کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: عروس پانزده ساله مجددا در آستانه قصاص

  1. #1
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۲ دی ۹۷ [ ۰۹:۵۱]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,238
    امتیاز
    40,993
    سطح
    1
    Points: 40,993, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Three FriendsOverdriveCreated Blog entryTagger First Class25000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    51
    سپاس ها
    919
    سپاس شده 3,977 در 1,818 پست
    حالت من
    Khejalati

    عروس پانزده ساله مجددا در آستانه قصاص

    در حالی که قرار است حکم قصاص فرزانه، عروس 15 ساله سه روز دیگر در زندان مرکزی اصفهان اجرا شود او طی نامه*یی به دادستان اصفهان جزییات تازه*تری از ماجرای قتل شوهرش را بازگو کرد و مدعی شد به دلیل تهدید*های دوست شوهرش مجبور به پذیرش اتهام قتل شده است.


    اعتماد: روز 10 بهمن ماه سال 86 قتل مردی به *نام احمد در خانه*اش در اصفهان باعث دستگیری همسر 21 ساله*اش فرزانه شد. احمد به دلیل اصابت چهار ضربه چاقو به کمرش به قتل رسیده بود و از آنجا که زمان وقوع این حادثه بجز احمد، فرزانه و فاطمه، دختر دو ساله*شان هیچ*کس در خانه نبود انگشت اتهام به سوی فرزانه گرفته شد. او نیز در بازجویی*ها مقاومت چندانی نکرد و خیلی زود اتهام قتل شوهرش را پذیرفت. فرزانه که در 15 سالگی به عقد شوهرش در*آمده بود، گفت: اتهامم را قبول دارم و چون شوهرم به من تهمت زد می*خواستم او را اذیت کنم ولی قصد کشتنش را نداشتم و حالا پشیمانم. چون قتل اتفاقی بود من وسایل خانه را بهم ریختم و صحنه*سازی کردم تا وانمود کنم دزد آمده و احمد را کشته است.
    با گذشت یکسال از این حادثه روز 30 دی ماه سال 87 فرزانه به اتهام قتل شوهرش در شعبه 17 دادگاه کیفری استان اصفهان پای میز محاکمه نشست. هرچند فرزانه در دادگاه اعترافات اولیه*اش را پس گرفت و گفت اقرارش تحت فشا*ر بوده اما در نهایت با درخواست اولیای* دم به قصاص محکوم شد. طولی نکشید که این رای در شعبه 27 دیوانعالی کشور نیز تایید و آماده اجرا شد. قطعی شدن رای در شرایطی بود که فرزانه مدعی بود بیگناه است و شوهرش را نکشته است. در چنین شرایطی اجرای حکم برای مدتی به تعویق افتاد تا اینکه با درخواست پدر و مادر احمد روز 13 بهمن برای اجرای حکم تعیین شد.
    زندگی در یک قدمی مرگ
    در شرایطی که اولیای دم برای قصاص عروس سابق*شان اصرار داشتند، سحرگاه 13 بهمن فرزانه پای چوبه*دار رفت. او یک روز قبل به انفرادی منتقل شده بود و وضعیت روحی بدی داشت. در آن روز برفی در حالی که فرزانه توان راه رفتن را نداشت وصیت*نامه*اش را نوشت و به سختی پای چوبه*دار قرار گرفت. او حتی به آخرین خواسته*اش نرسیده و نتوانسته بود دخترش را ببیند. وقتی او در برابر طناب*دار ایستاد مرگ را به چشمانش دید.
    او روی چهار پایه مرگ ایستاد و ماموران اجرای حکم طناب را دور گردنش انداختند. نفس*ها در سینه حبس و شمارش معکوس آغاز شد. فرزانه اشک می*ریخت و به پدر شوهرش التماس می*کرد. او می*گفت قاتل نیست. همه*چیز برای فرزانه تمام شده بود. مامور اجرای حکم دستش را نزدیک چهارپایه برد اما درست همان زمان دل پدرشوهر فرزانه به رحم آمد و از اجرای حکم منصرف شد. او به فرزانه گفت یک ماه مهلت دارد تا قاتل اصلی را معرفی کند. به این ترتیب زندگی را در یک قدمی مرگ حس کرد و دوباره به سلولش منتقل شد.
    معرفی قاتل اصلی
    چند روز بعد از توقف اجرای حکم فرزانه که هنوز در شوک ناشی از مراسم اجرای حکم بود مردی به*نام «الف» را به عنوان قاتل معرفی کرد. او از طریق خانواده*اش نامه به دادستان اصفهان نوشت و با ارائه دلایلی گفت از ترس مجبور به پذیرش اتهام قتل شده است. او در نامه*اش به دادستان اصفهان که نسخه*یی از آن در اختیار «اعتماد» قرار گرفته، نوشت: «*قاتل اصلی شوهرم مردی به*نام «الف» است که دوست شوهرم بود و من از ترس او قتل را بر عهده گرفتم. »
    در ادامه این نامه آمده است: « شب حادثه حدود ساعت 30: 4 «الف»دنبال احمد آمد. او خواب بود و من بیدارش کردم اما بلند نشد. چون هوا سرد بود در را باز کردم و «الف» وارد خانه شد. خودم به اتاق خواب رفتم تا لباسم را عوض کنم. وقتی برگشتم «الف» با یک چاقو پشت سرم بود. زبانم بند آمده بود. او گفت می*خواهم شوهرت را از بین ببرم و از همسرم طلاق بگیرم تا با هم زندگی کنیم. به دست و پایش افتادم تا این کار را نکند. گفتم من زندگی*ام را دوست دارم اما او توجهی نکرد و سراغ احمد رفت. می*خواستم مانعش شوم اما او من را هل داد و روی زمین افتادم. بعد با همان چاقوی خون*آلود سراغم آمد و تهدیدم کرد که اگر اسمی از او بیاورم به همین راحتی همین بلا را سرم می*آورد. او گفت اول سر دخترم و بعد سر پدرم را زیر آب می*کند. گفت حتی اگر پلیس دستگیرش کند دوستانش را سراغم می*فرستد.
    «الف» خون*ها را پاک کرد و گفت وسایل خانه را بهم بریزم و اگر پلیس آمد بگویم دزدها شوهرم را کشته*اند. با ترس و دلهره سراغ جسد شوهرم رفتم. کنار او یک تیغه چاقو بدون دسته افتاده بود. آن را برداشتم و روی پشت بام همسایه پرتاب کردم. بعد با مادرم تماس گرفتم و در ادامه داد و فریاد و صاحب*خانه را خبر کردم. اوایل از ترس «الف» مجبور بودم قتل را گردن بگیرم اما در ادامه همه*چیز را گفتم اما کسی حرف*هایم را باور نکرد. حتی یک روز «الف» به پلیس آگاهی احضار شد اما هیچ چیز را گردن نگرفت و خیلی زود پرونده*ام به شعبه چهار اجرای احکام فرستاده شد. حالا چند روز دیگر بیشتر به اعدامم باقی نمانده و اگر به دادم نرسید قصاص می*شوم. وقتی دستگیر شدم دخترم دو*ساله بود و در این مدت او را ندیده*ام. خواهش می*کنم کمکم کنید.»
    حکم باید اجرا شود
    نامه فرزانه به دادستان اصفهان در حالی است که پدرشوهر او به خبرنگار «اعتماد» گفت روز 13 اسفند حکم اجرا می*شود. او گفت: «تصمیم من برای اجرای حکم قطعی است و فرزانه باید مجازات شود. آدم بد باید از بین برود و من نمی*توانم قبول کنم قاتل پسرم زنده باشد. » وی درباره نوه*اش که حالا هشت*ساله است و از دو سالگی مادرش را ندیده نیز گفت: «*آن زمان نوه*ام دو*ساله بود و از هیچ*چیز خبر ندارد. بعدا هر طور که خودم صلاح بدانم همه*چیز را برایش تعریف می*کنم.» در چنین شرایطی بار دیگر شمارش معکوس برای قصاص فرزانه آغاز شده و او امیدوار است طی روزهای آینده حرف*هایش درباره قاتل اصلی شوهرش بررسی شود.
    هـــی فــلانـــی!!!
    از مـن کــــه گذشــــت!!!!
    امــا بــدان تــو تــا آخـــر عــمــر درگیـــر مــن خــواهــی بـــود
    و تــظاهــر میکنــی نیستـــی.
    مقایســـه تـــو را از پـــا در خواهـــد آورد،
    مـــن مـــیدانــم بـــه کجـــای قلبـــت شلــیک کـــرده ام...

  2. کاربر روبرو از پست مفید SENJELI سپاس کرده است .

    par3 (پنجشنبه ۱۵ اسفند ۹۲)

  3. #2
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۲ دی ۹۷ [ ۰۹:۵۱]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,238
    امتیاز
    40,993
    سطح
    1
    Points: 40,993, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Three FriendsOverdriveCreated Blog entryTagger First Class25000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    51
    سپاس ها
    919
    سپاس شده 3,977 در 1,818 پست
    حالت من
    Khejalati
    فرزانه مرادی اعدام شد

    این وکیل دادگستری تصریح کرد: علی*رغم این موضوع من از زمان اجرای حکم بی*خبر بودم و از طریق افراد دیگر از اجرای حکم اعدام موکلم مطلع شدم.
    وکیل مدافع فرزانه مرادی از اجرای حکم قصاص نفس موکلش خبر داد.
    عبدالصمد خرمشاهی در گفت*وگو با ایسنا، گفت: متاسفانه حکم اعدام فرزانه مرادی صبح امروز در استان اصفهان اجرا شد.
    وی ادامه داد: برای اجرای این حکم به من که وکیل*مدافع فرزانه مرادی بودم اطلاعی داده نشده بود و این در حالی است که مطابق آئین*نامه نحوه اجرای احکام اعدام، وکیل محکوم*ُ*علیه یکی از افرادی است که باید از زمان اجرای حکم مطلع و در مراسم حاضر باشد.
    این وکیل دادگستری تصریح کرد: علی*رغم این موضوع من از زمان اجرای حکم بی*خبر بودم و از طریق افراد دیگر از اجرای حکم اعدام موکلم مطلع شدم.
    خرمشاهی با بیان این*که «متاسفانه علی*رغم وساطت تعداد زیادی از خیرین، مادران صلح و افراد دیگر اولیای دم موکل رضایت نداد» گفت: با توجه به درخواست ما موضوع رضایت محقق نشد و حکم موکلم صبح امروز که در آستانه 25 سالگی بود، اجرا شد.
    به گزارش ایسنا، فرزانه مرادی در سال 1386 اقدام به قتل شوهرش کرده بود و از سوی دادگاه به قصاص نفس محکوم شده بود.
    هـــی فــلانـــی!!!
    از مـن کــــه گذشــــت!!!!
    امــا بــدان تــو تــا آخـــر عــمــر درگیـــر مــن خــواهــی بـــود
    و تــظاهــر میکنــی نیستـــی.
    مقایســـه تـــو را از پـــا در خواهـــد آورد،
    مـــن مـــیدانــم بـــه کجـــای قلبـــت شلــیک کـــرده ام...

  4. کاربر روبرو از پست مفید SENJELI سپاس کرده است .

    par3 (پنجشنبه ۱۵ اسفند ۹۲)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •