
    و موضوع را به پدرش یادآوری کرد. پدر به او پیشنهاد کرد که حالا به ازاء هر
    روزی که عصبانی نشود، یکی از میخهایی را که در طول مدت گذشته به دیوار کوبیده
    بوده است را از دیوار بیرون بکشد.

    روزها گذشت تا بالأخره یک روز پسر جوان به پدرش روکرد و گفت همه میخها را از
    دیوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف دیواری که میخها بر روی
    آن کوبیده شده و سپس درآورده بود، برد.

    پدر رو به پسر کرد و گفت: « دستت درد نکند، کار خوبی انجام دادی ولی به
    سوراخهایی که در دیوار به وجود آورده ای نگاه کن !! این دیوار دیگر هیچوقت
    دیوار قبلی نخواهد بود.

    پسرم وقتی تو در حال عصبانیت چیزی را می گوئی مانند میخی است که بر دیوار دل
    طرف مقابل می کوبی. تو می توانی چاقوئی را به شخصی بزنی و آن را درآوری، مهم
    نیست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهی گفت معذرت می خواهم که آن کار را کرده
    ام، زخم چاقو کماکان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند. یک زخم فیزکی به همان بدی یک
    زخم شفاهی است.
    ♥ مخاطب ♥. . . !

    نوشته هایم را که می خوانی . . .

    نه لبخند بزن . . .

    نه اشک بریز . . .

    نه سخنی بگو . . .

    هیـــــــــچ . . .

    تنها
    سکــــــــــــــوت کن . . .سکوت !

    و بیاندیش در لابلای هر واژه

    چــه دردی نهفته است !!!
    -------------------------------------
    همیــشه تو دلــت میگفــتی:
    این مــگه باچــند نــفر دوســته که همیــــشه آنلایــنه؟
    یه جمــله همــیشه یادت باشــه:

    همیــشه آنلایــن تــرین ها تنــــهاترینــــند








  2. 2 کاربر از پست مفید DayaN سپاس کرده اند .

    mahdi (پنجشنبه ۱۲ مرداد ۹۱),دنیای خاموش من (پنجشنبه ۱۲ مرداد ۹۱)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •