کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: نمونه هايى ازفضائل وسيره فردى امام حسن مجتبى(ع )‏

  1. #1
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    جمعه ۱۴ آذر ۹۳ [ ۱۰:۳۸]
    نوشته ها
    329
    امتیاز
    2,195
    سطح
    1
    Points: 2,195, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registered
    سپاس ها
    24
    سپاس شده 47 در 43 پست

    نمونه هايى ازفضائل وسيره فردى امام حسن مجتبى(ع )‏

    مجموعه: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید | عضویت]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید | عضویت]
    نمونه هايى ازفضائل وسيره فردى امام حسن مجتبى(ع )‏
    ذكاوت امام حسن مجتبى (ع)
    حضرت مجتبى صلوات الله عليه در سن هفت سالگى در مجلس حضرت رسول (ص) حاضر مى ‏شد، آيات وحى را كه تازه نازل شده بود ياد مى ‏گرفت و در خانه براى مادرش فاطمه (س) مى‏ خواند، هر وقت اميرالمؤمنين (ع) داخل خانه مى ‏شد مى ‏ديد كه فاطمه زهرا آيات را مى ‏خواند. مى‏ فرمود: چه كسى اينها را به تو ياد داد حال آنكه امروز نازل شده است ؟ حضرت فاطمه زهرا (س) جواب مى ‏داد: فرزندت حسن، روزى اميرالمؤمنين (ع) در خانه مخفى شد كه ببيند حضرت مجتبى چطور آيات وحى را مى‏ خواند، حسن (ع) داخل شد، آيات وحى را ياد گرفته بود، ولى تا خواست بخواند مضطرب شد و نتوانست، مادرش از اضطراب وى تعجب كرد، حضرت مجتبى جواب داد:
    اى مادر بيانم كوتاه آمد، زبانم بند شد، ظاهراً يك مرد بزرگوارى مرا زير نظر دارد و به من گوش مى‏دهد. در اين هنگام اميرالمؤمنين (ع) از پس پرده خارج شد و فرزند عزيزش را بوسيد و مورد تفقد قرار داد: «قال يا اُمّاه قلّ بيانى و كَلّ لِسانى لعلّ سَيّداً يَرْعانى» 1 حضرت مجتبى صلوات الله عليه از اول آشنا به آيات وحى و داراى ذكاوت خاصى بود.
    حلم
    يك نفر از اهل شام وارد مدينه شد، حضرت مجتبى (ع) را ديد كه بر مركبى سوار است و چون تحت تأثير تلقينات شوم بنى اميه قرار گرفته بود، شروع به ناسزا گفتن كرد، او تند تند اسائه ادب مى‏ كرد، امام(ع) هم چيزى نمى‏ گفت. تا وقتى كه مرد شامى آرام شد.
    حضرت مجتبى كه درد او را مى ‏دانست بر او سلام كرد و خنديد و فرمود: يا شيخ گمان مى‏ كنم غريب هستى، شايد امر بر تو مشتبه شده است اگر بخواهى گذشت كنيم از تو گذشت مى كنيم، اگر از ما چيزى بخواهى بتو مى ‏دهيم، اگر راهنمائى بخواهى راهنمائيت مى‏ كنيم، اگر از ما مركبى بخواهى براى تو مركب مى‏ دهيم، اگر گرسنه باشى، سيرت مى‏ گردانيم اگر عريان باشى لباست مى‏ دهيم، اگر محتاج باشى بى ‏نيازت مى‏ كنيم، و اگر حاجتى داشته باشى آنرا بر مى‏ آوريم و تا در مدينه هستى اگر در خانه ما ميهمان باشى براى تو بهتر خواهد بود، چون منزل ما وسيع و امكانات ما بسيار و موقعيت ما گسترده است.
    مرد شامى از شنيدن اين سخنان به گريه افتاد، سپس گفت: گواهى مى ‏دهم كه تو خليفه خدا در روى زمين هستى، خدا داناتر است كه رسالت خود را در كجا قرار بدهد، تو و پدرت مبغوضترين خلق در نزد من بوديد ولى فعلاً محبوبترين خلق خدا در نزد من هستيد:
    «ثم قال أَشهدُ انّك خليفةُ اللّه فى ارَضه، اللّهُ اعلم حيث يجعل رسالته ،كنت أَنت و ابوك ابغضُ خلق اللّهِ الىّ و الان أَنت اَحبّ خلق اللّه الىّ».
    سپس آن مرد وسائل خويش به خانه آن حضرت آورد و تا در مدينه بود ميهمان آن حضرت بود و بر محبت اهل بيت (ع) معتقد شد.2
    نگارنده گويد: معاويه و پيروان او درباره اميرالمؤمنين صلوات الله عليه و اهل بيت او، چنان تهمتهائى بستند و چنان ناروائيها نسبت دادند كه عقل متحير است و توانست ناسزاگوئى به آن حضرت را رسميت بدهد، امام مجتبى (ع) احساس كرده كه اين آدم ذاتاً بدجنس نيست ولى تحت تأثير تبليغات سوء قرار گرفته است، لذا با حلم و بردبارى او را معالجه فرمود.
    ياد حق
    ‏امام صادق (ع) مى ‏فرمايد: پدرم از پدرش به من حديث كرد كه: حسن بن على بن ابيطالب (عليهما السلام) از همه اهل زمان خود عابدتر بود، به زهد و بى اعتنائيش به دنيا و فضيلتش كسى نمى‏رسيد، چون به حج مى ‏رفت، پياده مى‏ رفت و گاهى پا برهنه مى‏ رفت. چون مرگ را ياد مى‏ كرد مى‏ گريست، و چون قبر را ياد مى‏ آورد گريه مى‏ كرد، وقتى بعث و قيامت را ياد مى‏ نمود اشك مى‏ ريخت، وقتى كه گذشتن از صراط را ياد مى‏ آورد مى ‏گريست وقتى كه در مقابل خدا قرار گرفتن را ياد مى ‏آورد فرياد مى‏ كشيد و بيهوش مى ‏شد.
    چون به نماز مى‏ ايستاد مفصلهاى بدنش به حركت در مى ‏آمد و چون بهشت و جهنم را ياد مى‏ كرد مانند انسان مار زده مضطرب مى‏ گشت، هر وقت به وقت خواندن قرآن به «يا ايها الذين آمنوا»مى ‏رسيد، مى ‏گفت: لبيك اللهم لبيك.
    در هيچ حالى او را نديدند مگر آنكه خدا را ذكر مى‏كرد. در سخن گفتن راستگوترين مردم و در بيان مطلب فصيحترين آنان بود. روزى به معاويه گفتند: اى كاش حسن بن على ابيطالب را بگوئى به منبر برود و سخن بگويد، تا معلوم شود كه سخن گفتن نمى ‏تواند، معاويه از آن حضرت خواست تا منبر برود و سخن گويد، امام سلام اللّه عليه برخاست و به منبر تشريف برد، خدا را حمد كرد و ثنا گفت. آنگاه فرمود:
    «يا ايها الناس من عرفنى فقد عرفنى و من لم يعرفنى فانا الحسن بن على بن ابيطالب و ابن سيدة النساء فاطمة بنت رسول الله (ص)، انا ابن خير خلق الله، انا ابن رسول الله (ص) انا ابن صاحب الفضائل، انا ابن صاحب المعجزات، و الدلائل، انا ابن اميرالمؤمنين، انا المدفوع عن حقى، انا و اخى الحسين سيدا شباب اهل الجنة، انا ابن الركن و المقام، انا ابن مكة و منى انا ابن المشعر و العرفات...»3
    آن حضرت در مقابل خصم، همه كمالات و فضائل را به خودش اختصاص داد كه يعنى: كسى به مقام آل محمد (ص) نمى رسد.
    انفاق همه مال و نصف مال در راه خدا
    حضرت مجتبى صلوات الله عليه در احسان و انفاق در راه خدا قدمى برداشت كه منحصر به فرد و از فضائل اختصاصى اوست و آن اينكه: دوبار همه دارايى خويش و سه بار نصف مال خود را در راه خدا انفاق و احسان نمود اين مطلب مورد تصديق همه است، شيعه و اهل سنت آنرا در كتابهاى خود نقل كرده ‏اند، عبارت عربى روايت چنين است:
    «خرجَ الحسنُ (ع) من ماله مرّتين و قاسم لله ماله ثلاث مرّات حتّى انه كان يعطى نعلاً و يمسك نعلاً و يعطى خفاً و يمسك خفاً» يعنى: وقتى كه نصف مال خود را در راه خدا مى ‏داد چنان دقت مى ‏كرد تا جائى كه يك نعلين و چكمه را مى‏ داد و يك نعلين و چكمه را براى خود نگاه مى ‏داشت.رجوع شود به بحار ج 43 ص 339 و 357، مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ص 14 فصل مكارم اخلاق، تذكرة سبط ابن جوزى ص 112 حالات امام حسن (ع) صواعق المحرقه ابن حجر حالات امام حسن (ع)، فصول المهمه ابن صباغ ص .138 تاريخ الخلفاء سيوطى ص 73، نورالابصار شبلنجى ص 108، اين روايت از حضرت صادق صلوات الله عليه به نقل مناقب با اين لفظ نقل شده است:
    «قال الصادق (ع) ان الحسن بن على عليهما السلام حجّ خمسة و عشرين حجّة ما شياً و قاسم الله تعالى ماله مرّتين و فى خبر قاسم ربه ثلاث مرّات و حجّ عشرين حجّة على قدميه». عمل طاقت فرسا
    از جمله فضائل حضرت مجتبى صلوات الله عليه آنست كه: بيست و پنج بار پياده به زيارت كعبه رفت با آنكه مركبهاى خوب با او برده مى‏ شد ولى بعلت «افضل الاعمال أحمزُها» 4 مسافت چهار صد و پنجاه كيلومتر راه را زير اشعه سوزان آفتاب و روى سنگريزه‏هاى داغ، پياده مى‏ پيمود تا رضايت خدا را بيشتر فراهم آورد.
    و چون اين كار تصنّعى نمى‏ تواند باشد، ايمان قوى و خلوص كامل لازم دارد، معاويه كه مى خواست براى خودنمائيى كارهاى خوب انجام دهد، نتوانست اين كار را بكند و حسرت مى‏ كشيد و مى ‏گفت: بر چيزى غمگين نيستم مگر به آنكه نتوانستم پياده به حج روم ولى حسن بن على (عليهاالسلام) بيست و پنج بار پياده به مكه رفت. 5
    جريان بيست و پنج بار به مكه رفتن را شيعه و اهل سنت در كتابهاى خويش نقل كرده و فريقين آنرا مسلم دانسته ‏اند، اينك به بعضى از تعبيرها اشاره مى‏ شود:
    «قال الصادق (ع): ان الحسن بن على عليهما السلام حج خمسة و عشرين حجة ماشياً و قاسم الله ماله مرتين 6. در روايت عبدالله بن عبيد بن عمير آمده: «قال لقد حج الحسن بن على خمساً و عشرين حجة ما شياً و ان النجائب لتقاد معه» 7. ناگفته نماند در مناقب و انوار البهيه و تاريخ الخلفاء و صواعق ابن حجر و اخبارالدول قرمانى ص 106 چنانكه گفته شد بيست و پنج بار نقل شده، سبط ابن جوزى در تذكره ص 178 و سيد مؤمن شبلنجى در نور الابصار ص 108 و ابن طلحه در مطالب السؤول ص 67 بيست بار گفته ‏اند.
    خوف از محشر
    حضرت رضا از پدرانش صلوات الله عليهم نقل مى ‏كند: چون رحلت امام حسن (ع) نزديك شد، گريه كرد، گفتند: يا بن رسول الله آيا با آن منزلت كه نسبت به رسول الله (ص) دارى گريه مى‏ كنى؟! با آنكه آن حضرت در تقرب تو نسبت به او، چيزها گفته است؟!
    بيست بار پياده به حج رفته و سه بار هر چه داشته ‏اى در راه خدا انفاق نموده‏ اى حتى يك نعلين را؟! فرمود: فقط براى دو چيز گريه مى كنم: وحشت موقف قيامت و مفارقت دوستان «فقال انّما أبْكى لخصلتين: لهَول المَطْلَع و فراق الأَحبّة»8 --------------------------------
    پى ‏نوشتها:
    1- بحار ج 43 ص 338.
    2- مناقب آل ابى طالب ج 4 ص 19 فصل مكارم اخلاق امام حسن (ع).
    3- بحارالانوار ج 43 ص 331 از امالى صدوق.
    4- در نهايه گويد: «سئل رسول الله (ص) اىّ الاعمال افضل فقال: احمزها» اى اشدّها.
    5- بحار الانوار ج 43 ص 339، مناقب ج 4 ص 14 باب مكارم اخلاقه.
    6- مناقب ج 4 ص 14 فصل مكارم اخلاق آن حضرت .
    7- مستدرك حاكم ج 3 ص 169.
    8- بحار ج 43 ص 332.
    منبع : (خاندان وحى، سيد على اكبر قريشى، ص 319 - 324)


    aviny.com

    

  2. #2
    کاربر سایت

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۶ مرداد ۹۳ [ ۰۲:۵۳]
    محل سکونت
    نت
    سن
    21
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    369
    سطح
    1
    Points: 369, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 21 در 16 پست
    خیلی ممنون کاش یک صدمشم من بودم

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •