* انتقال* يافت* و معاويه*، رهبر بني*اميّه*، با كمال* سرعت* به* جذب* متنفّذين* كوفه* پرداخت* تا ريشه مخالفين* خود را از ميان* ببرد. به* همين* جهت*، به* مجرد رسيدن* نخستين* نامه*اي* كه* از علي*(ع*) به* دستش* رسيد افرادي* را كه* اميد داشت* به* او كمك* كنند، به* شام* فراخواند و تأكيد كرد كه* سريعاً به* شام* بيايند. مهمترين* فرد در ميان* مدعوّين* معاويه*، عمرو بن* عاص* بود؛ كه* معاويه* پس* از دريافت* نامه*" /> عمروبن عاص
کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: عمروبن عاص

  1. #1
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۲ دی ۹۷ [ ۰۸:۵۱]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,238
    امتیاز
    40,993
    سطح
    1
    Points: 40,993, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Three FriendsOverdriveCreated Blog entryTagger First Class25000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    51
    سپاس ها
    919
    سپاس شده 3,972 در 1,815 پست
    حالت من
    Khejalati

    عمروبن عاص



    پس* از پيروزي* علي*(ع*) در جنگ* جمل*، مركز توطئه* عليه* آن* حضرت* به* شام* انتقال* يافت* و معاويه*، رهبر بني*اميّه*، با كمال* سرعت* به* جذب* متنفّذين* كوفه* پرداخت* تا ريشه مخالفين* خود را از ميان* ببرد. به* همين* جهت*، به* مجرد رسيدن* نخستين* نامه*اي* كه* از علي*(ع*) به* دستش* رسيد افرادي* را كه* اميد داشت* به* او كمك* كنند، به* شام* فراخواند و تأكيد كرد كه* سريعاً به* شام* بيايند.
    مهمترين* فرد در ميان* مدعوّين* معاويه*، عمرو بن* عاص* بود؛ كه* معاويه* پس* از دريافت* نامه* علي*(ع*)، بدون* درنگ* او را دعوت* كرد: «امّا بعد، حتماً اخبار علي*(ع*)، طلحه* و زبير و عايشه* را شنيده*اي*. از بازماندگان* جنگ* بصره*، مروان* پيش* من* آمده* است*. جرير بن* عبدالله* هم* براي* بيعت* گرفتن* از من* از سوي* علي*(ع*) آمده* است*؛ من* در خانه* نشسته* و منتظر هستم* كه* به* لطف* خدا به* سوي* من* سفر كني*!»
    هنگامي* كه* نامه* به* دست* عمرو بن* عاص* رسيد، دو فرزند خود، عبداللّه* و محمّد را فراخواند و با آنها مشورت* كرد. عبدالله* گفت*: رسول* خدا(ص*) به* هنگام* رحلت* از تو خرسند بود. ابوبكر و عمر هم* كه* از دنيا مي*رفتند، از تو خرسند بودند. اكنون* اگر براي* مقداري* ناچيز مال* دنيا، دين* خود را از دست* بدهي*، فردا در آتش* دوزخ* گرفتار خواهي* بود!
    عمرو بن* عاص* رو به* محمد فرزند ديگري* كرد و گفت*: نظر تو چيست*؟ محمد گفت*: سريعتر به* شام* سفر كن* و قبل* از اين*كه* جايگاههاي* رياست* از كف* برود، مقامي* را به* چنگ* بياور.
    فردا صبح*، عمرو بن* عاص* غلام* خود « وردان*» را احضار كرد و به* وي* گفت*: آماده* حركت* باش*. و چون* در رفتن* مردّد بود، بار ديگر گفت*: بارها را فرود آور! غلام* بارها را به* زمين* گذاشت* و اين* ترديد در تصميم*گيري* سه* بار تكرار شد. وردان* به* ارباب* خود گفت*: هذيان* مي*گويي* اي* ابوعبداللّه*! اگر بخواهي* مي*گويم* كه* در دل* چه* داري*؟ عمرو بن* عاص* گفت*: بگو. وردان* گفت*: دنيا و آخرت* هر دو به* تو عرضه* شده* است*. مي*گويي* به* همراه* علي*(ع*)، آخرت* بدون* دنيا است* و به* همراه* معاويه* دنيا بدون* آخرت* است*. نظر من* اين* است* كه* در اين* دعوت*، گوشه خانه*ات* بنشيني*. اگر دينداران* پيروز شدند، دينت* را حفظ* كرده*اي* و با آنها هستي* و اگر دنياطلبان* پيروز شدند، نيازمند تو هستند و به* سراغ* تو خواهند آمد.
    گرچه* وردان* و عبدالله* نظر خود را به* عمرو بن* عاص* گفتند و او را از سفر بازداشتند، ولي* وعده*هاي* معاويه* آنچنان* عمرو بن* عاص* را فريفته* بود كه* پند و اندرز غلام* و فرزندش* در او اثري* نگذاشت* و سرانجام* براي* مبارزه* عليه* علي*(ع*) وارد شام* شد.
    چون* عمرو بن* عاص* در توطئه* عليه* علي* بن* ابيطالب*(ع*) در كنار معاويه* بود، جا دارد مطالبي* درباره وي* نقل* شود، تا عللي* كه* او را ناگزير كرد كه* با معاويه* همپيمان* و همراه* شود، روشن* گردد و نيز اين* پيمان* از نظر معيارهاي* انساني* مورد ارزيابي* قرار گيرد.
    هـــی فــلانـــی!!!
    از مـن کــــه گذشــــت!!!!
    امــا بــدان تــو تــا آخـــر عــمــر درگیـــر مــن خــواهــی بـــود
    و تــظاهــر میکنــی نیستـــی.
    مقایســـه تـــو را از پـــا در خواهـــد آورد،
    مـــن مـــیدانــم بـــه کجـــای قلبـــت شلــیک کـــرده ام...

