کتیبه*دوزی

از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد, سیری درایران

کتیبه دوزی نوعی دوخت است که در آن طرح*هایی از آیات، اسامی امامان ۱۲ گانه شیعه و اشعار به شیوه خطوط ثلث، مثنی، معما، طغری، شبه طغری، تسلسلی یا دیوانی، سایر خطوط تفنن یا نستعلیق با قلم دانگ بالا با استفاده از نخ*های سرمه، ملیله، نقده یا گلابتون دوخته می*شود. در کتیبه دوزی از دوخت*های ساتن*دوزی و ده*یک دوزی استفاده می*گردد و معمولا زیر دوخت را با مقوا یا دوخت*هایی مثل بخیه روی هم، پنبه*دوزی و یا فتیله*دوزی برجسته می*نمایند. نوع نخ استفاده شده در کتیبه*دوزی نخ گلابتون، نقده و سرمه است. موارد مصرف کتیبه*دوزی بیشتر در پرده*ها، روکش قبرها، تابلوها، تزئین روی لباس*ها، سفره*ها، رومیزی*ها و ... می*باشد.
كتيبه: آنچه به خط جلي نسخ يا به خط طغري يا به خط كوفي بر دور ديوار مساجد و مقابر و اماكن متبركه يا سردر دروازه خانه امرا و بزرگان نويسند. اما در اصطلاح هنري كتيبه دوزي به دوختي اطلاق مي شود كه در آن طرحهايي از آيات ، اسما ، اسامي ائمه اطهار (ع) و اشعار به شيوه خطوط : ثلث ، مثني ، معما ، طغري ، شبه طغري ، تسلسلي يا ديواني ، ساير خطوط تفنن يا نستعليق با قلم دانگ بالا با استفاده از نخهاي سرمه ، مليله ، نقده يا گلابتون دوخته مي شود.

در كتيبه دوزي از دوختهاي ساتن دوزي و ده يك دوزي استفاده مي گردد و معمولا زير دوخت را با مقوا يا دوختهايي مثل بخيه روي هم ، پنبه دوزي و يا فتيله دوزي برجسته مي نمايند. نوع نخ به كا برده شده در كتيبه دوزي عبارتند از نخ گلابتون ، نقده و سرمه. موارد مصرف كتيبه دوزي بيشتر در پرده ها ، روكش مقابر ، تابلوها ، تزئين روي لباسها ، سفره ها ، روميزيها و غيره مي باشد.
چسبانه*کاری یا کلاژ (به فرانسوی: Collage)
روشی در تولید آثار تجسمی است که در آن مصالح و مواد مختلف (چون کاغذهای رنگی، مقوا، پارچه، ریسمان، بریده روزنامه، عکس و جز اینها) را بر سطح بوم، تخته یا مقوا با ترکیب توامان و مناسب می*چسبانند. و گاه با نقاشی و طراحی به تکمیل آن می*پردازند.

تکه*چسبانی در اوایل سده بیستم به تکنیک محبوب هنرمندان نوگرا تبدیل شد. نقاشان کوبیست، دادائیست و سورئالیست این اسلوب را بکار می*گرفتند. پابلو پیکاسو، نقاش کوبیست، اولین فردی بود که این روش را برای نقاشی (طبیعت بی*جان با صندلی، ۱۹۱۲) بکار برد. هانری ماتیس، کازیمیر ماله*ویچ، دیوید هاکنی و بسیاری دیگر نیز آثاری را با این اسلوب خلق کرده*اند.
سوزن دوزی
سوزندوزی یکی از صنایع دستی و هنرهای ایرانی است که در استان سیستان و بلوچستان و بعضی از مناطق دیگر ایران انجام می*گیرد. طرح*های سوزن*دوزی*ها بیشتر از رویاهای زنان بلوچ الهام می*گیرد تا از طبیعتی که در آن زندگی می*کنند.[۱]
لباس دست دوز زیبای بلوچی
شیوهٔ دوخت

در سوزن*دوزی روی سطح پارچه*های ساده طرح*هایی را با نخهای رنگی ترسیم می*کنند. این کار با کمک سوزن و قلاب انجام می*شود و بخیه*های ظریفی روی پارچه می*دوزند.[۲]

در روش*های اجرای سوزن*دوزی تنوع زیادی وجود دارد. معمولاً برای سوزن*دوزی از کارگاه گلدوزی (قابی به شکل مستطیل یا دایره برای صاف نگه داشتن پارچه) استفاده می*شود. روی پارچه*های کتان، زربافت، ابریشمی، پشمی و پنبه*ای روش*های مختلف سوزن*دوزی اجرا می*شود و در آن از نخ*های ابریشمی، پشمی، الیاف مصنوعی، نخ گلابتون، نخ نقده، نخ ملیله و نخ سرمه استفاده می*شود.[۳]
سوزندوزی پرکار بلوچی
تاریخچه

هشت*هزار سال پیش مردمی که در غار کمربند در نزدیکی شهر بهشهر و در کنارهٔ جنوبی دریای خزر می*زیستند به کشت غله و پرورش بز و گوسفند روزگار می*گذراندند. آنان پشم گوسفندان را می*چیدند و ظاهراً پارچه می*بافتند و کار دوختن را نیز با سوزن*های شاخک*داری که به جا نهاده*اند انجام می*دادند.[۴]


در همان زمان در غرب فلات ایران در چتل هیوک واقع در ترکیهٔ امروزی فن بافندگی رواج پیدا کرد و در حفاری*هایی که در آن منطقه انجام شد نحوهٔ تکامل آن کاملاً روشن شده*است. در آن حفاری*ها تکه*هایی از چند دست*بافت پیدا شد که به صورت سنگواره*های ذغال*شده بر جای مانده بود و نمونه*هایی از پارچه*های مختلفی که به احتمال زیاد از کتان بافته شده بود اما بیشتر شبیه به پارچه*های پشمی بود و نیز قطعات زری*دوزی*شده همانند قالب*هایی که امروزه هم در این نواحی بافته شده*است.[۵]

کمی بعد باز هم مدارکی دال بر فن بافندگی در ایران امروزی در تپه سیلک نزدیک کاشان به دست آمده*است که مربوط به دو یا سه قرن پیش از آن است. غیر از این، مدارک بسیاری از جمله دوک*های نخ*ریسی یا لنگرهای ریسندگی بی*شمار در حفاری*های سراسر ایران به دست آمد که مؤید رواج بافندگی و سوزن*دوزی در ایران در طول زمان*های مختلف است.[۶]

سوزن*دوزی*های سنتی ایران یکی از روش*های دیرینهٔ تزیین جامه و بسیاری از منسوجات است که به*نوعی در زندگی بشر کاربرد داشته و دارد. دست*دوخت*ها به*جز جنبهٔ تزیینی و شناسنامه*ای که دربرگیرندهٔ اقلیم و جامعهٔ پدیدآورنده*اش است در بعضی از اوقات به دلیل عقاید مذهبی روی البسه جلوه*گری می*کرد. پیش از اسلام به جز جنبهٔ تزیینی، جنبهٔ طلسم*گونهٔ آن نیز مطرح بوده*است.[۷]

پس از ظهور اسلام در ایران رودوزی*های سنتی ایران به حیات تأثیرپذیر خود همچنان ادامه می*دهند و اگرچه تحولی شگرف در نقش*های ایرانی پدید می*آید اما خصوصیات ایرانی خویش را از دست نمی*دهند. اعتقادات مذهبی هنرمندان در بعضی نقاط و پرهیز از شبیه*سازی و همانندپردازی سبک جدید از نقش*مایه*های باستانی را به ارمغان می*آورد و این نگرش در مناطق مختلف به گونه*ای کاملاً متفاوت از یکدیگر جلوه*گری می*کند. دوختن کلمات قرآنی به خط کوفی برای حفاظت از شر شیطان و حوادث بد، یکی از تأثیرات آشکار در این هنر دیرینه*است.[۸]

ایلخانیان و تیموریان برخلاف دورهٔ قبل که همگی از شیوه*های عمدهٔ ساسانی پیروی می*کردند در صنعت نساجی دگرگونی کاملی پدید آوردند و ابریشم*دوزی، زری*دوزی، پولک*دوزی، ملیله*دوزی، گلابتون*دوزی و... بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت.[۹]

با ورود فرهنگ و هنر چینی به*وسیلهٔ مغول، نقش*هایی از گیاهان و گل*های متأثر از هنر چینی در آثار این دوره تبلور می*یابد. اگرچه از آن دوره اثری باقی نمانده*است اما «فیلیس اگرمان» از روی مینیاتورهای آن دوره سوزن*دوزی*ها و گلدوزی*های آن زمان به*خوبی توصیف کرده*است. در این زمان هنرمندان از طرح*های محرابی، لچک ترنجی، هندسی برای تزیین پرده*ها، لباس*ها، چادرها و... استفاده می*کردند.[۱۰]

در عصر صفویه همچون بسیاری از هنرها، انواع رودوزی*ها نیز به اوج خود رسید و پیشرفت زیادی کرد تا حدی که باعث قطع نفوذ هنر چینی شد. از نقوش رایج این دوره می*توان انواع بته*جقه (قهر و آشتی، گل بادامی، مادر و بچه، بته ترمه، سه*قلو، سه*سر، درخت زندگی دوقلو، بته*جقه شاخ گوزنی، انواع گل*های اسلیمی و ختایی، شاه عباسی پیچکی، گل اناری، برگی و...) را نام برد.[۱۱]

در عصر شاه عباس از تمام هنرمندان از جمله هنرمندانی که به امر رودوزی*های سنتی مشغولند برای راه*اندازی هنرهای سنتی و قدیمی به اصفهان دعوت می*شود و صاحبان این مشاغل دارای اعتبار و شهرت اجتماعی بودند و حتی در آن زمان محله*ای به نام مطرکاران یعنی قلابدوزها معروف بوده*است.[۱۲]
استفاده از سوزن*دوزی در لباس*های درباری ایران


فرح پهلوی، از علاقه*مندان به هنر سوزن*دوزی بود. به سفارش وی، برخی لباس*های درباری در دهه ۵۰ خورشیدی دوخته*شده و آراسته به سوزن*دوزی بودند.[۱۳

سونات