کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: علل سقوط رژيم پهلوى

  1. #1
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۲ دی ۹۷ [ ۰۹:۵۱]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,238
    امتیاز
    40,993
    سطح
    1
    Points: 40,993, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Three FriendsOverdriveCreated Blog entryTagger First Class25000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    51
    سپاس ها
    919
    سپاس شده 3,977 در 1,818 پست
    حالت من
    Khejalati

    علل سقوط رژيم پهلوى

    تمركز هرم قدرت سياسى در شخص شاه دوران سلطنت محمد رضا شاه را مى توان به دو دوره عمده تقسيم كرد دوران اول از ابتداى كسب قدرت در سال 1320 تا سال 1334 است.اين دوران كه متشنجترين دورههاى حيات سياسى ايران محسوب مى شود، شاه فاقد قدرت و اختيارى است كه در دوره دوم حيات سياسى خود كسب مى كند.اين دوران شامل دو سال و نيم نخست وزيرى مصدق نيز مى باشد.مصدق با سلب قسمت اعظم اختيارات شاه، ضعيف ترين دوران سلطنت را فراهم آورد.دوران دوم كه از سال 1334 آغاز مى شود و به مدت 23 سال تا زمان سقوط شاه ادامه دارد، دوران حكومت مطلقه شاه در ايران است.در اين دوران به موازات وابستگى شاه به آمريكا به ميزان بيگانگى اش از مردم افزوده مى شود.طى اين دوران در واقع آمريكا قدرتمندترين حامى شاه در برخورد با مسائل گوناگون مى شود. به عبارتى، تكيه به ايالات متحده هم پشتيبانى سياسى براى شاه فراهم مى كند و هم پشتيبانى روان شناختى. (1) شاه طى دوران حكومت 37 ساله خود بطور دايم كنترل خود را بر جامعه و سياست ايران افزايش داد.بر اساس گفته يك ناظر آمريكايى «تمام دوران حكومت، شاه را به استثناى برخى دورههاى موقت عقب نشينى، مى توان به صورت ربع قرن حكومتى تصور كرد كه در آن بوروكراسى نظامى و دولتى به طور دايم كنترل خود را بر فعاليتهاى مردم سراسر ايران تنگتر و شديدتر ساختهاند و همزمان با آن نيز به صورتى خستگى ناپذير قدرت خود را در راس اين بوروكراسى تشديد كرده است. (2) طى اين دوران شاه براى حفظ رژيم خود، متكى به تركيبى از «سركوب» و «جلب همكارى» بود. (3) از يك طرف همه گونه مخالفت را سركوب مى كرد و از طرف ديگر به عنوان يكى از تاكتيكهاى مهم خود شاه به گونه ماهرانهاى مخالفان خود را انتخاب مى كرد و آنها را به عنوان نخبگان سياسى جذب مىكرد، برخى از اعضاى پيشين حزب كمونيست و سازمان دهندگان برنامه هاى ضد شاه در خارج از كشور به اين عنوان، پستهاى مهمى را در دستگاه دولتبه دست آوردند. (4) طى دوران سلطنت محمد رضا شاه، هر چند كه نهادها و رويههاى به ظاهر دمكراتيك هنوز در جامعه وجود داشت، - از جمله انتخابات قانونگذارى، كنترل قوه قانون گذارى بر مجريه و حتى احزاب سياسى - ولى اين نهادها در واقع به پوسته غير كار آمدى تبديل شده بودند.با گذشت زمان، سياست گذارى دولت روز به روز متمركزتر شد و هر چه بيشتر جنبه شخصى به خود گرفت.شاه در تمامى جنبه هاى عمده سياست گذارى دولت درگير مى شد و در مسائلى از اين قبيل كه ارگانهاى دولتى كدام خط مشى را دنبال كنند، چه كسانى به مناصب مهم ديوانسالارى منصوب شوند، مجلس چه لايحه هايى را تصويب كند، تصميم مى گرفت. (5) شاه بلند پايهترين كادرهاى دولتى را خود تعيين و يا از كار بركنار مى كرد.به نحو قابل ملاحظهاى سياستى كه نا امنى شخصى را در بالاترين سطوح سيستم ترويج مى داد، حفظ مى كرد و به گونه مؤثرى افراد را از كسب يك پايگاه و يك جاى پاى محكم در عرصه قدرت ايران به دور نگه مى داشت. (6) ساختار رسمى دولت ايران شامل يك چوب بست لرزان از نهادهايى بود كه در حول شخص شاه ساخته شده بود. (7) به خاطر نقش برجسته شاه در تصميم گيرى، ارگانهاى دولتى كمتر اقتدار مستقلى داشتند يا هيچ گاه نداشتند.پس از اوايل دهه 1340، نخست وزيران را انحصارا شاه بر مى گزيد و مجلس به رغم حقوقش در قانون اساسى، فقط نقش نمايش در اين فرآيند بازى مى كرد.بنابر اين، نخست وزير و كابينهاش ابزارى براى اجراى تصميمهاى شاه شدند. (8) به اين ترتيب، به مرور از اقتدار و اختيارات نهادهاى سياسى و اجتماعى كه در جامعه جا افتاده بود، كاسته شد و بر اختيارات قوه مجريه و شخص شاه افزوده شد و حكومت فردى به تدريج همه جاگير شد. شاه مى كوشيد با پرداخت حقوق خوب به مقامهاى دولت و تحمل فساد، وفادارى آنها را تقويت كند و از نيروهاى امنيتى و نوعى كابينه سايه كه از نزديكترين مشاورانش تشكيل می شد، براى مراقبت از وفادارى و كارآيى مقامهاى دولت استفاده مى كرد.اين اقدامها، به شاه كنترل شخصى گستردهاى بر مقامهاى دولتى مى بخشيد و به اين ترتيب، توانايى عمل مستقل را در آنان بيشتر تضعيف مى كرد. (9) مراكز قانون گذارى در ايران نيز از اوايل دهه 1340 از اقتدار واقعى برخوردار نبودند و صرفا به عامل تاييد سياستها و تصميمهاى شاه تبديل شده بود.
    هـــی فــلانـــی!!!
    از مـن کــــه گذشــــت!!!!
    امــا بــدان تــو تــا آخـــر عــمــر درگیـــر مــن خــواهــی بـــود
    و تــظاهــر میکنــی نیستـــی.
    مقایســـه تـــو را از پـــا در خواهـــد آورد،
    مـــن مـــیدانــم بـــه کجـــای قلبـــت شلــیک کـــرده ام...

