از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد
خدا

مفاهیم عمومی
ندانم*گرایی • بی*خدایی • تراخداباوری • خدانامهم*دانی • ناخداباوری
دادارباوری • یکتاپرستی • یک*ازچندپرستی • خداناشناس*دانی
یکتاپرستی گزینشی • دوگانه*پرستی • سه*گانه*پرستی • چندخدایی
خدافراگیردانی • خداباوری • همه*خدایی • ضدخدایی

مفاهیم اختصاصی
واجب*الوجود • خالق • معمار • عقل فعال • شیطان
حامی و رزّاق • لرد • پدر • موناد
یگانگی • وجود برتر •
شخصی • وحدت وجود • ثنویت
سه*گانگی (تثلیث)
در ادیان ابراهیمی
(در بهاییت، در مسیحیت، در اسلام، در یهودیت)
در یافالی • در بوداییسم • در هندوییسم
در جینیسم • در آیین سیک • در آیین زرتشتی

ویژگی*ها
عالم مطلق • قادر مطلق
حضور در همه جا در آن واحد • خیر اعلی • بسیط
مجرد • شخص*وار • بزرگترین موجود قابل تصور

خدا و انسان
ایمان • نماز • عقیده • وحی
عرفان • توکل • متافیزیک
تصوف • جادو • علوم خفیه

وحی در لغت به هر نوع القای آگاهی نظیر اشاره، آواز، الهام، رؤیا، وسوسه، کتابت و... اطلاق می*گردد. مخفیانه بودن و سرعت نیز در بعضی از استعمالات وحی لحاظ گشته*است.[۱]

در اصطلاح مفسران قرآن و دانشمندان علوم قرآنی، وحی ارتباطی معنوی است که برای پیامبران الهی، جهت دریافت پیام آسمانی از راه اتصال به غیب برقرار می*شود. پیامبر، گیرنده*ای است که پیام را به*واسطه همین ارتباط و اتصال (وحی) از مرکز فرستنده آن دریافت می*کند.[۲]

وحی بر رسولان و پیامبران به دو گونه*است:

القا در قلب، یعنی شیوه الهام یا رویای صادقه.
سخن گفتن از آن سوی حجاب الهی با فرستادن جبرئیل.

وحی در قرآن
وحی در هنگام نبرد از جبرئیل فرشته به محمد پیامبر.

واژه وحی در قرآن به معناهای زیر به کار رفته*است[۳]:

الهام فطری به انسان، همانند الهام به مادر موسی که فرزندش را به رود نیل بیندازد.(سوره قصص، آیه ۷)
الهام غریزی به حیوانات، همانند الهام به زنبور عسل (سوره نحل، آیه ۶۸)
فرمان به جمادات، همانند فرمان دادن به زمین در آستانه روز قیامت (سوره زلزال، آیه ۵)
وسوسه شیطانی (سوره انعام، آیه ۱۱۲)
اشاره سریع، (سوره مریم، آیه ۱۱)
خبردادن و آگاهیدن (سوره آل عمران، آیه ۴۴)
رویا؛ همانند رویای ابراهیم درباره ذبح فرزندش.
تشریعی؛این قسمت از وحی مخصوص پیامبران است.
اقتدار

اقتدار یا اتوریته (به فرانسوی: Autorité)، به فرد یا مقامی نسبت داده می*شود که می*تواند به فرد تحت اقتدار دستوری بدهد و فرد تحت اقتدار از او پیروی می*کند. اقتدار، به فرد یا مقامی نسبت داده می*شود که فرد (یا افراد) تحت اقتدار از او [فرد مقتدر] اطاعت می*کنند. اطاعت به معنای عمل کردن بی*چون و چرا به فرمان یا دستور است. برای مثال در آزمایش میلگرام افراد با وجود این*که نمی*خواستند به شکنجهٔ فرد دیگری بپردازند بخاطر وجود اقتدار نمی*توانستند از این عمل سرباز زنند.[۱]
آنارشیسم و اقتدار

اتوریته یکی از مسائل مهمی است که در آنارشیسم بررسی می*شود. یکی از تعاریف معروف آنارشی «نبود فرمانروایی و اقتداری اجباری» است.[۲] آنارشیست*ها اقتدار را محکوم می*کنند و آن را یکی از عوامل قوی بازتولید سلسله مراتب قدرت (که با آن مخالفند) می*دانند.[۳]
انسان*ها در مقابل اقتدار

آزمایش*های میلگرام نشان می*دهد که اکثر انسان*ها ترجیح می*دهند که از یک اقتدار اطاعت کنند تا این*که خودشان مسئولیت اعمالشان را به عهده بگیرند. و هنگامی که فرمان اقتدار با دستگاه ارزشی آن*ها جور نباشد (بیشتر افراد) دچار تنش می*شوند و سرپیچی از اقتدار برایشان سخت است.[۱] افراد برای خارج شدن از اقتدار دچار تنش می*شوند.
اقتدار مشروع

[۴] 'به گفتهٔ وبر اقتدار مشروع یا سلطهٔ مشروع آن است که گروه معینی از مردم از فرمان معینی که شخص یا اشخاص معینی می*دهند، به رضا و رغبت اطاعت کنند' و برای آنکه سلطهٔ (اقتدار) مشروع پدید آید باید این ویژگی*ها جمع باشند: - باید یک فرمانروا (حکمروا) یا گروهی فرمانروا (حکمروایان) وجود داشته باشند. - فرمان*بردار یا گروهی از فرمان*برداران وجود داشته باشد. - فرمانروا باید دارای اراده*ای باشد که بر اعمال فرمان*برداران مؤثر باشد و این اراده به*صورت فرمان، پدیدار شود. - فرمان*برداران در عمل، فرمان را گردن نهند. - فرمان*برداران به*طور ذهنی نیز فرمان را پذیرفته و از آن*ها اطاعت کنند. انواع اقتدار مشروع به گفتهٔ وبر سه نوع هستند: اقتدار مشروع سنتی یا سلطه مشروع سنتی، فرهیخته Traditional Authority اقتدار مشروع پیشوائی 'فرهمند' کاریزما Charismatic Authority اقتدار مشروع عقلی و قانونی بوروکراتیک Bureaucratic Authority
ریشهٔ لغت
از ریشهٔ لاتین آکتوریتاس است و به معنای اختراع، پند، نظر، نفوذ یا فرمان و دستور می* باشد
سونات