دنیا مال من است
به بهار و مرغ سحر از تو گفتم
دنیا مال من است وقتی تو هستی کنارم
با خورشید بتو سلام گفتم
بوقت رفتن تو هر غم را به جان خریدم
تورا چون دفینه ای پر بها در خزانه دلم نهادم
آری ... دنیا مال من است وقتی تو باشی همدم و همراهم
آیا باز برایت بگویم ؟
بوقت رفتنت چو حبابی شکسته ام ؟
با آن همه جفا و نا مردمی که از تو دیدم !!!
در خلوت خویش به یاد تو منتظر نشستم
آیا دفتر شعر مرا میخوانی ؟
از تو بر هر صفحه سپیدش عاشقانه نوشتم
آیا باز میخواهی برایت غزلی بخوانم ؟
آیا باز میخواهی برایت ساز و نغمه ای خوش بسرایم ؟
دنیا مال من است وقتی تو هستی کنارم
با اینکه امروز با رفتنت مرا کرده ای فراموشم ...
به بهار و مرغ صبح و هر گل و طبیعت و هر زیبائی که دیدم
از تو گفتم .. دنیا مال من است وقتی تو بنشینی به کنارم ....
وقتی مهربانی و عشق و دارایی از آن همه مردم باشد مدام
آری اینگونه دنیا مال من است ... و این رویائیست زیبا برایم
"سونات آبی ایرانی"