  2. 2 کاربر از پست مفید SENJELI سپاس کرده اند .

    Love star (پنجشنبه ۰۷ شهریور ۹۲),ya30 (پنجشنبه ۰۷ شهریور ۹۲)

  3. #2
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۲ دی ۹۷ [ ۰۹:۵۱]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,238
    امتیاز
    40,993
    سطح
    1
    Points: 40,993, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Three FriendsOverdriveCreated Blog entryTagger First Class25000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    51
    سپاس ها
    919
    سپاس شده 3,977 در 1,818 پست
    حالت من
    Khejalati
    همانطور كه قبلا متذكر شديم يكى از ويژگيهاى عمده سيستم سياسى ايران در دوره حكومت محمد رضا آن بود، كه على رغم وجود يك سيستم حزبى دولتى از سال 1336 هر نوع فعاليت سياسى مستقل ممنوع شده بود. (10) در اين سال شاه به توصيه آمريكا و بريتانيا به تقليد از سيستم پارلمانى وست ميتسسترى تصميم گرفت كه حزب رسمى مليون و مردم را تاسيس كند.اين در حالى بود كه نيروهاى امنيتى، مخالفان را از ايجاد احزاب ديگر مانع مى شدند و دو حزب ياد شده را به عنوان محملهايى جهت مشاركت مردم در سياست تبديل مى كردند.ولى واقع امر آن كه جاذبه عمده اين احزاب سود بردن از فرصتها و امكانات و پيشرفت در عرصه هاى مختلف بود تا مشاركت در امر سياسى.بعدها حزب مليون به عنوان حزب طرفدار دولت، جاى خود را به حزب ايران نوين داد. (1342) .اين حزب برنامه انقلاب سفيد را جزو آرمانهاى خود قرار داد و به سرعت تبديل به زائدهاى از حكومت شد.اين حزب نيز همانند سلف خود، فاقد هر گونه مشروعيت مردمى بود. احزاب صرفا ابزارى بود جهت جلب رضايت از رژيم و اعلام وفادارى نسبت به آن و حد اكثر نردبان ترقى براى اعضاى آن.در واقع نه به عنوان مكانى جهت مشاركت سياسى مردم و نه به عنوان نمودهايى از دموكراسى تشكيل شده بود. بين سالهاى 1350 تا 1355 بخصوص حكومت ترور و شكنجه بيش از پيش حاكم شد.صدها نفر اعدام شدند و هزاران نفر زندانى. در اين دوران، بويژه نهادهاى مذهبى بيش از بقيه مورد تهاجم قرار می گرفت. (11) به اين ترتيب، كنترل دولت بر تمام جنبههاى زندگى مردم ايران گسترش يافت.به عنوان يك نتيجه گيرى كلى، مى توان اظهار داشت كه نظام سياسى ايران، به عنوان يك نظام سياسى وابسته به يك فرد، از جمله ناپايدارترين نظامهاى موجود سياسى بود. (12) از طرفى ديگر، در حالى كه ايران دستخوش دگرگونی هاى اقتصادى و اجتماعى شديد شده بود و گروههاى تازه سر بلند كرده، خواستار تحرك و مشاركت در فعاليتها بودند، اين گروهها بدون جذب در نهادهاى سياسى و يا احزاب، آماده ورود به صحنه سياسى جامعه بودند. تمايل شاه به تمركز امورات در شخص خودش و استفاده از تمامى مظاهر و فعل و انفعالات سياسى در اين راستا يك سيستم قائم به شخص را بوجود آورد كه در زمانى كه نظام سياسى پهلوى به حضور و تصميم گيرى قاطع شاه نيازمند بود از آن محروم بود. در واقع مهمترين شخصيتى كه حمايت خود را از نظام سياسى پهلوى برداشت، در نهايت خود شاه بود.حمايت شاه از نظام سياسى پهلوى بعد از تمركز افراطى، به سه طريق برداشته شد.اول او عملا از پرداختن به مسائل روزمره گردش امور نظام دست كشيد. دوم شروع به صحبت كردن از روزى كرد كه مى خواست رسما به نفع پسرش از سلطنت كناره گيرى كند. (13) سوم سعى مى كرد با شانه خالى كردن از مسؤوليت نابسامانى هاى جامعه ايران و گذاشتن آن بر عهده نظام پهلوى، حكومت خود را حفظ كند.
    هـــی فــلانـــی!!!
    از مـن کــــه گذشــــت!!!!
    امــا بــدان تــو تــا آخـــر عــمــر درگیـــر مــن خــواهــی بـــود
    و تــظاهــر میکنــی نیستـــی.
    مقایســـه تـــو را از پـــا در خواهـــد آورد،
    مـــن مـــیدانــم بـــه کجـــای قلبـــت شلــیک کـــرده ام...

  4. 2 کاربر از پست مفید SENJELI سپاس کرده اند .

    Love star (پنجشنبه ۰۷ شهریور ۹۲),ya30 (پنجشنبه ۰۷ شهریور ۹۲)

  5. #3
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۲ دی ۹۷ [ ۰۹:۵۱]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,238
    امتیاز
    40,993
    سطح
    1
    Points: 40,993, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Three FriendsOverdriveCreated Blog entryTagger First Class25000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    51
    سپاس ها
    919
    سپاس شده 3,977 در 1,818 پست
    حالت من
    Khejalati
    شاه از اوايل سال 1355 از مشاركت مستقيم در امور روزمره و جزيى كشور بر خلاف گذشته دست مى كشيد.در سراسر سال 57- 56 شاه در هيچ يك از اجلاسهاى كابينه شركت نمى كرد.او اين نكته را روشن ساخت كه فقط سه مساله را مستقيما تحت نظر خواهد داشت: امور خارجى، نيروهاى مسلح ايران و نفت.او به مسائل حكومتى ديگر حتى اين كه چه كسى وزير شود، كارى نمى داشت. (14) فقدان رهبرى در مسائل ريز و روزمره جامعه تا اندازه بسيارى در نابسامانى اوضاع و عدم تصميمگيرى به موقع در فرآيند پيروزى انقلاب اسلامى نقش داشته است.در سال 1357 هيچ كس به فكر آينده نبود.در اين مورد در كليه سازمانهاى دولتى مثالهاى فراوانى مى توان يافت.يكى از جالبترين و در عين حال ويرانگرترين موارد، از ميان رفتن رهبرى در ساواك به عنوان مهمترين تضمين كننده امنيت داخلى براى نظام مشهود بود.ساواك از عمق مخالفت نسبت به شاه، شدت بروز آن و توانايى مخالفان در دست زدن به اقدامات هماهنگ و سازمان يافته در شهرهاى مختلف كشور بى اطلاع بود.شاهد مدعاى مزبور اين است كه در جريان انقلاب رئيس پيشين ساواك با رئيس آن روز اين سازمان ديدار مى كند و از او مى پرسد: تيمسار! در مملكت چه خبر است؟ رئيس ساواك پاسخ مى دهد: تيمسار! من نمى دانم، مخاطب جواب مى دهد: اما تيمسار! چطور چنين چيزى ممكن است؟ شما و ساير رؤسا در طول اين سالها چه مى كرده ايد؟ رئيس ساواك پاسخ داد: تيمسار! مشغول زمين بازى بوده ايم. (15) افسار گسيختگى حاكم بر نظام امنيتى و ادارى نظام سياسى پهلوى در سالهاى 57- 56 در نتيجه مديريت متمركز قبلى و وارفتگى در اين سالها بود كه تغيير مديريت شاه و بيمارى او اين روند را سرعت بخشيد.از آنجايى كه شاه مسؤليتبزرگترى را جهت تحصيل وجهه جهانى و كسب در آمدهاى نفتى و عظمت بخشيدن به نظام، بويژه به خودش، بر عهده گرفته بود بنابر اين از مسائل جزيى و مسائل ريز جامعه غافل شده بود.اين فرآيند به شخص شاه بر مى گشت كه قبل از اين، مديري خود را نظارت جزيى و ميدانى در مسائل اقتصادى و اجرايى جامعه بنا نهاده بود اما در دهه پنجاه به مسائل كلان سه گانه ياد شده تمايل پيدا نموده و در نتيجه اين كلى گويى در مسائل در صاحب منصبان نظام پهلوى نيز سرايت كرده بود و از مسائل ريز جامعه غافل شده بودند.
    هـــی فــلانـــی!!!
    از مـن کــــه گذشــــت!!!!
    امــا بــدان تــو تــا آخـــر عــمــر درگیـــر مــن خــواهــی بـــود
    و تــظاهــر میکنــی نیستـــی.
    مقایســـه تـــو را از پـــا در خواهـــد آورد،
    مـــن مـــیدانــم بـــه کجـــای قلبـــت شلــیک کـــرده ام...

  6. 2 کاربر از پست مفید SENJELI سپاس کرده اند .

    Love star (پنجشنبه ۰۷ شهریور ۹۲),ya30 (پنجشنبه ۰۷ شهریور ۹۲)

  7. #4
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۲ دی ۹۷ [ ۰۹:۵۱]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,238
    امتیاز
    40,993
    سطح
    1
    Points: 40,993, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Three FriendsOverdriveCreated Blog entryTagger First Class25000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    51
    سپاس ها
    919
    سپاس شده 3,977 در 1,818 پست
    حالت من
    Khejalati
    براي وقوع انقلاب ايران عوامل گوناگوني برشمرده*اند؛ اقتصادي، سياسي مذهبي و ... شايد يكي از عواملي كه از آن كمتر نام برده*اند و كم به آن پرداخته*اند عامل خطاي بشري مي*باشد. خطاها و اشتباهاتي كه از انسانها سر مي*زند كه گاه تاوان آن سنگين و جبران*ناپذير است. اعمالي كه شخص انجام دهنده آن در آن لحظه نمي*تواند بپذيرد كه برآيند اين عمل چه مي*تواند باشد. حال هر چه شخص انجام*دهنده عمل مطلق*العنان تر باشد نتيجه آن بزرگتر و مصيب بارتر است. در سقوط حكومت پهلوي از اين خطاها به سادگي نبايد گذشت. حكومت فردي محمدرضا پهلوي كه اجازه مشورت به ديگران نمي*داد و يا اگر مي*داد جز مشورت بنابه ميل ذات ملوكانه نبود. تكيه بر آدمهاي بوركرات بله قربان*گو و فاقد شخصيت ذاتي ثمري جز قدرت يافتن كاذب شاهانه نداشت. حضور افرادي چون هويدا، اردشير زاهدي، شريف امامي، جمشيد آموزگار و... در رأس ارگانهاي سياسي و اقتصادي. نظامياني چون؛ ازهاري، اويسي، نصيري، مقدم و ... در رأس ارگانهاي نظامي و امنيتي و نيز حلقه*هاي فراوان درون درباري، چون حلقه افراد حاضر به دور فرح مانند ليلي اميرارجمند، ليلي دفتري و خانواده ديبا و ديگر حلقه*ها همچون اسدالله علم، عبدالكريم ايادي، مجيد اعلم، محمود حاجبي، هوشنگ دولو و صدها نفر ديگر كه نقش مهمي در جهت*دهي اوضاع سياسي و اقتصادي داشتند نشانه سقوط قريب*الوقوع حكومت پهلوي بود. اينان افرادي بودند كه در اشتباهات حكومتي شاه پس از دهه چهل نقش عمده*اي داشتند اشتباهاتي كه عبارتند از: اعلام اصلاحات ارضي، خريدهاي غيرلازم نظامي، ورود كالاهاي غيرضروري و تجملي، اعلام حركت به سوي تمدن بدون تشخيص ظرفيتها و پتانسيل نيروي داخلي و تكيه عمده بر متخصصين و دولتهاي خارجي، ولخرجيهاي سفر شاهانه به خارج و برگزاري جشنهاي بي ثمري چون تاجگذاري و جشنهاي فرهنگي همچون جشن هنر شيراز و شايد بسياري مسائل ديگر كه بتوان به اين ليست اضافه كرد. مشاوريني كه جز خوشايند شاه و منافع خودشان سخني نمي*گفتند، پشت صحنه اين جريانهاي حكومت به بادده بودند. و گاه خود در جاهايي كه منافعشان اصطكاك پيدا مي*كرد آبروي يكديگر را مي*ريختند. در خاطرات شخصي منتشرشده پس از انقلاب به فراواني از جنگ و جدال اينان سخن به ميان آمده است.
    هـــی فــلانـــی!!!
    از مـن کــــه گذشــــت!!!!
    امــا بــدان تــو تــا آخـــر عــمــر درگیـــر مــن خــواهــی بـــود
    و تــظاهــر میکنــی نیستـــی.
    مقایســـه تـــو را از پـــا در خواهـــد آورد،
    مـــن مـــیدانــم بـــه کجـــای قلبـــت شلــیک کـــرده ام...

  8. 2 کاربر از پست مفید SENJELI سپاس کرده اند .

    Love star (پنجشنبه ۰۷ شهریور ۹۲),ya30 (پنجشنبه ۰۷ شهریور ۹۲)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •