واژه نوروز
است که برگرفته از زبان اوستایی بوده. مورخان، معادل اوستایی آن را navaka raocah حدس می*زنند.[۸]


امروزه در فارسی این واژه در دو معنی به*کار می*رود:[۹]

۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری (برابری شب و روز) و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»

ایرانیان باستان از نوروز به عنوان «ناوا سرِدا» به معنی سال نو یاد می*کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه در دوره*های سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی، به معنای سال نو می*نامیدند.[۱۰]

در متن*های گوناگون لاتین، بخش نخست واژه نوروز با املایNo، Now، Nov وNew Naw و بخش دوم آن با املایRuz، Rooz وRouz نوشته شده*است. در برخی از موارد، این دو بخش پشت سر هم و در برخی نیز با فاصله نوشته می*شوند.

به باور احسان یارشاطر، بنیان*گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکلNowruz توصیه می*شود (که البته وی تلفظ فارسی ایران را مبنا قرار داده است). این شکل از املای واژه نوروز، هم*اکنون در نوشته*های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار می*رود.[۱۱]

نوروز در فارسی میانه /no:g ro:z/ بوده است. در فارسی ایران این واژه به صورت[nou̯ɾu:z] (در گفتار عامیانه، [no:ɾu:z])، در فارسی افغانستان به صورت[næu̯ɾo:z] و در فارسی تاجیکی به صورت[næu̯ɾʉz] یا[næu̯ɾɵz] تلفظ می*شود (تلفظ*ها به آی*پی*ای هستند).
پیشینه

منشأ و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست. برخی از روایت*های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می*دهد. بر طبق این روایت*ها، رواج نوروز در ایران به سال ۵۳۸ (قبل از میلاد) یعنی زمان حمله کوروش بزرگ به بابل باز می*گردد. همچنین در برخی از روایت*ها، از زرتشت به*عنوان بنیان*گذار نوروز نام برده شده*است.[۱۲]
در زمان سلسله هخامنشیان

کوروش بزرگ، نوروز را در سال ۵۳۸ (قبل از میلاد)، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامه*هایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکان*های همگانی و خانه*های شخصی و بخشش محکومان اجرا می*نمود.[۱۳] این آیین*ها در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار می*شد. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار می*شد. البته در سنگ*نوشته*های به*جا مانده از دوران هخامنشیان، به*طور مستقیم اشاره*ای به برگزاری نوروز نشده*است.[۱۴] اما بررسی*ها بر روی این سنگ*نوشته*ها نشان می*دهد که هخامنشیان با جشن*های نوروز آشنا بودند[۱۵] و جشن نوروز را با شکوه برپا می*کردند.[۱۶][۱۷] شواهد نشان می*دهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز سال ۴۱۶ (قبل از میلاد)، سکه*ای از جنس طلا ضرب نمود که در یک سوی آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده*است.[۱۸]

در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازهٔ زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار می*شد.[۱۷]

برخی از پژوهشگران (هرتسفلد، کرفتر، اردمن، گیرشمن و پرادا) مدعی هستند که تخت جمشید برای انجام مراسم نوروز ساخته شده است؛ در حالی دیگر پژوهشگران (نیلاندر، کامایر، موسوی) هرگونه مدرکی برای جشن گرفتن نوروز در دوره هخامنشی را انکار می*کنند.[۱۹]
در زمان اشکانیان و ساسانیان

در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته می*شد. در این دوران، جشن*های متعددی در طول یک سال برگزار می*شد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بود. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان، چند روز (دست کم شش روز) طول می*کشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم می*شد. نوروز کوچک یا نوروز عامه به مدت پنج روز، از یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته می*شد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا می*شد.[۲۰] در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقه*ای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشه*وران و اشراف) به دیدار شاه می*آمدند و شاه به سخنان آنها گوش می*داد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر می*کرد. در روز ششم، شاه حق طبقات گوناگون مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی می*آمدند.[۲۱]