  2. کاربر روبرو از پست مفید SENJELI سپاس کرده است .

    nasim.h (یکشنبه ۱۰ شهریور ۹۲)

  3. #2
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۲ دی ۹۷ [ ۰۸:۵۱]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,238
    امتیاز
    40,993
    سطح
    1
    Points: 40,993, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Three FriendsOverdriveCreated Blog entryTagger First Class25000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    51
    سپاس ها
    919
    سپاس شده 3,972 در 1,815 پست
    حالت من
    Khejalati
    خصلت* سودجويانه*، اوّلين* چيزي* است* كه* قبل* از اسلام* از سياست* عمرو بن* عاص* روشن* مي*شود و نقض* اين* حقيقت* را درباره او نمي*توان* ناديده* گرفت*. عمرو بن* عاص* خود از آن* روزها سخن* مي*گويد: «هنگامي* كه* با احزاب* از خندِ باز مي*گشتيم*، برخي* از قريش* را كه* هم* رأي* و هم* نظر من* بودند و سخن* مرا مي*پذيرفتند، گرد آوردم* و گفتم*: به* خدا سوگند، مي*دانيد كه* محمد(ص*) چنان* ترقي* مي*كند كه* جاي* انكار آن* نيست*. من* فكري* دارم*، در ميان* مي*گذارم* تا نظر شما را بدانم*. مردم* گفتند: نظر تو چيست*؟ من* گفتم*: فكر مي*كنم* كه* پيش* نجاشي* برويم* و آنجا بمانيم*. اگر محمد(ص*) بر قوم* ماپيروز شد، ما سالم* مانده*ايم* و اگر قوم* ما پيروز گرديدند، ما را مي*شناسند و زياني* از آنها نمي*بينيم*. هنگامي* كه* اين* پيشنهاد را مطرح* كردم*، گفتند: اين* فكر خوبي* است*! من* گفتم* پس* هديه* خوبي* براي* او آماده* كنيد...» فرصت* طلبي* و بهره*برداري* از موقعيتها و فرصتها در جان* عمرو بن* عاص* ريشه* دوانيده* بود. موضع* او در اين* باره*، موضع* بزرگان* صاحب* نفوذي* بود كه* ابوبكر، عمر و علي*(ع*) با آنها پيكار كردند. قبلاً گفتيم* كه* عمر، اموالي* را كه* عمرو بن* عاص* از مصر جمع* كرده* بود مصادره* كرد. گرچه* او براي* درست* بودن* كارش* دليلي* آورد، اما عمر قانع* نشد و به* او نوشت*: «شما گروه* استانداران* بر سر اموال* نشسته*ايد و بهانه* مي*آوريد. شما جوياي* آتش* هستيد و در ننگ* خود شتاب* مي*كنيد. من* محمد بن* مسلمه* را نزد تو فرستادم*، نيمي* از مالت* را در اختيار او قرار ده*!» هنگامي* كه* محمد پيش* عمرو بن* عاص* آمد، براي* او غذايي* تهيه* نمود و از او خواست* كه* غذا را بخورد؛ اما محمد غذا نخورد و گفت*: «اين* غذايي* كه* تهيه* كرده*اي*، هديه شرّي* است*. اگر غذاي* مهمان* مي*آوردي*، مي*خوردم*. اين* غذايت* را از پيش* من* بردار و اموالت* را براي* من* حاضر كن*.» عمرو بن* عاص* اموالش* را حاضر كرد. محمد هم* نيم* آن* را برداشت*. هنگامي* كه* عمرو بن* عاص* ديد مقدار زيادي* از اموال* او را مصادره* كرده*اند، گفت*: «خدا لعنت* كند عصري* را كه* من* در آن* استاندار عمر شده*ام*! به* خدا سوگند از ياد نمي*برم* كه* عمر و پدرش* در حالي* هيزم* حمل* مي*كردند كه* عبايشان* از زانو پايين*تر نمي*آمد. در حالي* كه* پدر من* ــ عاص* بن* وائل* ــ در همان* موقع* لباسهاي* ابريشمي* به* تن* مي*كرد.»
    هـــی فــلانـــی!!!
    از مـن کــــه گذشــــت!!!!
    امــا بــدان تــو تــا آخـــر عــمــر درگیـــر مــن خــواهــی بـــود
    و تــظاهــر میکنــی نیستـــی.
    مقایســـه تـــو را از پـــا در خواهـــد آورد،
    مـــن مـــیدانــم بـــه کجـــای قلبـــت شلــیک کـــرده ام...

  4. کاربر روبرو از پست مفید SENJELI سپاس کرده است .

    nasim.h (یکشنبه ۱۰ شهریور ۹۲)

