براستی اگر زمین ماه خود را از دست بدهد چه اتفاقی می افتد؟پیش از هر چیز،زیبایی شب از بین می رود،مهتاب سرد و شفاف از پهنه ی آسمان رخت بر می بندد،و آبهای مواج نقره گون به تیرگی می گراید.جزر و مد از میان می رود و در نتیجه شرایط دریانوردی و کشتیرانی تغییر می یابد.در نبودن ماه،کره ی زمین تنها تحت تاثیر کشند خورشیدی قرار می گیرد اما با فاصله ی بسیار زیادی که زمین از خورشید دارد،این تاثیر فوق العاده کمتر از اثر کشندی ماه خواهد بود.
اما به نکته ای دیگر هم باید اشاره کرد:در نبودن نور ماه،مشاهدات نجومی آسانتر و بهتر صورت می پذیرد.ستاره های دنباله دار بیشتری کشف می شود و سیاره های کوچکتری را نیز می توان در منظومه شمسی مشاهده کرد.
از طرف دیگر،نبودن ماه تاثیری فوق العاده در فرایند های ژئو فیزیکی بر جای می گذارد.ولی فقط اینها نیست.بنابر این به واقعیت هایی چند نیز اشاره می کنیم که مرتبط با کره ی ماه هستند.
گالیله،با رصد های تلسکوپی ماه،کوه هایی را بر سطح این کره کشف کرد.او با این اکتشاف خود اولین ضربه را بر اندیشه ی منحصر به فرد بودن زمین در میان اجرام آسمانی وارد کرد و علم نجوم را به سوی کشف و بررسی نکات مشترک کره ی زمین و دیگر سیارات سوق داد.
نیوتون نیز بر اساس مطالعات خود روی دوران کره ی ماه به دور زمین،بالاخره توانست قانون گرانش عمومی خود را به اثبات برساند.در زمانهای اخیر هم بر اساس مطالعه ی گردش ماه به دور زمین بود که اندیشه ی طراحی و ساخت قمر مصنوعی مراحل نظری خود را سپری کرد و بشر عملا موفق به پرتاب ماهواره به جوّ زمین شد.
اگر ماه نبود کسوفی هم رخ نمی داد.با این حال،نقش ماه فقط در تاثیرش بر پیشرفت علوم طبیعی خلاصه نمی شود.وجود کره ی ماه نقش مهمی نیز در پژوهش های فضایی دارد.از کره ی ماه،به عنوان نزدیکترین جرم آسمانی،بارها و بارها همچون زمینه ی آزمایش استفاده کرده اند و عملیات مروبط به اکتشاف های فضایی را هم بر همین اساس به اجرا در آورده اند.
کره ی ماه،اولین آینه ی رادیویی در فضا بوده است و به شیوه های گوناگون مورد استفاده ی دانشمندان نجوم قرار گرفته است.آزمایش هایی که روی امواج رادیویی منعکس شده از سطح کره ی ماه انجام گرفت ،پایه ی طراحی دستگاه های ویژه ای شد که برای پژوهش درباره ی خورشید و دیگر اعضای منظومه شمسی در نظر گرفتند.
نقش ماه در پیشرفت فضانوردی هم انکار ناپذیر است؛نه تنها از نظر امکان استقرار پایگاه روی این کره،بلکه از آن نظر نیز که بسیاری از مسائل علمی فضانوردی در مجاورت کره ی ماه بررسی می شود.بدین ترتیب،ماه فقط یک پدیده ی تزیینی در پهنه ی آسمان نیست،بدون وجود ماه مسلما علم نجوم چه در حوزه ی نظری و چه در حوزه ی فضا نوردی،آهنگ رشد و پیشرفت کندتری پیدا می کرد.
اگر ماه نبود،در پدیده ای موسوم به حرکت تقویمی زمین نیز دگرگونی به وجود می آمد.می دانیم که زمین کره ی کاملی نیست و در دو قطب شمال و جنوب شکل فرورفته ای دارد.به بیانی دیگر،شعاع قطبی کره ی زمین حدود 21 کیلومتر کوچکتر از شعاع استوایی آن است.توزیع مجدد ماده ی زمین در اثر حرکت وضعیش موجب پدیده ی فوق شده است؛بدین ترتیب که قسمتی از مواد موجود در دو قطب کره ی زمین به منطقه ی استوایی تغییر مکان یافته و زمین در این منطقه برآمدگی بیشتری پیدا کرده است.گرانش ماه و خورشید و دیگر سیارات هم با تاثیر روی زمین باعث می شوند که محور گردش زمین،در مدت 26 هزار سال،مخروطی به زاویه ی راس 47 درجه در دو قطب ایجاد کند.این پدیده را اثر تقویمی می گویند.ستاره ی قطبی(جدی)همواره درست بر فراز قطب شمال نبوده و همواره نیز در آنجا نخواهد ماند.تجدید توزیع ماده ی زمین به گونه ای است که پس از حدود 13 هزار سال،ستاره ی نسرواقع از صورت فلکی شلیاق به جای ستاره ی قطبی خواهد نشست.
جرم ماه در مقایسه با جرم خورشید و سیارات چندان بزرگ نیست ولی همواره باید به خاطر داشت که ماه نزدیکترین جرم آسمانی به کره ی زمین است.می دانیم که نیروی گرانش نسبت عکس با مجذور فاصله دارد و بنابر این با فاصله ی نسبتا کم کره ی ماه از زمین،اثر گرانشی این سیاره مشهود تر است.البته در نبودن ماه نیز گرانش خورشید و سیارات منظومه ی شمسی، زمین را تحت تاثیر خود قرار می دادند،اما بی تردید اثر آنها کمتر از حالت فعلی می بود.از جمله،زاویه ی راس مخروط قطبی کوچکتر می شد.
کره ی ماه در عین حال که عامل اصلی اثر تقویمی است،موجب پدیده ی «رقص محور»نیز می شود و آن عبارت است از انحراف در اثر تقویمی که هر 19 سال یکبار روی می دهد.واضح است که در صورت نبودن ماه،تاثیر رقص محور هم از بین می رفت.