موسیقی وادبیات ایران زمین
تقدیم به فرزندان ایران
منبع : در مطلب قبلی آمده بود


وقتی یعقوب لیث این شاه زاده ایرانی که به رویگری در سیستان روی آورده بود فرصت را برای در دست گرفتن قدرت به دست آورد و حکومتهای سیستان و خراسان و طبرستان و همچنین فارس و کرمان را بدست آورد کارش با خلیفه تازیان معتمد به جاهای باریک کشید .خلیفه که از قدرت رو به فزونی او به وحشت افتاده بود سعی در تحریک مخالفان یعقوب جهت کارشکنی در پیشرفتهای نظامی او میکرد البته از اینکه در این راه پیشرفتهایی هم داشت شکی نیست چون از اول بوجود آمدن اسلام تمام سردمداران آن به دروغ سعی در تحریک احساسات مردم عامی میکردند که حتی هنوز هم بعد از ۱۴۰۰ سال متاسفانه موفق بودند چون قدرت تفکر را از مردم عامی گرفته اند.خلاصه کار به جایی رسید که یعقوب تصمیم به لشکر کشی به بغداد کرد و همچنین در جواب نامه های تحقیر آمیز و تحدید آمیز خلیفه تازیان این چنین نوشت .گرچه یعقوب به علت خیانت عده ای از وطن فروشان به هدف خود که فتح بغداد و بیرون آوردن ایران از زیر سلطه مادی و معنوی اعراب بود نرسید ولی هدف او و همچنین جواب کوبنده او به خلیفه تازیان تا آخر تاریخ بر تارک اذهان ایرانیان و جهانیان خواهد درخشید.

نامه یعقوب به خلیفه:

من فرزند بزرگان از خانواده جمشید و میراث خوار
پادشاهان عجم هستم.
عزت و سرفرازی آنان را زنده کردمو در خط آنان گام بر
میدارم آشکارا خواهان سربلندیهای آنان هستم.اگر
دیگران از آن چشم پوشی کرده اند من نمیپوشم.
مردم به خوشیها دلخوش اند .دل من به کارهای مهم
خوش است-هر چیزی که پایه بلند داشته و علم
بزرگواری بر دوش کشد. امید وارم که در این بلندی
جویی به بهترین صورتی به آرزوی خود کامیاب شوم.

من علمدار مردمان شده ام و امید هست که مردمان را

سروری نصیب سازم.

به همه بنی هاشم پیام ده که قبل از آنکه پشیمانی در

رسد.خود راه خود را بر گزینند.

پدران ما به کمک نیزه ها و شمشیرهای بران شما را به

ولایت رساندند.وشما سپاس این نعمت نگذاشتید.چه

بهتر که به همان سرزمین خودتان حجاز باز گردید و به

چوپانی و سوسمار خواری اکتفا کنید.

من پایگاه تخت پادشاهان را بلند خواهم ساخت به دم

شمشیر و فرمان قلم...
سونات