حدیث آرزومندی


امیر هاشم پور / جام جم


عرفان اسلامی، بخصوص معنویت شیعی بر آن است که گفتار رسول اکرم(ص) و نیز ائمه طاهرین(ع) چون از منبع فیاض و معدن اسرار تراوش می*گردد، حاوی ظواهر و بواطنی است.


این ظواهر و بواطن نیز خود بر حسب شرایط و نیز طرف مورد خطاب متمایز بوده و حاوی درجاتی است که باید کنکاش شده و اسرار مضامین آن توسط متخصصان و متبحرین واکاوی گردد تا کنه مطلب قدسی هویدا شود.

از این روی عرفا و حکمای اسلامی بر آن شده اند که اولا اثبات نمایند گفتار ائمه طاهرین(ع) تنها بر تفسیر شریعت و تبیین فقه جامعه نبوده و ثانیا در این ظاهر، باطنی و در آن باطن، باطن دیگری نهفته است که کشف آن به عهده مرد معنوی و عالمی است که قلب وی به نور الهی روشن گردیده است.

این امر با در نظر گرفتن مقام روحانی وارثان و حاملان علم نبوی(ص) که همان ائمه اطهار(ع) هستند بسیار گرانسنگ و پرارج است، چراکه فهم اذهان عموم بر درک معانی ظریف و بدایع لطیف نهفته در گفتار این بزرگان ناتوان است، چه همه کس را نرسد که پی به اسرار و لب لباب مطلب و ژرفای آن برند چون علم، علمی است الهی و از این روست در اشعاری که منسوب به سیدالساجدین است بیان شده که حضرت می فرمایند اگر آنچه از ایمان یقینی در قلب من است آشکار سازم هر آن مرا به کفر متهم می سازند.

بر همین نهج ملاصدرا در شرح احادیث، مانند علم القرآن عمل می نماید: «سپس بدانید ای برادران مومن من که همانا علم الحدیث مانند علم قرآن مشتمل بر ظاهر و باطن و مجمل و مبین و تفسیر و تاویل و محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ است.... و اینچنین است حال حدیث لذا از این حیث به دو قسم تقسیم می گردد: 1ـ علم الدنیا و علم الآخره 2ـ علم المعامله و علم المکاشفه».1ملامحسن فیض کاشانی نیز در «کتاب الوافی» بر همین عقیده است و با استناد به حدیث مشهور «ان امرنا صعب مستصعب» بیان می دارد که شناخت این امر از اسرار الهی است که در بسیاری موارد مخالف فهم جمهور مردم است و از همین رو معتقد است علمی وجود ندارد، مگر شناخت آثار اهل بیت .2

این رویکرد عرفانی به احادیث ائمه (ع) باعث گردیده که در طول تاریخ بزرگان بسیاری از عرفا و حکمای اسلامی بر شرح و تفسیر کلام ایشان همت گمارند و در کتب و رسالات خود چه در مباحث عقلی و چه ذوقی استناد به این فرمایشات گهربار نمایند. حدیث حقیقت یکی از نمونه های روشن این توجه عرفا به گفتارهای ژرف ائمه است که شروح بسیاری بر وی نگاشته شده و فلاسفه، حکما و عرفای بسیاری از جمله سیدحیدر آملی، عبدالرزاق کاشانی، شاه داعی شیرازی، ملاعبدالله زنوزی و... به آن توجه خاص نموده اند.این شروح متعدد نشانگر این امر است که جایگاه قدسی ائمه(ع) در منظر عرفا فراتر از این است که در بعد دنیوی و البته ظاهری محدود گردد و فهم آن منحصر به تعالیم بشری در راستای سعادت دنیوی و اجر اخروی باشد. مستشرق شهیر هانری کربن نیز با اذعان تام به این امر در کتاب اسلام ایرانی می نویسد: «ائمه صرفا مفسر شریعت نبوده اند یا بهتر است بگوییم ائمه در تفسیر شریعت به شیوه خویش، دلیل طریقت و معلم حقیقت (معارف عالیه دینی) بوده اند.»3

به هر روی، توجه به علم الحدیث عرفانی و برداشت ها و رهیافت های معنوی از گفتار بزرگان دین می تواند چهره حقیقی عرفان اسلامی و شیعی را متجلی سازد و در مقابل فهم قشری و ظاهری که با سخت خویی و تندروی همراه است، بایستند و جذب قلوب نماید که «آیا دین چیزی جز محبت [یعنی مقام تسلیم] است» و همین تسلیم و محبت است که در قالب کلمات، جامه شهود می پوشد و لباس بشری به خود می گیرد تا راهنمای بشریت باشد، چنان که فرمود «ما به اندازه فهم عقل هایشان با مردم سخن می گوییم

پا نوشت ها:

1ـ شرح اصول کافی، صدرالدین شیرازی، تصحیح رضا استادی، انتشارات بنیاد حکمت اسلامی صدرا 1384

2ـ کتاب الوافی، فیض کاشانی، منشورات مکتبه آیت الله مرعشی نجفی، قم 1404 ق

3ـ اسلام ایرانی، هانری کربن، ترجمه انشاء الله رحمتی، نشر سوفیا 1391

سونات