  5. #3
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۲ دی ۹۷ [ ۰۸:۵۱]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,238
    امتیاز
    40,993
    سطح
    1
    Points: 40,993, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Three FriendsOverdriveCreated Blog entryTagger First Class25000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    51
    سپاس ها
    919
    سپاس شده 3,972 در 1,815 پست
    حالت من
    Khejalati
    از اين* جريان* روشن* مي*شود كه* عمرو بن* عاص*، عشق* فراواني* به* استفاده مادّي* از راه* نفوذ و قدرت* داشت*. عمرو بن* عاص* سرزنشي* براي* عمر و پدر او جز اين* مطلب* نيافت* كه* فقير بوده*اند و لباسي* كه* خود را با آن* كاملاً بپوشانند، نداشته*اند و با دست* خود كار مي*كردند، هيزم* به* دوش* مي*كشيدند و زندگيشان* را از اين* راه* اداره* مي*كردند. عمرو بن* عاص* براي* پدر خود نيز بهتر از اين* امتياز نيافته* بود كه* لباسهاي* ابريشمي* مي*پوشيد. در صورتي* كه* اگر عمرو بن* عاص* انصاف* مي*داد و از انديشه جاهلي* خود دست* برمي*داشت*، مي*ديد كه* آنچه* به* وسيله آن* عمر بن* خطّاب* را سرزنش* كرده*، دليل* بر عظمت* اوست* و آنچه* گمان* مي*كند امتياز عاص* بن* وائل* است* از ارزشهاي* پوسيده* است*. خواننده* محترم* گمان* نكند كه* عمرو بن* عاص*، فقط* با عمر بن* خطّاب* چنين* سخن* گفته* است*، بلكه* اين* روحيه* در نهاد او و براي* هميشه* وجود داشت*. مردم* در نظر او به* دو گروه* اشراف* و غير اشراف* تقسيم* مي*شدند و اين* شرافت*، فقط* موروثي* بود و چنين* فردي* امتيازاتي* داشت* كه* غير اشرافي* نداشت* و مردم* مي*بايست* پيروي* از اين* دسته* را پيش* گيرند. مورّخين* در اين* مطلب* اتفاق نظر دارند كه* «رأي* و نظر عمرو بن* عاص* در اداره حكومت* مصر، اين* بود كه* آنچه* سرزمين* مصر را آباد و اصلاح* مي*كند و مردم* را از مهاجرت* بازمي*دارد، اين* است* كه* سخن* افراد پايين* اجتماع* درباره رهبران* آنها پذيرفته* نشود.» بدين*گونه*، روح* عمرو بن* عاص* با هواهاي* نفساني* كهن*، كه* به* اشراف*زادگان* حقّ مي*داد منافع* را به* خود اختصاص* دهند و بر مردم* حكومت* كنند و با آرزوي* سودطلبي* و بهره*وري* از فرصتها و مناسبتهاي* مختلف* آميخته* بود. انديشه او گاهي* بين* رضايت* به* سلامتي* وجدان* و يا كنار گذاشتن* وجدان* در راه* سودطلبي* نوسان* داشت*. اما اضطراب* و ترديد او ديري* نمي*پاييد و حالت* سودطلبي* و نفع* را مقدّم* مي*داشت*. نمونه* اضطراب* و نگراني* روحي* او را به* هنگام* حركت* به* طرف* شام* و اجابت* دعوت* معاويه* ديديم* كه* سرانجام* نيز رفتن* به* شام* را بر ماندن* ترجيح* داد.
    هـــی فــلانـــی!!!
    از مـن کــــه گذشــــت!!!!
    امــا بــدان تــو تــا آخـــر عــمــر درگیـــر مــن خــواهــی بـــود
    و تــظاهــر میکنــی نیستـــی.
    مقایســـه تـــو را از پـــا در خواهـــد آورد،
    مـــن مـــیدانــم بـــه کجـــای قلبـــت شلــیک کـــرده ام...

  6. کاربر روبرو از پست مفید SENJELI سپاس کرده است .

    nasim.h (یکشنبه ۱۰ شهریور ۹۲)

  7. #4
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۲ دی ۹۷ [ ۰۸:۵۱]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,238
    امتیاز
    40,993
    سطح
    1
    Points: 40,993, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Three FriendsOverdriveCreated Blog entryTagger First Class25000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    51
    سپاس ها
    919
    سپاس شده 3,972 در 1,815 پست
    حالت من
    Khejalati
    مورّخان* قصيده*اي* را به* عمرو بن* عاص* نسبت* مي*دهند كه* آن* را در مسير سفرش* به* شام*، سروده* است*. وي* در اين* اشعار نظر خود را علناً درباره علي*(ع*) و معاويه* بيان* مي*كند. علي*(ع*) از نظر عمرو بن* عاص* شخصيّتي* بزرگ* و معاويه* هم* در نظرش* چيز ديگري* است*. با اين* حساب*، عمرو بن* عاص* دو روح* دارد: يك* روح*، او را از رفتن* نزد معاويه* بازمي*دارد و روح* ديگر او را به* سوي* معاويه* مي*راند. او سرانجام* اشعارش* را چنين* به* پايان* مي*رساند: «من* با طمع* خود و با آگاهي*، دنيا را پذيرفتم* و آنچه* را كه* اختيار مي*كنم* بر آن* دليل* و برهاني* نيست*.» «من* اوضاع* دنيا را كاملاً مي*شناسم* و نسبت* به* آن* آگاهم*؛ اما باز در من* هواهاي* رنگارنگي* است*. ولي* روح* من* زندگي* با شرافت* را دوست* مي*دارد و هيچ* انساني* به* زندگي* با خواري* خرسند نيست*.» عمرو بن* عاص* زندگي* شرافتمندانه* را امروز، تنها در منافع* مادي* و وعده*هاي* بني*اميه* مي*بيند. چنان* كه* در زمان* عمر بن* خطاب* هم* زندگي* شرافتمندانه* را در لباسهاي* ابريشمي* پدر خود، عاص* بن* وائل* مي*دانست* و ذلت* در زندگي* را امروز، در ياري* علي*(ع*) مي*پندارد كه* حاضر نيست* منصبها را بفروشد و باز در زمان* عمر بن* خطاب* هم*، زندگي* فلاكت* بار را در عباي* كهنه*اي* كه* عمر و پدرش* پوشيده* بودند، مي*دانست*. هنگامي* كه* عمرو بن* عاص* به* خانه معاويه* رسيد، به* او گفت*: «اي* اباعبداللّه*، من* تو را براي* نبرد با اين* مرد (علي*(ع*)) دعوت* مي*كنم* كه* نافرماني* خدا را نموده*، اتحاد مسلمانان* را برهم* زده*، آشوب* به* پا نموده* و جمعيّتها را پراكنده* ساخته* است* و...» عمرو بن* عاص* گفت*: اگر من* در جنگ* با او از تو پيروي* كردم*، با اين* كه* تو خطر آن* را مي*داني*، در مقابل*، چه* مي*دهي*؟ معاويه* گفت*: هرچه* بگويي*! عمرو بن* عاص* گفت*: حكومت* مصر را به* من* بده*! معاويه* و عمرو بن* عاص* كه* هر دو فريبكار و دغل* بودند، هريك* مي*خواستند ديگري* را بفريبند و در اين* توطئه* سود بيشتري* ببرند. سرانجام* حيله*گريهاي* آنان* به* اينجا رسيد كه* عمرو بن* عاص* با معاويه* به* خلافت* بيعت* كند، به* اين* شرط* كه* معاويه*، مصر و ملت* آن* را به* عمرو بسپارد و دخالتي* در امور مصر و مردم* آن* سرزمين* نكند. آن* دو اين* معامله* را عليه* علي*(ع*) انجام* دادند كه* سرانجام* اين* ملاقات* را علي*(ع*) با اين* كلمات* خلاصه* كرده* است*: «او (با معاويه*) بيعت* نكرد مگر اين* كه* بر او شرط* كرد كه* در برابر آن* بهايي* دريافت* دارد. در اين* معامله شوم* دست* فروشنده* هيچ*گاه* به* پيروزي* نمي*رسد و سرمايه خريدار به* رسوايي* خواهد كشيد (اكنون* كه* آنها روي* حكومت* مسلمانان* اين* چنين* بي*رحمانه* معامله* مي*كنند). شما آماده پيكار شويد و ساز و برگ* آن* را فراهم* سازيد.» و باز علي*(ع*) در اين* باره* مي*فرمايد: «به* من* خبر داده*اند كه* عمرو بن* عاص* تنها به* اين* شرط* با معاويه* بيعت* كرد كه* تاواني* بگيرد، كه* از قدرت* معاويه* افزونتر باشد ــ منظورش* حكومت* مصر بود ــ فروشنده* دين* خود را به* دنيا معامله* كرد و فروخت* و مشتري* هم* ملتزم* شد كه* مرد ستمگر و فاسقي* را در مقابل* اموالي* كه* مي*گيرد ياري* نمايد!» عمرو بن* عاص* به* اين* مقدار تلاش* به* نفع* خود اكتفا نكرد، بلكه* براي* جنگ* و تبليغات* عليه* علي* و آماده* ساختن* مردم*، معاويه* را راهنمايي* مي*كرد. از مطالبي* كه* عمرو بن* عاص* به* معاويه* گفت* اين* بود كه* :«افراد مورد اعتماد خود را بفرست*، تا در ميان* مردم* شايع* كنند كه* علي*(ع*) عثمان* را كشته* است*!»
    هـــی فــلانـــی!!!
    از مـن کــــه گذشــــت!!!!
    امــا بــدان تــو تــا آخـــر عــمــر درگیـــر مــن خــواهــی بـــود
    و تــظاهــر میکنــی نیستـــی.
    مقایســـه تـــو را از پـــا در خواهـــد آورد،
    مـــن مـــیدانــم بـــه کجـــای قلبـــت شلــیک کـــرده ام...

  8. کاربر روبرو از پست مفید SENJELI سپاس کرده است .

    nasim.h (یکشنبه ۱۰ شهریور ۹۲)

  9. #5
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۲ دی ۹۷ [ ۰۸:۵۱]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,238
    امتیاز
    40,993
    سطح
    1
    Points: 40,993, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Three FriendsOverdriveCreated Blog entryTagger First Class25000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    51
    سپاس ها
    919
    سپاس شده 3,972 در 1,815 پست
    حالت من
    Khejalati
    در صورتي* كه* او مي*دانست*، دست* علي*(ع*) از خون* عثمان* پاك* است* و خوب* مي*دانست* كه* خودش* نقش* مؤثري* در قتل* عثمان* داشته* است*؛ چنان* كه* در بحث* «محرّكين* قتل* عثمان*» روشن* شد. هنگامي* كه* معاويه* از عمرو خواست* كه* براي* آمادگي* نبرد، به* تنظيم* صفوف* لشكر بپرد ازد، عمرو پيش* از اطمينان* از نفع* و بهره*اش*، كاري* نكرد. او به* معاويه* گفت*: «به* شرط* آن* كه* اگر علي*(ع*) كشته* شد و حكومت* اسلامي* در اختيار تو قرار گرفت*، حكومت* من* برقرار بماند!» از مطالب* ديگري* كه* دليل* سودجويي* عمرو بن* عاص* است* اين* كه* هنگامي* كه* در داستان* مشهور «حكميّت*»، ابوموسي* و عمرو بن* عاص* و گروهي* از دو طرف* درباره حاكم* مسلمانان* سخن* مي*گفتند و بحث* مي*كردند كه* چه* كسي* شايسته خلافت* است*، ابوموسي* مايل* بود كه* خلافت* به* عبدالله* بن* عمر بن* خطّاب* برسد و اين* سخن* را چند مرتبه* تكرار كرد و گفت* كه* او براي* خلافت* سزاوارتر است*: «به* خدا سوگند، اگر مي*توانستم*، نام* عمر بن* خطّاب* را زنده* مي*كردم*.» در چنين* موقعي* عمرو بن* عاص* گفت*: «اگر به* خاطر دين* فرزند عمر بن* خطّاب* مي*خواهي* با او بيعت* كني* و او را به* خلافت* برساني*، چرا فرزند من*، عبدالله* را فراموش* كرده*اي*، در صورتي* كه* شايستگي* و صلاحيّت* او را مي*داني*!» آري*، با اين* كه* عمرو بن* عاص* فرمانده* لشكر معاويه* بود و قول* حكومت* مصر را از او گرفته* بود، و در اجتماع* حكميّت* هم* نماينده معاويه* بود و حيله*گر داستان* حكميّت* بود، با اين* همه*، عليه* معاويه* به* طرح* نقشه* مي*پرداخت*! البته* هم* معاويه* و هم* عمروعاص* از خيانت* نسبت* به* علي* آگاهي* داشتند و اعتقاد كامل* داشتند كه* علي*(ع*) بهتر و شايسته*تر از معاويه* است*، اما هر دو مي*كوشيدند كه* از اين* نبرد بهره بيشتري* ببرند. اگرچه* عمرو بن* عاص* و معاويه* ظاهراً هم*پيمان* بودند، ولي* قلباً با يكديگر دشمني* مي*كردند، زيرا كساني* كه* براي* تجاوز و ستم* با هم* همكاري* مي*كنند، طبعاً با يكديگر دشمني* مي*ورزند.
    هـــی فــلانـــی!!!
    از مـن کــــه گذشــــت!!!!
    امــا بــدان تــو تــا آخـــر عــمــر درگیـــر مــن خــواهــی بـــود
    و تــظاهــر میکنــی نیستـــی.
    مقایســـه تـــو را از پـــا در خواهـــد آورد،
    مـــن مـــیدانــم بـــه کجـــای قلبـــت شلــیک کـــرده ام...

  10. کاربر روبرو از پست مفید SENJELI سپاس کرده است .

    nasim.h (یکشنبه ۱۰ شهریور ۹۲)

  11. #6
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۲ دی ۹۷ [ ۰۸:۵۱]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,238
    امتیاز
    40,993
    سطح
    1
    Points: 40,993, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Three FriendsOverdriveCreated Blog entryTagger First Class25000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    51
    سپاس ها
    919
    سپاس شده 3,972 در 1,815 پست
    حالت من
    Khejalati
    معاويه* و عمرو بن* عاص* در كلماتي* كه* گاه* و بيگاه* مي*گفتند، اين* حقيقت* را مي*نمايانند: پس* از جنگ* صفّين*، معاويه* به* اطرافيان* خود گفت*: «عجيب*ترين* چيزها چيست*؟» هريك* پاسخي* دادند. موقعي* كه* نوبت* به* عمر بن* عاص* رسيد، گفت*: «عجيب*ترين* چيزها، پيروزي* باطل* بر حق* است*!» و مقصود عمروبن* عاص*، معاويه* و علي*(ع*) بود. معاويه* هم* فوراً گفت*: «بلكه* عجيب*تر اين* است* كه* وقتي* كسي* از خدا نهراسد، چيزي* به* او بدهند كه* لايق* و سزاوار آن* نباشد.» و منظور معاويه*، عمرو بن* عاص* و زمامداري* او در مصر بود! عمرو بن* عاص* صريحاً نظر خود را درباره معاويه* و علي*(ع*) بيان* مي*داشت* و اين* اظهار نظر او، ميزان* حيله*گري* و ضعف* عقيده وي* را ثابت* مي*كند و نيز نشان* مي*دهد كه* ارزشهاي* انساني* در نظر ياوران* معاويه* بي*ارزش* است* و حدود خيانت* آنان* را نسبت* به* اعتقاد درونيشان* آشكار مي*كند. پس* از اين* كه* علي*(ع*) به* شهادت* رسيد، معاويه* در واگذاري* استانداري* مصر به* عمرو تعلّل* كرد. عمرو بن* عاص* از معاويه* خواست* كه* به* قول* خود عمل* كند، اما معاويه* باز امروز و فردا كرد. عمرو قصيده*اي* طولاني* ساخت* و براي* معاويه* فرستاد. در آن* سروده* مي*گويد: « معاويه*! فضل* مرا از ياد مبر، از راه* حق* منحرف* نشو. اي* پسر هند، ما از ناداني*، تو را عليه* سرور بزرگ* و برتر ياري* كرديم*. بين* شما هيچ*گونه* نسبتي* نبود، چه* نسبتي* ميان* شمشير و داس* وجود دارد؟ و زمين* كجا و آسمان* كجا، علي*(ع*) كجا و معاويه* كجا؟!» معاويه* پس* از اين* قصيده*، مصر را به* عمرو بن* عاص* بخشيد! از جمله* دلايل* روشني* كه* نشان* مي*دهد معاويه* و عمرو بن* عاص* فقط* به* خاطر منافع* با يكديگر ارتباط* داشتند و قلباً با هم* دشمن* بودند، اين* است* كه* عمرو، معاويه* را با شعري* كه* معروف* است*، هجو نمود. هنگامي* كه* معاويه*، عمرو بن* عاص* را فرستاد كه* توطئه حكميّت* را به* انجام* برساند و از سادگي* و بلاهت* ابوموسي* اشعري* استفاده* كند، در همان* موقع* معاويه* به* عبدالرّحمن* بن* امّالحكم* فرمان* داد كه* جواب* شعر عمرو بن* عاص* را بدهد و از او بدگويي* كند.
    هـــی فــلانـــی!!!
    از مـن کــــه گذشــــت!!!!
    امــا بــدان تــو تــا آخـــر عــمــر درگیـــر مــن خــواهــی بـــود
    و تــظاهــر میکنــی نیستـــی.
    مقایســـه تـــو را از پـــا در خواهـــد آورد،
    مـــن مـــیدانــم بـــه کجـــای قلبـــت شلــیک کـــرده ام...

