در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: اصطلاحات ستاره شناسی 1

  1. #1
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    جمعه ۱۴ آذر ۹۳ [ ۱۰:۳۸]
    نوشته ها
    329
    امتیاز
    2,195
    سطح
    1
    Points: 2,195, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registered
    سپاس ها
    24
    سپاس شده 46 در 42 پست

    اصطلاحات ستاره شناسی 1



    قدر مطلق| قدر حقیقی|Absolute magnitude


    درخشندگی یک ستاره، در صورتی که از فاصله 10 پارسک (یعنی حدود 32.6163344 سال نوری) دیده شود.


    صفر مطلق | Absolute Zero

    پایین*ترین درجه حرارت ممکن از لحاظ تئوری، که در آن مواد هیچ انرژی گرمایی نداشته و حرکت های اتمی متوقف شده است. این دما برابر 273.15- درجه سانتی گراد است.


    برافزایش|Accretion

    جذب گرد و غبار و گاز توسط اجسام بزرگتر مانند ستارگان، سیارات و اقمار از طریق نیروی گرانشی


    قرص برافزایشی|Accretion disk

    صفحه*ای از مواد داغ و درخشانی که در حال کشیده شدن به درون یک سیاه چاله هستند.


    کهکشان فعال|Active galaxy

    کهکشانی که در قسمت*های مرکزی آن، انفجارات شدیدی در حال انجام است.



    اپتیک تطابقی| اپتیک سازگار|Adaptive optics

    تکنولوژی*ای که از طریق یک پرتو لیزر که از داخل اتمسفر فرستاده می*شود به یک کامپیوتر اجازه می*دهد تا تغییرات بسیار جزئی در آینه تلسکوپ ایجاد کرده و در نتیجه اعوجاج*های جوی را کاهش دهد.



    سپیدایی| البیدو|Albedo

    قدرت انعکاس یک جسم غیر درخشان؛ یک بازتابنده کامل، آلبیدوی 100% دارد.



    عارضه بازتابنده|Albedo feature

    یک علامت تیره یا روشن در سطح یک شیء فضایی که ممکن است یک ویژگی زمین شناسی و توپوگرافی نباشد. به عبارت دیگر، یک ترکیب بازتابنده، منطقه بزرگی در سطح یک سیاره یا اجرام دیگر سماوی است که تضادی در تیرگی و یا روشنی با مناطق اطراف خود دارد.



    استقرار سمتی-ارتفاعی|Altazimuth mounting

    روشی در نصب تلسکوپ، که اجازه می*دهد تلسکوپ موازی با سطح افق و همچنین به سمت بالا و پایین حرکت کند.واحدآنگستروم | Angstrom unit یک صد میلیونیم سانتی متر (10-10 متر)نابودی | Annihilation


    نابودی کل ماده در یک انفجار انرژی
    اصل انسان*نگر | Anthropic principle

    اصل انسان نگر بیان می*کند که دلیل اینکه ما جهان را آنطوری که هست می*بینیم این است که اگر طور دیگری بود ما اینجا نبودیم که آن را ببینیم.



    ضد جاذبه | پادگرانش | Antigravity

    میدان جاذبه*ای که به جای جذب کردن مواد، مواد و اشعه*های نور را از خود دفع می*کند. ضد جاذبه، در واقع ایده ساخت مکان یا شیئی است که نیروی جاذبه تأثیری بر روی آن نداشته باشد.



    پاد ماده | Antimatter

    پاد ماده دقیقاً در مقابل ماده قرار دارد. زمانی که ماده با مقدار بسیار کمی از پاد ماده در کهکشان برخورد کند، هر دو یکدیگر را نابود می*کنند.



    پاد ذره | Antiparticle

    پاد ذره*های اتمی، خواصی دقیقا متضاد با ذره هم جرم و هم اسپین خود دارند. (به عنوان مثال پوزیترون و الکترون )



    نقطه مخالف | Antipodal point

    نقطه*ای است که دقیقاً در طرف مقابل سیاره قرار دارد.



    روزنه | Aperture

    قطر ورودی*ای که از طریق آن، نور وارد یک دستگاه نوری می*شود.افلیون | Aphelion

    موقعیت یک سیاره ( یا اجسام دیگر )، هنگامی که در دورترین فاصله خود از خورشید قرار دارند. (موقعیت 1)



    قدر ظاهری | Apparent magnitude

    روشنایی یک شیء، آنطوری که از زمین دیده می*شود.


    کمانی | قوسی | Arcuate

    داشتن شکل کمان مانند؛ منحنی، قوس شکل.


    سیارک | Asteroid

    یک شی کوچک سنگی که به دور خورشید می چرخد و قطری کمتر از 1000 کیلومتر دارد.



    واحد نجومی | Astronomical Unit | AU

    واحد نجومی برابر است با فاصله متوسط بین زمین و خورشید، که حدود 150 میلیون کیلومتر ( 93 میلیون مایل) است.



    جو | Atmosphere

    لایه*ای از گازها که یک جسم آسمانی (مانند کره زمین) را احاطه کرده است.




    اتم | Atom

    کوچکترین بخش یک عنصر که می*تواند در یک واکنش شیمیایی شرکت کند. بیشتر جرم یک اتم در هسته آن است، که در حدود 0.000000000001 متر ( 0.01 آنگستروم ) قطر دارد.



    شفق قطبی | Aurora

    پرده*ها و قوس*هایی از نور در آسمان که در عرض*های جغرافیایی متوسط و بالا قابل دیدن است. این نورها، توسط ذرات خورشیدی که به جو زمین برخورد کرده و باعث درخشش برخی از گازهای آن می شوند، ایجاد می*شود.




    محور | Axis

    خطی فرضی که از مرکز یک سیاره، ستاره، یا کهکشان عبور کرده و آنها به دور آن می*چرخند.



    بار| Bar

    1 بار = 0.987 اتمسفر = 1.02 kg/cm2 = 100 kilopascal = 14.5 lbs/inch2




    باریون | Baryon

    باریون*ها از سه کوارک تشکیل شده اند. پروتون*ها و نوترون از باریون*ها محسوب می*شوند. انفجار بزرگ | Big Bang

    تئوری طرز شکل گیری دنیا به شکل کنونی به وسیله یک انفجار بزرگ، که گازهای بسیار داغی که کهکشان*ها بعدها در آن*ها ایجاد شدند را به دلیل شدت انفجار، همانند حباب*هایی در اطراف پخش کرد.




    تخریب بزرگ | Big Crunch

    تئوری فروپاشی بزرگ و نهایی جهان، که ممکن است اگر جهان شروع به انقباض کند، در آینده اتفاق بیافتد.



    منظومه دوتایی | Binary system

    سیستمی از دو جسم فضایی (معمولاً ستاره) که خیلی به هم نزدیک بوده و به همین دلیل به دور یکدیگر می*چرخند.


    کوتوله سیاه | Black dwarf

    یک ستاره مرده با حداکثر جرمی برابر با 1.4 جرم خورشید، که تا اندازه ای سرد شده است که دیگر درخششی ندارد.



    سیاه چاله | Black hole

    ستاره*ای که دیگر انرژی نداشته و به دلیل جاذبه خود، در خود فروریخته است. به دلیل جاذبه زیاد، هیچ چیز حتی نور هم قادر به فرار کردن از آن نیست و به همین دلیل نمی*توان یک سیاه چاله را مستقیما دید، زیرا حتی نور ستاره*های پشت خود را نیز به خود جذب می*کند. تنها راه شناخت آن*ها، مشاهده سیاهی هایی در فضا است که هیچ نوری در اطراف آن وجود ندارد.




    بلازار | Blazar

    نوعی از کهکشان*های فعال که به گونه*ای با ما زاویه دارند که ما می*توانیم تقریبا به طور مستقیم به قرص برافزایشی و جت آن نگاه کنیم.





    انتقال به آبی | Blue shift

    تغییر در طول موج تشعشعات تابیده شده از یک جسم، زمانی که به ما نزدیک می*شود. تغییر داپلر باعث می*شود که طول موج تابشی جسمی که به سمت بیننده حرکت می*کند به هم نزدیک تر شده و کوتاه*تر و در نتیجه آبی تر به نظر برسد.




    بولاید | Bolide

    معمولاً یک سنگ آسمانی بسیار درخشان که قدر نسبی آن برابر 14- یا بیشتر باشد، بولاید ن****ه می*شود.




    کوتوله قهوه*ای | Brown dwarf

    یک ستاره شکست خورده، به این معنی که زمانی که تشکیلش تکمیل شد، آنقدر جرم نداشت که همجوشی هسته*ای آن شروع شود. به همین دلیل، این اجرام آسمانی، همانند ستاره*ها درخشان نیستند، ولی می*توانند به دلیل انقباض*های گرانشی تولید گرما و نور کنند، زیرا زمانی که گاز خیلی فشرده می*شود، دمای آن افزایش پیدا می*کند.


    کاسه آتشفشانی | Caldera

    یک دهانه آتش فشانی که معمولاً به دلیل فروریزی زمین پس از یک انفجار آتش فشانی به وجود می*آید.



    کربنات | Carbonate

    ترکیبی که حاوی کربن و اکسیژن باشد. (به عنوان مثال کربنات کلسیم یا همان سنگ آهک )





    کازیمیر اثر | Casimir effect

    فشار جاذب بین دو صفحه تخت موازی فلزی که در یک محیط خلاء، با فاصله بسیار نزدیک به یکدیگر قرار گرفته*اند. این فشار، به دلیل کاهش تعداد معمول ذرات مجازی در فضای بین صفحات ایجاد می*شود.




    تلسکوپ کاتادیوپتریک|Catadioptric telescope

    تلسکوپی که هم از آینه و هم از لنز برای تشکیل تصویر استفاده می*کند.



    زنجیره | Catena

    زنجیره*ای از دهانه کوه*ها بر روی یک جسم سماوی.




    دستگاه بار جفت شده|(CCD (Charge-coupled device

    یک آشکارساز الکترونیکی که توسط کامپیوتر کنترل می*شود و می تواند یک تصویر را ضبط کند.




    استوای آسمانی|معدل النهار|Celestial equator

    خطی فرضی که آسمان را در مرکز دو قطب سماوی به دو قسمت تقسیم می*کند و هم راستای خط استوای زمین است.

    منبع : redirect.php?a=forums.pichak.net/2195.html
    ویرایش توسط elya29 : یکشنبه ۱۸ خرداد ۹۳ در ساعت ۰۱:۴۹

  2. کاربر روبرو از پست مفید elya29 سپاس کرده است .

    cnt30me (دوشنبه ۲۶ خرداد ۹۳)

  3. #2
    کاربر سایت

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۲۸ آبان ۹۳ [ ۱۳:۵۷]
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    479
    سطح
    1
    Points: 479, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    250 Experience Points3 months registered
    سپاس ها
    1
    سپاس شده 7 در 6 پست
    اصطلاحات ستاره شناسی - 2
    این مقاله شما را با
    اصطلاحات ستاره شناسی آشنا می*کند.


    قطب های آسمانی | Celestial pole

    نقاط فرضی بر روی کره آسمان، که در صورتی که محور چرخش کره زمین از هر دو سمت به اندازه بی نهایت گسترش پیدا کند، در آن نقاط به کره فرضی آسمانی برخورد خواهد کرد. کره آسمانی | کره سماوی | Celestial sphere
    کره*ای فرضی و هم مرکز با کره زمین، که کره زمین را احاطه کرده و ستاره*ها، کهکشان*ها و دیگر اجرام سماوی به نظر در آن قرار گرفته*اند. متغیر قیفاووسی | Cepheid variable

    یک ستاره متغیر با دوره کوتاه مدت. تناوب نوری آن منظم بوده و با قدر مطلق آن مرتبط است. هر چقدر دوره آن طولانی*تر باشد، درخشندگی آن بیشتر است. حد چاندراسخار | Chandrasekhar limit

    حداکثر جرم ممکن برای یک ستاره سرد پایدار، که در صورتی که جرم ستاره از آن بیشتر باشد، آن ستاره تبدیل به یک سیاه چاله می*شود. کازما | Chasma

    یک فرورفتگی عمیق و بلند با شیب تند کروموسفر | Chromosphere

    بخشی از اتمسفر خورشید که درست بالای سطح قابل مشاهده آن (فوتوسفر) قرار گرفته و حدود 2000 کیلومتر ضخامت دارد. ستارگان پیراقطبی | Circumpolar stars
    ستاره*هایی که در یک منطقه خاص هیچگاه غروب نمی*کنند. کولیماسیون | Collimation

    فرایند تنظیم اپتیک تلسکوپ کما | Coma

    گرد و غبار و گازی که در اطراف هسته یک ستاره دنباله دار فعال قرار دارد. ستاره دنباله دار | Comet

    یک جسم کوچک متشکل از یخ و گرد و غبار، که در یک مدار طولانی به دور خورشید می گردد. مقارنه | اقتران | Conjunction

    لحظه*ای که دو جسم آسمانی در نزدیک ترین فاصله خود به هم در آسمان قرار دارند. پایستگی تکانه زاویه*ای

    یک قانون علمی که بیان می*کند زمانی که هیچ نیروی خارجی*ای بر روی سیستم بسته یا جسم اثر نکند، تکانه زاویه ای آن تغییر نمی*کند. پایستگی انرژی | Conservation of energy

    قانونی علمی که بیان می*کند انرژی (یا معادل آن در جرم) به وجود نیامده و نابود نمی*شود، بلکه از حالتی به حالت دیگر تغییر می*کند. صورت فلکی | Constellation

    هشتاد و هشت الگوی رسمی برای ستاره ها، که در آسمان شب کره زمین دیده می*شوند. همرفت | کنوکسیون | Convection

    گردش سیال که به دلیل اختلاف دما انجام می*شود. به انتقال حرارت توسط این گردش اتوماتیک هم همرفت می*گویند. تاج خورشید | Corona

    خارجی*ترین جو خورشید که دمای بالایی دارد و تنها در طول یک خورشید گرفتگی کلی از زمین قابل مشاهده است. کرنوگراف | Coronagraph

    تلسکوپ*های ویژه ای که جلوی نور مستقیم خورشید را می*گیرند تا امکان مطالعه اتمسفر ضعیف خورشید و اشیایی که در نور شدید خورشید قابل رؤیت نیستند ممکن شود. سانسور کیهانی | Cosmic censor

    قضیه*ای فرضی که حکم میکند تکینگی (Singularity)ها باید حتماً در افق رویداد (Event Horizon) قرار داشته باشند، و هیچ تکینگی*ای قابل رؤیت نیست. پرتو کیهانی | Cosmic ray

    ذرات بسیار پر انرژی باردار که اغلب از خارج منظومه شمسی نشأت می*گیرند و ممکن است به جو زمین وارد شوند. ثابت کیهانی | Cosmological Constant

    ثابت کیهانی، میزان چگالی انرژی خلا در فضا است. این ثابت، به کهکشان تمایل گسترش و بزرگ شدن را می*دهد. کیهان شناسی | Cosmology

    مطالعه جهان به عنوان یک کل هسته | Core
    در یک ستاره ، منطقه مرکزی آن که تحت همجوشی هسته*ای قرار دارد.در یک کهکشان، درونی ترین قسمت آن که عرض چند سال نوری دارد. دهانه | Crater
    فرورفتگی کاسه*ای شکل که بر اثر برخورد یک شهاب ایجاد شده است (دهانه برخوردی).فرورفتگی اطراف خروجی آتشفشان (دهانه آتشفشانی) اوج | culmination

    ارتفاع یا زاویه ارتفاع جسم (ستاره، سیاره، صورت فلکی ...)، زمانی که از روی خط نصف النهار ناظر عبور می*کند. تطبیق (تطابق) با تاریکی | Dark adaptation

    فرایندی که در آن، حساسیت چشم انسان در شرایط کم و یا بدون نور افزایش می یابد. ماده تاریک | Dark matter

    ماده*ای نامرئی که اعتقاد بر این است که 99 درصد جرم جهان را تشکیل داده است. میل | Declination

    فاصله زاویه*ای یک جسم آسمانی از شمال یا جنوب استوای آسمانی. که مطابق عرض جغرافیایی بر روی زمین است. تراکم | چگالی | Density

    چگالی، برابر جرم بر واحد حجم جسم است. حرکت مستقیم | Direct motion

    حرکت یک جسم آسمانی از غرب به شرق ، در همان جهت حرکت زمین به دور خورشید قرص | Disk
    سطح قابل مشاهده خورشید ( یا هر جسم آسمانی ) در آسمان. اثر دوپلر | Doppler effect

    تغییر در فرکانس مشاهده شده صدا و یا تابش، که زمانی که ناظر و منبع نسبت به یکدیگر در حال حرکت هستند اتفاق میافتد. دورسوم | Dorsum

    یک خط الراس (بلندترین یال واسط بین دو یا چند کوه که محل تقسیم آب باران نیز هست) سیستم ستاره دوتایی|سیستم ستاره های دوگانه

    سیستمی متشکل از دو ستاره که به دور یکدیگر می گردند. دوگانگی | Duality

    مطابقت بین نظریه*های به ظاهر متفاوت، که منجر به نتایج فیزیکی مشابهی می*شود. غبار | Dust

    ذرات میکروسکوپی در فضا که نور ستاره*ها را جذب می*کنند. این ذرات، "دوده" به جا مانده از ستاره*های در حال مرگ هستند، و گاهی اوقات به دور هم جمع شده و ابرهای بزرگ تیره ایجاد می*کنند. ستاره کوتوله | Dwarf star

    یک ستاره، مانند خورشید، که در رشته اصلی قرار داشته و کلاس درخشندگی 5 دارد. برون مرکزی | Eccentricity

    اندازه*گیری میزان نزدیکی مدار یک سیاره به یک دایره کامل
    منبع:
    redirect.php?a=forums.pichak.net/2200.html
    ادامه دارد ...
    ویرایش توسط cnt30me : دوشنبه ۲۶ خرداد ۹۳ در ساعت ۱۶:۰۶

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •