منبع : کتاب نگاهی بر زندگی چهارده معصوم - عباس قمی ام كاظم عليه السّلام)


بن شهر آشوب از حكيمه، دختر امام كاظم عليه السّلام روايت كرده:هنگامى كه وضع حمل خيزران، مادر امام جواد عليه السّلام فرا رسيد، امام رضا

عليه السّلام به من فرمود: «اى حكيمه! هنگام وضع حمل خيزران در نزد او حاضر باش، و من و قابله (ماما) را در يك اطاقى جاى داد، و چراغى را در آن اطاق نهاد، و در آن اطاق را به روى ما بست، وقتى كه خيزران درد زايمان گرفت، چراغ خاموش شد، و در كنار او طشتى قرار داشت، من از خاموش شدن چراغ، غمگين شدم، در همين هنگام حضرت جواد عليه السّلام را در ميان طشت ديدم، و پردۀ نازكى مانند لباس، بدن او را فرا گرفته بود، نور درخشنده*اى داشت، به طورى كه بر اطاق تابيد و آنجا را روشن كرد، من آن نوزاد را گرفتم و بر دامن خود نهادم، و آن پردۀ نازك را از بدنش جدا نمودم، در اين هنگام حضرت رضا عليه السّلام آمد و در اطاق را گشود، در آن وقت كه ما از كار نوزاد فارغ شده بوديم، نوزاد را گرفت و در ميان گهواره نهاد، و به من فرمود: «اى حكيمه! مراقب گهواره باش» .

حكيمه مى*گويد: وقتى كه روز سوّم ولادت، فرا رسيد، حضرت جواد عليه السّلام چشم خود را به سوى آسمان نمود و به جانب راست و چپ نگريست و آنگاه گفت:

اشهد ان لا اله الاّ اللّه و اشهد انّ محمّدا رسول اللّه

: «گواهى مى*دهم كه معبودى جز خداى يكتا نيست، و گواهى مى*دهم كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله رسول خدا مى*باشد» .

حكيمه مى*گويد: دهشت زده برخاستم، و خود را به امام رضا عليه السّلام رساندم و عرض كردم: «چيز عجيبى از اين نوزاد شنيدم» .

فرمود: «چه شنيدى؟» .

ماجراى شهادتين نوزاد را بازگو كردم، امام رضا عليه السّلام فرمود:

يا حكيمة ما ترون من عجائبه اكثر

: «اى حكيمه! آنچه از شگفتيهائى كه از اين نوزاد در آينده خواهى ديد، بسيار خواهد بود» .

در كتاب «الدّر النّظيم» به سند خود از حكيمه دختر امام كاظم عليه السّلام نقل كرده كه گفت: هنگامى كه خيزران،

نوشتم كه: «خادمۀ تو حامله شده است» ، آن حضرت در پاسخ نوشت: «او فلان روز از فلان ماه، حامله شده است، وقتى كه زايمان كرد، هفت روز ملازم او باش» .

حكيمه مى*گويد: وقتى كه حضرت جواد عليه السّلام از او متولّد شد، گفت:

اشهد ان لا اله الاّ اللّه

: «گواهى مى*دهم كه معبودى جز خداى يكتا نيست» .

و هنگامى كه سوّمين روز ولادتش فرا رسيد، عطسه كرد، و گفت:

الحمد للّه، و صلّى اللّه على سيّدنا محمّد و على الائمّة الرّاشدين

: «حمد و سپاس مخصوص خداوند است، و رحمت خدا بر آقاى ما محمّد صلّى اللّه عليه و آله و بر امامانى كه راهنماى مردم هستند» .

مؤلّف گويد: امام رضا عليه السّلام يك سال بعد از ولادت حضرت جواد عليه السّلام به سوى مكّه براى انجام حجّ روانه شد، و حضرت جواد عليه السّلام را نيز همراه خود برد و ماجراى طواف خانۀ كعبه توسّط «موفّق» ، و نشستن حضرت جواد عليه السّلام در حجر اسماعيل اتّفاق افتاد كه قبلا در شرح حال امام رضا عليه السّلام خاطر نشان شد [مترجم گويد: ظاهرا حضرت جواد عليه السّلام در اين هنگام حدود پنج سال داشته است].
در کتاب مجموعه مقالات فارسی کنگره بین المللی ثقه الاسلام کلینی جلد سوم صحفه 150 آمده است: حكيمه، دختر امام موسى كاظم عليه السلام و خواهر امام رضا عليه السلام است. شيخ مفيد، نام او را در زمرۀ فرزندان امام موسى بن جعفر عليهما السلام، ذكر كرده است. 1اين بانوى گرامى، در خانوادۀ عصمت و طهارت پرورش يافته و از راويان حديثِ برادر گرامى*اش امام رضا عليه السلام بوده است و هنگام ولادت امام جواد عليه السلام (برادر زاده*اش) ، حضور داشته است.

كتب رجالى، او را از راويان امام رضا عليه السلام برشمرده*اند.  ٢ مامقانى، ضمن معرّفى او در ميان زنان راوى، گفتار وى دربارۀ ولادت امام جواد را ذكر كرده است. 3حكيمه، از امام رضا عليه السلام و امام جواد عليه السلام روايت كرده و از او، محمّد بن جَحْرَش، روايت كرده است.

احاديث: كلينى، به اسناد خويش از محمّد بن جَحْرَش، از حكيمه دختر موسى عليه السلام روايت مى*كند كه گفت:

رَأيْتُ الرِّضا عليه السلام واقِفاً عَلى بابِ بَيْتِ الْحَطَبِ وَهُوَ يُناجى وَلَسْتُ أرى أحَداً، فَقُلْتُ:

يا سَيِّدى لِمَنْ تُناجى؟ فَقالَ: هذا عامِرٌ الزَّهرائِى أتانى يَسْألُنى وَيَشْكو إلَىَّ، فَقلْتُ: يا سَيِّدى اُحِبُّ أنْ أسْمَعُ كلامه. فقال لى: انّك اِن سمعت به جُمعت سنةً.

فقلت: يا سيّدى اُحبُ أن أسمع كلامه، فَقالَ لى: اِسْمَعى، فَاسْتَمِعْتُ فَسَمِعْتُ شِبْهَ الصَّفيرِ وَرَكِبَتْنى الْحُمّى فَحُمِمْتُ سَنَةً؛  ۴ امام رضا عليه السلام را ديدم، در حالى كه بر در انبار هيزم، ايستاده بود و با كسى نجوا مى*كرد و من كسى را نمى*ديدم. گفتم: اى آقاى من! با چه كسى نجوا مى*كنى؟ فرمود: «اين، عامر زهرايى است كه نزد من آمده و از من سؤال و به من شكايت مى*كند» . گفتم: مى*خواهم بشنوم. . . . فرمود: «گوش كن» . گوش دادم. صدايى

شبيه سوت شنيدم. تب بر من مستولى شد و يك*سال، در حال تب بودم.

كلينى، اين حديث را ذيل عنوان: «جن*ها نزد ائمّه مى*آيند و مسائل دينى خود را مى*پرسند و دربارۀ كارهاى خود به ايشان روى مى*آورند» ، ذكر كرده است. چنين به نظر مى*رسد كه آن صدا و فردى كه با امام نجوا مى*كرد، جن بوده است.

 ١ ) . الإرشاد، ص  ٣٠٢ .
 ٢ ) . رجال البرقى، ص  ۶٢ ؛ جامع الرواة، ج  ٢ ، ص  ۴۵٧ ؛ معجم رجال الحديث، ج  ٢٣ ، ص  ١٨٧ .
 ٣ ) . تنقيح المقال، ج  ٣ ، ص  ٧۶ .
4) . الكافى، ج 1، ص 395، ح 5.
در کتاب آسمان و جهان ترجمه السماء و العالم بحار الأنوار جلد هفت نوشته محمدباقر بن محمدتقی مجلسی صحفه 35 آمده است : بسندى از حكيمه بنت موسى كه ديدم امام رضا عليه السّلام بر در انبار هيزم ايستاده و راز ميگويد و من كسى را نميديدم، گفتم: اى آقايم با كه رازگوئى؟ فرمود: اين عامر زهرائى است آمده و بمن شكايت دارد، گفتم: اى آقايم ميخواهم سخن او را بشنوم، فرمود: اگر سخنش را بشنوى يك سال تب ميكنى، گفتم: اى آقايم ميخواهم بشنوم، فرمود: بشنو، گوش دادم مانند سوت بود و يك سال تب كردم.
پیشینه تاریخی روستای بی بی حکیمه (ع) و خادمین قدیم :

روستای بی بی حکیمه (ع) از شمال به آستانه مقدسه، از جنوب به کوه ازار و روستای گربه ای (والفجر) از مغرب به کوه دهک و سیامکان، از مشرق به تاسیسات بهره برداری شرکت نفت محدود است.

این روستا در فاصله 700 متری شرق آستانه بی بی حکیمه واقع شده است. منطقه بی بی حکیمه قبلا به ماهور میلاتی معروف و شهر باسستانی مجاور آستانه به میشان شهرت داشت.

برخی بر این تصور و اذهان اند، که قدمت شهر میشان (علیا) و روستای فعلی بی بی حکیمه با آغاز ورود اجداد و نیاکانشان آمیخته و با افساه های خود ساخته و روایات عوام و اساطیر، شخصیت واقعی تسمیه و پیشینه شهر قدیم بی بی حکیمه (ع) را در پشت خاکریزهای ایران باستان پنهان کرده اند.

غافل از اینکه بدانند شهر میشان (بی بی حکیمه فعلی) با قامت رسا برابر با هزاره سوم پیش از میلاد و آستانه مبارکه حضرت بی بی حکیمه بنت موسی بن جعفر (ع) قرون سوم و چهارم هجری قمری یعنی حدود بیش از یکهزار و دویست سال پیش را نشان می دهد.

بی دلیل نبوده که بیشتر عبور و مرور کاروان علویان از راه ارجان به میشان قدیم (بی بی حکیمه) یعنی پس از ورود به ارجان راه امن کوهستانی را از مهرویان به سی نیز و از دیلم و جبال شهر متروکه باستین به میشان انتخاب و طی می کردند و پس از اتراق و بار اندازیی موقت در میشان، از طریقراه ماهور میلاتی به نوبندگان (ممسنی) و از طریق آنجا راهی سرزمین فارس و کرمان می شدند.

سبنظر میرسد کاروان احمد بن موسی (ع) همین راه را طی کرده، وقتی در تنگ میشان اتراق نمودند، خواهر مکرمه اش بی بی حکیمه (ع) به سبب خستگی راه و بیماری فوت نموده و عاقبت در همین تنگه میشان توسط برادرش احمد بن موسی(ع) کفن و دفن شده ، سپس کاروان به راه خویش ادامه داده و با عبور از ماهور میلاتی به نوبندگان (ممسنی) و از آنجا راهی « خان زنیان » شیراز شده اند. که در آنجا جنگ نابرابر عوامل حکام عباسی با علویان به وقوع پیوست.

اگرچه این شواهد و قرائن چندان متقن و معتبر نبوده، اما حکایت از سمت و سوئی منطقی دارد، به سبب محورهای امن در این مناطق و از طرفی وجود آسیاب ها و آب انبارهای قبل از دوره صفویه، کهمیشان (بی بی حکیمه) در قدیم از رونق تجاری ویژه ای برخوردار بوده است. و طبعا محا توقف و اتراق موقت مردمی از حوزه جنوب به شرق (ممسنی و فارس) بوده است.
انتزاع اداره اوقاف و امور خیریه کهگیلویه و بویراحمد از خوزستان

تاسیس اداره اوقاف استان کوه گیلویه و بویراحمد و اولین جلسه هیئت امنا امامزاده بی بی حکیمه (ع) در این راستا به صورتجلسه مورخ 9/8/47 (ه ش) اکتفا می کنیم :

صورت جلسه

در اجرای دستور شماره 7841-1/8/47 اداره کل منطقه ای، فارس و بنادر خلیج فارس و کوه گیلویه و بویراحمد روز پنجشنبه مورخه 9/8/47 (1347 ه ش )به اتفاق جناب آقای روشندل بخشدار گچساران و آقایان غلام عباس اندامپور رئیس اداره خدمات اجتماعی شرکت ملی نفت گچساران و حاج صفر نجیمی معتمد محل و عبدالرحمن غلامی زارعی کاسب و اعضا هیئت امنا به محل بی بی حکیمه علیه السلام رفته و با حضور آقایان علی خادمی و غلام شاه خادمی سایر اعضا هیئت امنا اولین جلسه هیئت امنا بقعه متبرکه بی بی حکیمه در محل تشکیل و احکام هیئت امنا به آنها تسلیم و بر طبق ماده 4 آئین نامه جدید اوقاف و بند 2 دستور شماره 12753-29/3/41 اداره کل اوقاف پس از تبادل نظر هیئت امنا آقای غلامعباس اندام پور بسمت رئیس هیئت و آقای حاج صفر نجیمی حسابدار انتخاب گردیدند.

در پایان این جلسه تشریفات غبار روبی امامزاده که در تاریخ 14/2/1347 (ه ش) قفل و لاک مهر شده بود ساعت 5/3 بعدازظهر ( روز پنجشنبه مورخه 9/8/47) همین روز با حضور هیئت امنا و به اتفاق روشندل بخشدار گچساران، اندامپور رئیس هیئت مدیره، کدخدائی رئیس اوقاف، فرمانداری کل کوه گیلویه و بویراحمد، حسین شعاع رئیس پاسگاه حفاظت امامزاده بی بی حکیمه، عبدالرحمن غلامی زارعی حسابدار، علی خادمی و صفر نجیمی عضو انجام گرفت.

در این غبار روبی موجودی نذورات هفت ماهه ضریح مطهر به مبلغ بیست هزار و هفتصد و نود هشت ریال با یک اسکناس دینار عراقیو دو عدد حلقه و یک عدد خارک، ثبت و ضبط و جهت سپردن به حساب شماره 620 بانک ملی نمایندگی گچساران بنام امامزاده مزبور واریز گردید. نذورات مربوطه برابر صورتمجلس موجود به شرح زیر اعلام میگردد:
اسکناس هزار ریالی
1 قطعه

1000 ریال
2
اسکناس پانصد ریالی
4 قطعه
2000 ریال
3
اسکناس دویست ریالی

15 قطعه

3000 ریال

4
اسکناس یکصد ریالی
67 قطعه
6700 ریال
5
اسکناس پنجاه ریالی
72 قطعه
3600 ریال
6
اسکناس بیست ریالی

79 قطعه
1580 ریال
7
اسکناس ده ریالی
1 قطعه
10 ریال
8
اسکناس ده ریالی
146 قطعه

1460 ریال

9
اسکناس پنج ریالی
250 قطعه
1250 ریال
10
اسکناس نیم ریالی
118 قطعه
136 ریال
11
اسکناس یک ریالی
62 قطعه
62 ریال
12

اسکناس دینار عراقی
1 قطعه

در ادامه این جلسه فردی خیر بنام یدالله حمیدی اهل مسجد سلیمان مقیم گچساران که شغل مقاطعه کاری داشتند در تاریخ 19/8/1347 (ه ش) در حضور هیئت امنا و مسئولین ذیربط متعهد گردید که بطور فی سبیل الله و بدون اخذ هر گونه حق الزحمه ای، اقدامات عمرانی و رفاهی لازم را نسبت به آستان مقدس امامزاده بی بی حکیمه انجام دهند. که به شرح ذیل اعلام میدارد :

·کوه بری غار حرم مطهر
·تغییرات در ایوان حرم
·تعمیر و مرمت جاده فرعی
·احداث ساختمان دبستان سه کلاسه
·احداث ساختمان ده حلقه توالت
·احداث سه باب اطاق سکونت زائرین
·تشکیل انبار و قفسه بندی جهت اموال
·احداث ساختمان صحن جلو غار کنیز بی بی حکیمه (ع)
·احداث ساختمان شش باب مغازه
·احداث یک باب اطاق جهت درمانگاه
·احداث یک باب اطاق جهت دفتر
·کاشی ساختمان سقا خانه
·لوله کشی آب آشامیدنی آستان مقدس
·احداث ساختمان حمام سه دوشه
·رنگ آمیزی تمام ساختمان بارگاه
·تهیه گاو صندوق محل نذورات
·سد بندی سرتاسری جهت سیل بندی
·مکان کفش کن خانه
·خاک برداری حرم بی بی گل خاتون
·تهیه باندگوی دتی جهت راهنمای زوار
·احداث ساختمان موتور برق
·احداث ساختمان خادمین
·سیم کشی لین های اصلی امامزاده
·خرید یک دستگاه موتور برق 15 کیلو واتی
کنگره ها و همایش های متعدد در باب حضرت بی بی حکیمه بارها انجام گردیده

انتخاب و ارسال : سونات

به احترام آن بانوی بزرگوار صلوات