  12. کاربر روبرو از پست مفید SENJELI سپاس کرده است .

    nasim.h (یکشنبه ۱۰ شهریور ۹۲)

  13. #7
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۲ دی ۹۷ [ ۰۸:۵۱]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,238
    امتیاز
    40,993
    سطح
    1
    Points: 40,993, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Three FriendsOverdriveCreated Blog entryTagger First Class25000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    51
    سپاس ها
    919
    سپاس شده 3,972 در 1,815 پست
    حالت من
    Khejalati
    عبدالرّحمن* هم* به* عمرو بن* عاص* بد گفت*، او را تهديد كرد، لعنت* و سرزنشش* كرد كه* در جنگ* صفّين* از دست* علي*(ع*) فرار كرده* است*: «آن* ناپاكي* را كه* در پيش* گرفته*اي* رها كن*، زيرا ناپاك*، ملعون* است*. مگر از دست* علي*(ع*) در جنگ* صفين* فرار نكردي* و در جانبازي* بخل* ننمودي*؟ از اين* كه* مرگ* گريبانت* را بگيرد، ترسيدي*، در صورتي* كه* هر موجودي* مي*ميرد.» اين* شاعر، درباره هم*پيماني* اين* دو تن* كه* براي* «خونخواهي*» عثمان* و انتقام* از «علي*(ع*)» قيام* كرده*اند چه* ناسزا و تهديد و لعني* دارد؟! پيش* از به* وجود آمدن* اين* آشوبها، حقيقت* معاويه* و عمرو بن* عاص* در طمعكاري* و ميل* به* سودجويي* براي* همه* آشكار بود. يكي* از نمونه*هاي* آن*، پيشگويي* عمر بن* خطاب* درباره آنهاست*، كه* مردم* را در آخرين* لحظات* زندگي*، از معاويه* و عمرو بن* عاص* برحذر داشت* و گفت*: «اي* ياران* دين* محمد(ص*) به* يكديگر اندرز دهيد، زيرا اگر چنين* نكنيد عمرو بن* عاص* و معاويه بن* ابي*سفيان* بر شما مسلّط* مي*گردند!»
    هـــی فــلانـــی!!!
    از مـن کــــه گذشــــت!!!!
    امــا بــدان تــو تــا آخـــر عــمــر درگیـــر مــن خــواهــی بـــود
    و تــظاهــر میکنــی نیستـــی.
    مقایســـه تـــو را از پـــا در خواهـــد آورد،
    مـــن مـــیدانــم بـــه کجـــای قلبـــت شلــیک کـــرده ام...

  14. کاربر روبرو از پست مفید SENJELI سپاس کرده است .

    nasim.h (یکشنبه ۱۰ شهریور ۹۲)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •