سایت فرهنگی , مذهبی شهید آوینی
1 امام رضا علیه السلام:

مَن حاسَبَ نَفسَهُ رَبَحَ و َمَن غَفَلَ عَنهَا خَسِر؛

آن کسى که نفسش را محاسبه کند، سود برده است و آن کسى که از محاسبه نفس غافل بماند، زیان دیده است.

(بحار الأنوار، ج 78، ص 352، ح 9)
2- امام كاظم عليه‏ السلام :

لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ فى كُلِّ يَوْمٍ فَاِنْ عَمِلَ خَيْرا اسْتَزادَ اللّه‏َ مِنْهُ وَ حَمِدَ اللّه‏َ عَلَيْهِ وَ اِنْ عَمِلَ شَيْئا شَرّا اسْتَغْفَرَ اللّه‏َ وَ تابَ اِلَيْهِ؛

از ما نيست كسى كه هر روز اعمال خود را محاسبه نكند تا اگر نيكى كرده از خدا بخواهد بيشتر نيكى كند و خدا را بر آن سپاس گويد و اگر بدى كرده از خدا آمرزش بخواهد و توبه نمايد.

(الاختصاص، ص 26)
3-امام علی عليه‏ السلام :

مَن حاسَبَ نفسَهُ وَقَفَ علی عُیُوبِهِ؛

هر کس به حساب نفس خود رسیدگی کند به عیبهایش آگاه شود.

(شرح غررالحکم، ج5، ص299)
4- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله:
لا یَکُونُ الرَّجُلُ مِنَ المُتَّقینَ حَتَّی یُحاسِبُ نَفسَهُ أشَدُّ مِن مُحاسَبَةِ الشَّریکِ شَریکَه؛
آدمی از پرهیزگاران نمی شود مگر اینکه حسابرسی او از نفسش سخت تر از حساب کشیدن او از شریکش باشد
(وسایل الشیعه، ج16، ص96)
5- امام علی عليه‏ السلام :
مَن حاسَبَ نَفسَهُ سَعِدَ؛
هركه نفس خود را محاسبه كند، خوشبخت شود.
(غرر الحكم، ح 7887 - منتخب ميزان الحكمة، ص 272)
redirect.php?a=redirect.php?a=redirect.php?a=** *******
سخن چینی
حدیث (1) امام صادق علیه السلام :

اِنَّ مِن اَكبَرِ السِّحرِ النَّميمَةَ يُفَرَّقُ بِها بِينَ المُتَحابَّينِ وَ يُجلَبُ العَداوَةُ عَلَى المُـتَصافِيَينِ وَ يُسفَكُ بِها الدِّماءُ وَ يُهدَمُ بِها الدُّورُ وَ يُكشَفُ بِها السُّتورُ وَ النَّمّامُ اَشَرُّ مَن وَطى‏ءَ عَلَى الرضِ بِقَدَمٍ؛

از بزرگ‏ترين جادو، سخن‏چينى است؛ زيرا با سخن‏چينى، ميان دوستان جدايى مى‏افتد، دوستان يكدل با هم دشمن مى‏شوند، به واسطه آن خون‏ها ريخته مى‏شود، خانه‏ها ويران مى‏گردد و پرده‏ها دريده مى‏شود. سخن‏چين، بدترين كسى است كه روى زمين راه مى‏رود.

بحارالأنوار، ج 63، ص 21، ح 14
حدیث (2) رسول اكرم صلى‏ الله‏ عليه ‏و ‏آله :

ثَلاثٌ يَقْبَحُ فيهِنَّ الصِّدْقُ: اَلنِّميمَةُ، وَ اِخبارُكَ الرَّجُلَ عَنْ اَهلِهِ بِما يَكْرَهُهُ، وَ تَكذيبُكَ الرَّجُلَ عَنِ الخَبَرِ؛

در سه چيز راستگويى زشت است: سخن‏چينى، خبر ناخوشايند دادن به مردى درباره زن و فرزندش و تكذيب كردن خبر كسى.
خصال، ص 87 ، ح 20
حدیث (3) پيامبر صلی الله علیه و آله :
لا يُـبَلِّغُنى اَحَدٌ مِنْكُم عَنْ اَحَدٍ مِن اَصحابى شَيئا، فَاِنّى اُحِبُّ اَنْ اَخْرُجَ اِلَيكُم و اَنَا سَليمُ الصَّدرِ؛
كسى از شما حق ندارد از هيچ يك از يارانم چيزى به من بگويد؛ زيرا دوست دارم در حالى كه چيزى از شما در دلم نيست به سويتان بيايم.
مكارم الاخلاق، ص 17

***
بخل

1- امام رضا عليه السلام:

اَلسَّخىُّ يَأكُلُ مِن طَعامِ النَّاسِ لِيَكُلوا مِن طَعامِهِ ، وَ البَخيلُ لا يَكُلُ مِن طَعامِ النَّاسِ لِئَلّا يَأكُلوا مِن طَعامِهِ؛

سخاوتمند، از غذاى مردم مى‏خورد، تا مردم از غذاى او بخورند، اما بخيل از غذاى مردم نمى‏خورد تا آنها نيز از غذاى او نخورند.

(عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 15، ح 26)
2- پيامبر صلى الله عليه و آله:

طَعامُ السَّخىِّ دَواءٌ وَ طَعامُ الشَّحيحِ داءٌ؛

غذاى سخاوتمند، داروست و غذاى بخيل، درد.

(بحارالأنوار، ج 71 ، ص 357، ح 22)
3- پيامبر صلى الله عليه و آله:

إِيّاكُم وَالشُّحَّ فَإِنَّما هَلَكَ مَن كانَ قَبلَكُم بِالشُّحِّ اَمَرَهُم بِالبُخلِ فَبَخِلوا وَأَمَرَ هُم بِالقَطيعَةِ فَقَطَعوا وَأَمَرَهُم بِالفُجورِ فَفَجَروا؛

از حرص بپرهيزيد كه پيشينيان شما در نتيجه حرص هلاك شدند، حرص آنها را به بخل وادار كرد و بخيل شدند. به قطع رحم وادار كرد و قطع رابطه كردند با خويشاوندان. به بدى وادارشان كرد و بدكار شدند.

(غررالحكم، ج2، ص460، ح3295)
4- امام على عليه السلام:

إِنَّ البُخلَ و َالجُبنَ و َالحِرصَ غَرائِزُ شَتّى يَجمَعُها سوءُ الظَّنِّ بِاللّه ؛

به درستى كه بخل و ترس و حرص، غريزه ها و تمايلات متعدد و پراكنده اى هستند كه سوءظن به خداوند آنها را جمع مى كند.

(كافى، ج8، ص243، ح337)
5- پيامبر صلى الله عليه و آله:

يا عَلىُّ لاتُشاوِر جَبانا فَإِنَّهُ يُضَيِّقُ عَلَيكَ المَخرَجَ وَلاتُشاوِرِ البَخيلَ فَإِنَّهُ يَقصُرُبِكَ عَن غايَتِكَ وَلاتُشاوِر حَريصا فَإِنَّهُ يُزَيِّنُ لَكَ شَرَّها؛

اى على با ترسو مشورت مكن، زيرا او راه بيرون آمدن از مشكل را بر تو تنگ مى كند و با بخيل مشورت مكن، زيرا او تو را از هدفت باز مى دارد و با حريص مشورت مكن، زيرا او حريص بودن را در نظرت زيبا جلوه مى دهد.

(علل الشرايع، ج2، ص559، ح1)
6- امام على عليه السلام:

لَو لاخَمسُ خِصالٍ لَصارَ النّاسُ كُلُّهُم صالِحينَ: أوَّلُهَا القَناعَةُ بِالجَهلِ، الحِرصُ عَلَى الدُّنيا، وَالشُّحُّ بِالفَضلِ، وَالرِّياءُ فِى العَمَلِ وَالعجابُ بِالرَّىِ؛

اگر پنج خصلت نبود، همه مردم جزوِ صالحان مى شدند: قانع بودن به نادانى، حرص به دنيا، بخل ورزى به زيادى، رياكارى در عمل، و خود رأيى.

(غررالحكم، ج2، ص451، ح3260)
7- پيامبر صلى الله عليه و آله:

اَنـَا اَديبُ اللّه‏ِ وَ عَلىٌّ اَديبى ، اَمَرَنى رَبّى بِالسَّخاءِ وَ الْبِرِّ وَ نَهانى عَنِ الْبُخْلِ وَ الْجَفاءِ وَ ما شَى‏ءٌ اَبْغَضُ اِلَى اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الْبُخْلِ وَ سوءِ الْخُلُقِ، وَ اِنَّهُ ليُفْسِدُ العَمَلَ كَما يُفْسِدُ الخَلُّ الْعَسَلَ؛

من ادب آموخته خدا هستم و على، ادب آموخته من است . پروردگارم مرا به سخاوت و نيكى كردن فرمان داد و از بخل و سختگيرى بازَم داشت . در نزد خداوند عزّوجلّ چيزى منفورتر از بخل و بد اخلاقى نيست. بد اخلاقى ، عمل را ضايع مى‏كند ، آن‏سان كه سركه عسل را.

(مكارم الاخلاق، ص 17)
8- امام على عليه السلام:

تِسْعَةُ اَشْياءَ قَبيحةٌ وَ هِىَ مِنْ تِسْعَةِ اَنـْفُسٍ اَقبَحُ مِنها مِنْ غَيْرِهِمْ: ضيقُ الذَّرْعِ مِنَ الْـمُلوكِ وَ الْبُخْلُ مِنَ الاَغْنياءِ وَ سُرْعَةُ الْغَضَبِ مِنَ الْعُلَماءِ وَ الصِّبا مِنَ الْكُهولِ وَ الْقَطيعَةُ مِنَ الرُّؤوسِ وَ الْكِذْبُ مِنَ الْـقُضاةِ وَ الزَّمانَةُ مِنَ الاَطِبّاءِ وَ الْبَذاءُ مِنَ النِّساءِ وَ الطَّيشُ مِن ذَوِى السُّلْطانِ؛

نُه چيز زشت است، اما از نه گروه زشت‏تر: درماندگى و ناتوانى از دولتمردان؛ بخل از ثروتمندان؛ زود خشمى از دانشمندان؛ حركات بچگانه از ميانسالان؛ جدايى حاكمان از مردم؛ دروغ از قاضيان؛ بيمارى كهنه از پزشكان؛ بدزبانى از زنان و سختگيرى و ستمگرى از سلاطين.

(دعائم الإسلام، ج 1، ص 83)
9- پيامبر صلى الله عليه و آله:

اَلا اُخْبِرُكُمْ بِاَبْعَدِكُمْ مِنّى شَبَها؟ قَالُوا: بَلى يا رَسولَ اللّه‏ِ. قالَ: اَلْفاحِشُ الْمُتَفَحِّشُ الْبَذى‏ءُ، اَلْبَخِيلُ، اَلْمُخْتَالُ، اَلْحَقودُ، اَلْحَسُودُ، اَلْقاسِى الْقَلْبِ، اَلْبَعِيدُ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ يُرْجى، غَيْرُ المَاْمونِ مِنْ كُلِّ شَرٍّ يُتَّقى؛

آيا شما را از كم شباهت‏ترينتان به خودم آگاه نسازم؟ عرض كردند: چرا، اى رسول خدا! فرمودند: زشتگوىِ بى آبروىِ بى شرم، بخيل، متكبر، كينه توز، حسود، سنگدل، كسى كه هيچ اميدى به خيرش و امانى از شرش نيست.

(كافى، ج 2، ص 291، ح 9)
10- امام باقر عليه السلام:

و ما مِنْ عَبْدٍ يَبْخَلُ بِنَفَقَةٍ يُنْفِقُها فيما يُرْضِى اللّه‏َ اِلاَّ ابْتُلىَ بِاَنْ يُنْفِقَ اَضْعافَها فيما اَسْخَطَ اللّه‏َ؛

هر كس از خرج كردن مالى در راه خداپسندانه بخل ورزد، چند برابر آن را در راه غير خداپسندانه هزينه خواهد كرد.

(نهج الفصاحه، ح 2779)
10-امام حسن سلام الله علیه :

اَلبُخلُ أن يَرَى الرَّجُلُ ما أنفَقَهُ تَلَفاً و ما أمسَكَهُ شَرَفاً.

بخل آن است كه آدمى آنچه را بخشيده است، تلف و آنچه را نگه داشته شرف بپندارد.

تحف العقول - ص 225. دانشنامه قرآن وحدیث ج10- ص94 - ح5758
redirect.php?a=redirect.php?a=redirect.php?a=** redirect.php?a=redirect.php?a=*****

طمع
حدیث (1) امام على عليه السلام :

اَعجَبُ ما فِى النسانِ قَلبُهُ وَ لَهُ مَوارِدُ مِنَ الحِكمَةِ وَ اَضدادٌ مِن خِلافِها فَاِن سَنَحَ لَهُ الرَّجاءُ اَذَ لَّهُ الطَّمَعُ وَ اِن هاجَ بِهِ الطَّمَعُ اَهلَكَهُ الحِرصُ وَ اِن مَلَكَهُ اليَأسُ قَتَلَهُ السَفُ... فَكُلُّ تَقصيرٍ بِهِ مُضِرٌّ وَ كُلُّ اِفراطٍ بِهِ مُفسِدٌ؛

شگفت‏ترين عضو انسان قلب اوست و قلب مايه هايى از حكمت و ضد حكمت دارد. اگر آرزو به آن دست دهد، طمع خوارش مى گرداند و اگر طمع در آن سر بركشد، حرص نابودش مى‏كند و اگر نااميدى بر آن مسلّط شود، اندوه، او را مى‏كُشد... هر كوتاهى برايش زيانبار است و هر زياده‏روى برايش تباهى آفرين.

(علل الشرايع، ص 109، ح 7)
حدیث (2) امام على عليه السلام :

اَلكَفُّ عَمّا فى أَيدِى النّاسِ عِفَّةٌ وَكِبَرُ هِمَّةٍ؛
طمع نداشتن به آنچه در نزد مردم است، (نشان) عزت نفس و بلند همتى است.

(غررالحكم، ج1، ص365، ح1387)
حدیث (3) امام على علیه السلام :

أَعظَمُ النّاسِ ذُلاًّ الطّامِعُ الحَريصُ المُريبُ؛
ذليل ترين مردم، كسى است كه طمعكار، حريص و وسوسه گر باشد.

(غررالحكم، ج2، ص 259، ح2549)
حدیث (4) امام على علیه السلام :

اَکثَرُ مَصَارعِ* العُقُولِ تَحتَ بُرُوقِ المَطَامِعِ؛

قربانگاه عقلها غالبا در پرتو طمعها است.

(محاضرات، ج1، ص251)
حدیث (5) امام على علیه السلام :

الطَّمَعُ رِقٌّ مُؤَبَّدٌ؛

طمع ورزى ، بردگيِ هميشگى است.

(نهج البلاغه، حکمت180)
حدیث (6) امام سجاد علیه السلام:
الخیرَ کُلُّهُ قَد اجتَمَعَ فی قَطعِ الطّمعِ عمّا فی أَیدِی النّاس؛
تمامیِ خیر و خوبی در بریدن طمع و چشم نداشتن به آنچه که در دستان مردم جمع شده، است.
(جهادالنفس، ص276)
redirect.php?a=redirect.php?a=redirect.php?a=** redirect.php?a= فسق





1- پيامبر صلى الله عليه و آله:

لا تَكُل طَعامَ الفاسِقينَ؛

غذاى مردم فاسق را نخور.

(امالى شيخ طوسى، ص‏535)
2- امام صادق عليه السلام:

إِذا جاهَرَ الفاسِقُ بِفِسقِهِ فَلا حُرمَةَ لَهُ وَلا غيبَةَ؛

هرگاه شخص فاسق و گنهكار آشكارا گناه كند، نه حرمتى دارد و نه غيبتى.

(بحارالأنوار، ج75، ص253، ح32)
3- امام صادق عليه السلام:

قَد يَخْرُجُ [العبدُ] مِن الإيمانِ بخَمْسِ جِهاتٍ مِن الفعلِ كُلُّها مُتَشابِهاتٌ مَعروفاتٌ : الكفرُ و الشِّركُ و الضّلالُ و الفِسقُ و رُكوبُ الكبائرِ؛

بى‏گمان بنده به سبب يكى از پنج كار كه همگى مانند هم و شناخته شده هستند، از ايمان خارج مى‏شود : كفر، شرك، گمراهى، فسق و ارتكاب كبائر.

(تحف العقول، ص 330 - منتخب ميزان الحكمة، ص 60)
4- پيامبر صلى الله عليه و آله:

أربَعةٌ لَيست غِيبَتُهُم غِيبَةً : الفاسِقُ المُعلِنُ بِفِسقِهِ، والإمامُ الكَذّابُ إن أحسَنتَ لم يَشكُرْ وإن أسَأتَ لم يَغفِرْ، والمُتَفَكِّهونَ بالاُمَّهاتِ، والخارِجُ عنِ الجَماعةِ الطاعِنُ على اُمَّتِي الشاهِرُ علَيها بسَيفِهِ؛

چـهار كسند كـه غيبت كردن از آنها غـيبت نيست : فاسقى كه فسق خودرا آشكارمى‏سازد، پيشواى دروغگويى كه اگر خوبى كنى، سپاسگزارى نمى‏كند و اگر بدى كنى، نمى‏بخشد، كسانى كه از سر خنده و شوخى فحش مادر مى‏دهند و كسى كه از جماعت مسلمانان كناره گيرد و بر امّت من عيب گيرد و به روى آنها شمشير كشد.

(بحار الأنوار،ج 75، ص 261، ح 64 - منتخب ميزان الحكمة، ص 438)
5- پيامبر صلى الله عليه و آله:

سِبابُ المؤمِنِ فُسوقٌ و قِتالُهُ كُفرٌ و أكلُ لَحمِهِ مِن مَعصيَةِ اللّه؛

ناسزاگفتن به مؤمن فسق است و جنگيدن با او كفر و خوردن گوشت او (غيبت كردن از وى) معصيت خداست.

(بحار الأنوار، ج 75، ص 148، ح 6 - منتخب ميزان الحكمة، ص 264)
6- امام على عليه السلام:

اِحذَرْ مُصاحَبَةَ الفُسّاقِ والفُجّارِ والُمجاهِرِينَ بِمَعاصِي اللّه؛

از همنشينى با افراد فـاسـق و فاجر و متظاهر به معاصى خدا دورى كن.

(غرر الحكم، ح 2601 - منتخب ميزان الحكمة، ص 316)
7- امام على عليه السلام:

إيّاكَ و مُصاحَبَةَ الفُسّاقِ؛ فإنَّ الشَّرَّ بالشَّرِّ مُلحَقٌ؛

از همنشينى با فاسقان دورى كن ؛ زيرا بدى به بدى مى‏پيوندد.

(بحار الأنوار، ج 74، ص 199، ح 36 - منتخب ميزان الحكمة، ص 316)
8- امام على عليه السلام:

يَجِبُ على الإمامِ أنْ يَحْبِسَ الفُسّاقَ مِن العُلَماءِ، والجُهّالَ مِن الأطِبّاءِ، والمَفالِيسَ مِن الأكْرِياءِ؛

بر امام واجب است كه علماى فاسق و پزشكان نادان و كرايه كنندگان بى چيز و ورشكسته را بازداشت كند.

(الفقيه، ج 3، ص 31، ح 3266 - منتخب ميزان الحكمة، ص 128)
9- امام صادق عليه السلام:

لا أقبَلُ شهادَةَ الفاسِقِ إلاّعلى نَفسِهِ؛

شهادت فاسق را جز بر ضدّ خودش نمى‏پذيرم.

(كافي، ج 7، ص 395، ح 5 - منتخب ميزان الحكمة، ص 304)

10- دشمنی با مومن یا دوستی با فاسق

ـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، مُعاداةُ المُؤمِنينَ خَيرٌ مِن مُصادَقَةِ الفاسِقِ؛

- درباره آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: اى پسرم! دشمنى با مؤمنان، از دوستى با فاسق، بهتر است.

(الاختصاص، ص 338 - بحار الأنوار، ج 13، ص 428، ح 23)

انتخاب و ارسال : سونات



: