نویسنده : اشکان نظری
منابع موجود از موسیقی ایران قبل از اسلام متاسفانه بسیار محدودند اما خوشبختانه 6-7 کتاب وجود دارند که به نحوی در آن ها به موسیقی اشاره شده است که از جمله ی آن ها (درخت آسوریک) (خسرو قبادان) (یادگار زریان)و... هستند که در آن ها به نام چند ساز و مطالبی از این قبیل اشاره شده است. از همین دوران هیچ منبعی راجع به تئوری و مسایل فنی موسیقی تا کنون به دست نیامده است. این کتاب ها به دلیل اینکه نوشته ی روحانیون (و یا زیر نظر آن ها) هستند متونی مذهبی دارند(در این دوران سواد در انحصار روحانیون بود یکی از این منابع یادگار زریان است که داستانی شبیه به ماجرای کربلا و امام حسین دارد. در این داستان پادشاه ایران(گشتاسب) دین زرتشت را میپزیرد و پادشاه توران بر سر همین موضوع به جنگ با او بر میخیزد.در داستان جایی که برای اعلام جنگ و گرداوری سپاه در شهر جار میزنند از سازهایی به اسم ها ی (نای) (تمبک) (گاودمب) نام میبرد. موضوع جالبی که در این قسمت به چشم میخورد این است که برای ساز های نای و تمبک لفظ (زدن) را به کار میبرد اما برای گاودمب لفظ (بانگ کردن). تمبک نامش شبیه به سازی است که امروزه رایج است اما هیچ اطلاعی در مورد ساختار آن در دست نداریم که ایا شبیه به همین تمبک امروزی بوده یا خیر. در مورد گاودمب و نای احتمال میرود که بادی بوده اند. اما از آنجا که هر سه در اعلام جنگ و برای جار زدن به کار رفته اند حدس زده میشود که بزرگ بوده و صدایی بلند داشته اند. رساله ی دیگر خسرو قبادان و هیرک است که راجع به ایرانیان باستان و گفت و گویی میان خسرو و هیرک(غلام خسرو) است. در دو جای این کتاب نیز راجع به موسیقی صحبت میشود و ساز هایی که به آن اشاره میشود از این قبیل اند(سور پیک) (چنگ) (ون) (کنار) (مستک یا مشتک) (دمبلک) و (کنار) و برای نوازنده ی این ساز ها پسوند (سرای) را به کار میبرد مانند( کنار سرای). ون احتمالن از خانواده ی چنگ و زهی است. کنار نام یک درخت و نوعی چنگ است. سورپیک احتمالن مانند سرناست. مستک یا مشتک نوعی ساز دهنی بوده که بعدها (موسیقار) نام گرفت و چون داخل دست قرار میگرفته آن را مشتک میگفتند. دمبلک نیز ریشه و از خانواذه ی تمبک امروزی است. البته تمامی این تفسیر ها از روی حدس بوده وبا شبهه همراهند. کتاب دیگر درخت آسوریک است که موضوعش دیالوگ بین یک درخت و یک بز است. هرکدام از این دو حسن هایشان را بر میشمارند تا خود را برتر از دیگری جلوه دهند و در جایی از داستان بز میگوید(چنگ و ون و کنار و تنبور و بربط را به کمک من میسازند) از این میتوان نتیجه گرفت که این ساز ها زهی بوده و زه آن ها را از روده ی بز میساخته اند. کتاب دیگر (کارنامه ی اردشیر بابکان است که در آن گفته میشود اردشیر در زندان تنبور مینواخت و آواز میخاند. کتاب دیگر (بندهش) است که در آن از انواع بانگ وصوت و فرق صوت موسیقایی با صداهای دیگر سخن میرود. در این کتاب صوت موسیقایی را (ون بانگ) میگویند.

سونات