جمهوری آذربایجان



جمهوری آذربایجان بزرگترین کشور lمنطقه قفقاز می باشد و پایتخت آن شهر باکو است. این کشور در گذرگاه اروپا و آسیای جنوبغربی و در کنار دریای خزر واقع شده است.
کشورهای ارمنستان و ترکیه در سمت غرب، کشور ایران در سمت جنوب، روسیه در سمت شمال و کشور گرجستان در سمت شمالغربی جمهوری آذربایجان قرار دارند. مرز آبی این کشور با کشورهای ترکمنستان و قزاقستان بواسطه دریای خزر می باشد. در سال ۲۰۱۲ میلادی کشور آذربایجان در حدود۹/۱۲۵ میلیون نفر جمعیت داشت. تولید ناخالص داخلی این کشور در همین سال معادل ۷۲ میلیارد دلار (بر اساس ارزش اسمی) و بیش از ۹۷ میلیارد دلار (بر اساس قدرت خرید) بوده* است که تولید ناخاصل سرانه اهالی کشور را به ترتیب معادل ۷،۸۵۰ و ۱۰،۵۶۸ دلار می*کند.
جمهوری آذربایجان اولین کشوری است که با اکثریت مسلمان دارای هنرهای اپرا و تئاتر می باشد و این کشور میراث فرهنگی و تاریخی بسیار زیادی را دارا است. در سال ۱۹۱۸ میلادی جمهوری دمکراتیک آذربایجان تاسیس شد و دو سال بعد از آن به اتحاد جماهیر شوروی پیوست و در سال ۱۹۹۱ میلادی اعلام استقلال نمود. در جریان جنگ قره باغ ، ارمنستان بخش کوهستانی و مناطق پیرامون و درونی کرکی ، یوخاری اسکیپارا، برخودارلی و سفولو را اشغال کرد. جمهوری قره باغ با وجود اینکه هیچ کشوری آن را به رسمیت نشناخته است هنوز هویت خود را حفظ کرده است، با این حال از سوی سایر کشورها بخشی از کشور آذربایجان شمرده می شود.

بخش دیگر این کشور ، جمهوری خودمختار نخجوان است که از خاک اصلی جمهوری آذربایجان جدا مانده است. استان خود مختار قره باغ کوهستانی نیز از بخش های فدرال این کشور به حساب می آیند. در جریان جنگ قره باغ ، این ناحیه و هفت بخش پیرامون آن که در جنوبغربی آذربایجان قرار دارند به اشغال نیروهای ارمنستان درآمد. حکومت جمهوری آذربایجان از یک جمهوری پارلمانی و چند حزبی با یک مجلس قانون گذاری تشکیل شده است و از سال ۲۰۰۱ میلادی این جمهوری سکولار به عضویت شورای اروپا درآمده است.



دین و زبان
اکثریت جمعیت جمهوری آذربایجان را مسلمانان شیعه تشکیل می دهند و زبان رسمی آنها ترکی آذربایجانی می باشد. ترکی آذربایجانی از لحاظ تقسیمات زبانی از دسته ترکی جنوب غربی یا به عبارتی ترکی اوغوز است و در مجموع ترکی استانبولی، ترکمنی و ترکی آذربایجانی در این گروه قرار می گیرند. در کنار ترکی آذربایجانی، زبان های روسی، ارمنی، لزگی، کردی و تالشی و تاتی نیز در جمهوری آذربایجان صحبت می شود.



وجه تسمیه
در گذشته و تا سال ۱۹۱۸ میلادی مصادف با ۱۲۹۷ شمسی این کشور با نام آلبانیا خوانده می شد. در نوشته ای مربوط به سده دو میلادی به خط و زبان یونانی باستان که از روستای «بویوک دَکَن» در نوخاری قفقاز به دست آمده بود نام «آلبانیا» دیده شده است. پلیبیوس و استرابون نیز که از مورخان باستان و به نامی هستند نیز در نوشته های خود نام «آلبانیا» را آورده اند و در منابع پارتی این اسم به صورت «اردان» آورده شده است و همچنین اران و الران نیز نامهایی است که در منابع عهد اسلامی به چشم می خورد که به احتمال زیاد با نام پارتی اردان مرتبط می باشد. نام های اران و شروان نیز در بعضی مواقع به عنوان نام این کشور برده شده است. لشکر کشی تیمور و داستان ترکمان های آق قویونلو و قره قوینلو موجب شد کم کم نام اران از کتاب ها محو گردد.

در سال ۱۹۱۱ میلادی، این سرزمین در جنگ ایران و روسیه به خاک روسیه پیوست و حزب مساوات در اراضی کنونی جمهوری آذربایجان تاسیس شد. قیام مسلحانه ای که مساواتیان در مارس ۱۹۱۸ میلادی در باکو ترتیب دادند، به دیگر نواحی نیز کشیده شد و در نهایت در تاریخ ۲۷ مه سال ۱۹۱۸ میلادی دولتی با نام جمهوری آذربایجان در شهر تفلیس تشکیل گردید که اعلام استقلال نمود. دولت مساواتیان در پایان دهه ی دوم قرن بیستم یعنی پایان سال ۱۹۱۹ میلادیو اوایل سال ۱۹۲۰ میلادی بحران سیاسی و اقتصادی را تجربه کرد و در همان دوران در نواحی مغان و لنکران دولت شوروی تاسیس شد و در ۲۶ آوریل ۱۹۲۰ میلادی کمیته ی موقت انقلاب را نریمان نریمانف ایجاد کرد و دو روز بعد از آن دولت مساواتیان از بین رفت به این ترتیب در باکو قدرت به دست کمیته انقلاب افتاد و به دولت جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان تغییر نام داد.

به گفته ی تورج دریایی ، استالین برای مداخله در امور ایران نام این منطقه را از آران به آذربایجان تغییر داد تا خاری در چشم ایران باشد.





جغرافیا
جمهوری آذربایجان از شمال توسط کوه های قفقاز، از جنوب به وسیله رودخانه ارس و از شرق توسط دریای خزر محصور شده است. سه رشته* کوه قفقاز بزرگ در شمال، قفقاز کوچک در غرب و کوه*های تالش در جنوب، این کشور را احاطه کرده* اند. این کوهها ۴۰ درصد از مساحت جمهوری آذربایجان را در برگرفته* استو قله کوه بازاردوزو (Bazardüzü) با ارتفاع ۴۴۶۶ متر بلندترین نقطه آن می باشد. نواحی میانی شامل جلگه*های آران مرکزی، مغان و میل و سواحل دریای خزر کم ارتفاع و پست می باشد و ارتفاع در پست*ترین قسمت ۲۸ متر پایین*تر از سطح دریاهای آزاد است. جمهوری آذربایجان یک کشور محاط در خشکی می باشد و این کشور در پیرامون دریای خزر، که یک دریای بسته* است، واقع شده است و طول خط ساحلی آن ۸۰۰ کیلومتر می باشد. تنوع زیستی و گیاهی آذربایجان به دلیل تنوع آب و هوا بسیار زیاد است به گونه*ای که تنها بیش از ۴۵۰۰ گونه گیاه در کوهستانهای آذربایجان مشاهده می*شود.

از لحاظ آب و هوایی، جمهوری آذربایجان دارای چندین نوع آب و هوا می باشد و به طوریکه از ۱۱ گونه ناحیه آب و هوایی، ۹ گونه ناحیه در کشور آذربایجان وجود دارد. میانگین درجه هوا در مناطق جلگه*ای شمال و شرق کشور تا ۶ درجه سانتیگراد در زمستان و ۳۶ درجه سانتیگراد در تابستان می*رسد، در حالیکه در مناطق کوهستانی غربی زمستانها تا منهای ۹ درجه در زمستان و ۱۲ درجه سانتیگراد در تابستان می*رسد. پایین*ترین دمای مطلق در اردوباد به میزان منهای 23 درجه سانتیگراد و بالاترین دمای مطلق در جلفا به میزان ۴۶ درجه سانتیگراد ثبت شده* است. به طور کلی شمال و شرق کشور دارای آب و هوای نسبتاً خشک و کوهستانی است در حالیکه منطقه جنوب شرقی ، آب و هوای مرطوب و ملایم تری را دارا می باشد. مناطق غربی و شمالی و جنوبی شامل قره باغ و شمال شرقی جمهوری خودمختار نخجوان، دامنه کوههای قفقاز و ناحیه لنکران و آستارا و کوههای تالش بسیار مرطوب می باشند. بیشترین میزان بارش سالانه در لنکران و به میزان ۱۶۰۰ تا ۱۸۰۰ میلیمتر و کمترین میزان بارش سالانه به میزان ۲۰۰ تا ۳۵۰ میلیمتر در آبشوران روی می*دهد. مناطق مرکزی شامل جلگه*های وسیع مستعد کشاورزی است که توسط رود کورا و ارس آبرسانی می*گردند.


تقسیمات کشوری






جمهوری آذربایجان به ۵۹ بخش، ۱۱ شهر و ۱ جمهوری خودمختار تقسیم شده* است. جمهوری خودمختار نخجوان دارای ۷ بخش است و بدین ترتیب، این کشور جمعاً به ۶۶ بخش تقسیم شده* است.


علاوه بر این، جمهوری آذربایجان به ۱۰ ناحیه اقتصادی تقسیم گردیده است و هر ناحیه اقتصادی شامل چند بخش می*باشد.
نواحی اقتصادی جمهوری آذربایجان عبارتند از:


  • آبشوران
  • قوبا-خاچماز
  • داغلیق شیروان
  • شکی-زاکاتالا
  • گنجه-قازاخ
  • یوخاری قاراباغ
  • کلبجر-لاچین
  • کورا
  • کورای مرکزی
  • لنکران-آستارا



شهرهای مهم



ردیف نام شهر جمعیت ردیف نام شهر جمعیت
1 باکو 1،917،000 11 خان کندی 55،282
2 گنجه 323،760 12 لنکران 50،534
3 سومقاییت 282،280 13 رسول زاده 48،716
۴ مینگچویر (Mingəçevir) ۱۰۰٬۷۷۸ ۱۴ بیله جری (Biləcəri) ۴۵٬۶۷۸
۵ قاراچوخور(Qaraçuxur) ۷۸٬۷۳۰ ۱۵ مشتاغا(Maştağa) ۴۲٬۶۳۵
۶ شیروان (Şirvan) ۷۶٬۶۴۸ ۱۶ آغدام (Ağdam) ۴۲٬۵۸۷
۷ نخجوان (Naxçıvan) ۷۵٬۹۷۲ ۱۷ بردع (Bərdə) ۴۰٬۷۴۱
۸ باکیخانوف(Bakıxanov) ۷۱٬۸۳۶ ۱۸ خاچماز (Xaçmaz) ۴۰٬۳۹۱
۹ شکی (Şəki) ۶۵٬۶۱۶ ۱۹ جلیل*آباد (Cəlilabad) ۳۹٬۹۷۴
۱۰ یولاخ (Yevlax) ۵۷٬۴۴۹ ۲۰ هوسان(Hövsan) ۳۸٬۶۷۵
توضیح: جمعیت شهرها بر اساس آمار سال ۲۰۰۹ می باشد





تاریخ
دوره پیش از تاریخ





سابقه حضور بشر در جمهوری آذربایجان به هزاران سال قبل باز می*گردد و کاوشهای غار آزیخ در بخش فضولی وجود آثار بسیاری از زندگی بشر به قدمت ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار سال را نمایان می سازد. سنگ نگاره*های قبوستان نیز تاریخی ۱۲ هزارساله دارند.

در قرن نهم قبل از میلاد، آریاییها در این ناحیه*ای که هم اکنون جمهوری آذربایجان نامیده می*شود، سکنی گزیدند و سپس به دنبال آنان مادها و سپس هخامنشیان به رهبری کوروش بر منطقه حاکم گشتند. با حمله اسکندر، دوران حکمرانی حاکمان وابسته به او در این منطقه آغاز گردید اما در دوره*هایی حاکمان محلی با دادن خراج ، حکومتهای محلی خود را برپا می*داشتند.



دوره باستان






در فاصله قرن اول تا سوم میلادی ، رومیان بر این منطقه مسلط شدند و نام آن را آلبانیا نهادند ودر این دوران، پادشاهی مسیحی در آلبانیای قفقاز پدیدار گردید اما در سال ۲۵۲-۲۵۳ پس از میلاد، منطقه به دست شاپور اول ساسانی افتاد و کشمکش برای به دست گرفتن کنترل منطقه بین رومیها، پادشاهان ساسانی و حکام محلی ادامه داشت و قدرت بین آنها دست به دست می* گشت.



دوره اسلام






در زمان ظهور اسلام، سلسله مسیحی مهرانی*ها در آلبانیای قفقاز حاکم بودند و آنان همواره توسط ترکان خزر از سمت شمال و اعراب از سمت جنوب مورد تهدید واقع می*شدند. اعراب مسلمان پس از شکست دادن رومیان و ساسانیان به سوی آذربایجان لشکرکشی کردند و پس از درهم شکستن مقاومت مسیحیان به رهبری جوانشیر در سال ۶۶۷ میلادی بر این ناحیه حاکم شدند.



شروانشاهان






از اواخر قرن دوم شمسی ،شروانشاهان حکومت منطقه آذربایجان را در دست گرفتند و آنان با آمدن سلجوقیان نیز همچنان بر مسند قدرت باقی ماندند چرا که به آنان خراج می*دادند و این سلسله تا زمان انقراضش در سال ۹۱۷ خورشیدی (۹۴۵ قمری) به دست شاه طهماسب یکم صفوی، در قسمتهایی از آذربایجان به* ویژه ناحیه شمالشرقی این جمهوری به صورت حکمرانی حاکمان محلی اداره می*شد.



غزنویان و سلجوقیان






در اوایل قرن پنجم شمسی، غزنویان بر این منطقه مسلط شدند و آنان اولین حکومت ترک تبار در منطقه بودند و در تغییر ترکیب جمعیتی و زبانی آذربایجان نقش عمده*ای داشتند. بدنبال غزنویان، سلجوقیان که حکومتی ترک تبار بودند نیز بر منطقه حاکم شدند. این دوران، دوران شکوفایی ادبیات فارسی در منطقه نیز می*باشد و مشهورترین شاعران این دوران، نظامی گنجوی و خاقانی شروانی می*باشند.



حمله مغول و تیمور






در قرون سیزده و چهارده میلادی با هجوم مغولها و تاتارها (تیمور لنگ) سلسله*های محلی برچیده شدند و در قرن پانزدهم میلادی خان های محلی تحت سلطه آق قویونلوها و تا به سلطنت رسیدن شاه اسماعیل صفوی بر قسمت عمده ای از اران، شروان و قره باغ تسلط داشتند. آران و شروان (جمهوریآذربایجان) جزء اولین مناطقی بودند که شاه اسماعیل یکم صفوی تحت سلطه خود در آورد و بعد از جنگ تاریخی چالدران این منطقه به اشغال ترکان عثمانی درآمد تا دوباره هشتاد سال بعد ایرانیان و بواسطه شاه عباس موفق به باز پس گیری این منطقه گردیدند.



افشاریه و قاجاریه






در قرون بعدی نیز این منطقه تحت حاکمیت سلسله افشاریه و سپس این سرزمین تحت حاکمیت قاجاریه قرار داشت و در نهایت در سالهای ۱۱۹۳ و ۱۲۰۷ خورشیدی در پی پیمان گلستان و ترکمانچای میان ایران و روسیه، این منطقه از ایران جدا شد و به روسیه تزاری پیوست.


سلطه تزارها بر آذربایجان






پس از انعقاد پیمان گلستان و ترکمانچای میان کشورهای ایران و روسیه، تزارها کنترل منطقه قفقاز را در دست گرفتند اما همچنان نفوذ فرهنگی و معنوی ایران و عثمانی در این منطقه بیشر از نفوذ روسیه بود. در این دوره روسها سرمایه گذاری بسیار اندکی در این ناحیه کردند اما با استخراج نفت در این منطقه توجه به آذربایجان بیشتر شد و اقتصاد محلی نیز رونق گرفت. در این دوره جمعیت شهر باکو به طور چشمگیری افزایش یافت و مهاجران روس یک سوم جمعیت شهر را تشکیل می*دادند و ارامنه نیز در دوایر رسمی مشغول بکار بودند. اینگونه تضادهای اجتماعی باعث وقوع شورشهایی در سال ۱۹۰۵ میلادی گردید.

در دایرة‎المعارف بزرگ شوروی آمده* است که «در اواسط سدهٔ ۱۱م (۵ ه. ق) هجوم اقوام ترک ازجمله غُزان و دیگران که خاندان سلجوقی در رأس آنها قرار داشتند به سرزمین اران و شیروان آغاز گردید» و از این عبارت معلوم می‎گردد که این منطقه جزئی از ایران بوده است. چند خان‎نشین، ملک‎نشینو سلطان‎نشین کوچک در این منطقه پدید آمد که در نیمهٔ دوم سدهٔ ۱۲ق/نیمه دوم سدهٔ ۱۸م شمار آنها به ۱۵ عدد رسید. عمده‎ترین آنها عبارت بودند از: خان‎نشینهای باکو، گنجه، دربند، قُبه (قوبا = کوبا)، قره باغ، نخجوان، طالش، شَکی، شروان، ایروان، کوتکاشِن، قَبَله و شَمشادیل. سلطان‎نشینهای کوچک نیز بعضی مستقل و بعضی دیگر تابع خانها بودند و به عنوان نمونه سلطان‎نشینهای آرش، ایلی‎سو و کوتکاشن از خان ‎شکی و ملک‎نشینها از خان قره باغ تبعیت می‎کردند. در تاریخ ۱۴ و ۲۱ مه سال ۱۸۰۵ میلادی در اردوگاه ارتش روسیه واقع در ساحل کورک‎چای موافقتنامه‎ای به امضا رسید که طبق آن، خان های قره باغ و شکی تابعیّت دولت روسیه را پذیرفتند و پس از پایان جنگهای ایران و روس که بخشی از این سرزمین به اشغال روسیه درآمد و در پی انعقاد معاهدهٔ ترکمانچای، بعضی خان ها ازجمله خان های اردوباد و نخجوان، الحاق خود را به امپراتوری روسیه اعلام نمودند.


سقوط تزارها و استقلال آذربایجان





در آغاز قرن بیستم میلادی، رشد صنایع و تفکرات اصلاح طلبانه در آذربایجان شکل گرفت و در سال ۱۹۰۳ میلادی حزب چپگرای همت با هدف دفاع از زبان و فرهنگ آذربایجانی تشکیل گردید.
در سال ۱۹۱۲ میلادی با انشعاب در حزب همت، حزب مساوات پدید آمد و به دنبال سقوط تزارها نیز حزب بلشویک که متشکل از ارامنه و روسها بود سعی در تشکیل دولتی کمونیستی در این منطقه را داشتند که با مخالفت مردم مسلمان روبرو گردید و با تشکیل ارتش اسلام این حرکت ناکام ماند و سرانجام در روز ۱۸ می* سال ۱۹۱۸ میلادی، جمهوری آذربایجان با عنوان جمهوری دمکراتیک آذربایجان توسط محمد امین رسولزاده، رهبر حزب مساوات، استقلال خود را اعلام نمود. کشتار شوشی که به نسل کشی سی هزار ارمنی انجامید نیز از وقایع مهم همین دوره* می باشد.


این حکومت اولین حکومت جمهوری در میان کشورهای مسلمان بود و تلاش جمهوری دمکراتیکآذربایجان برای آغاز گفتگو با ایران، با هجوم بلشویکها ناکام ماند و این کشور نوبنیاد تنها دوسال پس از کسب استقلال تحت سلطه اتحاد جماهیر شوروی درآمد.



در اتحاد جماهیر شوروی





از سال ۱۹۲۰ میلادی و با پیروزی بلشویک*ها، جمهوری آذربایجان به مدت ۷۱ سال و تا سال ۱۹۹۲ میلادی، با نام جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی به عنوان یکی از جمهوری*های تشکیل دهندهٔ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود.


از سال ۱۹۲۲ تا سال ۱۹۳۶ میلادی، این کشور بخشی از جمهوری سوسیالیستی منطقه قفقاز شوروی به شمار می رفت و همانند کشورهای گرجستان و ارمنستان، در این برهه از زمان دچار گسترش شهرنشینی گردید و با پیشرفت*های گسترده اقتصادی، به یک منطقه صنعتی مبدل شد. شهرنشینی، آموزش و پرورش و پویایی اجتماعی در جمهوری آذربایجان موجب بروز تضادهای اجتماعی بین کلان شهر باکو، و مناطق سنتی عقب مانده و روستایی گردید. در این جمهوری آموزش به زبان آذربایجانی بود و مقامات مهم اجرایی نیز آذربایجانی بودند اما به ویژه در دوره حکومت استالین (۱۹۲۸-۱۹۵۳م) و رهبری باقروف بر حزب کمونیست آذربایجان، این جمهوری شدیداً تحت سلطه حکومت مسکو بود و پس از مرگ وی استقلال این جمهوری بیشتر شد و فرصت*های بیشتری برای رشد و شکوفایی نخبگان سیاسی و فکری این کشور فراهم گردید. این نخبگان در هنگام بروز نزاع با ارمنیان قره باغ، در فوریه سال ۱۹۸۸ میلادی، در بین رهبران جبههٔ خلقآذربایجان (اپوزیسیون) و هم مخالفان کمونیستشان حضور داشتند. در سالهای ۱۹۸۸ و ۱۹۹۰ میلادی، خشونت بر ضد ارمنیان به ترتیب در سومقائیت، و باکو بروز کرد و در نتیجه در سال ۱۹۹۰ میلادی حکومت مسکو را واداشت تا دست به عملیات نظامی علیه جمهوری آذربایجان بزند.




استقلال مجدد






در پی کودتای نافرجام علیه گورباچف، رهبر شوروی، در اوت سال ۱۹۹۱ میلادی، جمهوری آذربایجاناعلام استقلال نمود و ایاز مطلب اف، رهبر حزب کمونیست به عنوان نخستین رئیس*جمهور انتخاب شد. گروه اپوزیسیون جبههٔ خلق آذربایجان در مهٔ سال ۱۹۹۲ میلادی، مطلب اف را از قدرت برکنار کرد و نامزد آنها ابوالفضل ایلچی بیگ با شعار جدایی از کشورهای مستقل مشترک*المنافع و حفظ سیطره بر قره باغ کوهستانی در انتخاباتی که این جبهه برگزار کرد پیروز شد.



ریاست جمهوری*ها

1. محمدامین رسولزاده: او حزب مساوات را که از سال ۱۳۲۹ خورشیدی تشکیل گردید و از سال ۱۳۳۶ تا سال ۱۳۳۸ در آذربایجان قفقاز در قدرت بود، پایه گذاری کرد و از مبلغان اصلی پان*ترکیسم (به ترکی: تورکچولوک) به شمار می آمد.
2. ایاز مطلب*اف از سال ۱۹۹۱ تا سال ۱۹۹۲ میلادی
3. ابوالفضل ایلچی*بیگ از سال ۱۹۹۲ تا سال ۱۹۹۳ میلادی
4. حیدر علی*اف از سال ۱۹۹۳ تا سال ۱۹۹۸و از سال ۱۹۹۸ تا سال ۲۰۰۳ میلادی
5. الهام علی*اف از سال ۲۰۰۳تا سال ۲۰۰۸ و از سال ۲۰۰۸ تا سال ۲۰۱۳ میلادی




جهانگردی

جمهوری اذربایجان در سالهای اخیر تلاشهای زیادی برای رونق صنعت گردشگری خود داشته* است و همچنین سال ۲۰۱۱ میلادی در کشور آذربایجان نیز سال گردشگری اذربایجان نامیده شد. کشور آذربایجان در سال ۲۰۱۰ میلادی میزبان بیش از دو و نیم میلیون گردشگر بوده* است و در سالهای اخیر نیز سهم گردشگری آذربایجان، بیشتر کشورهای اوکراین، قزاقستان، ایران، گرجستان، اردن، بحرین، آلمان، استرالیا، بلغارستان و فنلاند بوده است.

میراث فرهنگی و معماری ملی و اسلامی از مهم*ترین عامل*های ثبات در جمهوری آذربایجان محسوب می*شود. این کشور به*عنوان دومین کشور شیعه در جهان، با میراث*های معماری، آداب و رسوم، تنوع* فرهنگی، انواع پوشاک، صنایع دستی، غذاهای سنتی و چشم*اندازهای جغرافیایی و طبیعی از نظر جهانگردی قابل* توجه بوده است و همه* ساله هزاران گردشگر خارجی را به سمت جمهوری آذربایجان جذب می نماید که از نظر اقتصادی نیز تأثیر به* سزایی در رشد اقتصادی این کشور دارد.



اقتصاد

جمهوری آذربایجان در مقایسه با جمهوری های تازه استقلال یافته مجاور خود و با توجه به بهره برداری از منابع نفتی خود که طبق آمار سال ۲۰۰۸ میلادی برابر ۷ میلیارد بشکه بوده* است که حدود یک درصد از ذخایر اثبات شده در جهان می باشد و همچنین در حال حاضر در منطقه ، یک صادرکننده محصولات گازی نیز محسوب می*شود و همچنین سرمایه گذاری هایی که پس از استقلال در این کشور صورت گرفت، توسعه بیشتری پیدا کرد و با وجود این موضوع، بعد از استقلال این کشور، تورم فزاینده ناشی از آثار جنگ قره*باغ همراه با سیاست*های آزادسازی قیمت*ها و خصوصی سازی اقتصاد موجب شد که مردم جمهوری آذربایجان تحت فشارهای شدید اقتصادی قرار گیرند و قدرت خرید آنها به* سرعت کاهش یابد ولی از سال۱۹۹۶ میلادی، افزایش درآمدهای حاصل از قراردادهای نفتی بین*المللی، روند رو به رشد سرمایه گذاری خارجی، اعتبارات صندوق بین*المللی پول و بانک جهانی و مساعدت کشورهای اروپایی موجب گردید تا اقتصاد نابسامان این کشور کمی رو به بهبود برود. در سال ۲۰۰۷ میلادی از تعداد کل شاغلان در بخش اقتصادی ۷۰ درصد در بخش خصوصی مشغول به کار بودند و تعداد بیکاران ۲۸۱ هزار نفر بوده* است.

جمهوری آذربایجان برای ثبات بخشیدن به اوضاع اقتصادی و با کمک صندوق بین*المللی پول، دو برنامهٔ اقتصادی را به اجرا درآورد و توانسته* است میزان تورم را کاهش دهد. میزان تورم در این کشور از ۴۱۱ درصد در سال ۱۹۹۵ میلادی به ۲۰ درصد در سال ۱۹۹۶ میلادی و ۷/۳ درصد در سال ۱۹۹۷ میلادی و صفر درصد در سال ۱۹۹۸ میلادی و منهای پنج درصد در نیمه نخست سال ۲۰۰۰ میلادی کاهش یافته* است.

در سال ۲۰۰۸ میلادی جمهوری آذربایجان بنا به گزارش بانک جهانی به عنوان برترین کشور از نظر اجرای برنامه*های اصلاحات اقتصادی از بین ۱۰ کشور انتخاب شده است و جزء ده کشوری که جزئیات اطلاعات اقتصادی خود را در اختیار بانک جهانی قرار دادند، بوده*است و در رتبه نخست قرار گرفت.


نظامی
تاریخ ارتش آذربایجان به زمان جمهوری دموکراتیک آذربایجان در سال ۱۹۱۸ میلادی که ارتش ملی تازه شکل گرفته بود، باز می*گردد. زمانیکه جمهوری آذربایجان استقلال خود را پس از فروپاشی شوروی سویالیستی بدست آورد، بر پایه قانون در سال ۱۹۹۱ میلادی ارتش جمهوری آذربایجان تاسیس گردید و از سال ۲۰۰۲ میلادی ارتش آذربایجان دارای ۹۵،۰۰۰ پرسنل نظامی فعال و همچنین دارای ۱۷،۰۰۰ نیروی شبه نظامی می باشد. نیروهای نظامی دارای سه شاخه نیروهای دریایی، هوایی و زمینی هستند و افزون بر این شاخه*های اصلی، نیروی نظامی آذربایجان دارای زیر شاخه*هایی نیز می باشد که در موقع لزوم می*توانند در دفاع از کشور کمک نمایند که این نیروها شامل گارد ساحلی، مرزبانان و نیروهای انتظامی داخلی هستند. گارد ملی آذربایجان یک نیروی بیشتر شبه نظامی است که یک نهاد نیمه مستقل ویژه از سرویس حفاظت دولتی می باشد که زیر نظر مستقیم رئیس جمهور اداره می*شود.

آذربایجان پیمان نیروهای مسلح متعارف در اروپا )سی اف ای( را نیز امضا کرده*است و این کشور همکاری نزدیکی با ناتو در پروژهای حفاظت از صلح دارد. آذربایجان ۱۵۱ نیروی حافظ صلح در عراق و ۱۸۴ نیرو در افغانستان دارد.

بودجه نظامی آذربایجان برای سال ۲۰۱۱ میلادی معادل ۴٫۴۶ میلیارد دلار بوده* است. آذربایجان دارای صنایع دفاعی تولید اسلحه سبک، سیستم*های کوچک توپخانه و برخی وسایل نقلیه نظامی است.ارتش آذربایجان همکاری*های تمرینی با گارد ملی اوکلاهاما نیز داشته* است.




سیاست

به* دنبال استقلال جمهوری آذربایجان، فعالیت*های سیاسی در این جمهوری به* شدت افزایش یافت و یکی از بزرگترین سازمانهای سیاسی اپوزیسیون جبههٔ خلق آذربایجان حول ملی گرایی و دفاع در مقابل حملات ارمنستان تشکیل گردید و همچنین این سازمان در مراحل بعدی فراکسیونهایی با اندیشه*های پان ترکیستی نیز تشکیل داد. در اولین دوره انتخابات ریاست*جمهوری، ابوالفضل ایلچی*بیگ با اندیشه*های قوم*گرایانه به این مقام دست یافت و بعد از انتخاب ایلچی*بیگ، وی به همراه وزیر کشور خود اسکندر حمیدف در چندین نوبت خواستار تشکیل ترکیه بزرگ که تمام نواحی شمالی ایران را در بر می گرفت، نیز شدند. پس از شکست*های پیاپی در جنگ با ارمنستان و شکست تقریباً تمامی سیاستهای وی و همچنین چندین قیام خونین در چندین شهر از جمله گنجه، حیدر علی*اف رئیس وقت پارلمان طی یک کودتای بدون خونریزی قدرت را در دست گرفت و ایلچی*بیگ به تبعید فرستاده شد.

در زمان ریاست* جمهوری وی و پسرش روابط با ایران به*تدریج گرمتر شد تا جاییکه روسای جمهور هر دو کشور در چندین نوبت به کشور یکدیگر سفر کرده*اند و جمهوری آذربایجان کنسولگری* خود را در شهر تبریز نیز افتتاح کرد و حتی علی*اف پسر، به شهر تبریز نیز سفر کرده است و با تجار آنجا دیدار نمود و موافقتنامه*های زیادی نیز در زمینه*های تجاری، ورزشی، فرهنگی و مرزی بین دو کشور بسته شده* است. متاسفانه در سالهای اخیر جریانات ضد ایرانی تحت حاکمیت الهام علی اف دوباره شدت گرفته* است.




مسایل مورد مناقشه






در پی گسسته شدن اتحاد جماهیر شوروی و آغاز درگیری*های قومی، تعداد کثیری از ساکنان ارمنی منطقه قره*باغ با مداخله ارتش جمهوری ارمنستان موفق به کنترل این ناحیه و شش ناحیه غیر ارمنی نشین شدند و جمهوری قره*باغ که کنترل بیست درصد از اراضی جمهوری آذربایجان را دارد تا کنون توسط هیچ کشوری به رسمیت شناخته نشده* است و از هر لحاظ تحت نفوذ و حاکمیت ارمنستان می*باشد. در اثر این جنگها در حدود یک میلیون از اهالی آذری، ارمنی و کرد جنگزده و بی خانمان گشته اند و تعداد کثیری هم هنوز در پناهگاه*های موقتی و نیمه موقتی بسر می*برند.



مردم

قوم آذربایجانی که اکثریت مردم این کشور را تشکیل می*دهند، مردمی عمدتاً شیعه* مذهب، ترک*زبان و با فرهنگ ایرانی می باشند و به نوشته دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، در این قوم، عنصر غالبِ ترک می باشد که پیامد مهاجرت اقوام* ترک، به*ویژه سلجوقیانِ اُغوز در سدهٔ ۱۱ م/۵ ق، به این سرزمین بوده است و با ساکنان کهن این سرزمین یعنی ایرانیان و دیگر مردمانی که از روزگار باستان در ماوراء قفقاز می*زیسته*اند، ترکیب شده* است. مطالعات ژنتیکی جدید نشان داده است که آنها هم از نظر میتوکندری دی*ان*ای، که نسب مادری را نشان می*دهد و هم از نظر کروموزوم ایگرگ، که نسب پدری را مشخص می نماید، به همسایگان جغرافیایی خود یعنی اقوام قفقازی، گویشوران به زبانهای قفقازی، شبیه*ترند تا به خویشان زبانی خود یعنی اقوام ترک* تبار در نقاط دیگر دنیا. خصوصیات ژنتیکی قفقازی*ها نیز در مجموع چیزی بین اروپایی*ها و ساکنان خاورمیانه* می باشد که در ریشه مادری شباهت بیشتری را به اروپایی*ها و درریشه پدری شباهت بیشتری را به خاورمیانه*ای*ها نشان می*دهد. این نتایج ایده جابجایی زبانی آذربایجانی*ها را تقویت می*کند و نشان می*دهد که گروه*های مهاجرآن قدر کوچک بوده*اند که سهم ژنتیکی آن*ها در جمعیت فعلی قابل مشاهده نیست.

براساس سرشماری سال ۱۹۹۹ میلادی، ۹۰٫۶ درصد از جمعیت جمهوری آذربایجان را آذربایجانی، ۲٫۲ درصد را لزگی ، ۱٫۸ درصد را روس و ۱٫۵ درصد را ارمنی تشکیل می*دهند، البته تقریباً تمامی ارمنی*ها در منطقهٔ خود مختار قره*باغ کوهستانی زندگی می*کنند. براساس سرشماری سال ۱۹۸۹ میلادی شوروی، حدود ۲۶۲٬۰۰۰ نفر غیر آذربایجانی از ۹ قومیت مختلف در این کشور زندگی می*کردند که از این میان، ۱۷۱٬۰۰۰ نفر لزگی و ۲۱٬۰۰۰ نفر تالشی بوده*اند، اما تالشی ها جمعیت خود را حدود ۲۰۰٬۰۰۰ تا ۳۰۰٬۰۰۰ نفر برآورد می*کنند.

از جمعیت ۸٬۲۳۸٬۶۷۲ نفری جمهوری آذربایجان، ۵۱ درصد شهرنشین و ۴۹ درصد در روستاها زندگی می*کنند و نرخ رشد جمعیت در این کشور ۰٫۷۶۲ درصد می باشد. ۹۳٫۴ درصد از مردم جمهوری آذربایجان، مسلمان و ۲٫۳ درصد ارمنی هستند البته درصد اعتقاد به ادیان در این کشور صوری است چراکه عدهٔ بسیار کمی از مردم عبادت می کنند و واقعاً به دین خود وابستگی دارند.

جمهوری آذربایجان به همراه ایران، عراق و بحرین چهار کشوری هستند که در آن شیعیان اکثریت جمعیت را تشکیل می*دهند و پس از استقلال از شوروی تعصب اسلامی در این کشور رشد داشته* است.

اما آمارهای رسمی این کشور در مورد اقلیت*های قومی مورد چالش پژوهشگران قرار گرفته* است و در محافل خصوصی نیز خود آذربایجانی*ها قبول دارند که تعداد لزگی*ها، تالش*ها و کردها بسیار بیشتر می باشد.هم اکنون دولت جمهوری آذربایجان سیاست سخت آسیمیله کردن اقلیتهای قومی را پیگیری می*کند و باعث گردیده* است که بسیاری از لزگی*ها، تالش*ها و کردها در این صد سال اخیر در قوم آذربایجانی ادغام شوند و این در حالیست که بر اساس قانون اساسی جمهوری آذربایجان تمام اقوام ساکن این کشور از حق آموزش به زبان مادری و حفظ فرهنگ بومی برخوردارند اما این اصل قانون اساسی کشور به درستی توسط دولت به اجرا در نیامده است و شورای اروپا نیز در گزارش سال ۲۰۰۹ میلادی خود تلاش دولت این کشور را برای حفظ تنوع فرهنگی و فرهنگ*های قومی کم دانسته* است.



لزگی*ها





لزگی*ها جزو اقوام بومی قفقازی هستند که به یکی از زبان*های خانواده قفقازی صحبت می*کنند و برای نمونه پروفسور سوانته کرنل می*گوید: این آمارها نشانگر نظرات رسمی دولت می باشد ولی در واقعیت شمار لزگی*ها روشن نیست. هرچند مقامات رسمی آن را صد و هشتاد هزار نفر ذکر می*کنند اما منابع دیگری، تعداد لزگی*ها را بسیار بیشتر دانسته و آن را در حدود هفتصد هزار نفر می*دانند و همچنین در آمار اتنولوگ، حدود لزگی*ها در جمهوری آذربایجان ۳۶۴٫۰۰۰ نفر ذکر شده* است.
برپایه آمار رسمی جمهوری آذربایجان، جمعیت لزگی*ها ۱۷۸،۰۲۱ هزار نفر اعلام شده است.

به قول پروفسور کرنول، نریمان رمضانُف یکی از رهبران سیاسی لزگی می*گوید که هر چند بسیاری از تالش*ها، تات*ها و کردها، زبانشان را به خاطر سیاست*های آسیمیلاسیون از دست داده اند ولی لزگی*ها به خاطر روابط با داغستان که سیاست آسیمیله شدن دولت جمهوری آذربایجان در آن وجود ندارد، توانسته*اند زبان و فرهنگ خود را بهتر حفظ نمایند.




کردها






کردها یکی از اقوام ایرانی هستند که تحت فشار سخت آسیمیله، شمار آنها در دوران شوروی و پس از آن کاهش یافته* است، به گونه*ای که اگر یک فرد کرد به جای این*که خود را یک آذربایجانی معرفی کند بر هویت قومی خویش پافشاری می*کرد، قادر به پیداکردن شغل نبود.
پروفسور کرنل در رابطه با جمعیت کردها می*گوید: «آمار کردها بسیار است، برخی آن را حدود ده درصد از جمعیت کشور برشمرده*اند و برخی از منابع کردبه تعداد ۲۰۰٬۰۰۰ نفر کرد در جمهوری آذربایجان اشاره می نمایند اما در آمار رسمی گفته شده است که تنها ۱۲٬۰۰۰ نفر کرد در این کشور زندگی می*کنندو دلیل این امر آن است که پس از سال ۱۹۳۰ میلادی به تدریج منابع دولتی قومیت اکثر کردها را به طور عمدی آذربایجانی عنوان کرده*اند.




تالش*ها






طبق دانشنامهٔ ایران، بیشترین تراکم جمعیت روستاییان در این کشور در نواحی واقع در جنوب شرقی آن است که اکثریت این جمعیت را هم تالش*ها که آنها نیز ایرانی*تبارند، تشکیل می*دهند و بسیاری از آداب رسوم کهن خود را نیز حفظ کرده*اند.

آمار سال ۱۹۲۶ میلادی شوروی، تعداد تالشها را ۷۷٫۰۳۹ نفر ذکر کرده* است و آمار سال ۱۹۵۹ میلادی تعداد تالش*ها را ذکر نکرده است و آنها را جزء آذربایجانی*ها شمرده* است و سپس در سال ۱۹۹۹ میلادی، آمار رسمی جمهوری آذربایجان، تعداد تالشها را ۷۶٫۸۰۰ نفر شمرده شده* است یعنی کمتر از سال ۱۹۲۶ میلادی. امروزه نیز مقامات جمهوری آذربایجان تعداد تالش*ها را همان ۷۶٫۸۰۰ نفر برمی*شمرند اما از دیدگاه بسیاری از پژوهشگران تعداد تالش*ها بسیار بیشتر از این می*باشد و این ارقام تنها ناشی از کم*شماری اقلیت*های قومی توسط دولت است. پروفسور وارتان گریگوریان این آمارسازی مقامات جمهوری آذربایجان را یک تحریف می*داند.

همچنین پروفسور کرنول می*گوید که حداقل ۲۰۰٫۰۰۰ تا ۴۰۰٫۰۰۰ تالشی در جمهوری آذربایجان وجود دارند وبر اساس آمار اتنولوگ در سال ۱۹۹۶ میلادی تعداد تالش*ها در این کشور حدود ۸۰۰ هزار نفر، لزگی*ها ۳۶۴ هزار نفر و کردها ۲۰ هزار نفر بوده*است. در باره آسیمیله کردن تالش ها توسط شوروی و سران جمهوری آذربایجان پروفسور وارتان گریگوریان، استاد دانشگاه و رئیس چند دانشگاه آمریکا،مقاله سنگینی نوشته است.

در کل دو علت برای کم شمردن تالش*ها ذکر شده*است:

1) فشار بر هویت تالش در دوران شوروی
2) حساسیت برانگیختن از اینکه کسی خود را غیر آذربایجانی معرفی نماید




تات*ها






زبان تات*های قفقاز، فارسی می باشد و آنکه در ایران تاتی نامیده می*شود، نیست.
دولت جمهوری آذربایجان در سال ۱۹۹۹ میلادی، جمعیت تات*های آذربایجان را تنها ۱۰٬۹۲۲ نفر اعلام کرده* است و این در حالی* است که تا قرن بیستم میلادی تعداد تات* زبان*ها بسیار بیشتر بوده* است. برای نمونه در آمار سال ۱۸۸۶ میلادی، شمار تات*ها ۱۲۰٫۰۰۰ نفر ذکر شده* است و اما پس از حکومت شوروی و در سال ۱۹۲۶ میلادی، تعداد تات*ها به ۲۸٫۵۰۰ تقلیل یافته است. بنابر نظر این منبع، تعداد تات*ها به خاطر سیاست آسیمیله کاهش یافته* است.

عباس قلیخان باکیخانوف (قرن نوزدهم) نیز زبان مملکت باکو به علاوه چند نقطه دیگر را نیز تاتی ذکر کرده* است و در صفحه ۱۸ کتاب مذکور آمده*است: هشت قریه در طبرسران که جلقان و روکال و مقاطیر و کماخ و زیدیان و حمیدی و مطاعی و بیلحدی باشند، در حوالی شهری که انوشیروان در محل متصل به دربند تعمیر کرده بود و آثار آن هنوز معلوم است، زبان تات دارند و همچنین در صفحه ۱۹ کتاب یاد شده نیز آمده* است: محالات واقع در میان بلوکین* شماخی و قدیال که حالا شهر قبه* است، مثل حوض و لاهج و قشونلو در شیروان و برمک و شش پاره و پایین بدوق در قبه و تمام مملکت باکو سوای شش قریهٔ تراکمه، همین* زبان تات را دارند... قسم قربی مملکت قبه سوای قریهٔ خنالق که ربانی علی*حده دارد و ناحیهٔ سموریه و کوره دو محال طبرسران که دره و احمدلو می*باشندبه اصطلاحات* منطقه، زبان مخصوص دارند و اهالی ترک زبان را مغول می*نامند.



فرهنگ
فرهنگ مردم جمهوری آذربایجان بنا بر موقعیت جغرافیایی و میراث تاریخی متأثر از فرهنگهای مختلف منطقه قفقاز و خاورمیانه از جمله فرهنگهای ایرانی، ترکی، روسی و اسلامی می باشد. در سال ۲۰۰۹ میلادی باکو از طرف سازمانهای یونسکو به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام معرفی گردید و امروزه فرهنگ غربی با شدت بسیار رایج می*باشد. به غیر از اکثریت آذربایجانی، اقوام متفاوتی همچون ارمنی*ها، کردها و تالشی*ها در جنوب و شرق و لزگی*ها و یهودی ها و تات*ها در شمال به رنگارنگی زبانها و فرهنگ رایج افزوده*اند. نرخ باسوادی در این کشور ۹۸٪ ذکر شده* است. برگزاری جشن نوروز و موسیقی از نشانه*های نزدیکی و تأثیر ماندگار و تاریخی به فرهنگ ایرانی می باشند. از لحاظ ادبیات نیز شاعرانی مانند خاقانی شروانی و نظامی گنجوی از خاک جمهوری آذربایجان فعلی بر خواسته*اند و تأثیرهای اساسی نیز در ادبیات فارسی داشته*اند.




سینما





جمهوری آذربایجان اولین کشور مسلمانی است که در آن فیلم ساخته شده است و بنابراین سینما در این کشور از نظر تاریخی نیز حائز اهمیت است. سه سال پس از اینکه اولین فیلم در فرانسه نمایش داده شد، در جمهوری آذربایجان فیلمی ساخته شد.



موسیقی






موسیقی های مختلفی در جمهوری آذربایجان به گوش می خورد و این کشور از لحاظ موسیقی بسیار غنی می باشد و از موسیقی های رایج در این کشور می توان به سبک های زیر اشاره نمود:




  • موسیقی جاز
  • موسیقی خلق
  • موسیقی کلاسیک
  • موسیقی معاصر
  • موسیقی مقام
  • موسیقی میخانه*ای
  • موسیقی آشیقعاشیق
  • موسیقی سینمای آذربایجان
  • موسیقی تالشی




مسابقه آواز یورویژن در سال 2012 میلادی که پنجاه و هفتمین دوره سالانه مسابقه یوروویژن بود و با توجه به برنده شدن آذربایجان در سال 2011 میلادی و با ترانه "Running Scared" یا "دوران ترسیده" با اجرای دو هنرمند آذربایجانی اِلدار و نگار، این سری مسابقات در جمهوری آذربایجان و در شهر باکو و در تالار نوساز " کریستال " این شهر برگزار گردید و با توجه به تصمیم ،EBU پایان این مسابقه در 26 ماه مه 2012 میلادی برابر با شنبه 6 خرداد سال 1391 هجری شمسی برگزار گردید. ۴۲ کشور در این سری از مسابقات شرکت کردند و ترانه "سرخوشی" از لورین که نماینده سوئد بود برنده مسابقات شد و روسیه با گروه "مادر بزرگها" مقام دوم و صربستان هم مقام سوم را از آن خود کرد و آذربایجان هم چهارم شد.


منبع : cisroad.com/countries/Azerbaijan/Total-info/lang/Fa