كه در آن اول صبح

موضوع: كه در آن اول صبح

برچسب ها: هیچ یک
  1. silish!!! گفت:

    كه در آن اول صبح

    [CENTER][SIZE=6][FONT=comic sans ms][COLOR=#000080][B]در مجالي كه برايم باقي است
    باز همراه شما مدرسه اي ميسازيم
    كه در آن اول صبح
    به زباني ساده
    مهر تدريس كنندو بگويند خدا
    خالق زيبايي و سراينده عشق.......آفريننده ماست
    مهربانيست كه ما را به نكويي
    دانايي و به خود مي خواند
    جنتي دارد نزديك،زيباو بزرگ
    دوزخي دارد...به گمانم
    كوچك و بعيد
    در پي سودايي است
    كه ببخشد ما را و بفهماندمان
    [/B][B]ترس ما بيرون از دايره رحمت اوست[/B][B]
    در مجالي كه برايم باقي است
    باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
    كه خرد را با عشق
    علم را با احياي
    و رياضي با شعر
    دين را با عرفان
    همه را با تشويق تدريس كنند
    لاي انگشت كسي
    قلمي نگذارند و نخوانند كسي را[/B][B] حيوان[/B][B]
    و نگويند كسي را كودن
    و معلم هر روز
    [/B][B]روح[/B][B] را حاضر و غايب كند
    و به جز ايمانش
    هيچكس چيزي را حفظ نبايد بكند
    مغزها پر نشود چون انبار
    قلب خالي نشود از احساس
    درسهايي بدهند كه به جاي مغز،دلها را تسخير كند
    از كتاب تاريخ...جنگ را بردارند
    در كلاس انشا،هر كسي حرف دلش را بزند
    غير ممكن را از خاطره ها محو كنند
    تا كسي بعد از اين باز همواره نگويد؛هرگز
    و به آساني همرنگ جماعت نشود
    زنگ نقاشي تكرار شود
    رنگ دريا را در پلييز تعليم دهند
    قطره را در باران،موج را در ساحل
    زندگي را در رفتن و برگشتن از قله كوه
    و عبادت را در خلوت خلق،كار را در كندو
    و طبيعت را در جنگل سبز
    مشق شب اين باشد
    كه شبي چندين بار همه تكرار كنيم
    [/B][B]عدل[/B][B]آزادي[/B][B]قانون [/B][B]شادي [/B][B]امتحاني بشود،كه بسنجد مارا[/B][B]تا بفهمند چقدر عاشق و آگه و آدم شده ايم[/B][B]
    در مجالي كه برايم باقي است
    باز هم همراه شما مدرسه اي مي سازيم كه در آن آخر وقت
    به زباني ساده
    شعر تدريس كنند
    و بگويند كه تا فردا صبح
    [/B][B]خالق عشق نگهدار شما
    [/B][/COLOR][/FONT][/SIZE][/CENTER]
    [COLOR=#000080][B]شعر:[/B][/COLOR][COLOR=#00ffff][B]مجتبي كاشاني
    [/B][/COLOR]
    [CENTER][SIZE=6][FONT=comic sans ms][COLOR=#00ffff][/COLOR][/FONT][/SIZE][/CENTER]
    [LEFT][SIZE=6][FONT=comic sans ms][COLOR=#0000cd][B][SIZE=3]silish!!![/SIZE][/B][/COLOR][/FONT][/SIZE][/LEFT]

    کودکی که میداند دستان پینه بسته ی پدرش، ادامه تحصیل نکردن خواهرش و گریه ی مادرش از بی پولی است، در مدرسه چطور بنویسد علم از ثروت بهتر است؟!!
  2. parisa گفت:
    جالب بود:-hesab
    بترس از اون خردادی که... بزنه رگ احساس و عواطفش رو...!!!