کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: تاریخچه شهرکرمانشاه

  1. #1
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۲ دی ۹۷ [ ۰۸:۵۱]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,238
    امتیاز
    40,993
    سطح
    1
    Points: 40,993, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Three FriendsOverdriveCreated Blog entryTagger First Class25000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    51
    سپاس ها
    919
    سپاس شده 3,976 در 1,817 پست
    حالت من
    Khejalati

    تاریخچه شهرکرمانشاه

    استان کهن و باستانی کرمانشاه با مساحتی برابر با 23167 کیلومتر مربع در غرب کشور ایران زمین قرار گرفته است که از شمال به کردستان و از جنوب استان لرستان و ایلام و از مشرق به همدان و از مغرب به سرزمینهای ایرانی کردستان عراق محدود می باشد . کرمانشاه از شهرهای ارزشمند و تاریخی ایران زمین می باشد .

    مادهای ایرانی و تاریخچه کرمانشاه

    برای نخسیتن بار نام تیره آریایی ماد به نام آمادای در حملات آشوریان به نواحی کردستان کنونی ذکر شده است . بنابراین سند تاریخی حضور مادها در کرمانشاه و کردستان حداقل به بیش از 3000 سال پیش بازمیگردد که بیشتر در کوهستانهای زاگرس بوده است . در حادثه سقوط نینوا و انقراض دولت آشور بدست هوخشتره علل اصلی فتح آنجا اسبهای نیرومند سواره نظام ماد که در شهر باستانی نیشایی تربیت شده بودند ذکر شده است . باستان شناسان و خاور شناسان از زندگی دو طایفه پارس و کورد در این منطقه یاد کرده اند . استاد و دانشمند فقید رشید یاسمی در کتاب مشهور "کرد و پیشینه نژادی او" آورده است :

    کورد آن شعبه نژادی ایرانی است که حاصل برادری ماد و پارس أریایی می باشد

    قوام اقوام مهاجر آریایی در هزاره سوم و چهارم پیش از میلاد در کوهسارهای زاگروس سکونت گزیدند که سرانجام به تصرف بین النهرین انجامیده است . این مهاجرت تاریخی به مهاجرت گوتی یا کاسی مشهور است . ذکر طوایفی که در زاگرس سکونت داشته اند در کتیبه های سارگن پادشاه اکد که در سالهای 2030 تا 2048 قبل از میلاد بر جنوب بین النهرین حکم رانی میکرده است آمده است . در اسناد اکدی از شخصی به نام آریزان نیز نام برده شده است . ساکنان این منطقه شامل طوایفی به نام لولویی - گوتی - منابی - نایری - آمادا - پارسوا می باشند . لولوبی ها از اجداد لرهای ایران هستند که در گذشته در سرپل ذهاب و سلیمانیه کردستان عراق که بخشی از ایران بوده است سکونت داشته اند . در سال 1200 قبل از میلاد شاه عیلام بر این طایفه غلبه می کند لولوبی ها یا اجدا لرها در گذشته پادشاهی مقتدر به نام آنوبانی داشته اند . تکات پالاسر که در سالهای 1115 تا 1100 شاه آشور که ارمنستان را فتح کرد ولی در نبرد با سپاه راندوپس توفیقی بدست نیاورد و فقط توانست کوههای اورامانات کردستان را تحت کنترل خود بگیرد .

    کرمانشاه در متون کهن پهلوی منجمله کارنامه اردشیر بابکان که مهم ترین سند پهلوی جهان است به نام کردان شاه آورده شده است . کرمانشاه یا کردان شاه نامی است که بهرام چهارم ساسانی به روی آن گذاشته است . بهرام شاه 11 سال بر امپراتوری ساسانی شاهنشاهی کرد ( 388 تا 399 میلادی ) . سیستم حکومتی ایران باستان به این گونه بوده است که تمامی شهرها شاهی از همان منطقه داشته اند و همه شاهان زیر نظر شاه شاهان بوده اند که شاهنشاه نامیده می شده بوده است . کتب باستانی ایران ساخت کرمانشاه را به طهمورث دیو بند نصبت داده است . زبان کنونی مردامان کرمانشاه و کردستان بدون هیچ شک و شبه ای از پهلوی و اوستایی ایران گرفته شده است . مهم ترین سند ریشه پهلوی زبان کوردی سروده های باباطاهر عریان شاعر بلند آوازه ایران است که به لهجه محلی می باشد و از واژه های پهلوی یا همان کوردی امروزی استفاده کرده است .

    هنر مادهای کهن آریایی ایران

    آثار باستانی هر ملتی به منزله شناسنامه آن ملت است که بوسیله آن تاریخ ملی،مذهبی و فرهنگی آن کشور شناخته میشود و نگهبانی و پاسبانی از آثار هنری و باستانی از وظایف شخصی و فردی فراتر رفته است ، هنر مادها به ابعاد گوناگونی گسترده است کتیبه های بسیاری پیرامون مدیا وجود دارد :در اوایل سال 1325 ه.ش در منطقه ای در نزدیکی دهکده زیویه واقع در چهل کیلومتری شرق شهرستان سقز گنجینه ای توسط دهقانان کشف شد که شهرت آن ظرف مدت مختصری بر بازارهای جهانی عتیقه سایه می افکند و بدون رقیب سالها داغی بازار را حفظ مینماید به تجربه ثابت شده که خارجیان شیفته آثار باستانی و هنری میباشند و رفت و آمد به موزه ها یکی از سالمترین و مفیدترین سرگرمی های جوانان و سایر اقشار در کشورهای خارجی می باشد و در آمد موزه های شخصی ارقام بسیار مهمی از درآمد خیلی از کشور های جهان را تشکیل میدهد ، بنابراین طلای زیویه مشتریهای فراوانی را به خود جلب نموده و خارجیان بر خلاف ما ایرانیان که هنوز نام زیویه به گوش بسیاری از هم وطنان نرسیده است خیلی زود با رویدادهای زیویه آشنا شدند و فهمیدند در یک گوشه از دنیا بزرگترین گنج باستانی جهان کشف شده است و میکوشند اطلاعات جامع تری از چگونگی کشف این گنج گرانبها و با ارزش بدست آورند نام زیویه سبب شد در دنیا نام ایرانی و عظمت فرهنگ ایرانیان به سر زبانها بیفتد. اندره گدار در باب ریویه و گنجینه آن بیان میدارد که این قلعه یا دژ که با تحقیق بسیار معلوم شد متعلق به قوم ماناهاست بر فراز تپه ای منزوی قلعه واقع شده است که روی آن دیوار ضخیمی از خشت دیده میشود ،دامنه های این تپه دارای شیب تندی میباشد و در قسمت شرقی آن شیب کمتر است و محل خانه های مسکونی است و طی حفاریهای غیر مجاز توسط اهالی روستای زیویه تشت برنزی که محتوی گنج بود به دست آمد دو سال بعد پیش از آنکه اداره باستان شناسی ایران از این موضوع مطلع شود تعداد زیادی از اشیاُ زرین و سیمین این گنجینه بوسیله قاچاقچیان از ایران خارج شد و به مجموعه ها و موزه های اروپا و آمریکا راه یافت بدین جهت نمی توان محققاً دانست که اشیا موجود در آن تابوت مفرغی (برنزی)چه مقدار بوده است اشیاُ مختلف این گنجینه از نظر فنی و هنری به یکدیگر چندان شباهتی ندارند برخی به سبک آشوری ،اورارتویی ،سیکای ،و مانایی میباشد اداره باستان شناسی پس از اطلاع از این قضیه موفق شد قسمتی از این گنجینه را بدست آورد و به موزه تهران منتقل کند . رمان گیرشمن در آخرین اظهار نظر خویش اشیاُ اخیر را متعلق به هنرمندان مادی می داند که از 606 تا 550 پیش از میلاد ناحیه محل اکتشاف جزو قلمرو حکومت آنان بوده است این گنجنه شامل اشیایی از قبیل یک سینه بند که با تصاویر حیوانات و موجودات افسانه ای زیست یافته و این حیوانات به طرف درخت زندگی که در وسط قرار دارد حرکت می کنند ، یک دست بند مردانه ،یک غلاف خنجر ،یک گردن بند که از سرهای حیوانات تشکیل شده و روی آن منبت کاری شده ،ظروف ،گوشواره ها و اشیاُ تزیینی از طلا و نقره که اوج هنر آن دوران را یاد آور میشود .

    تجاوزهای پی در پی بیگانگان به کرمانشاه ایران

    پس از اسلام و حمله اعراب به کرمانشاه شهر به کلی ویران شد و دیگر آبادی گذشته و شکوه باستانی اش را بازنیافت . هارون الرشید به کرمانشاه توجه داشت . ان فضلان در سال 309 هجری قمری از طرف مقتدر به ماموریت کرمانشاه رفت و شرح سفرش را در سفرنامه خود نوشته است . مسعر ابن مهلهل در قرن چهارم از کاخهای باستانی شاهان ایران در کرمانشاه دیدن کرد و شرح ویران کردن آن توسط اعراب را نوشته است . اعراب نام کرمانشاه را به قرمسین-قرماشین تغییر دادند . ابن حوقل و اصطخری جغرافی دانان مشهور از کرمانشاه به عنوان شهری زیبا که آب فراوان و بناهای باستانی زیادی در خود دارد نام برده اند . مقدسی در کتاب احسن التقاسیم نوشته است : کرمانشاهان - همدان - ری و اصفهان از شهرهای زیبای ایران است و عضدوالدوله شهریار مشهور دیلمی نیز در آنجا قصری با شکوه بنا کرده است .
    پس از اسلام سلسله های کوچکی بر کرمانشاه به صورت موقت حکومت کردند زیرا امپراتوری کهن ایران درهم شکسته بود و هر گوشه ای به صورت محلی اداره می شد که زیر نظر اعراب قرار داشت . در قرن چهارم سلسله حسنویه به مدت 50 سال حکومت کردند و قلعه بزرگ سرماج را در مجاورت دینور بنا کردند . جانشینان حسنویه بر اثر اختلافات داخلی حکومت محلی شان را ریشه کن کردند . در سال 441 ه ق سلطان طغرل سلجوقی صد هزار سپاه برای تسخیر قلعه مذکور فرستاد . پس از آن آل ابی الشوک در نزدیکی زهاب کنونی حکمرانی محلی کردند . در سال 438 مهلهل ابن محمد عناز شهر کرمانشاه را فتح کرد . لشگر کشی ها اعراب و نوادگانشان به صورت دهها بار تکرار شد و به مرور زمان آن شکوه و عظمت باستانی اش که شاهنشاهان ایران به آن داده بودند از دست داد . در قرن ششم سلطان سنجر سلجوقی کرمانشاه را در حوزه حکمرانی خود قرار داد و برادر زاده اش سلیمان شاه را شاه آنجا کرد . در قرن هفتم پس از حمله مغولها به ایران باردگیر ویران شد و آسیبهای بسیاری دید . سپاه وحشی - متحجر و بربر هلاکوکه که برای فتح بغداد می رفت کرمانشاه را نیز ویرانه کرد . در قرن هشتم سپاه امیر تیمور به کرمانشاه یورش آورد . در کتاب نزهه القلوب آمده است : کرمانشاه دهی است که طاق شبدیز ( بستان ) در آن قرار دارد و دارای قدمت است . همدان نیز در مجاورت آن است و جزوی از قلمروی علی شکر محسوب می شود . در قرن نهم و اوایل قرن دهم کرمانشاه مورد یورش سپاه ترکان عثمانی قرار گرفت و در کتبشان آورده اند هرسین و ماهدشت حکومت دارد ولی کرمانشاه ویران گشته است . در اوایل قرن یازدهم کرمانشاه به نام مزرعه ای معروف میگردد. در نیمه قرن دوم عمران و آبادی را مردم از سر میگرند و فرماندار آنجا شیخ علیخان زنگنه در روزگار شاه عباس صفوی عمران بسیاری برای کرمانشاه به ارمغان می آورد . متاسفانه کرمانشاه بدلیل نزدیکی اش با امپراتوری متوحش عثمانی چندین بار ویران شد ولی نادرشاه بزرگ برای مقابله با آنان توجه بسیاری را به این شهر داشت . به فرمان نادر قلعه های قدیمی شهر ویران شد و بناهای بزرگ و جدیدی ساخته شد خرابه های بنای نادری نیز هنوز مشهود است . دولت قاجار نیز خدماتی را برای کرمانشاه به ارمغان آوردند . فتحلیشاه قاجار برای کوتاه کردن دست عثمانیان در سال 1221 ه ق فرزند خود محمد علی میرزایی دولتشاه را برای سرکوب تجاوزات عثمانی مامور کرد . وی این شهر را پایتخت خود قرار داد و بناهای دیوانخان و حمامها و مساجد و . . . بسیاری را ساخت . فرزند دولتشاه بستان السیاحه 25 سال حاکم کرمانشاه بود و در راه آبادانی شهر کوشش نمود . بنای بازار مسقف فعلی و مسجد عمادالدوله یادگاری اوست . جنگ جهانی اول هرچند صدماتی به کرمانشاه و حتی کتیبه جهانی بیستون وارد کرد ولی اهمیت و موقعیت سوق الجیشی این منطقه را نمایان کرد .

    کرمانشاه و احترام شاهان بزرگ ایران به آن

    مورخان در دامنه کوه طاق بستان از شهری باستانی به نام گبادنه نام آورده اند . در روزگار ساسانیان شاهنشاهان ایران توجه بسیاری برای کرمانشاه قائل بودند و کرمانشاه شبه پایتخت امپراتوری ایران به حساب می آمده است . در پیش از ساسانیان هم هخامنشیان احترام خاصی برای این شهر باستانی آریایی قائل بوده اند . تمامی آثاری که دهها شاهنشاه ایران محل آن را در کرمانشاه انتخاب نموده اند حکایت از این جریان دارد . پادشاهان ماد ( بیستون ) - داریوش بزرگ ( بیستون ) - شاه گودرز ( بیستون ) - بلاش اشکانی (بیستون ) - میترادات دوم اشکانی ( بیستون ) - خسرو پرویز ساسانی و اسب شبدیزش ( طاق بستان ) - اردشیر دوم ساسانی ( طاق بستان ) - یزدگرد ساسانی ( طاق گرا و قلعه یزدگرد در کوههای زیبای دالاهو ) - قباد اول ساسانی ( طاق بستان ) پادشاهان امپراتوری اشکانی ( معبد بزرگ آناهیتا کنگاور ) و . . . همگی مشهور ترین آثار ایران است که در کرمانشاهان قرار دارد . جدای از آنکه شکارگاهای بسیاری از شاهان ایران نیز در این سرزمین بوده است . در کتب اسلامی به کرات آمده است که شاه خسرو انوشیروان دادگر دراطراف طاق بستان قصرهای باشکوهی بنا کرده است که از امپراتور چین و قیصر روم در آنجا پذیرایی میکرده است . خسرو پروزیز نیز در این منطقه باغ ییلاغی بزرگی بنا نمود که به باغ قصور و عمارت عالیه نام گرفته بود . داریوش بزرگ شاهنشاه مقتدر جهان آن روزگار علاوه بر آثار جهانی اش در بیستون جاده ای بین المللی از بابل به نینوا و سارد و کرمانشاه به همدان ایجاد کرد که بسیار دارای اهمیت در آن روزگار بوده است . باقی مانده این جاده هنوز مشهود می باشد .
    غار شكارچیان
    دوره : پارینه سنگی میانه (40 هزار سال پیش) تا عصر حاضر
    این غار دارای فضای کوچکی به مساحت 35 متر مربع است که در چهل هزار سال پیش احتمالاً پناهگاه موقت شکارچیانی بوده که در آنجا لاشه شکار را جهت حمل به اقامتگاه اصلی ، قصابی و آماده می کردند. از این غار ، استخوان ساعد انسان نئاندرتال ( گونه ای انسان اولیه) ، ابزارهای سنگی ، سفال های دوره آشوری ، هخامنشی تا عصر حاضر و بقایای استخوان حیواناتی چون گوزن ، غزال ، گاو وحشی ، اسب سانان و گراز به دست آمده است.
    داستان كشف غار شكارچیان به سال 1949 (1328) و به سفر اكتشافی باستان شناس و انسان شناس آمریكایی بنام كارلتن كوون به غرب زاگرس باز می گردد. وی در زمستان آن سال به امید یافتن غار هایی با آثار آن عصر به ایران آمد. اولین هدف وی در این سفر بازدید از غار كوچكی بود كه در نزدیكی كتیبه مشهور داریوش در بیستون فرار داشت و زبان شناسی بنام كامرون همزمان با مطالعه كتیبه آنرا دیده بود و بعدها به نام غار شكارچیان مشهور شد. كوون پس از بازدید اولیه از غار، چند ماه بعد بمدت دو هفته به كاوش در این غار پرداخت كه منجر به كشف هزاران ابزار سنگی مربوط به فرهنگ موستری و بقایای استخوان حیوانات شكار شده ای چون گوزن و اسب وحشی شد. این یافته*ها احتمالا بین 70 تا 40 هزار سال قدمت دارند.

    كوون در بررسی مجموعه استخوان و دندان حیوانات یافت شده در كاوش به بخشی از استخوان ساعد و یك دندان پیشین برخورد كه از نظر وی مربوط به انسان بودند. این دو نمونه استخوان و دندان همراه با سایر یافته های غار بیستون پس از كاوش به موزه دانشگاهی دانشگاه پنسیلوانیا در آمریكا منتقل شدند. وی در گزارش خود به اختصار به بقایای انسانی مذكور نیز پرداخت و این دو یافته را بهمراه یك تكه از استخوان ران كه در كاوش غاری بنام تمته در نزدیكی ارومیه كشف شده بود به انسان نئاندرتال نسبت داد. اخیرا این دو یافته مورد باز نگری قرار گرفت كه نتایج آن بوسیله اریك ترینكاوس استاد دانشگاه واشنگتن و فریدون بیگلری باستان شناس پارینه سنگی (بخش پژوهشهای پارینه سنگی موزه ملی ایران) منتشر شده بتفصیل در باره این یافته*ها و غار محل كشف آنها بحث شده است. در بازنگری این بقایا روشن شد كه دندان یافت شده مربوط به انسان نیست و در واقع متعلق به گاوسانان است و كوون اشتباها آنرا به انسان نسبت داده است . اما قطعه ساعد یافت شده به مربوط به انسان است و دارای ویژگیهایی است كه در استخوان ساعد انسانهای نئاندرتال قابل مشاهده است. به این ترتیب پس از گذشت نیم قرن نتایج مطالعه دقیق كهنترین بقایای انسانی یافت شده در ایران نشان داد كه كشور ما نیز بدون تردید در حوزه گسترش این انسان ریختهای دوران پلیستوسن قرار داشته است. بجز غار بیستون آثار فرهنگ موستری در چند غار دیگر در بیستون باقیمانده كه در سال 1386 بوسیله بیگلری شناسایی و مطالعه شده اند.

    غار مر خریل - پارینه سنگی تا ساسانی

    نزدیك شهر بیستون مقابل رود گاماسیاب غار نیمه عمیقی به طول 27متر قرار دارد.این غار كمی بالاتر از غار شكارچیان است. در یك حفاری كوتاه مدت در این غار ، آثار دوره میانی پارینه سنگی تا دوره ساسانی به دست آمد. تعداد زیاد استخوانهای بز و گوسفند در این غار نشاندهنده این است كه شاید این منطقه یكی از اولین مناطقی باشد كه اهالی آن موفق به اهلی كردن بز و گوسفند شدند. این غاردر سال 1344توسط اسمیت حفاری شده است

    پناهگاه سنگی ورواسی - فرا پارینه سنگی و پارینه سنگی جدید

    در11كیلومتری كرمانشاه در دره تنگ كنشت قرار دارد.آثار دوران میانی پارینه سنگی جدید، ودوران فراپارینه سنگی، در این غار بدست آمده است. در این غار انواع تراشنده ها كشف گردید و با تعویض هر دوره تاریخی در لایه های حفاری شكل تیغها نیز تغییر میكرد. از آنها میتوان این نتیجه را گرفت كه تولید ریز تیغه در دوره فرا پارینه سنگی یك تحول تدریجی بوده است. این پناهگاه مسلط به تنگ كنشت است و میتوان از آنجا حیواناتی را كه از تنگ میگذرند را كنترل رد این پناهگاه هیچ اثر فرهنگی شامل اجاق و مانند آن ندارد و برای كمین كشیدن شكار در دوره های مختلف تاریخی استفاده میشده است

    غار مردودر

    غار مردود در مرتفع ترین غار با بقایای دیرینه سنگی در بیستون است. این غار 20 متر عمق و حدود 170 متر مربع مساحت دارد. ارتفاع سقف غار بین 1 تا 3 متر است. غار مردودر دو دهانه دارد؛ دهانه اصلی در جهت جنوب- جنوب غربی مشرف بر دره ای پر شیب و کم عرض است که به پرتگاهی منتهی می شود. دهانه دیگر ار در جهت شرقی- جنوب شرقی مشرف بر کوره راهی است که به غارهای مرآفتاب و مر تاریک منتهی می شود. دهانه شرقی غار بر اثر ریزش دیواره در اعصار گذشته به وجود آمده است که لایه ای از سنگریزه به ضخامت 3 تا 5 سانتی متر کف غار را پوشانده است.

    غار مرتاریک

    این غار در حدفاصل دامنه و دیواره ای مرتفع واقع شده و مشرف بر یک سکوی طبیعی است. دهانه غار در ارتفاع سه متری دیواره واقع شده است. بخشی از این دیواره در حدفاصل دهانه غار و سکوی سنگی بر اثر بالا و پایین رفتن های متوالی ساییده ای دیده می شود که جهت صعود به غار استفاده می شده است. غار 25 متر عمق و حدود 80 متر مربع مساحت دارد و به صورت دالانی عمیق و کم عرض است که در انتها به محوطه نسبتاً بازتری ختم می شود. سقف غار از ابتدا تا انتهای دالان بین 120 تا 150 سانتی متر می رسد. دهانه غار به سمت جنوب شرقی است و به همین دلیل طی روز تا عمق چند متری در معرض روشنایی و گرمای آفتاب قرار می گیرد. محور اصلی غار در عمق چند متری با زاویه تقریباً 90 درجه به سمت راست منحرف می شود

    غار مرآفتاو

    این غار در نزدیکی غار مر تاریک واقع شده ، 26 متر عمق دارد و دهانه آن به سمت شمال شرقی است. دهانه غار حدود شش متر ارتفاع دارد و به تدریج از ارتفاع آن کاسته می شود تا جایی در انتهای آن به دو متر می رسد. دالان اصلی حدود 160 متر مربع مساحت دارد و در بیشتر قسمت های آن کف سنگی غار دیده می شود. یک پشته استالاگمیتی در انتهای غار دیده می شود که دالان اصلی را از بخش انتهایی جدا می کند. دو دهلیز کم عرض در پایین این پشته وجود دارد که تنها راه های بخش انتهایی غار است؛ بخش انتهایی حدود 18 متر عمق و حدود 60 متر مربع مساحت دارد و ارتفاع سقف آن کمتر از یک متر است.

    آثار لولوبی ها

    دو کتیبه آنوبانی*نی

    نقش برجسته آنوبانی*نی اثری به جا مانده از "آنوبانی*نی" پادشاه "لولوبی*ها" است. "لولوبی*ها" از اقوام زاگرس نشین بوده و پیش از آریایی*ها (پارس و ماد )، در چهارهزار و هشتصد سال پیش زندگی می*كردند. نقش برجسته آنوبانی*نی در 120 كیلومتری كرمانشاه و در شهرستان سرپل*ذهاب و برصخره*ای معروف به "میان*كل" قرار دارد.

    در آخرین بازدید تیم آنوبانینی که در تاریخ 5 اسفندماه 1385 صورت گرفت؛ علاوه بر دو نقش شناخته شده، دو نقش برجسته دیگر توسط اهالی محل نشان داده شد که حکایت از غنای تاریخی منطقه و در عین حال ناشناخته بودن آن دارد. یکی از آثار بر روی کوه سمت راست و در ضلع شمالی کوه، در زیر غاری کوچک واقع شده و اثر دیگر بر روی کوه سمت چپ و در ضلع جنوبی آن حک شده است. البته این دو نقش برجسته نیز به سرنوشت هم نوعان خود دچار شده اند و فرسایش های طبیعی و غیر طبیعی باعث گردیده دیدن آنها به سختی امکان پذیر باشد. به هر حال در ادامه، محور صحبت بر روی نقش شناخته شده و معروف آنوبانی نی خواهد بود.

    با توجه به شباهت بسیار بین نقش برجسته آنوبانی نی و كتیبه بیستون، می*توان مقدمات آن را برای ثبت در فهرست آثار جهانی به عنوان الحاقیه بیستون آماده كرد. این نقش برجسته یكی ازقدیمی*ترین نقش برجسته*های كشور است كه *حداقل دو هزار سال از كتیبه داریوش قدیمی*تر است. این اثر در ارتفاع نسبتا زیادی از سطح زمین (حدودا 16 متر) و در منطقه ای دور از دسترس قرار دارد. همین عامل احتمالا مهمترین دلیل برای سالم ماندن آن در طول هزاران سال می باشد. جنگ تحمیلی در سالهای اخیر شاید بیشترین آسیب را در طول تاریخ به این اثر زده باشد. 30 درصد این اثر بر اثر تركش*های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران آسیب دیده است. این نقش برجسته تصویری از آنوبانی*نی*، الهه "نی*نی" و 9 اسیر است. سطحی كه نقش بر آن حجاری شده به دو قسمت تقسیم شده در قسمت بالا و سمت چپ "آنوبانی*نی" كه پای چپ خود را روی سینه اسیری نهاده ، قرار دارد. او در دست چپ كه روی سینه نهاده كمان و نیزه*ای و در دست راست تبری دارد. نیم*تنه شاه برهنه است و دامنی از كمر تا زانو او را می*پوشاند. كمربندی با تزئین ویژه این دامن را نگه *می*دارد. آنوبانی*نی كفش*های بندی به پا دارد. در زیر پای چپ او اسیری قرار دارد كه یك حلقه بینی و دست راست او را به هم گره زده است. شست چپ پای الهه نی*نی از میان این حلقه رد شده*است. الهه با پیراهنی مطبق (طبقه*طبقه) كه شانه راست او را نمی*پوشاند در مقابل پادشاه ایستاده* و با دست راست حلقه*ای را رو به شاه گرفته است. در دست چپ نیز نیزه*ای فلزی دارد. این نیزه از بینی دو اسیر پشت سر او گذشته است. تمامی اسیران نقش آنانوبانی*نی برهنه هستند و تنها یكی از آن*ها كلاه بر سر دارد. آرایش موی این اسیر با بقیه اسیران متفاوت است.

    در زیر پای الهه و دو اسیر پشت سر وی کتیبه ای به زبان اکدی بدین مضمون نوشته شده است:

    “آنوبانی نی پادشاه لولو بوم تصویر خویش و تصویر نی نی را بر کوه بادیر نقش کرد. آن کس که این لوح را محو کند به نفرین و لعنت آنو، آنونوم، بل، بلیت، رامان، ایشتار، سین و شمش گرفتار باد و نسل او بر باد رواد”.

    به دلیل شباهت زیاد، بسیاری اعتقاد دارند كه داریوش كتیبه بیستون را با الهام از آنوبانی*نی بر دل كوه بیستون حك كرد. هر دو نقش در یك شاهراه ارتباطی باستانی قرار دارند. این شاهراه پس از گذر از بیستون، طاق*گرا را پشت سر می*گذارد، از سرپل*ذهاب محل نقش آنوبانی*نی می*گذرد و به بین*النهرین می*پیوندد. همچنین در هر دو نقش پادشاهان فاتح تجسم شده*اند و هر دو تیر و كمان دارند. تعداد اسیران در هر دو نقش 9 نفر هستند. البته بعد*ها آخرین پادشاه سكاها تصویر خود را روی كتیبه بیستون نقش می*كند.
    در هر دو نقش قد اسیران از قد پادشاهان كوتاهتر است. هر دو پادشاه پا روی سینه یكی از اسیران گذاشته*اند. در هر دو نقش دست اسیران از پشت بسته شده و قدرت پادشاهان به توجه و توفیق خدایان بستگی دارد. در هر دو نقش الهه*ها نقش نماینده خدا را دارند كه حلقه قدرت را به پادشاهان می*دهند.
    البته تفاوت هایی مابین این دو اثر نیز وجود دارد. برخلاف كتیبه بیستون، در نقش آنوبانی*نی از ملازمان خبری نیست. همچنین در كتیبه بیستون اسرا در یك صف قرار دارند اما در نقش برجسته پادشاه لولوبی* اسرا در دو صف نقش شده*اند. در آنوبانی*نی همه اسرا برهنه*اند اما در كتیبه بیستون همه لباس به تن دارند. در نقش آنوبانی نی، ایشتار اسرا و دشمنان پادشاه را خود به دست پادشاه می*دهد اما در بیستون فروهر هیچ نقشی ندارد و تنها در بالای نقش حك شده است.

    كتیبه دوم

    علاوه بر نقش ذکر شده، در سمت چپ رودخانه بر روی کوه دیگری در فاصله حدود 100 متری نقش دیگری وجود دارد که البته به دلیل شرایط نامساعد جوی برجستگی آن تا حد زیادی از بین رفته و در شرایط نوری خاص و با دقت فراوان می توان آنرا دید. این نقش نیز در ارتفاع و در نقطه ای صعب العبور قرار دارد. در این نقش، تصویر دو نفر دیده می شود. نفر سمت چپ مردی را با مشخصات آنوبانی نی به حالت ایستاده و به صورت نیم رخ نشان می دهد. وی کلاه نمدی بر سر، لباس کوتاه مطبقی بر تن، سلاحی در دست راست و کمانی در دست چپ دارد و پای چپ خود را بر روی سینه اسیری نهاده است. در مقابل او نیز رب النوعی به حالت ایستاده حجاری شده است. این الهه نیز کلاه بزرگی بر سر و پیراهنی تا مچ پا بر تن دارد. وی در حال اهداء حلقه سلطنتی به شخصیت مقابل خود است. در حدفاصل این دو شخصیت، دایره ای نقش شده که در داخل آن ستاره ای چهار پر دیده می شود.

    آثار كاسی ها

    سنگ نوشته مردوك آپال ایدین در سر پل ذهاب

    این اثر در شمال سر پل ذهاب قرار داشته است و به خط میخی بابلی استوبه دوره كاسی ها تعلق دارد . اكنون این اثر به تهران منتقل شده است. این سنگ نسبتا كوچك سه قسمت دارد. در قسمت اول آن 17 نقش قرار دارد كه هر كدام متعلق به یك خدا است و به صورت تخیلی مجسم شده اند. در قسمت بعدی نوشته ای است كه حدود زمینهای زراعی را نشان میدهد و در 64 سطر به خط بابلی است. بخش سوم هم خالی از هر نوشته ای است نشانه خدایان عبارت است از
    ستاره چهار پر داخل دایره نشانه خدای خورشید
    هلال ماه نشانه خدای ماه به نام سین
    ستاره هشت پر درون دایر نشانه خدای ایشتار
    ساغری مانندكفش دهان باریك نشانه خدای آتش به نام نسكو
    سر قوچ بر سكویی كه داخل تاق ذوزنقه ای است نشانه خدای آبها
    پرنده ای شبیه كلاغ نشسته بر چوبدست نشان خدای عالم پایین یا ببسوگال
    حیوان نشسته مانند سگ نشانه خدای عالم بالا گوله
    نقش نیزه ای ایستاده نشانه خدای بابل به نام مردوك
    دو شاخ بر پشت گوسفند نشانه خدای آذرخش یا اداد
    دو سكوی مربعی
    سر بز كوهی بر سكو
    نیم تنه دو شیر كه پشت به هم نشسته اند
    غزالی كه نیم تنه ماهی داردنشانه خدای آبهای زیر زمینی اپ سو
    حیوان نشسته با دو شاخ بلند نشان خدای دانش یا نبو
    حیوانی با سر شیر و تن مرغ نشان خدای عالم پایین یا نرگال
    ماری كه سرش را بلند كرده نشانه خدای عالم پایین یا سییرو
    این اثر درسال 1345 خ در شمال سرپل ذهاب یافـت شد
    گوردخمه دربند صحنه- شیرین و فرهاد
    این گور دخمه در شمال شهر صحنه قرار دارد و ابعاد آن 14.5 در 11 متر است. درجلوی آن ایوانی به عرض دو مترقرار گرفته كه ستونهایی از سنگ دارد و از آن فقط پایه ستونها باقی مانده است. در بالای گور دخمه تصویر خورشید بالدار وجود دارد.درون دخمه سكوهایی است كه در آنها قبر تعبیه شده ونیز محلهایی برای گذاشتن نذورات به چشم میخورد. با توجه به شكل تراش سنگها این گور دخمه به دوره مادها یا هخامنشیان تعلق دارد.گور دخمه دیگری در فاصله صد متری این دخمه با سقف هلالی قرار دارد .درون دخمه اصلی بعد از ایوان ستون دار یك دهلیز است كه اطراف آن دو طاقچه دارد. پس از آن اتاق اصلی مقبره قرار دارد كه یك طبقه پایین تر از سطح ورودی حفر شده و در وسط این اتاق یك گودی قرار دارد كه محل جسد صاحب مقبره بوده و در اطراف آن دو تابوت مخصوص نزدیكان متوفی درون سنگ تعبیه شده است. سقف اتاق اصلی این گور دخمه شیب دار همانند شیروانی كنده شده است .ورودی مقبره رو به جنوب است

    آثار مادها

    گور دخمه دیره

    گور دخمه ای در بین راه سر پل ذهاب به دیره قرار دارد و به نام گور دخمه دیره معروف است. این گور به دوره مادها تعلق دارد
    گوردخمه برناج
    گور دخمه برناج در 14 كیلومتری شمال غربی شهر بیستون در روستایی به همین نام قرار دارد. اطراف این گور دخمه قابی تراشیده شده است.پلان آن مربع شكل است كه ارتفاع و اضلاع پلان این دخمه همگی 95 سانتیمتر است
    گورخمه روانسر

    در داخل شهر روانسر و در جوار گورستان محل ، گوردخمه ای به طرف شرق و ارتفاع 35 متری از سطح قبرستان در سینه كوه كنده شده است . قسمت تسطیح شده شامل یك دیوار عمودی به عرض 3 متر و ارتفاعی در حدود 30/2 متر است
    بخش فوقانی این فضای ایوان مانند به عمق 10 سانتی متر و در قسمت تحتانی در حدود 81 سانتی متر می*باشد . در دیوار انتهایی این ایوان ، قابی مستطیل شكل به عمق 20 سانتی متر ایجاد شده كه در حقیقت قاب ورودی گوردخمه محسوب می شود
    این ورودی به ابعاد 70*92 سانتی*متر است كه به اتاقكی تقریباً مربع شكل منتهی می شود
    با توجه به سوراخ هایی كه در دو طرف ورودی ایجاد شده به نظر می رسد كه این گوردخمه دارای درگاهی بوده است.
    اتاق این گوردخمه به طول 43/2 متر و عرض 2 متر و ارتفاع 64/1 متر می باشد .
    كف این اتاق فاقد هرگونه پستی و بلندی بوده و سقف آن مسطح است و در چهار جهتی كه به دیوار ختم می شود با دیوار به شكل قوس هایی نا منظم ارتباط پیدا كرده ، بطوریكه به سقف حالتی قوسی شكل داده است .
    در سمت راست مدخل ورودی دخمه ، نقوشی حجاری شده است .
    وضعیت نامناسب نقش برجسته امكان هر گونه توصیف قابل ذكری را نمی دهد اما با دقت زیاد می تون چهار تصویر در روی سطح تسطیح شده تشخیص داد .
    ۱-روشن تر از همه شكل تقریبی یك متوازی الاضلاع است كه ردیف های موازی آن را به 13 قسمت تقسم می كند و از وسط تصویر به شكل مورب تا قسمت راست پائین نقش ادامه می یابد .
    ۲-در حد فاصل تصویر متوازی الاضلاع و در ورودی بخش از نیم رخ یك شخص كه شیء را به صورت عمودی در دست نگه داشته به چشم می خورد .
    ۳ ـ سومین نقش در بالای متوازی الاضلاع و درست در وسط كادر قرار گرفته است . كه تصویر انسان بالداری می باشد كه پشت به در ورودی مقبره ایستاده است .
    ۴ـ دو صفحه مدور سمت راست نقش بالدار را می توان به عنوان چهارمین تصویر محسوب كرد .
    هـــی فــلانـــی!!!
    از مـن کــــه گذشــــت!!!!
    امــا بــدان تــو تــا آخـــر عــمــر درگیـــر مــن خــواهــی بـــود
    و تــظاهــر میکنــی نیستـــی.
    مقایســـه تـــو را از پـــا در خواهـــد آورد،
    مـــن مـــیدانــم بـــه کجـــای قلبـــت شلــیک کـــرده ام...

  2. #2
    کاربر سایت

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۰۱ تیر ۹۳ [ ۱۸:۱۸]
    نوشته ها
    62
    امتیاز
    178
    سطح
    1
    Points: 178, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 60.0%
    دستاوردها:
    7 days registered100 Experience Points
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 4 پست
    یه جاهایشو درست نوشتید ولی جاهایشم نه .
    چون مثلان کرد از نسل خود اریاییه.نه از ادقام دو نسل.
    ولی اطلاعات دیگش دقیق و مفید بود

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •