کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: خشایار شاه شاهنشاه ایران زمین

  1. #1
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۹۴ [ ۱۹:۱۰]
    نوشته ها
    3,967
    امتیاز
    113,580
    سطح
    1
    Points: 113,580, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryThree FriendsYour first GroupCreated Album picturesTagger First Class
    نوشته های وبلاگ
    168
    سپاس ها
    32
    سپاس شده 325 در 285 پست
    حالت من
    Sepasgozar

    خشایار شاه شاهنشاه ایران زمین

    نویسنده : کاسکانی " تقدیم به ایرانیان



    بدون شک خشایار شاه بعد از کوروش کبیر و داریوش بزرگ قدرتمند ترین و با اصالت ترین پادشاه ایران زمین بوده است.

    خَشایارشا پسر داریوش بزرگ و آتوسادختر کوروش بزرگ بود. خشایارشا چهارمین پادشاه هخامنشی بود.

    نام خشایارشا از دو جزء خشای (شاه) و آرشا (مرد) تشکیل شده و به معنی «شاه مردان» است. معنای دیگر این نام می تواند « کسی که در میان شاهان پهلوان است» باشد. خشایارشا در سن سی و چهار سالگی به پادشاهی رسید.

    بعد از جلوس اولین کارش آن شد که شورشی را که در مصر برپا شده بود فرونشاند و در این کار نیز شدت عمل بی سابقه ای نشان داد. چنانکه هرودوت می گوید مصر ناچار شد، یوغ سنگین تری را برگردن گیرد و خشایارشا برادر کوچک خویش هخامنش را در آنجا ساتراپ کرد و فرصت پیدا کرد تا به حل مسئلهٔ بابل بپردازد.

    و اما ما در اینجا میخواهیم در مورد حمله خشایار شاه به یونان و علل آن و نتایج آن بپردازیم از این جهت از ذکر دیگر حوادث زمان خشایار شاه پرهیز میکنیم.

    داریوش یکم در آخرین سالهای عمر میخواست که برای جبران شکست خوردن سپاه ایران، در اولین دورهٔ جنگهای ایران و یونان و نبرد ماراتون به یونان قشون بکشد اما عمرش وفا نکرد و و زندگی را بدرود گفت. بعد از او خشایارشا در صدد بر آمد که اقدام پدر را به نتیجه برساند. شاید به غیر از این آنچه وی را به این اندیشه انداخت، اصرار مردونیه (داماد داریوش بزرگ و پسر گبریاس) و مخصوصاً تبعیدیان آتنی مقیم دربار بود. در خود آتن هم البته انتظار این انتقامجویی می رفت و تمیستوکلس سردار آتن بعد از ماجرای ماراتون، قسمت عمده*ای از ثروت آتن را در راه تقویت نیروی دریایی صرف کرد.

    سرانجام خشایارشا به قصد حمله به یونان به کاپادوکیه واقع در آسیای صغیر رفت و این شهر را مرکز ستاد فرماندهی خود قرار داد. وی سه سال تمام به تجهیز سپاه مشغول شد.

    البته این نیرو آنقدر هم که هرودوت ادعا می کند، نمی توانست به یک ارتش میلیونی بالغ بوده باشد، چرا که چنین تعدادی سپاه و وسایل اگر هم تجهیزش برای خشایارشا ممکن می*شد، تهیهٔ وسایل و آذوقهٔ آن در سرزمینهای تراکیه و مقدونیه میسر نبود. معهذا اینکه هرودوت می*گوید چهل و هشت گونه اقوام مختلف درین سپاه وجود داشته*اند، ممکن است، درست باشد. بنا به گفتهٔ هرودوت خشایارشا در بهار سال ۴۸۰ پیش از میلاد از لیدی به راه افتاد تا خود را به یونان برساند.

    به ابتکار خشایارشا پلی از قایق بر روی داردانل (هلس پونت)، توسط مهندسان مصری و فنیقی (لبنانی) ساخته شد که نیروی زمینی ایران توانست از روی آن عبور کرده و وارد خاک یونان شود. یونانی*ها که در مقابل این سیل سپاه، ستیزه جویی را بیهوده یافتند در مقدونیه و تسالی( واقع در مرکز یونان) هیچ مقاومتی نشان ندادند و حتی در خود آتن هم در باب جنگ تردید و تزلزل در بین بود ولیکن شخصی از آتن به نام تمیستوکل قدم پیش نهاده مردم را به جنگ و تهیهٔ لوازم آن تحریک کرد، بالاخره طرفداران جنگ تفوق یافتند و شهرهای دیگر یونانی هم که اسپارت و سی شهر دیگر از آنجمله بود، بر ضد ایران در یک اتحادیهٔ یونانی وارد شدند.

    جنگ ترموپیل

    جنگ ترموپیل به عقیدهٔ تمامی کارشناسان و مورخان بی طرف، نمایشی بود از عظیم ترین جنگی که در دوران باستان، بین دو ابر قدرت آن زمان یعنی هخامنشیان ایران و یونانیان رخ داد که طبعات این جنگ به قدری وسیع و همه گیر بود که اثرات آن تا به امروز در فرهنگ و زندگی هر دو کشور نمایان شده*است.

    اولین جنگ از دومین دورهٔ جنگهای ایران و یونان جنگ ترموپیل بود. چون یونانیان می*دانستند که در دشت وسیع از عهدهٔ سواره نظام ایران برنخواهند آمد، قشون یونانی در تنگهٔ ترموپیل باریکه*ای بین کوه و دریا در انتظار دشمن نشستند. در جنگ ترموپیل فرماندهی قشون زمینی یونان با لئونیداس پادشاه اسپارت بود و فرماندهی نیروی دریایی را اوری بیاد برعهده داشت.

    در ابتدا جنگ در دریا درگرفت که بخاطر بادهای تندی که وزید نقشه*های جنگی ایران به ثمر نرسید و جنگ دریایی بدون اینکه نتیجهٔ قطعی حاصل شده باشد، خاتمه پیدا کرد.

    در این هنگام قشون ایران که از راه خشکی پیش می آمد به تنگهٔ ترموپیل رسید و به سپاه لئونیداس برخوردند. عبور از تنگه برای سپاه عظیم خشایارشا ممکن نشد اما فرماندهٔ سپاه ایران از یک کوره*راه، خود را به پشت سر سپاه یونانی رساند و سپاه یونانی پراکنده شد و فقط لئونیداس سردار اسپارتی و یک دستهٔ سیصد نفری از اسپارت که او شخصاً انتخاب کرده بود، در آنجا مقاومت تهور آمیزی از خود نشان دادند و خود را به کشتن دادند، تا عقب نشینی قوم را تأمین کنند.

    تسخیر آتن

    بعد از تسخیر ترموپیل آتن در معرض تهدید قطعی واقع شد و آتنی*ها ناچار شدند با زنان و اطفال خویش، به جانب جزیرهٔ سالامیس در جنوب آتن حرکت کنند.

    قشون ایران بطرف آتن حرکت کرده آن را تصرف کردند و به تلافی ماجرای آتش زدن سارد توسط یونانی*ها در سال ۴۹۸ پیش از میلاد، ارگ آتن را به آتش کشیدند.

    جنگ سالامیس

    پس از تسخیر آتن اگر ایرانیان خودشان دست به جنگ نمی زدند، قضیه خاتمه یافته بود و یونانی*ها جز تسلیم چاره*ای نداشتند. جنگ دیگری در حقیقت هیچ ضرورت نداشت، چرا که بحریهٔ ایران در آن هنگام بر دریاها مسلط بود. معهذا در دریا حیلهٔ تمیستوکلس بحریهٔ ایران را در تنگنای گذرگاه سالامیس به یک اقدام جنگی دور از احتیاط واداشت و تنگی جا و محدودیت میدان عمل به این جهازات عظیم خسارات و تلفات بسیار وارد آورد.

    پس از اشغال آتن، یونانیان اقدام به مشورت نمودند. یکی از بزرگان آتن به نام تمیستوکلس معتقد بود که در جزیره سالامیس به دفاع بپردازند و نامه*ای به شاه ایران نوشت و خود را از طرفداران ایران نشان داده گفت که چون سپاهیان یونان قصد فرار دارند. وقت آن است که سپاه پارس آنان را یکسره نابود کند. خشایارشا پیغام را راست انگاشته، ناوگان مصری تحت فرماندهی ایران، جزیره پنسیلوانیا را تسخیر کرد. یونانیان در جزیره سالامیس گیر افتادند و بنابراین گفتند یا باید در همین جا مقاومت کنیم یا نابود شویم و این همان چیزی بود که تمیستوکلس میخواست.

    هرودوت دربارهٔ کسانی که در فرماندهی نیروی دریایی ایران را بعهده داشتند، چنین نوشته است، از میان فرماندهان یک فرماندهٔ برجسته و ممتاز بنام بانو آرتمیس هست که از ذکر نامش نتوان خودداری کرد. به نظر من بسیار بعید و حیرت انگیز می نماید که این بانو ضد یونان برخاست. بعد از وفات شوهرش زمام حکومت کاریا به دست او افتاد و خود با اینکه پسر رشیدی داشت و لزومی به شرکت او در جنگ نبود، شخصاً در نیروی دریایی خشایارشا شرکت و فداکاری کرد. هیچ کدام از فرماندهان تابع ایران به اندازهٔ او به خشایار رأی صائب نداده و راهنمایی گرانبها نکرد. پیش از جنگ سالامیس تمام فرماندهان ایران، نظرشان تأیید درگیری با بحریهٔ یونان بود مگر نظر یک نفر و آن رأی مخالف را آرتمیس داد.

    نیروی دریایی ایران در جنگ سالامیس برخلاف کشتی*های یونانی که آرایش صف را اختیار کرده بودند به دلیل تنگی جا بطور ستونی اقدام به حمله کرد و ناگهان زیر آتش نیروهای دشمن قرار گرفت. جنگ تا شب ادامه داشت و در این جنگ بیش از نیمی از کشتیهای ایران نابود شد و بنابراین سپاه ایران اقدام به عقب نشینی کرد. یونانیان که ابتدا متوجه پیروزی خود نشده بودند، در صبح روز بعد با شگفتی دیدند که از کشتیهای ایرانی خبری نیست.

    در همین زمان خشایارشا اخبار بدی از ایران دریافت کرد و بنابراین اقدام به مشاوره با سرداران خود نمود. نظر مردونیه این بود که خود وی با سیصد هزار سپاهی برای تسخیر کامل یونان در این سرزمین باقی بمانند و خود خشایارشا به ایران بازگردد. شاه بعد از مشورت با آرتمیس این نظر را پذیرفت و با اکثریت سپاه خویش به ایران بازگشت.

    نبرد پلاته

    مردونیه به یونانیان پیشنهاد داد که تبعیت ایران را بپذیرند و گفت که در این صورت در امور داخلی خویش آزادند. اما آنان این پیشنهاد را رد کرده جنگ دوباره در گرفت. مردونیه آتن را باز هم به تسخیر درآورد و باز صدمه وخرابی بسیار به آن وارد آمد.در محل پلاته در سال ۴۷۹ پیش از میلاد، در نزدیکی پلاته، صدهزار یونانی در مقابل وی صف آرایی کردند و زد و خورد خونینی بین مردونیه و ژنرال پوزانیاس (پائوزانیاس) روی داد.

    سپاه 100 هزار نفری متحد شده یونان با اسپارتا در دشت پلاته به نیروهای ایران به فرماندهی سردار ایرانی (مردونیه) حمله ور شدند و علی رغم تحمل ضربات سنگین از کمانداران ایرانی در نهایت به دلیل برتری تجهیزات قلب سپاه ایران را درهم شکستند و سپاه ایران در این نبرد سهمگین مجبور به عقب نشینی شد. در این زمان شاه ایران پیشنهاد صلح داد ولی آنها در جواب شاه ایران گفتندتا زمانی که خورشید در مدار آسمان خود باقیست ما با خشایار شاه صلح نخواهیم کرد.) لشکر اسپارتا از این پیشرفت مغرور شد و از لاک خود بیرون آمد و چون در کنار چشمه ای مسقر شده بودند و از نظر تامین آب آشامیدنی خیالشان راحت بود.ثانیا این اردو درست در سر راه خطوط پشتیبانی ایرانیان بود.

    پس از این اتفاق (مردانیوس)،سردار ایرانی تصمیم گرفت با یک جنگ قطعی کار را تمام کند،البته شاید دلیل این تصمیم، نداشتن غذای کافی برای سربازان بود.نقشه او این بود که با سواران کماندار خود به اسپارتها حمله کند و آنها را به دست پا بیندازد،او تا حدودی نیز در این کار موفق بود و تیراندازان با تیرهای خود توانستند به شیوه حمله و گریز سربازان اسپارتی را از پای درآورند لشکر اسپارتها که اوضاع را به نفع ایرانیان می دید شبانه عقب نشینی کرد البته این عقب نشینی به خوشی صورت نگرفت.صبح روز بعد که جنگ اجتناب ناپذیر بود ،سپاهیان ایران به فرماندهی مردانیوس در برابر سپاه اسپارتا که به سه دسته تقسیم شده بودند صف آرایی کردند.مردانیوس که شب گذشته ضربات شدیدی را بر پیکر لشکر اسپارتا زده بود،پیروزی را قطعی می دانست.مردانیوس ابتدا با کمانداران به اسپارتها حمله کرد، اسپارتها که می دانستن توان مقابله با باران تیرهای کمانداران را ندارند با سپرهای خود از خود دفاع کردند وتیرباران دشمن را تحمل کردند تا زمانی که کمانداران ایرانی عقب نشستند،پس از آن سردار ایرانی به سربازان دستور حمله داد.سربازان اسپارتی نیز با حمله وارد معرکه شدند. اینجا بود که سربازان یونانی تازه نفس به کمک سربازان اسپارتا آمدند.

    در این نبرد سربازان ایرانی نیز شجاعت فوق العاده ای از خود نشان دادند ولی تسلیحات و تیر کمانداران آنها کافی نبود و تمام کوشش آنها بی فایده ماند و عاقبت سردار رشید ایرانی (مردانیوس) که سپاه جاوید را فرماندهی می کرد، کشته شد و از اسب خود بر زمین افتاد،بسیاری از سربازان او نیز که در اطرافش بودند کشته شدند،سربازانی که برای بردن جسد مردانیوس جلو آمدند نیز به دست اسپارتها کشته شدند در نهایت همانطور که در جنگهای دنیای قدیم مرسوم بود با کشته شدن سردار،سپاه از هم می پاشید،کشته شدن مردانیوس نیز این اثر را داشت.سپاه ایران از هم پاشید و سربازان پارسی با اغتشاش و پریشانی به اردوی خود بازگشتند.کشتاری که در این جنگ واقع شد بسیار فوق العاده بود به طوری که باقی مانده لشکر ایران دیگر مقاومتی نکرد.و به گفته هرودوت تنها 3 هزار نفر از آنها جان سالم به در بردند و به این صورت بود که لشکر اسپارتها در غیاب خشایارشاه بر لشکر ایران غالب شد.

    آخرین جنگ از دومین دورهٔ جنگهای ایران و یونان نبرد می کیل بود. قسمتی از بحریهٔ ایران هم که در حدود دماغهٔ می کیل (در جنوب غربی آسیای صغیر) موضع داشت در همین اوقات بوسیلهٔ یونانی*ها نابود شد و از آن پس تفوق در دریای اژه که داریوش رسیدن بدان را برای حفظ درهٔ نیل (مصر) لازم می شمرد، به دست یونانیان افتاد.

    ژنرال پوزانیاس (پائوزانیاس) برادرزادهٔ لئونیداس که به علت صغیر بودن پسر لئونیداس و بعنوان سرپرست او بطور موقت، پادشاه اسپارت محسوب می*شد، اقدام به مذاکرهٔ پنهانی با دربار خشایارشا کرد. هدف از این مذاکره تأمین تفوق و استیلاء مجدد ایران بر اوضاع سیاسی یونان بود. افشاء این مذاکره، موجب رسوائی و مرگ پوزانیاس، در سال ۴۷۰ پیش از میلاد شد.تمیستوکلس قهرمان و فاتح آتنی جنگ سالامیس، بعد از اخراج از آتن به دربار ایران در شوش پناه برد و شاید اولین غربی نام آوریست که در دربار ایران می*توانست با زبان ایرانی صحبت کند.پس از عقب نشینی ایرانیان، یونانیان با تصرف بسفور و داردانل آنچه را در افسانه*های حماسی خویش در جنگ تروآ برای آن کوشیده بودند، در تصرف خویش یافتند. چندین سال بعد نیز به مستملکات ایران یورش برده و برخی از جزایر غرب آسیای صغیر، نظیر قبرس را به تصرف درآوردند.

    در هر صورت ناکامی لشکر ایران در این دوره از جنگها اصلا دلیلی بر بی کفایتی خشایار شاه یا ارتش ایران نبود بلکه با تمام این وجود باز هم افتخارات بیشماری آفریدند.

    خشایار شاه نه تنها پادشاه با کفایتی در جنگ بوده که نامش لرزه بر اندام جهان آن روز می انداخته بلکه صفات پسندیده بسیاری هم داشته . حتی با وجود اینکه تمام مورخان یونانی که در آن زمان نسبت به پادشاهان ایران با غرض ورزی تمام مطالب را به نفع یونانیان می نوشته اند باز هم در نوشته های هرودوت میبینیم که وقتی اسکندر مقدونی تخت جمشید را به آتش کشید مجسمه خشایار شاه به روی زمین افتاد و اسکندر گفت : آیا باید به خاطر بزرگی و روح عالی و صفات نیکویت تو را از روی زمین بردارم یا بگذارم که روی زمین بمانی تا به خاطر تاخت و تازت به یونان مجازات شوی؟


    و این نشانیست بر بزرگی و عظمت خشایار شاه شاهنشاه ایران..

    روحش شاد ." مهم عنوان نیست آنچه مسلم و بدیعی است آسودگی ملل و تحولات و ترقیات بوده و هست "


    انتخاب و ارسال : سونات
    ویرایش توسط sonat : یکشنبه ۲۸ دی ۹۳ در ساعت ۱۴:۲۱ دلیل: عرایضی بدنبال این مطلب ارسال اما مجبور دوباره وارد شوم و آن را نمی بینم
    دانوب آبی

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •