طلعیه مهر ماه....
مهمون سه ماهه ما... تابستون , رفت و شد تموم
بوی پائیز میرسد به مشام بوی مهر میرسد به مشام
بوی مهربانی ودوستی باهم بوی مدرسه و کلاس و معلم
بوی تازگی دیار که دیگه تا ظهر نخوابیم
یا هی تو کوچه ها پی توپ بازی و شیطنت ها مون پرسه نزنیم
بوی حرفای تابستون رو نیمکتای کهنه اما رنگ شده میرسد به مشام
بوی ماه مهمونی خدا میرسد به مشام
بوی روزه, نذری, سحری و افطار میرسد به مشام
بوی دفاع مقدس از وطن میرسد به مشام
بوی و عطر خوش یاران شقایق وار میرسد به مشام
بوی و رایحه معطر جان به کف دادگانمان میرسد به مشام
برای امنیت در سرتاسر دیارما میرسد به مشام
بوی طلیعه ماه مهر پر شده زین خوبی ها وز ذوق و شادی
معرفت و تبرک میرسد به مشام
بوی مهر و کلاس و درس و باز با هم باشیم میرسد به مشام
بوی لذت یاد گرفتن ها میرسد به مشام
بوی پائیز با برگهای رنگینش در کوچه باغها و خانه ها پیچیده میرسد به مشام
بوی تیم من و تیم تو گفتن ها, اما بدانیم
چیزهای بس مهمتر هم هست که بگوئیم میرسد به مشام
بوی سایه ای روی تخته سیاه , همان دست مهربان معلم میرسد به مشام
بوی زنگ تفریح گوئی مثل تلنگری یا شاهدی برای قصه های بی عبرتی ما میرسد به مشام
بوی پائیز مهمان سه ماهه ما ن که میزبانش هستیم میرسد به مشام
با دنیای رنگهای عاشقانه در طلوع روز و غروب و شام
میرسد به مشام چشمهامان را بروی او نمی بندیم
یا بر روی مدرسه, مهر ماه , پائیزو دفاع مقدس و امنیت و آزادی مان هرگز نبسته می گشائیم
بر روی آری تمام این زیبائی ها و سادگی ها و خونین یاران همیشه در یادهامان
می گشائیم و از ته دل می خندیم , بیکدیگر صمیمانه سلام می گوئیم
وز بوی و عطر هر کدامشان سرمست و آزاده و با بینش ژرف هستیم
و چقدر امروز شاد و مسروریم ... بوی پائیز,مهر, درس, عشق,
معرفت, دفاع متبرک مهربانی صمیمت ها میرسد به مشام ...
"سونات آبی ایرانی"