سید مجتبی نواب صفوی در جوانی
زادروز ۱۳۰۳ خورشیدی
محلهٔ خانی*آباد نو، تهران
درگذشت ۲۷ دی ۱۳۳۴
لشکر ۲ زرهی، تهران
علت مرگ تیرباران
آرامگاه وادی*السلام قم
ملیت ایرانی
نام*های دیگر سید مجتبی نواب
از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد
نواب صفوی

سید مجتبی میرلوحی
صفوی
پیشه طلبه
شناخته*شده برای ترور[۱]، بنیان*گذار تشکیلات فدائیان اسلام
تأثیرپذیرفتگان[نمایش]
جنبش فداییان اسلام
همسر نیره السادات احتسام رضوی
فرزندان سه فرزند


سید مجتبی میرلوحی (۱۳۰۳ تا ۲۷ دی ۱۳۳۴) معروف به نواب صفوی طلبه و بنیان*گذار تشکیلات [۳][۴][۵][۶][۷] فدائیان اسلام است که در ترور حسین علاء و احمد کسروی نقش مستقیم داشت.[۸]
زندگی شخصی

او در ۱۳۰۳ در محلهٔ خانی*آباد تهران و در خانواده*ای از روحانیان به دنیا آمد. پس از درگذشت پدرش زیر نظر عمویش بزرگ شد. نواب نام خانوادگی مادرش بود که خودش آن را برگزید. سید مجتبی در ۷ سالگی وارد دبستان حکیم نظامی شد.[۹] دوره دبیرستان را درمدرسه صنعتی آلمانی*ها در رشتهٔ مکانیک ادامهٔ تحصیل داد. پس از چند سال برای کار به آبادان رفت وبه استخدام شرکت نفت در آمد. پس از آن به نجف رفته به فراگیری دروس دینی مشغول شد.[۱۰] او برای امرار معاش به ساخت و فروش عطر روی آورد.[۱۱] او در آنجا تحصیلات دینی خود را ادامه داد و با عبدالحسین امینی که مشغول نوشتن و جمع*آوری الغدیر بود آشنا شد.[۱۲] وی فقه و اصول و تفسیر را از استادانی چون عبدالحسین امینی، حاج آقا حسین قمی و آقا شیخ محمد تهرانی آموخت.[۱۱]

زهره کاظمی، معروف به زهرا رهنورد، دختر احترام*السادات نواب صفوی، دختر عموی مجتبی نواب صفوی است.
فعالیت سیاسی
اعلامیه فداییان اسلام، دستنوشته*ای نواب صفوی

در دوره*ای که در مدرسهٔ آلمانی*ها مشغول تحصیل بود، به سال ۱۳۱۹ در همان مدرسه تظاهراتی بر ضد کشف حجاب به راه انداخت.[۱۳]

او که در ۱۳۲۲ در شرکت نفت آبادان، استخدام شده بود، به دنبال اغتشاش کارگران درگیری آنان با مسئولان انگلیسی و سخنرانی نواب، تحت تعقیب قرار گرفت و به نجف فرار کرد.[۹][۱۲]

وی در زمان دولت مصدق وی را به قتل تهدید می*کند[۱۴][۱۵]و پس از مدتی به مخالفت با دولت برمی خیزد که در این میان آیت الله کاشانی نیز جانب مصدق را می*گیرد.[۱۶] نواب در سال ۱۳۳۰ به دلیل پرونده قبلی در ساری به دو سال زندان قطعی محکوم شده بود[۱۷] و به همین دلیل به دستور مصدق، نخست وزیر وقت، مأموران در تیرماه ۱۳۳۰ نواب را در خیابان ژاله (شهدا) دستگیر می*کنند و با توجه به پرونده معاونت او در قتل رزم آراء پرونده دیگری برای او از سوی دادستان تشکیل می*گردد.[۱۸][۱۹]

در متن دادنامه دادستان ساری فرزاد نیا چنین آمده*است:

سید مجتبی نواب صفوی فرزند جواد، ۲۹ ساله دارای عیال بدون اولاد ساکن تهران خیابان امیریه کوچه اسلحه دار باشی منزل نواب صفوی به موجب دادنامه شماره ۲۴۳ - ۲۸/۷/۲۷، دادگاه جنحه ساری که به شرح گزارش مامورین کلانتری تهران مشارٌ*الیه از دیدار آن استنکاف نموده به گناه ورود به عنف به دبیرستان ایران دخت به دو سال حبس تادیبی و پنج هزار ریال غرامت نقدی... غیاباً محکوم گردیده...۲۵/۳/۳۰[۲۰]

نواب پس ازآزادی برای شرکت در موتمر اسلامی به کشورهای مصر، اردن، عراق، لبنان و فلسطین سفر می*کند.[۲۱] و در مسیر بازگشت به ایران در عراق طی مصاحیه*ای کودتای ۲۸ مرداد را به شاه تبریک می*گوید.[۲۲]

او پس از بازگشت در تهران بیانیه*ای به این شرح صادر می*کند که در روزنامه کیهان ۳ شهریور ۱۳۳۲ به نشر می*رسد:

هوالعزیز - فرمان خدا بالاتر از هر فرمانی بوده اطاعتش واجب تر از اطاعت هر کسی است و هر کس عملاً با احکام خدا مخالفت کند اطاعت او حرام و مخالفتش واجب است. من به همین دلیل با دولت مصدق به شدت مخالف بوده و او در تمام حکومتش از ترس من و برادرانم در گوشه خانه متحصن بود و هر واسطه*ای برای سازش با من می*فرستاد چون حاضر نبود که تسلیم حکم خدا شود مایوس می*شد، بزرگترین جنایت مصدق تقویت عمال شوروی در ایران بود و تنها روح ایمان و علاقه خلل ناپذیر مردم این سرزمین و افسران و سربازان پاکزاد و مسلمان ما به ناموس و دیانت بود که به یاری خدا او و عمال رذل بیگانه را شکست داده و خواهد داد و به خدای محمد صلی الله علیه و آله قسم که اگر دو روز دیگر حکومت مصدق باقی*مانده و رجاله بازیهای بیگانه پرستان ادامه پیدا می*کرد عقده*های درونی مردم مسلمان ایران به هزاران برابر شدیدتر از آن طور که شد منفجر گردیده و رگهای بدن فرد فرد عمال کوچک و بزرگ شوروی رذل را به دست و دندان خشمناکشان بیرون کشیده بنیاد هستی یک یک آنها را بدون استثناء در شعله*های سوزان غیرت خویش می*سوزاندند تا یاس کرملین نشینان از تسلط بر کمترین خشت مملکت ما هزاران برابر یاس کنونی گردد و گویا چون اکثر این فریب خوردگان، بدبخت و نادان و قابل هدایت بودند. خدای رحیم رحمی کرد که شاید هدایت شوند و از راه پلید فروش دین و ناموس و وطن به بیگانه بازگردند و اگر حقوق خویشتن را هم می*خواهند در سایه پیروی علی علیه السلام و از روی مبانی الهی اسلام بخواهند نه اینکه به خاطر وعده*های پوچ و بی مغزی دین و ناموس و آزادی و وطن را فدای چکمه*های ظالمانه رذل ترین بیگانه کنند، پس مملکت به خاطر اسلام و به نیروی ایمان حفظ گردیده و هر نفعی به هر که رسید در پناه اسلام رسید و اگر قانون اساسی صحیح است اصل دوم متمم قانون اساسی و سایر اصول آنهم صحیح است و شاه و نخست وزیر و وزرا عملاً باید دارای مذهب شیعه و مروج آن باشند و باید قوانینی که مخالف احکام مقدس خداست و به غلط از مغزهای پوسیده گمراهانی تجاوز کرده لغو و باطل گردیده و به عمر کثیف منکرات و مفاسد خاتمه داده شود و در مرحله اولی مسکرات خانمانسوز و لختی و بی قیدی شرم آور زنان و موسیقی شهوت انگیز فضیلت کش و رقاص خانه*های جنایت بار و قوانین قضایی پوسیده اروپایی از میان برود و تعالیم عالی و احکام حیات بخش اسلام جایگزین آنها گردد و با اجرای برنامه عالی اقتصادی اسلام فقر و محرومیت اکثریت مردم مسلمان ایران و فواصل خطرناک طبقاتی پایان یابد تا شاه و هیئت حاکمه قانونی و رسمی و خوشبخت و سعادتمند باشند و بر ملتی خوشبخت و سعادتمند هم حکومت کنند و خدا و خلق خدا از آنها راضی باشند و در این خصوص کتاب رهنمای حقایق (برنامه فدائیان اسلام) راهنمائیهای لازم را با براهین کافی از سالهای پیش نموده*است. والا تا وضع چنین است و کار بر این منوال، قدرت دولت و ملت پراکنده و متلاشی و متصادم با هم بوده، مملکت در سراشیب سقوط مادی و معنوی و اخلاقی می*باشد. تهران - به یاری خدای توانا - سیدمجتبی نواب صفوی

نواب پس از بازگشت از سفر خود رابرای مجلس ۱۸ از شهر قم نامزد انتخابات مجلس شورای ملی اعلام می*کند[۲۳][۲۴] این عمل باعث می*شود که برخی از یارانش از او جدا شوند و با توجه به مخالفت*های پیش امده سرانجام از این امر منصرف می*گردد.
جمعیت فدائیان اسلام
نوشتار اصلی: جمعیت فدائیان اسلام

نواب صفوی، پس از آزادی از زندان در پی ترور نافرجام کسروی، طی اعلامیه*ای جمعیت فدائیان اسلام را تشکیل داد. وی در این اعلامیه برادری، استقامت و اتحاد را خط کلی جنبش فدائیان اسلام؛ رسیدن به حاکمیت اسلام و قرآن را هدف اصلی جنبش؛ و شهادت و انتقام و قصاص را روش اصلی مبارزه معرفی کرد.[۹]
ترورها
حکم ارتداد و ترور کسروی
نوشتار اصلی: ترور احمد کسروی
اجساد احمد کسروی و منشی*اش که فدائیان اسلام در داخل کاخ دادگستری به قتل رساندند.

در این دوران احمد کسروی کتاب شیعی*گری را نوشت و جمعیت با هماد آزادگان را تأسیس کرد. کتب ادعیه شیعه و کتب شیخ سهروردی را در دی ماه هر سال تحت عنوان «جشن کتابسوزان» آتش زد و این عمل خود را «پاک*دینی» نام نهاد.[۱۲] کتاب شیعی*گری کسروی به حوزه علمیه نجف رسید. نواب آن را به روحانیان نجف داد. از میان روحانیان تنهاحاج آقا حسین قمی از مراجع نجف حکم ارتداد کسروی را صادر می*نماید.[۲۵] در عین حال مجلس شورای ملی هم در نامه*ای به نخست وزیر خواستار توقیف فعالیت*های کسروی شد؛ اما کسروی به فعالیت خود ادامه داد.[۱۲]

عبدالحسین امینی درخواست نواب را برای صدور حکم ارتداد رد کرده و از او می*خواهد که تنها به درسش برسد.[۲۶] دوستان نواب و طلاب او را عازم ایران کردند تا کسروی را از دین ستیزی بازدارد.[۱۲][۹] وی پس از چند جلسه بحث و گفتگو با کسروی، وی را عنصری بی*دین یافت.[۱۱] در نتیجه به کمک سراج انصاری، قاسم اسلامی، مهدی شریعتمداری و برخی دیگر از نویسندگان تهران «جمعیت مبارزه با بی*دینی» را تشکیل داد. اما این جمعیت علی*رغم تماس*ها و مذاکرات متعدد نتوانست کسروی را از دین ستیزی بازدارد.[۹]
Pic navvab.jpg
نواب صفوی دقایقی قبل از اجرای حکم اعدام

با وجود این نواب صفوی پس از آنکه در آخرین دیدار خود با کسروی، توسط او و گروه مسلح همراهش تهدید شد، مصمم گردید وی را از میان بردارد. او پس از تهیه پول از اسدالله مدنی و محمدحسن طالقانی٬[۲۷] کسروی را در ۲۹ فروردین ۱۳۲۴[۲۸] در میدان حشمت الدوله تهران ترور کرد، اما کسروی زنده ماند و نواب را دستگیر و زندانی کردند.[۹] وی چندی بعد به درخواست روحانیان ایران و نجف پس از دو ماه، با قید کفالت آزاد گردید. کسروی قرآن سوزی خود را انکار کرد و مبلغ ۵۰ هزار ریال برای کسی که این موضوع را ثابت کند جایزه تعیین کرد.[۱۲]

نواب صفوی، پس از آزادی از زندان طی اعلامیه*ای جمعیت فدائیان اسلام را تشکیل داد. نخستین اقدام این جمعیت، کشتن موفق احمد کسروی، نویسنده و محقق ایرانی در ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ در ساختمان دادگستری تهران بود: سید حسین امامی مخفیانه به محافل کسروی راه یافت و در آنجا او شاهد بود که کسروی به فعالیت*های ضد شیعی خود ادامه می*دهد. نواب طوماری تنظیم کرد و خواستار محاکمه کسروی به جرم توهین به مقدسات اسلامی شد. از آنجا که به رای مثبت دادگاه به نفعشان امیدی نداشتند، تصمیم به کشتن او گرفتند. در ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ سید علی*محمد امامی و سید حسین امامی به همراه نه نفر دیگر از فداییان اسلام کسروی را در کاخ دادگستری به همراه منشی*اش حدادپور به طرز فجیعی به قتل رساندند.[۱۲]
دیگر ترورها

ترور عبدالحسین هژیر وزیر دربار محمدرضاشاه پهلوی در ۱۳ آبان ۱۳۲۸ به دست حسین امامی اقدام بعدی این گروه بود. همچنین به دستور نواب صفوی، فدائیان اسلام توسط خلیل طهماسبی، سپهبد علی رزم*آرا، نخست*وزیر ایران را در روز ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ کشتند.[۲۹] البته در مورد جای تردید و شک بسیاری وجود دارد و در همان زمان نیز در روزنامه شاهد در مورد اینکه قاتل از فداییان اسلام است یا نه بحث*های زیادی گردید برخی قتل تیمسار رزم آراء را به دستور شاه و به دست یک گروهبان ارتش که محافظ او بود می*دانند و علت آن را جلوگیری از کودتای رزم آرا بیان می*دارند.][۳۷]

یکی دیگر از فعالیتهای این گروه، ترور دکتر حسین فاطمی در ۲۵ بهمن ۱۳۳۰ بود که به دست محمدمهدی عبدخدایی انجام شد و باعث گردید که دکتر فاطمی تا زمان مرگش از عوارض این زخم رنج ببرد. گفتنی است که نواب صفوی در این زمان در زندان به سر می*برد.

این گروه در ۲۵ آبان ۱۳۳۴ توسط مظفر ذوالقدر تلاش ناموفقی برای قتل حسین علاء نمودند. به ادعای محمدمهدی عبدخدایی، حسن*علی منصور توسط جمعیت مؤتلفه اسلامی که یاران نواب صفوی بودند و راه او را ادامه می*دادند کشته شد. همچنین محمدمهدی عبدخدایی مدعیست که مهدی عراقی اعلام کرده*بود منصور با اسلحه نواب کشته شده*است.[۳۸]
بازداشت و اعدام

نواب صفوی پس از ترور ناموفق علاء در اول آذر ۱۳۳۴ بازداشت و در ۲۷ دی به همراه مظفر ذوالقدر، خلیل طهماسبی و محمد واحدی اعدام شد.
دیدگاه*ها دربارهٔ او

مطرح کردن نواب بعنوان بنیانگذار قانون اساسی حکومت اسلامی

سید علی خامنه*ای رهبر ایران نیز در دستنوشته*ای بروی عکس نواب صفوی در وصف او نوشت «سلام بر آن پیشاهنگ جهاد و شهادت در زمان ما».[۳۹] وی همچنین نواب صفوی را نویسنده کتابی به نام راهنمایی حقایق به عنوان اولین کسی یاد می*کند که در قالب این کتاب قانون اساسی حکومت اسلامی را نوشت.
در ادبیات

در رمان من او اثر رضا امیرخانی، مجتبی نواب صفوی یکی از همکلاسان شخصیت اول داستان است.
معرفی از سوی جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی او را به عنوان شهید و قهرمان به حساب می*آورد و چندین مکان از جمله یک بزرگراه که از محله قدیمی نواب می*گذرد به نام او ثبت شده*است.

جعفر شجونی از اعضای جامعهٔ روحانیت مبارز وجود افرادی مانند نواب صفوی را لازمهٔ دفاع از انقلاب اسلامی ایران می*داند و می*گوید: «ما برای دفاع از انقلاب اسلامی کسانی را احتیاج داریم که شجاعت شهید نواب صفوی را برای دفاع از اعتقادات ملت ایران داشته باشند.»[۴۰]
عقاید فدائیان اسلام
بخشی از مانیفست فدائیان اسلام به دستخط نواب صفوی

فداییان در شرح اندیشه*های خود در رابطه با حکومت اسلامی، نخستین برنامهٔ مدون خود را بصورت قانون اساسی و بر پایهٔ مبانی اسلامی خود در قالب کتابی با نام «رهنمای حقایق یا نماینده حقایق نورانی این جهان بزرگ» به قلم نواب صفوی ارائه دادند که به مانیفست فدائیان اسلام و مبنای سنت فکری این جریان بدل شد. این برنامه قاعدتاً باید در سالهای ۲۸-۱۳۲۷ تدوین یافته باشد، سرانجام در سال ۱۳۲۹ به صورت هماهنگ و همزمان بین رجال سیاسی و مذهبی از طریق پست توزیع گردید. مامورین امنیتی که از این ماجرا غافلگیر شده بودند، سعی در جمع*آوری مابقی کتب کردند که موفق نشدند.[۱۰]

کتاب از سه بخش تشکیل می*شود؛ در بخش نخست، نویسنده به شناسایی و تشریح ریشه*های مفاسد خانمان*سوز ایران و جهان پرداخته و در بخش دوم نیز «طریق اصلاح عموم طبقات» و «دستورالعملی برای شئون مختلف حکومت و جامعه» عرضه داشته است. دستورالعملی که بایستی به یاری خدا مو به مو عملی گردد. در پایان کتاب نیز تعدادی اعلامیه آمده است.

در بخش نخست جامعه ایران به گونه*ای تصویر می*شود که نابسامانی، فساد، تباهی و فقر سرتاسر آن را فراگرفته و روز به روز گسترده*تر و عمیق*تر می*شود. فساد و تباهی به برجسته*ترین صورت در حوزه فرهنگ نمود می*یابد و «مفاسد فرهنگ» در ردیف مهم ترین مفاسد قرار می*گیرد. وجه غالب این گونه مفاسد هم با روابط و مناسبات جنسی در جامعه پیوند می یابند[۱۱]

نواب صفوی که به شدت از ساختار حوزه علمیه و شخص آیت*الله بروجردی مرجع تقلید عامه شیعیان ناراضی بود، حملات شخصی شدیدی را نیز نثار او می*کند و او را پست*تر از سگ و ظالم و بدعت*گذار می*داند: «تو ای عالم اسلامی، تو ای بی*وفا،... در صف بدعت*گزاران و ظالمین قرار گرفته، بی*رحمانه با جعل قوانین خلاف اسلام و اجراء نقشه*های دشمنان اسلام، همه روزه بر پیکر اسلام ضربات شدیدی نواختی، تو ای بی*وفا بشر، ای*کاش وفاداری را از سگ آموخته بودی؛... به خدا آن گاهی که احساس کوچکترین خطری برای عنوان و مقام دنیای خود کنی، مهیای هر اقدامی و تکفیری و تفسیقی می*باشی و گرچه به بنیاد مقدس اسلام لطماتی وارد آید،... آخ، آخ ای بشر بی*وفا! به خدا، سگ باوفا، از تو بی*وفا شریف*تر است».[۱۲]

به طور کلی نثر کتاب متأثر از ادبیات سیاسی دهه ۱۳۲۰، با لحنی تند و ادبیات خطابی و بسیار تحریک*آمیز است. کتاب مملو از بایدهایی است که برای رفع ریشه*های خانمانسوز فساد باید اجرا گردد و با برخی گروه*ها و بخشی از روحانیت به شدت در نزاع است.[۱۳]
ارتباط سازمان سیا با فداییان اسلام و گروهی از ملایان

در میان کسانی که با شاه و سازمان سیا در زمان کودتا و پس از آن همکاری تنگاتنگی داشتند، آیت الله ابوالقاسم کاشانی، همچنین پسر آیت*الله کاشانی که دومین شخصی بود که پس از کودتا و تسخیر رادیو تهران از طریق آن گفتگو کرد، آیت الله محمد بهبهانی، آیت الله شیخ احمد کفایی خراسانی، آیت الله شیخ بهاالدین نوری، حجت*الاسلام محمدتقی فلسفی و همینطور آیت الله العظمی بروجردی به چشم می خوردند. سازمان سیا همچنین فداییان اسلام را تجهیز و سازماندهی کرد؛ فداییان اسلام گروه بنیادگرای اسلامی بودند که در آن زمان ترورهای متعددی را انجام دادند که از جمله ی آنها حمله به دکتر فاطمی، وزیر امورخارجه دکتر مصدق و ترور نافرجام مصدق بود.[۱۴] [۱۵]
وجه تسمیه

مجتبی نواب صفوی علت نامگذاری گروهش را چنین بیان نموده است: در یکی از اولین جلسات فدائیان اسلام سید مجتبی نواب صفوی بیان نمود که حسین بن علی را در خواب دیده است که بازوبندی را به دست راست وی می بندد که بر روی آن نوشته شده بود فدائیان اسلام و به این ترتیب این گروه با نام «فدائیان اسلام» به صورت رسمی مبارزات خود را آغاز نمود.[نیازمند منبع]
فعالیت ها
مظفر ذوالقدر، خلیل طهماسبی و نواب صفوی در دادگاه

مبارزه با بی*حجابی
واکنش به دستگیری آیت*الله کاشانی و حمایت از فعالیت های ایشان با حمایت ازشمس قنات آبادی
اعتراض به مجلس مؤسسان
فعالیت هایی بعد از کودتای ۲۸ مرداد در حمایت از دولت کودتا و سپس مخالفت با شاه به دلیل عدم اجرای احکام اسلام
مبارزه علیه بهائیت
مخالفت با جبهه ملی و دکتر مصدق
مخالفت با آیت الله بروجردی و اخراج از حوزه علیمه قم و شهر قم

ترورهای فدائیان اسلام
اجساد احمد کسروی و منشی*اش که فدائیان اسلام در داخل کاخ دادگستری به قتل رساندند.[۱۶]

از نخستین اقدامات نواب صفوی درتهران، سعی در قتل احمد کسروی، نویسنده و تاریخ*نگار ایرانی بود که ناموفق ماند. در ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ خورشیدی، علی*محمد امامی و حسین امامی، دو عضو دیگر از این گروه، احمد کسروی و منشی اش را در جلسه بازپرسی و در داخل کاخ دادگستری تهران به قتل رساندند.[۱۷]

نواب صفوی و همراهانش پس از ترور احمد کسروی، در دادگاه نظامی تبرئه شدند، زیرا که هم رهبران مذهبی از آنها پشتیبانی می*کردند و هم مقامات حکومتی امیدوار بودند تا در برابر حزب توده از آنها بهره*برداری کنند.[۱۸]

فداییان و نهضت ملی شدن صنعت نفت

برخی افراد بر این باورند که فداییان اسلام یکی از گروههای تاثیرگذار در جهت پیروزی نهضت ملی شدن صنعت نفت و نخست وزیری مصدق بود. از جمله آیت الله طالقانی در این زمینه میگوید:«... نهضت اوج گرفت. چه شد که اوج گرفت؟ گروه*های ملی و دینی و مذهبی همه در یک مسیر حرکت کردند. مراجع دینی مانند مرحوم آیت*الله خوانساری و آیت*الله کاشانی و فدائیان اسلام، با هم شروع کردند به حرکت و ملت را به حرکت در آوردن هر یک به جای خود. فدائیان اسلام، جوانان پر شور و مؤمن، آنها راه را باز و موانع را بر طرف می*کردند. مانع اول را برداشتند (هژیر). انتخابات آزاد شروع شد. مانع بعدی را برداشتند (رزم*آرا)، صنعت نفت در مجلس ملی شد.»[۲۰]
فدائیان اسلام پس از نواب صفوی
نواب صفوی دقایقی قبل از اجرای حکم اعدام
جسد نواب صفوی پس از اعدام

پس از اعدام نواب صفوی اعضای جمعیت فداییان اسلام تحت مراقبت شدید مأمورین حکومتی قرار داشتند. در چنین شرایطی، اعضای جمعیت فداییان اسلام به مبارزات مخفیانه علیه سلطنت پهلوی روی آوردند. اعضای فداییان اسلام با برگزاری جلسات عمومی اما به شکل کلاس*های قرآن و مراسمات عزاداری در مسجدهایی همچون مسجد مهدیه در خیابان رزم آرا و مسجدی در خیابان بوذر جمهری توسط آقایان بهاری، رفیعی و صرف زاده به عنوان «انجمن دانش و آموزش جوانان». اما اعضای فداییان اسلام از سال ۱۳۳۴ تا سال ۱۳۴۳ هیچ نوع فعالیت آشکاری انجام ندادند.

در ۳۰ آبان ۱۳۹۰ این گروه اعلام کرد که فعالیت خود را از سر گرفته است.

سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی
فصلنامهٔ دانشگاهی، اجتماعی، سیاسی و مذهبی شهر و اجتماع، شماره*های ۴ و ۵، صص ۹ و ۱۰
فداییان اسلام، تاریخ، ملکرد، اندیشه، سید هادی خسروشاهی، تهران، اطلاعات،۱۳۷۵
.بازخوانی ایدئولوژی جمعیت فداییان اسلام - بخش سوم؛ دستورالعمل اصلاح حکومت و جامعه روزنامه ایران، ۲۸ دی ۱۳۸اينچنين بود که اعضاي موثر جمعيت فدائيان اسلام بازداشت شده و به زندان افتادند و کمتر از دو ماه بعد در روز 26 دي*ماه 1334 در پي برگزاري جلسه دادگاه، نواب صفوي و سه تن از يارانش به نام*هاي خليل طهماسبي، سيدمحمد واحدي و مظفرعلي ذوالقدر به اعدام محکوم شدند. دادگاه تجديدنظر هم همان روز برگزار شد. به دنبال تثبيت حکم اعدام براي هر چهار نفر، سحرگاه روز 27 دي*ماه 1334، سيدمجتبي نواب صفوي رهبر فدائيان اسلام بعد از 10 سال مبارزه بي*وقفه، در سن 31 سالگي به همراه سه يار ديگرش در ميدان تير لشکر 2 زرهي تهران تيرباران شدند. پيکر نواب ابتدا در مسگرآباد تهران دفن شد اما بعد از مدتي به قبرستان وادي*السلام قم انتقال يافت.
سونات