شکر آب

بین منوتو شده شکر آب تو که برام بودی مثه گلاب
یا مثه شاخ نبات و من بودم برات مثه حباب
یادته گلبرگ یاسها رو دیده می گفتم:
اینا یادآور گذرون عمره و شباب؟

بین منو تو حالا شده شکر آب تو رویامی میون خواب
منکه بیدار بودم واسه دیدنت مثه مهتاب
یهوئی چی شد سقف عاشقونمون شد آوار و خراب
واسه خاطر یه یار اهریمنی بود مگه نه؟ بگو از سر صدق یه جواب
چی شد نسیم صبح صادق ندمید
بجاش رگبار قهر دست کشید رو هر سحاب
بین منوتو شده شکر آب توکه بودی گلاب ومن واست شاخ نبات!!!
همیشه یه چیزی یا کسی هس بین دو تا رفیق بشه شکر آب..
واسه یه فریبکار بود ... مگه نه؟تا رویاهای ما بشه تموم با چه شتاب؟

جات انگاری زین پس تو درک اسفل السافلین باشد با حساب

دست کی بود شکست دلمو مثه حباب؟
دست تو بود واسه خاطر یه فریبکار نا حساب...

که گذاشتی بین مون بشینه آتش قهر و شیرینی که نداره " شکرآب "
تو برام بودی مثه گلاب منم برات مثه حباب
من مست خنده ها ت تا دور بشه یا اصلا" نباشه غصه ها ت مثه سراب
منکه گله ای نداشتم انگاری نبودی یه دوست مهربون و بی ریا مثه آب!!! ...
اگه بودی ...پس چی شد بین مون شد شکر آّب ؟

"سونات آبی ایرانی"