کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: خاطرات خونی یک سرباز وطن پرست

  1. #1
    مدیر انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۷ مهر ۹۸ [ ۱۹:۳۸]
    محل سکونت
    قلب دوستان:)
    نوشته ها
    2,141
    امتیاز
    60,806
    سطح
    1
    Points: 60,806, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Three FriendsOverdriveCreated Blog entryTagger First ClassVeteran
    نوشته های وبلاگ
    377
    سپاس ها
    3,630
    سپاس شده 5,514 در 3,092 پست
    حالت من
    Naomid

    خاطرات خونی یک سرباز وطن پرست



    چاپ ششم «خاطرات یک سرباز» روایت رشادتها و خاطرات سربازان وطن است که دکتر کمال شکوفه آنرا به نگارش درآورده و بزودی توسط سوره مهر روانه بازار می​شود.
    به گزارش خبرآنلاین، «خاطرت یک سرباز» خاطرات داستانی به هم پیوسته کمال شکوفه از سربازان وظیفه ارتش در دفاع هشت ساله است که آن را در 241 صفحه به صورت فصل گونه در آورده است. دکتر کمال شکوفه، که در سال هشتاد و هشت دار فانی را وداع گفت همان طور که آرزو داشت و در جای جای کتاب به آن اشاره شده است، پس از پایان خدمت سربازی در دانشگاه پزشکی رشت پذیرفته شد و تا زمان حیاتش در فومن استان گیلان به کار طبابت اشتغال داشت.

    دکتر کمال شکوفه، همان طور که آرزو داشت و در جای جای کتاب به آن اشاره شده است، پس از پایان خدمت سربازی در دانشگاه پزشکی رشت پذیرفته شد و امروز در فومن استان گیلان به کار طبابت مشغول است. داستان از رفتن او به جبهه، آشنایی با فضای جبهه و جنگ، خاطرات سربازان و فرماندهان، خدمات بهداری در پشت جبهه، اتمام جنگ، بازگشت به خانه، آغاز دوباره تحصیل و سرانجام پزشک شدن را در یک چشم به هم زدن برای خواننده به تصویر روایی میکشد.
    «سالهای دوری از خانه، فداکاری، ایثار، شهادت همرزمان، خنده و شوخی در فضای دردآلود جنگ، سادگی و صمیمیت و جلوههای طبیعی جنگ در جبهه های جنوب و جنوب غربی، بازگشت به دانشگاه و طبیب مردم شدن» از جمله بخش​های اصلی کتاب است.
    احمد دهقان، داستان و خاطره نویس درباره این کتاب گفته است: 50 درصد کسانی که در جنگ شرکت کردند، سربازانی بودند که زندگی این گروه با داوطلبان کاملاً متفاوت بوده است. این کتاب به فرهنگ سربازی پرداخته، چون خود نویسنده 2 سال ابتدایی جنگ را در جبهه ها بوده و با موقعیت خاصی که داشته (امدادگری) توانسته لحظات بدیع جنگ را ببیند و یک اثر خوب بیافریند. در این کتاب وقتی خاطراتی از عملیات بیت المقدس بیان می شوند، به نوعی به تحول فکری سربازان می پردازد. به همین خاطر وقایع کتاب لحظه به لحظه جالب تر می شوند و چون نویسنده به عنوان امدادگر همه جا حضور داشته، مثل راوی "وداع با اسلحه" جزییات صحنه ها را برای مخاطب بازگو می کند که بیان همین جزییات، کتاب را منحصر به فرد کرده است.
    در قسمتی از متن کتاب می خوانیم:
    «وقتی سر برانکارد را گرفتم و بلند کردم، خون شهید روی برزنت برانکارد جاری شد و شرشر به داخل پوتینم ریخت. پوتینم پر خون شد و وقتی به راه افتادیم صدای شلپ شلپ آن مرا ناراحت میکرد. چارهای نبود. میبایست هر چه زودتر او را به نزدیک آمبولانس میبردیم؛ چون هر آن احتمال داشت خمپاره دیگری بیفتد و ما هم به سرنوشت آن سه شهید دچار شویم...»
    کمال شکوفه، متولد سال 1341 در تبریز، پس از گذراندن دوران سربازی در سالهای جنگ تحمیلی، به دلیل علاقه به رشته پزشکی از سال 1368 در این رشته وارد دانشگاه پزشکی رشت شد. وی پس از اتمام تحصیل با تاسیس درمانگاهی در فومن، سالهای بعدی زندگی را در آنجا گذرانده و سرانجام چهارشنبه 12 اسفند 88 بر اثر سکته مغزی در فومن درگذشت.

    تو مرا یــادکنی یــا نکنــی

    باورت گــر بشود گـــر نشود

    حرفـی نیسـت

    امـــــا

    نفسم می گیرد در هوایــی که نفس های تــو نیســت

    _سهراب سپهری_



  2. #2
    مدیر انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۷ مهر ۹۸ [ ۱۹:۳۸]
    محل سکونت
    قلب دوستان:)
    نوشته ها
    2,141
    امتیاز
    60,806
    سطح
    1
    Points: 60,806, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Three FriendsOverdriveCreated Blog entryTagger First ClassVeteran
    نوشته های وبلاگ
    377
    سپاس ها
    3,630
    سپاس شده 5,514 در 3,092 پست
    حالت من
    Naomid
    سوره مهر ششمینبار «خاطرات یك سرباز» را منتشر می کند

    به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از سوره مهر، «خاطرات یك سرباز» خاطرات داستانی و به هم پیوسته كمال شكوفه، از سربازان وظیفه ارتش جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی را شامل میشود كه آن را در 241 صفحه و در قالب فصلهای مختلف نوشته است.

    وی تمام این خاطرات را در دفترچههای 100برگ معمولی و با خودكار آبی یادداشت میكرد كه پس از خدمت سربازی به دو جلد رسید.

    دكتر كمال شكوفه، كه در سال 1388 درگذشت، همانگونه كه آرزو داشت و در جای جای كتاب به آن اشاره شده است، با پایان خدمت سربازی در دانشگاه پزشكی رشت پذیرفته شد و تا زمان حیاتش در فومن استان گیلان به كار طبابت اشتغال داشت.

    «خاطرات یک سرباز» از رفتن او به جبهه آغاز میشود و در ادامه به آشنایی سرباز با فضای جبهه و جنگ، خاطرات سربازان و فرماندهان، خدمات بهداری در پشت جبهه، اتمام جنگ، بازگشت به خانه، آغاز دوباره تحصیل و سرانجام پزشك شدن میپردازد.

    سالهای دوری از خانه، فداكاری، ایثار، شهادت همرزمان، خنده و شوخی در فضای دردآلود جنگ، سادگی و صمیمیت و جلوههای طبیعی جنگ در جبهههای جنوب و جنوب غربی، بازگشت به دانشگاه و طبیب مردم شدن از محتوای اصلی كتاب است.

    احمد دهقان، داستان و خاطرهنویس درباره این كتاب گفته است:«50درصد كسانی كه در جنگ شركت كردند، سربازانی بودند كه زندگی این گروه با داوطلبان كاملاً متفاوت بوده است. این كتاب به فرهنگ سربازی پرداخته، چون خود نویسنده 2 سال ابتدایی جنگ را در جبههها بوده و با موقعیت خاصی كه داشته (امدادگری) توانسته لحظات بدیع جنگ را ببیند و یك اثر خوب بیافریند.»

    وی معتقد است: «در این كتاب، وقتی خاطراتی از عملیات بیتالمقدس بیان میشود، به نوعی به تحول فكری سربازان میپردازد. به همین خاطر، وقایع كتاب لحظه به لحظه جالبتر میشوند و چون نویسنده به عنوان امدادگر همه جا حضور داشته، مثل راوی «وداع با اسلحه» جزییات صحنهها را برای مخاطب بازگو میكند كه بیان همین جزییات، كتاب را منحصر به فرد كرده است.»

    در بخشی از متن كتاب اینگونه آمده است: «وقتی سر برانكارد را گرفتم و بلند كردم، خون شهید روی برزنت برانكارد جاری شد و شرشر به داخل پوتینم ریخت. پوتینم پر خون شد و وقتی به راه افتادیم صدای شلپشلپ آن مرا ناراحت میكرد. چارهای نبود. میبایست هر چه زودتر او را به نزدیك آمبولانس میبردیم؛ چون هر آن احتمال داشت خمپارة دیگری بیفتد و ما هم به سرنوشت آن سه شهید دچار شویم...»

    تو مرا یــادکنی یــا نکنــی

    باورت گــر بشود گـــر نشود

    حرفـی نیسـت

    امـــــا

    نفسم می گیرد در هوایــی که نفس های تــو نیســت

    _سهراب سپهری_



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •