نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: تاریخ ادبیات فارسی

  1. #1
    هاچ زنبور عسل

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳ [ ۱۵:۰۲]
    محل سکونت
    اصفهون
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    1,362
    سطح
    1
    Points: 1,362, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Three FriendsTagger First Class3 months registered1000 Experience Points
    سپاس ها
    278
    سپاس شده 316 در 167 پست
    حالت من
    Gerye

    Icon16 تاریخ ادبیات فارسی

    تاریخ ادبیات فارسی
    تاریخ بیهقی
    تاریخ بیهقی : در میانه دوره ای که ترکان در عرصه کشمکشهای سیاسی و نژادی کامیاب شده بودند و به همدستی خلفای بغداد ، حکومتهای محلی ایرانی تبار را کنار زدند ، کتابی به زبان فارسی تالیف شد که هر چند پس از عبور از مرحله مسائل قومی و ملی ، دست کم بدان گونه که برای فردوسی مطرح بود ، جانبدار ترکان و مروج حاکمیت آنان به شمار می رفت ، بهتر از هر کتاب و ماخذی هم ناراستیها و کم و کاستهای سیاست و اندیشه آنان را بر ملا می ساخت . این کتاب ، تاریخ بیهقی اثر ارجمند ابولفضل بیهقی دبیر رسایل سلاطین غزنه بود .
    بیهقی در سال 385 ه . ق . در روستای حارث آباد بیهق ( سبزوار کنونی ) زاده شد و پس از کسب دانش و معرفت در نیشاپور ، به دیوان رسایل سلطان محمود راه یافت . دیوان رسایل در آن روزگار تشکیلاتی بود مرکب از تعدادی دبیر و کارگزار که مکاتبات و امور دفتری تشکیلات حکومتی را بر عهده داشت . در آن روزها بونصر مشکان ، که از دبیران چیره دست و صاحب رای و آزاده بوده ، ریاست دیوان رسایل محمودی را بر عهده داشت و بیهقی در خدمت او نکته ها آموخت و به او ارادتی مخلصانه پیدا کرد و همچنان در خدمت سلطان غزنه می بود ، تا این که در عصر سلطان عبدالرشید ، چندی به مقام صاحب دیوانی ( ریاست امور دیوان و دفتری ) رسید ، اما پس از چندی به علت بدگویی حاسدان از مقام خود برکنار شد و به زندان افتاد . این تجربه تلخ برای بیهقی ، که خود ناظر اختلافهای شدید و خونین مقامات دربار سلطان مسعود بود بسیار گران آمد ، از این رو پس از رهایی از زندان باقی عمر را در انزوا به سر برد ، تا اینکه در سال 470 ه . ق . بدرود حیات گفت .
    بیهقی در ایامی که در دستگاه غزنویان به خدمت دیوانی اشتغال داشت و خود او ناظر بسیاری از وقایع بود ، بر آن شد که تاریخ غزنویان را بنویسد . او این کار را کرد و با دقت و تفصیل تمام جزئیات حوادث روزگار حکومت آل سبکتکین را از تشکیل دولت غزنوی تا اوایل روزگار سلطان ابراهیم بن مسعود ، در سی مجلد به رشته تحریر در آورد . متاسفانه کتاب بیهقی به طور کامل به دست نرسیده و روزگاران گذشته بخشهای عمده ای از آن از میان رفته است .
    آنچه از تاریخ بیهقی باقی مانده ، مربوط می شود به روزگار حکومت سلطان مسعود غزنوی که به غلبه آل سلجوق پایان می پذیرد و به همین سبب به تاریخ مسعودی نیز مشهور شده است . بیهقی که در سراسر حکومت مسعود ، در جزئیات امور وارد بوده ، در جنگها و سفرها شرکت داشته و به اقتضای شغل خود از همه امور پنهانی و زدوبندهایی که میان قدرتمندان در جریان بوده ، سر در آورده است ، وقایعی را هم که خود او مستقیما در آن مشارک و نظارت نداشته ، از افراد مطمئن نقل کرده و در نتیجه ، توانسته است از کتاب خویش گنجینه ای از حوادث و اطلاعات جزئی تاریخی و دقیق بسازد ، تا آنجا که از این حیث ، کتاب او در میان همه آثار تاریخی فارسی و حتی عربی ، ممتاز و مشخص از کار در آمده است .
    ابوالفضل بیهقی تنها مورخی امین و بلند پایه نیست ، بلکه نویسنده ای توانا و چیره دست نیز هست . این امتیاز هم در بین آثار زبان فارسی و تاریخ بیهقی منحصر می ماند . قدرت نویسندگی بیهقی و توانایی او در قلمرو امکانات زبان فارسی از یک طرف و امانت داری و دقت در جزئیات و پیوند حوادث مرتبط با یکدیگر ، سبب شده است که کتاب او به صورت داستانی بسار گیرا و دلچسب در آید و هر کس آن را می خواند مایل نیست که به پایان نبرده ، کتاب را از دست فرو بگذارید .
    در تاریخ بیهقی وظیفه شناسی و زبان آوری و ایمان به کار دست به دست هم داده و اثری پدید آورده است که بلاغت طبیعی زبان فارسی را در خود منعکس کرده است . سادگی طبیعی و استفاده از امکانات زبان عامه و تلفیق آن با اطلاعات و آگاهیهای تجربه شده نویسنده ، به نثر کتاب درخشندگی و امتیازی خاص بخشیده و آن را از هر حیث مشخص و ممتاز کرده است . در تاریخ بیهقی حکایات و تمثیلهای عبرت آموز و شواهد شعری مفید و تاریخی به عربی و فارسی کم نیست و از این حیث باید کتاب او را گنجینه ای گرانبها و کم نظیر دانست که علاوه بر فواید تاریخی و ادبی و اخلاقی ، در برگیرنده آداب و رسوم و سنتهای اجتماعی آن روزگار نیز هست .
    سراسر تاریخ بیهقی و لا به لای حوادث آن پر است از اندرز و عبرت و سخنان خردمندانه که خواننده را هر دم به خود متوجه می سازد و او را بر آن می دارد تا آنچه خوانده است ، دقت کند و خرد خویش را برای دریافت نتایج اخلاقی آن به کار اندازد .
    ننظامی
    نظامی داستان سرای بزرگ سده پنجم است ، در ادب پارسی داستان پردازی ، به ویژه آن داستان سرایی که با سروده شدن ویس و رامین به خامه توانای فخرالدین اسعد گرگانی در سده پنجم هجری آغاز شده بود ، در زمینه های پر آواز جمال الدین ابومحمد الیاس بن یوسف معروف به نظامی گنجوی ، به اوج خود رسید و به عنوان یکی از انواع ادبی توجه بسیاری از سخن پردازان فارسی را به خود جلب کرد . و عده بسیاری از شاعران به گمان آنکه با این گونه داستان سراییها می توانند آبرو و آوازه ای همپایه نظامی به دست آوردند ، به سرودن داستانهای همانند منظومه های او روی آوردند و بازار تقلید از آثار نظامی رو به گرمی نهاد .
    آثار نظامی
    مهم ترین چیزی که دولت جاویدان داستان سرای گنجه را سبب شده است ، پنج دفتر شعر پر آوازه اوست در پنج وزن گوناگون که به نام ( پنج گنج ) یا ( خمسه ) نامبردار شده است و شاعر بر روی هم نزدیک به سی سال از زندگی خویش را بر سر نظم و تدوین آن گذاشته است .
    نخستین منظومه پنج گنج نظامی مخزن الاسرار است ، در بیست مقاله ، راجع به زهد و حکمت و عرفان ، که شاعر در ابتدای کار و سالهای جوانی پرداخته و در آن با گستاخی و بی پروایی خاص جوانان بر بیدادگران و دورویان و رشک بران تاخته است . این منظومه اندرزی و اخلاقی ، که به پیروی از حدیقه الحقیقه سنایی گفته شده 2260 بیت دارد و در سال 570 هجری و در آستانه چهل سالگی شاعر سروده شده است .
    دومین مثنوی نظامی خسرو و شیرین نام دارد که به سال 576 در 6500 بیت گفته شده و موضوع آن داستان دلدادگی و ماجرای خسرو شاهزاده ایرانی است با شیرین ، برادرزاده بانوی ارمن ، که به راهنمایی شاپور ، ندیم خسرو ، سرانجام به هم می رسند و هیچ چیز حتی سوز و نیازهای شیفته وار فرهاد کوه کن هم نمی تواند آن دو را از یکدیگر منصرف کند .
    داستان لیلی و مجنون سومین منظومه پنج گنج نظامی است که در سال 584 تمام شده و موضوع آن ماجرای دلباختگی قیس از قبیله بنی عامر معروف به مجنون است بر دخترک همسال او لیلی که بناخواه به عقد مردی دیگر به نام ابن سلام در می آید . بعد از این واقعه ، قیس سر به بیایان می گذارد و مجنون واقعی می شود . در این میان لیلی به ناکام می میرد و مجنون هم چون بر تربت او حاضر می شود ( ای دوست می گوید ) و جان به جان آفرین تسلیم می کند .
    هفت پیکر یا هفت گنبد ، که گاهی بهرام نامه ، نیز خوانده شده چهارمین داستان پنج ، گنج نظامی است که شاعر آن در 5136 بیت به سال 593 پرداخته است .
    پنجمین مثنوی از مجموعه خمسه اسکندنامه است که خود به دو بخش شرفنامه و اقبالنامه تقسیم می شود . این منظومه ، که سرگذشت اسکندر و کارها و اقدامات اوست ، مجموعا 10500 بیت دارد و آخرین تجدید نظر را نظامی به سال 599 در این کتاب کرده است .
    علاوه بر منظومه های پنج گنج ، نظامی را سروده های دیگر از قصیده و غزل و قطعه است که وحید دستگردی آنها را در مجموعه ای به نام گنجینه گنجوی گردآورده و در تهران به چاپ رسانیده است .
    شعر و اندیشه نظامی
    نظامی اگر جزوء سه چهارم شاعر طراز اول زبان فارسی نباشد ، بی تردید در صف مقدم سه چهار نفر دومی است که هر منتقد با انصافی از میان شاعران زبان فارسی بر می گزیند . او از زمره گویندگانی است که نه تنها برای خود سبک و روشی جداگانه دارد ، بلکه تاثیر شیوه او در شعر فارسی نیز انکار ناپذیر است .
    اهمیت دیگری که در کار نظامی سزاوار یاد کردن است این که وی ، با گشودن این مسیر و همچنین توجه به مضمونهای اخلاقی و اندرزی ، به خصوص در مثنوی مخزن الاسرار ، تکیه گاه تازه ای برای شعر فارسی ایجاد کرد و نشان داد که شاعر می تواند چیزهای دیگری غیر از مدیحه و توصیف و غزل را وارد قلمرو شعر کند و به عبارت روشن تر ، به شاعران پس از خود نشان داد که می توان شاعر بزرگی بود اما به دربارها و زورمندان تکیه نداشت .
    نظامی هر چند نمونه عالی کار فخرالدین اسعد گرگانی در ویس و رامین را پیش روی داشته ، با زیرکی و جوهر شناسی خاص خود داستانهایی را برای منظوم کردن پیش کشیده که بیشتر مقبول طبع ایرانیان مسلمان واقع شده است . با همه آن که در نظم مخزن الاسرا به حدیقه و در نظم بقیه داستانها جر لیلی و مجنون بدون تردید به شاهنامه نظر داشته ، روی هم رفته به دلیل تازگیها و نوآوریهایی که در شعر نظامی در قلمرو و ترکیب و معنی و ساختار داستانی هست ، هرگز نمی توان او را وامدار شاعران پیشین دانست و ذره ای از پایگاه بلند او در شعر فارسی کاست ، بلکه ، برعکس باید گفت دولت جاویدی که برای وی قلمرو داستان سرایی فارسی به دست آمده ، امروز هم همچون گذشته پاینده و شکوهمند مانده است ، زندگی این سخن سرای بزرگ سرانجام در تنهایی و گوشه نشینی ، به سال 608 ه . ق به سر آمد و او را در شهر گنجه به خاک سپردند .
    وحشی بافقی
    وحشی بافقی یا شمس الدین ( کمال الدین ) محمد بافقی .
    به درستی نمی دانیم محمد بافقی ، شاعر نازکدل و پر احساس سده دهم هجری ، به چه مناسبت نام ( وحشی ) را برای خود برگزیده بود . در حقیقت ، از اوایل زندگی او اطلاع چندانی به دست نیامده است . همین قدر می دانیم که میانه نیمه نخست سده دهم هجری در قصبه بافق ( بر سر یزد و کرمان ) زاده شد و در اوایل عمر یک چند در کاشان به مکتبداری اوقات می گذرانید . پس از مدتی به یزد آمد و همانجا به شاعری و ستایش فرمانروایان آن دیار سرگرم بود تا این که در سال 991 ه در همان شهر ، بدورود حیات گفت .
    وحشی مردی پاکباز ، وارسته ، حساس ،قانع و بلند همت بود .
    در روزگار وی هنوز مثنوی سرایی به سبک نظامی از رونق نیافتاده بود . از این رو دو مثنوی شیرین به نامهای خلدبرین و ناظر و منظور بر طریقه نظامی پرداخت و مقداری هم قصیده در مدح شاه تهماسب و حکام و امرای یزد به شیوه قدما سرود ، اما بیشترین شهرت شاعری وحشی را باید مرهون غزلیات او دانست که تجربه یک عشق واقعی را در خود منعکس می کند .
    قصایدی هم در منقبت امامان شیعه در دیوان وحشی هست که حال و هوای مخصوصی دارد . از همه اینها گذشته ، مثنوی ناتمامی به نام فرهاد و شیرین از او باقی است که بعدها وصال شیرازی آن را با استادی کم مانندی تمام کرده است .
    دانشنامه علایی
    دانشنامه علایی : ابوعلی سینا دانشمند و طبیب معروف ایران که از مفاخر جهان اسلام و دنیا به شمار می رود ، بیشتر آثار خود را در زمینه طب ، فلسفه ، ریاضیات و دیگر دانشها ، به زبان عربی نوشته است تا مورد استفاده گروه بیشتری در دنیای اسلام قرار گیرد ، اما نباید پنداشت که او از حال عامه هموطنان خود ، که زبان تازی نمی دانستند ، غافل بوده است .
    او چندین رساله و یک کتاب دایره المعارف مهم به زبان پارسی تالیف کرد که چون آن را به خواهش علا الدوله کاکویه ، از امرای دیلمی فراهم آورد ، به نام داشنامه علایی ، یا حکمت موسوم گردید .
    چنان که در مقدمه کتاب آورده است ، این کتاب را به قصد تحقیق در منطق و الهیات و طبیعات و ستاره شناسی و موسیقی تصنیف کرد ، اما جز به تالیف قسمت منطق و الهیات و طبیعیات آن توفیق نیافت و تالیف بخشهای نجوم و ریاضی و موسیقی آن را شاگردش ابو عبید جوزجانی بر عهده گرفت .
    اهمیت این کتاب ابتدا از آن جهت است که یک دوره کامل از فلسفه و طبیعیات را به زبان فارسی شامل می شود و دوم ، آن که شامل بسیاری اصطلاحات منطقی و فلسفی به زبان فارسی است .
    حافظ ، رند فرزانه شیراز
    از میان همه شاعران زبان فارسی بی گمان هیچ کس توفیق آن را نداشته است که به اندازه حافظ ، مطلوب نظر خاص و عام قرار گیرد و فضای ادب و فرهنگ فارسی را به خود اختصاص دهد . تاکنون کسی نتوانسته است راز محبوبیت خواجه شیراز را بگشاید . هر چه هست باید این را در دنیای شعر او جست ، زیرا آنچه از حافظ شیراز به دست ما رسیده چندان زیاد و گوناگون نیست که بتواند همه پسندها و سلیقه ها را خشنود سازد .
    خواجه شمس الدین شیرازی که ما او را به نام حافظ و لقب لسان الغیب می شناسیم در حدود 726 ه . در شیراز زاده شد . نیاکانش از کوهپایه اصفهان بودند و پدرش گویا بهر شیراز رخت اقامت کشیده بود . شمس الدین محمد نوجوان ، دوران دانش اندوزی را در شیراز گذرانید .
    چنان که بقیه عمر شصت و چند ساله خویش هم ، بر خلاف شاعر بلند آوازه و همشهری خود سعدی شیراز ، علاقه چندانی به سفر نشان نداد و جز یک سفر کوتاه به یزد و سفری بی سرانجام تا جزیره هرمز ، باقی زندگی خویش را در زادگاهش به سر اورد تا این که در سال 792 ه . رخت به سرای باقی کشید .
    او از همه علوم قرانی ، از قرائت و تفسیر گرفته تا کلام و فلسفه و عرفان بهره داشت . حتی شاگرد شاعری و سبک ویژه بیان خود را از قرآن کریم آموخته بود و در آگاهی از زیر و بم الفاظ و معانی و مفاهیم از آن الهام می گرفت .
    پس اینک اگر در خانه هر ایرانی مسلمان در کنار قرآن دیوان حافظی هست و اگر همچنان که با قرآن استخاره می کنند به دیوان حافظ هم فال می زنند ، نباید چندان هم شگفتی باشد . پس به عنوان خصوصیتی مهم در دنیای اندیشه حافظ از موقعیت قرآن و اگاهی ژرف او معارف آن روزگار اعم از ایرانی و اسلامی در ذهن و زبان او باید یاد کرد .
    جوان شیرازی وقتی به علم و ادب روی آورد هرگز دانش خود را دستمایه ارتزاق قرار نداد . حتی پس از آن که در پرتو موقعیت خود مورد توجه حاکمان و فرمانروایان فارس شد و به دربار ابواسحاق اینجوشاه شجاع مظفر راه یافت و از عنایت ویژه حاجی قوام الدین ، کلانتر شیراز برخوردار شد ، باز ناداری و نیازمندی از سر او دست بر نداشت .
    درد فقدان فرزند برای حافظ هم مثل فردوسی و خاقانی دلشکن بود و در ژرفای ضمیر او جراحتی سنگین بر جای گذاشت و غزلهای نغز و پر مغزی پدید آورد .
    از میان پادشاهان معاصر حافظ ، شاه شیخ ابواسحاق با او به حرمت رفتار می کرد و دوران خوش سلطنت وی روزگار جوانی حافظ را از رویاهای شیرین سرشار می کرد ، اما دوران حکومت سختگیرانه امیر مبارزالدین محمد ، که با تعصب و خشونت همراه بود ، کام زندگی او را تلخ می ساخت . شاعر آزرده حال بیشترین غزلهای آبدار خود را ، در مبارزه با ریاکاری و عوامفریبی ، با لحنی نیشدار و گزنده ، تلویحا خطاب به همین امیر ریاکار مظفری سروده و با کنایه و تمسخر او را محتسب خوانده است .
    دنیای شعر و اندیشه حافظ
    از حافظ اکنون جز یک دیوان شامل کمتر از پانصد غزل ، چند قصیده و مقداری مثنوی و رباعی در دست نیست . خواجه اساسا غزل سراست و به همین دلیل قصاید و مثنویهای او غالبا نادیده انگاشته می شود .
    حافظ حتی در غزل هم طرزی نو ابداع نکرده است و سرمشق غزل سرایی بیشتر سعدی شیرازی ، کمال اصفهانی ، سلمان ساوجی ، خواجوی کرمانی و شاعری شیعه مذهب و نزدیک به زمان او به نام نزاری قهستانی است و اغلب غزلهای او ظاهرا بر همان وزن و قافیه و مضمونی سروده شده که استادان پیشین طبع آزمایی کرده بودند .
    اما این شباهت ظاهری هرگز به آن معنی نیست که شاعر فرزانه شیراز به مانند مقلدان بی ابتکار در دایره تکرار و دنباله روی از دیگران اسیر مانده است . حافظ غزل فارسی را به آن درجه از کمال رسانیده که پس از او همه قریحه آزمایان در برابر والایی و کمال هنری سخنش اظهار درماندگی کرده اند . شاید به همین اعتبار است که برخی او را خاتم شعرای ایران می دانند و بر آنند که پس او سخن پارسی رو به انحطاط و زوال رفته است .
    لحن حافظ گزنده و تلخ با نیشخند و کنایه آمیز است و هم در آن مایه ای از خیر خواهی و اصلاح طلبی دیده می شود . گویی پس از سیف فرغانی و عبید و ابن یمین ، با رندی و هوشیاری و فرزانگی خویش شیوه مبارزه تازه ای با نابسامانیها و بد اخلاقیهای جامعه برگزیده است که به مانند سبک شاعری او ، تازگی دارد .
    پیشینیان وقتی غزل می گفتند یا عاشقانه می گفتند یا عارفانه ، راهی که حافظ از این میانه برگزید تلفیق ترکیب عشق و عرفان و دست یافتن بر شیوه ای است که تا عصر او اگر سابقه هم داشته ، هرگز به این زیبایی و کمال و نفاست نبوده است .
    در غزل اجتماعی حافظ ، فرهنگ گذشته ایران با همه کمال ایرانی اسلامی خود رخ نموده است گویی حافظ در تلفیق دو فرهنگ ایران و اسلام به مانند استاد و حکیم فرزانه توس ابواقاسم فردوسی به توفیق بیشتری دست یافته است .
    حافظ هم بی شک مانند فردوسی در عرصه سخن و فرهنگ ایران پهلوانی بی همتاست که وقتی قرار بوده است بسراید مضمونی بهتر و لازم تر از حماسه انسان عصر خود نیافته و همان را با صداقتی بی مانند در عرصه شعر خویش ، به نمایش گذاشته است .

  2. 2 کاربر از پست مفید silish سپاس کرده اند .

    SENJELI (چهارشنبه ۰۷ اسفند ۹۲),دنیای خاموش من (چهارشنبه ۳۰ بهمن ۹۲)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •