از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد

کلاد[۱] (ازریشه یونانی کلادوس به معنای شاخه) کلمه*ای است که در سال ۱۹۵۷ توسط زیست*شناس انگلیسی جولیان هاکسلی[۲] پیشنهاد گردید.
در تصویر بالا گروه آبی و قرمز نمایانگر زیست دسته یا کلاد هستند ولی گروه سبز را نمی*توان یک کلاد در نظر گرفت زیرا گروه آبی را با وجود این که نواده*ای از نیای مشترک گروه سبز است شامل نمی*شود.

در دانش سامانه*شناسی زیستی، کلاد تک*شاخه*ای از درخت زندگی است که یک نیای مشترک و تمامی نوادگان او (شامل گونه*های از میان رفته و گونه*های زنده) را در بر می*گیرد. بر خلاف طبقه*بندی لینه*ای که در آن از سطوح آرایه*شناختی مختلفی همچون فرمانرو، دسته، رده و راسته استفاده می*شود، طبقه بندی بر اساس کلاد توان پیروی از چنین رویکردی را ندارد و نامگذاری آرایه*شناسی لینه*ای و کلادیستیک همواره با یکدیگر هماهنگ نیستند.
کلاد را با رعایت این پیش شرط اساسی که تمامی گونه*های منشعب شده از نیای مشترک را در بر گیرد می*توان در هر سطحی مورد ارزیابی قرار داد. چنین گروهی را گروه فراگیر یا مونوفیلتیک[۳] گویند. کلادیست*ها رده، رسته و یا خانواده*ای را که تنها برخی از گونه*های منشعب شده از نیای مشترک را شامل می*شوند گروه نافراگیر یا پارافیلتیک[۴] نامیده و نمی*پذیرند. به عنوان مثال از دیدگاه آن*ها نامگذاری گروهی بنام خزندگان و جدا کردن آن از پرندگان درست نیست زیرا در این صورت گروه خزندگان یک گروه پارافیلتیک خواهد بود. با توجه به این نکته که پرندگان از دایناسورها منشعب شده*اند و با خزندگان نیای مشترکی دارند، نمی*توان خزندگان را کلادی جدا در نظر گرفت.
بر پایه همین نگرش، کلادیست*ها نامگذاری گروهی بنام میمون*ها و جدا ساختنش از کپی*ها را درست نمی*دانند. میمون یک تقسیم بندی پارافیلتیک است که شامل میمون*های دنیای قدیم و میمون*های دنیای جدید می*شود. این تقسیم*بندی کپی*ها را که با میمون*های دنیای قدیم نیای مشترک دارند، به کناری نهاده*است که از دیدگاه کلادیست*ها نا درست است. میمون*های دنیای قدیم و کپی*ها خود با میمون*های دنیای جدید نیای مشترک دارند پس از دیدگاه کلادیست*ها هنگامی می*توانیم از واژه میمون به عنوان یک کلاد بهره جوییم که بپذیریم انسان نیز یک میمون است و در غیر این صورت بهتر است این واژه را به یکباره کنار بگذاریم.
سونات